جانشینی پیامبر

دانلود پایان نامه

فخر رازی نیز بعد از ذکر این حدیث به این مسأله که «آل» چه کسانی هستند پرداخته و می‌گوید:
به نظر من آل محمد کسانی هستند که بازگشت امرشان به او است و هر کس ارتباطش با پیامبر محکمتر و کامل‌تر باشد او آل محمد محسوب می‌شود و شکی نیست که فاطمه و علی و حسن و حسین محکم ترین پیوند و ارتباط را با رسول خدا داشتند که این از مسلّمات است و به تواتر نیز ثابت شده است، بنابراین لازم است که آنها را آل پیامبر بدانیم.
3-2-2-1-3- دلالت آیه بر امامت امام علی
به لحاظ اینکه مودت اهل بیت اجر رسالت قرار گرفته است، باید این مودت بر دیگران واجب باشد؛ زیرا معقول نیست که از طرفی این اجر را بر مردم اثبات نماید و از طرفی ادای آن واجب نباشد؛ لذا وقتی پیامبر آیه مودت را بر مردم تلاوت نمود آنها سوال نکردند که آیا این مودت واجب است یا نه؟ بلکه آنها وجوب را از آیه فهمیدند و سوال کردند نزدیکان تو که مودتشان بر ما واجب شده چه کسانی هستند؟ مسلّم است که محبت باید سبب اطاعت و بندگی شود، چنانکه در آیه 31 آل عمران می‌فرماید: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ بنابراین انسان هر کس را که دوست دارد باید از او اطاعت کند؛ بر همین اساس خداوند متعال در آیه مورد بحث امر فرموده که از ذوی القربی اطاعت و پیروی شود و چون قیدی زده نشده و مطلق آمده پس باید در همه امور از آنها اطاعت شود و وقتی خداوند امر به چیزی کرد، واجب می‌شود و خداوند واجب کرده اطاعت از ذوی القربی را و می‌دانیم که که خداوند متعال امر به اطاعت مطلق از شخص گناه کار و شخص غیر معصوم نمی‌کند، پس وقتی قیدی نزده و امر به اطاعت هم کرده معلوم می‌شود که ذوی القربی معصوم هستند؛ بنابراین علی و حضرت زهرا و حسنین معصوم هستند و تالی تلو پیامبر می‌باشند. حال بحث این است که بعد از رحلت رسول خدا چه کسی مستحق جانشینی اوست؟ آیا شخصی که همچون پیامبر معصوم است شایسته‌ی این منصب است یا غیر معصوم؟ و مسلّم است که معصوم سزاوارتر است، حال در بین کسانی که ادعای خلافت و جانشینی پیامبر را داشتند بر طبق آیه مورد بحث و البته آیات دیگر فقط علی معصوم بوده است، لذا بعد از پیامبر، علی شایستگی جانشینی پیامبر را داشته و چون امر خداوند بر اطاعت از او نیز موجود است؛ پس او امام و رهبر جامعه بعد از پیامبر بوده و بر مردم ولایت داشته است.
3-2-2-2- آیه مباهله
فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ
آیه مباهله یکی دیگر از آیات مربوط به ولایت امیرالمومنین و دو فرزندش حسن و حسین است. این آیه شریفه که موضوع آن مباهله مسلمانان با مسیحیان نجران است، از سویی حقّانیّت اسلام و پیامبر اسلام را ثابت می‌کند و از سوی دیگر، رفعت مقام و علوّ درجه اهل بیت پیامبر را بیان می‌دارد و از سوی سوم، می‌توان توسّط آن، ولایت و خلافت امیرمومنان را به اثبات رساند.
فخر رازی بعد از گزارش تفصیلی از داستان مباهله نوشته است:
آگاه باش روایات سبب نزول آیه مباهله از روایاتی است که گویا مفسران و محدثان بر صحّت آن اتفاق نظر دارند.
جصاص در کتاب احکام القرآن می‌گوید:
