جامعه شناسی دین

دانلود پایان نامه

عاملی کنترل کننده برای انسانِ تاجر وسوداگر است «به این مفهوم که آنگاه که انسان به توسط برهان، یقین پیدا کرد که بهشتی وجود دارد که افراد نیکوکار به آنجا می روند و جهنمی نیز وجود دارد که افراد بدکار به آنجا می روند، یاخواه ناخواه کنترل می شود و یا اگر غریزه ای بخواهد برانگیخته شود و طغیان کند، این اعتقاد مانع او می شود.»
لذا «هر که مشتاق بهشت باشد، خود را از شهوتها دور نگه می دارد.» و انسانی که به آخرت معتقد است، خود را در راه بازگشت به سوی کردگار می بیند و با آرزو و فریب خود را درگیر کردار ناسازگارانه نمی کند. می داند که ریز و درشت اعمالش را باید پاسخگو باشد و از پاداش و عذاب الهی گریزی نیست، هیچ گاه مرتکب اعمال و رفتارهای نامطلوب نمی گردد، گناهش کاهش می یابدو به انجام آداب و سنتهای پسندیده تمایل پیدا می کند.
از طرفی بازداشتن نفس از هوی ها، حاصل شیرین حساب بری ( وخوف) از خداست. در این صورت هر چه انسان با حقیقت و ذات حق بیشتر آشنا شود، و از مقام (عدالت) خداوند بهراسد و نفس را از هوی بازمی دارد و بهشت راجایگاه خویش می نماید.
«در جامعه شناسی دینی نیز ایجاد ترس در دل متخلّف در کنار تشریح آسیب های تخلّف و سعی در تقویت ایمان تک تک مردمان، به عنوان یک اصل جامعه ساز، مطرح است.»
لذا در مسیر سخت زندگی و لغزشگاه های آن، باید اندیشه ی معاد را در ذهن گذرانده و با یاد آوری مرگ از هر اندیشه ای که انسان را از راه روشن، باز می دارد، دوری گزید.در این صورت به انجام هنجارهای الهی ترغیب می شود.
5-1-3.پاداشوکیفرهای دنیوی در برانگیختن انگیزه ها
از آنجایی که فطرت انسان تمایل به کمالات و نیکویی ها دارد و «تشویق» به معنای برانگیختن، به شوق آوردن، راغب ساختن و شایق کردن است و تنبیه به معنای بیدار کردن، آگاه کردن، هشیار ساختن و ادب کردن است. لذا برای شکوفا ساختن استعدادهای انسان و برپایی فرهنگ اسلامی، نیازمند عاملی در جهت برانگیختگی رفتارهای نیک و بازدارندگی از اعمال ناپسند می باشد. چنانکه حضرت حق نیز از تأثیر پاداش و کیفر الهی در جهت کمال انسان استفاده می کند.
به نیکی یاد کردن، پیوسته تشویق کردن وشمارش هنجارهای مهم انجام شده، نیرویی است که انسان را به کوشش و حرکت بیشتر برمی انگیزاند و از کار مانده را، به خواست خدا، به کار و تلاش ترغیب می نماید.
به عبارتی می توان گفت تشویق و قدردانی و از جهتی ترس از مجازات و یا احساس محرومیت نسبی از اینکه اگر هنجاری را رعایت نکند، دچار محرومیت می گردد، افراد راملزم به انجام هنجار ها می کند.
به همین دلیل امام علی علیه السلام اشاره دارند که دین امر به معروف می کند، ترغیب به انجام دستورات الهی می نماید و از طرفی شمشیر می گشاید و نهی از منکر می نماید.
اما در کیفر وپاداش و”میزان تأثیر آن “نکاتی قابل توجه است که باید در نظر گرفته شود :
١-پاداش و جزا زمانى معنا مى یابد که انسان آزاد باشد. از بین دو راه، راه صحیح را انتخاب کند تا مستحق پاداش شود و یا راه خطا را انتخاب کند تا مستحق جزا شود. لذا انسانی که اختیار دارد، به امید پاداش وکیفر الهی نفس خویش را از آنچه ناپسند است باز می دارد و به آنچه واجب گردانیده وا می دارد.
٢- میان نیکان و بدان باید تفاوت قائل شد،چرا که خوب وبد یکسان نیستند.هنر مربیان و فرهنگ آفرینان در جامعه این است که، انسان را به کمالات حقیقی متصف کنند و از آنچه که باعث تباهی و انحراف آنهاست دور کنند و با هر کسی، به تناسب وضعیت رفتاری اش برخورد نمایند.
حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می فرمایند: « هرگز نباید نیکوکار و بدکار در نزد تو یکسان باشند. اگر چنین باشد، رغبت نیکوکار در نیکی کم می شود و بدکار را به بدی وادارمی نماید، پس هر یک از ایشان را مطابق کارش جزا ده.
3-تشویق روشی برای تنبیه گنهکاراران به شمار می آید،با توجه به فطرت انسان، می توان فضایی از رحمت و محبت ایجاد کرد و بدکاران را به درستی و نیکی سوق داد.امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «گنهکار را به وسیله ی پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن » و یا در عبارتی دیگر حضرت از ما می خواهند که به وسیله ی خوبی با بدی بستیزید.
لذا پاداش و کیفر، تشویق وتنبیه، وفرق گذاشتن میان نیکان و بدان، می تواند بهترین وسیله ی تقویت رفتارهای نیک در انسان باشد و بهترین روش در دور کردن نقایص و جلوگیری از هنجارگریزی ها گردد.
5-1-3-1.عوامل اثر گذار در پاداش ها و کیفر ها
انسان به دلیل آزادی اراده و داشتن عقل، مسئول رفتار های خویش است واز جهت دیگر تفاوتهای روانی و نیازهای فردی را باید مد نظر قرار داد‏، تا فضای مناسبی در جهت انگیزه به پایبندی به هنجارها به وجود آید. با این شرط، انسان ملزم به یک سری آداب اخلاقی است که نه تنها در پرتو آنها انگیزه ها برای رعایت هنجارها سست نگردد بلکه باید بدین وسیله، زمینه ها و انگیزه های ارتکاب به عمل ناشایست را خشکاند. در اینجا آداب و روش های تشویق وتنبیه ،پاداش وکیفر ذکر می شود:
الف( به اندازه، سنجیده ‏و متناسب باشد
پاداش وکیفرها، چنانچه از حد و مرز خود فراتر رود چه بسا ناهنجاریهای فاجعه آمیزی رخ دهد و موجب گستاخی و لجاجت گردد. سخت گیری بیش از اندازه و تنگی حال، ممکن است موجب پریشانی، و فساد خصلتها وخویها شود. پس اگر از پریشان حالی در فردی، ناهنجاری دیده شود باید او را معذور داشت.در مورد تشویق وپاداش دادن نیز باید به اندازه وسنجیده عمل نمود.
ب) وسیله باشد نه هدف
ایجاد انگیزه ونقش آن باید در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی باشد. به عنوان مثال نباید چنان باشد که فقط انسان درگیر مسائل دنیوی گردد و نقش آخرت گرایی را از یاد ببرد.
به همین علت زمانی که حضرت علی علیه السلام بر منبر می نشستند، تشویق به تقوا وترک دنیا و توجه به آخرت می نمودند.
ج) متوجه رفتار و کردار شخص باشد
برای جدایی شخص نابهنجار از اشتباه و گناه، هیچ گاه نباید شخصیت انسانی و حقیقت وجود او را موأخذه کرد، بلکه باید به صفت و ویژگی کردار و رفتار او اشاره کرد. چنانکه خداوند این گونه عمل کردن سفارش می کند.
د) استحقاق آن را داشته باشد
نحوه ی برخورد باید چنان باشد که فرد خود را مستحق آن بداند، تا نقشی سازنده داشته باشد. لذا حضرت علی علیه السلام در ضمن تسلیتی به اشعث بن قیس در مرگ فرزندش آنچه راکه موجب استحقاق فرد می شود را، با ذکر دلایل و ظرافتهایی، بیان می کنند :«اگر برای پسرت اندوهناکی، به خاطر پیوند خویشاوندیسزاوار است. اما اگر شکیبا باشی، هر مصیبتی نزد خدا پاداشی است. ای اشعث! اگر شکیبا باشی تقدیر الهی بر تو جاری می شود وتو پاداش داده خواهی شد، و اگر بیتابی کنی نیز، تقدیر الهی بر تو جاری می شود و توگناهکاری.ای اشعث پسرت، تو را شاد می ساخت و برای گرفتاری و آزمایش بود، و مرگ او تو را اندوهگین کرد در حالی برای تو پاداش و رحمت است.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.