جایگاه اجتماعی

دانلود پایان نامه

در غیر این صورت ظلمی فرا گیر در جامعه حاکم می شود. فقرا و مستضعفان نیز، قربانی ظلمی شده که توان مقاومت ودفاع در برابر آن را ندارند.در این صورت عامل ناپایداری حکومتها فراهم خواهد آمد.
پس بدا به حال ملتی که حق ضعیفان از زورمندان با صراحت گرفته نمی شود.چنین ملتی هرگز روی سعادت نمی‏بیند و پاک و پاکیزه نمی‏شود.
عواملی که سبب ظلم وتعدی به حقوق انسانها ، از دو جهت مادی ومعنوی می شود عبارتند از:
الف) قوانین ناعادلانه
قوانین و مقررات در جامعه باید به گونه ای وضع شود تا تمامی افراد جامعه بتوانند به حقوق خود دست یابند. در اسلام برای برقراری نظم و امنیت، مقرراتی مبتنی بر عدالت وجود دارد و انسان را مکلف به تبعیت از آنها می کند. اجرای قوانین عادلانه به اتکای امام و رهبر عادل شکل می گیرد.و « بدیهی است زمانی پایه های عدالت در جامعه محکم می شود که، سنن الهی زنده شود و بدعت هایی که مردم را به فسادو ظلم و تبعیض می کشاند متروک شود. پیشوایی که عکس این کار را انجام دهد، به طور طبیعی غرق ظلم و فساد و تباهی خواهد شد و بدترین خلق خداست، نه تنها خود را تیره بخت می کند، بلکه جامعه ای را به بدبختی و تیره روزی می کشاند. »
در واقع مصونیت و عدالت گریزیِ صاحبان قدرت و وابستگان آنان را نیز، به همراه خواهد داشت. از جمله قوانین ناعادلانه ای که منجر به هنجار گریزی می شود، می توان به موارد زیر اشاره نمود :
-امتیاز خواهی : امتیاز خواهی خواص و حواشی قدرت، فرصت استفاده از امتیازات مالی و اقتصادی را از دیگران سلب می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام با شناخت دقیق از این زائده در منشور حکومتی خود می فرمایند:« بپرهیز از آن چیزی که به خود اختصاص دهی که مردم، همه در آن یکسان اند.»
-سودجویی :سودجویی همواره در پی منافع مادی، حاصل می شود و در همه ی جوامع، افرادی بوده اند که پدیده های گوناگون اجتماعی را از منظر منافع مادی ارزیابی کرده اند. مانند سود جویان و زیاده خواهان زمان حضرت علی علیه السلام که از گرد امام به خاطر اجرای عدالت به سوی معاویه کشیده شدند.
ب) نبود جایگاه اجتماعی مناسب برای انسانهای باکفایت
نابرابری های اجتماعی وتضاد طبقاتی به تعبیری ظلم اجتماعی قوانین جامعه را به دست گروهی مشخص می دهد که بر اساس رابطه‏ بالا آمده‏اند، در نتیجه بی کفایتی ها بر شایستگی ها حکومت می کند و رابطه ها به جای ضابطه ها می نشیند؛ به نحوی که با شخصیت و کرامت و حقوق مردم نیز بازی می شود. لذا جایگاه اجتماعی انسانها زمانی خدشه دار می شود که :
-جاهلان بر فاضلان تقدم پیدا کنند. امام علی علیه السلام از جمله شاخص های جامعه ی تباه را، به خواری کشیدن حکیمان ، و حاکم گشتن جاهلان معرفی می کند، واز این امراندوهناک می شوند.
با سپردن امور به دست افراد بی کفایت وکم ظرفیت، انسان های نا لایق، جایگاه پیدا می کنند و آدم نماها وانسان های نادان آنها را به دلیل مجهولاتی که به هم بافته اند، عالم می نامند،وتسلیم آثار زیانبار جامعه ی جاهلی می شوند. عالمان دم از گفتگو فروبسته وجاهلان به عزت نشسته اند.