فنقل رواه السیر و نقله الأثر لم یختلفوا فی: ان النبی اخذ بید الحسن و الحسین و علی و فاطمه و دعا النصاری الذی حاجوه الی المباهله
راویان تاریخ و ناقلان آثار و اخبار و مورخان هیچ گونه اختلافی ندارند در این که پیامبر در روز مباهله در حالی که دست حسن و حسین را به دست داشت و علی و فاطمه همراهش بودند، برای مباهله با نصاری حاضر شد و مسیحیان نجران را به مباهله دعوت کرد.
نیشابوری در کتاب معرفه علوم الحدیث می‏گوید:
«قد تواترت الاخبار فی التفاسیر عن عبدالله بن عباس و غیره أنّ رسول الله أخذ یوم المباهله بید علی و الحسن و الحسین و جعلوا فاطمه ورائهم ثم قال: هؤلاء ابنائنا و انفسنا و نسائنا»
ابن حجر عسقلانی در الصواعق المحرقه روایتی از کتاب السنن الدار قطنی نقل می‌کند مبنی بر اینکه امام علی در ماجرای سقیفه بنی ساعده در برابر اصحاب برای اثبات حقانیت و افضلیت خود بر دیگران به آیه مباهله احتجاج کرد و رو به اصحاب کرد و فرمود:
شما را به خدا سوگند آیه در میان شما کسی نزدیکتر از من به رسول خدا وجود دارد و در میان شما کسی جز من هست که آن حضرت او را نفس و جان خود و فرزندانش را فرزندان خود و زنانش را زنان خود شمارد؟ اصحابی که در آن مجلس حضور داشتند گفتند: خدایا (آگاه است)هرگز.
زمخشری و شماری دیگر از مفسران اهل سنت پس از نقل ماجرای مباهله؛ در توضیح همراه آوردن پیامبر گرامی اسلام، دختر و فرزندانش را برای محاجه با مسیحیان نجران چنین بیان کرده‌اند:
اگر گفته شود دعوت به مباهله از ناحیه پیامبر جز برای روشن شدن ادعای دروغین مسیحیان نجران چیز دیگری نبوده است و این موضوع تنها به دعوت پیامبر اکرم با مدعیان دروغین نجران ارتباط دارد (و نه دیگران) پس چه معنا دارد که پیامبر فرزندانش (حسن و حسین) و زنان (فاطمه) را همراه خود برای مباهله آورد؟ در پاسخ می‌گوییم: این موضوع بر اطمینان آن حضرت در درستی ادعایش دلالت دارد؛ زیرا آن جناب با تمام جرأت و شجاعت، عزیزترین و نزدیک ترین و محبوب ترین افراد خانواده‌اش را برای مباهله همراه برد و تنها جان خود را مواجه با این امر مهم نکرد. همچنین آن حضرت به ادعای دروغین دشمن و هلاکت آنان بعد از تمام شدن مباهله اطمینان داشت. پیامر فرزندان و زنان را به این کار اختصاص داد چون آنان گرامی ترین افراد و نزدیک ترین آنها از خاندانش در قلب بزرگوار آن حضرت بودند.
زمخشری در ادامه این بیان سخنی آشکار بر فضیلت و حقانیت اهل بیت برای آیندگان به ثبت رسانده و نوشته است که این قصه گویا ترین دلیل بر صحت نبوّت نبی اکرم است و اگر چنین نبود، مسیحیان نجران از مباهله با آن حضرت روی گردان نمی‌شدند. همچنین قصه مباهله دلالتی آشکار بر فضیلت و منزلت آل الله و آل الرسول است که هیچ اهل ایمانی در این باره تردید نمی‌کند و مشهور در نزد محدثان آن است که حضرت رسول این چهار نفر را مناسب دعوت برای مباهله دانسته‌اند.
بیضاوی نیز در تفسیرش پس از گزارش قصه مباهله، منقبت و فضیلت جایگاه اهل بیت پیامبر گرامی اسلام بر اساس آیه شریفه نوشته است:
و هو دلیل علی نبوته و فضل من أتی بهم من أهل بیته

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.