در این صورت صاحبان کفایت و افراد نیک نیزبه علت به دست نیاوردن فرصت و عدم بهره برداری صحیح از اندیشه های روشنگرانه ی آنها، ممکن است سه رفتار از آنها مشاهده شود:
١- خود را از صحنه بیرون خواهند کشید ،کنج عزلت برمی گزینند، و یا
٢-در گیر با سیستم جامعه می گردند به طوری که منجر به هلاکت فضلا می شوند.
٣- با همشکلی با اکثریت جامعه،آنها نیز از رعایت هنجارها سر باز می زنند.
این نشان دهنده ی یک حکومت غیر پویا وستمگر است که شأن ومنزلت افراد در جایگاه خود حفظ نمی گردد. امام علی علیه السلام چنین حکومت هایی را از جمله مصیبتهای روزگار برمی شمرند. که بر ظلم و فساد بنا شده است.
– افراد خائن نفوذ پیدا می کنند.بدون توجه به ملاکهای گزینش صحیحو ناعادلانه، افراد مسئولیت هایی را بر عهده می گیرند که باعث می شود عده ای به هنجارها و قوانین برگرفته از منابع دینی، تن ندهند.
لذا حضرت علی علیه السلام از چیرگی مسئولان خائن واز تسلط مسؤولان و مدیران بی تدبیر و بی تعهد و نابکار بر اداره ی امور کشور بیمناک بودند و با تأسف از آن یاد می کردند. آنهایی که در قبل مسئولیتی داشته اند و درآن مسئولیت، همکاری با ستمگران می کردند.
به همین دلیل در مقابله با این نوع ناهنجاری حضرت سفارش می کنند که با عالمان و حکیمان ونخبگان جامعه، فراوان گفتگو ومشورت نمایید تا حکومتی حکیمانه وآباد به سمت عزت و کرامت وبرقراری نظم وقانون استوار گردد و افراد جامعه، در جایگاه واقعی خود قرار گیرند.
ج) گسترش فقر و اختلاف طبقاتی
مسأله ی فقر واختلاف طبقاتی تلخ ترین مسأله ی اجتماعی است .«فقر و ناداری و کمبود درآمد ملی یک جامعه ملازم با یک سلسله عوارض انسانی و اجتماعی است که حائز دقت می باشد.»
می توان گفت در دیدگاه امام علی علیه السلام فقر و غنی از جمله عوامل مضاعف است که هم می تواند تأثیر منفی داشته باشد و شخص را به ارتکاب جرم سوق دهد، و هم می تواند تأثیر مثبت و سازنده داشته باشد. در این باره امام علی علیه‏السلام می‏فرمایند : «و زمانی که بی‏نیازان از نیکی بخل ورزند، نیازمندان، آخرت را به دنیا می‏فروشند.»لذا از تعبیرات دینی فهمیده می شود که درجامعه ای که فاصله طبقاتی حاکم باشد، آثارزیانبار فردی واجتماعی را درپی خواهد داشت.
مهمترین پیامدمنفی فقر،کاستی در دین وضعف اعتقادی توصیف شده است. در عبارت مشهور «کاد الفقران یکون کفرا» فقر انسان را در پرتگاه کفر قرار می دهد، به این مطلب اشاره می کند. فقر شدید ممکن است انسان را وادار به خیانت، دروغگویی، امتناع از کمک کردن به حق وذلت پذیری کند، که همه ی اینها موجب کاستی در دین می شود. به دلیل فقر مالی از انجام عباداتی نظیر حج وصدقه ودستگیری از نیازمندان، محروم شده، در نتیجه ممکن است کفر به این طریق گریبانگیر انسان گردد.
همچنین تنگدستی و فقر به نیروی تدبیر و مدیریت جامعه خلل وارد می کند.بدین صورت که از نظر روحی وذهنی انسان دچار آشفتگی و سر گردانی عقل و عدم تمرکز می گردد.سرگردانی وآسیب عقلی زمینه ای برای پیدایش شبهات عقیدتی گشته ودر نهایت به اعتقادات لطمه وارد می شود وافراد جامعه را از سلامت دینی و مواهب ایمانی محروم می نماید.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.