جمهوری آذربایجان

دانلود پایان نامه

جمهوری آذربایجان بعد از استقلال با بحران قره باغ روبرو بوده است. استان خودمختار قره باغ که هم مرز با جمهوری ارمنستان می باشد بدلیل جمعیت اکثریتی ارامنه و با تحریکات و اغراض سیاسی اعلام استقلال و سپس خواستار الحاق به ارمنستان شد. این منطقه و چند شهر اطراف آن که حدود 20 درصد از اراضی کشور را تشکیل می دهند در طی جنگ با ارمنستان اشغال شده است . شروع بحران بدین صورت بوده است که کمیته قره باغ تقاضایی مبنی بر جدایی از منطقه آذربایجان و الحاق به ارمنستان در سال 1988 مطرح می شود و اقدامات دو جانبه صورت گرفته و آشوبهای و درگیریهای مختلف در مناطق آذری نشین و ارمنی نشین که به خون ریزی نیز منجر می شود ، انجام می شود. درگیری قره باغ از فوریه سال 1988 شروع و حرکات خیابانی و نهضت مردمی بر ضد شوروی انجام می گیرد. در پائیز 1989 پارلمان ارمنستان قره باغ را به عنوان بخشی از ارمنستان اعلام و آذربایجان نسبت به اعمال تحریم و محدودیتها اقدام می نماید.
همزمان با اعلام استقلال ، شاهد اشغال قره باغ توسط ارمنستان و اعلام استقلال توسط ارامنه قره باغ هستیم . بدنبال این امر در دسامبر 1991 ودرگیریهای جنگی بین آذربایجان و ارمنستان شروع می شود . ارامنه از مناطق آذری نشین و آذریها از مناطق قره باغ اخراج می شوند و کشتارها و قتل عام های زیادی صورت می گیرد. در پی عدم پایبندی ارمنستان به آتش بس و حمایت از جانب روسها , شهرهای شوشا، لاچین اشغال می گردد و در مقابل آذربایجان گاز خود را به ارمنستان قطع می کند. جنگ ادامه می یابد و در تاریخ 8/4/72 آق دره ، 2/5/72 آغدام توسط ارامنه تصرف و به آوارگی600 هزار الی 1 میلیون نفر منجر می شود و در ادامه حملات فضولی در تاریخ 2/6/72 به تصرف ارامنه در می آید. در تاریخ 8/8/72 زنگلان و قارا دنیز هم به تصرف ارامنه در می آید.
در تاریخ ؛ 23/8/72 شورای امنیت خروج ارامنه از مناطق اشغالی زنگلان و قارا دنیز و… درخواست می کند. قطعنامه های 822 ، 853 ، 874 ، 884 و ضرورت خروج از اراضی آذربایجان تصویب می شود ولی بدلیل عدم ضمانت اجرایی عمل نمی گردد. در تاریخ 22/3/73 (12 می 994 ) آتش بس جنگی میان دو طرف برقرار و گروه مینسک متشکل از کشورهای روسیه ، فرانسه و آمریکا برای حل بحران قره باغ تشکیل می شود.
در پایان آبان ماه 1372 اردوگاههای ایران در مرز دو کشور احداث شده و بیش از 30 هزار آواره جنگی تحت پوشش قرار می گیرد. تلفات جنگ طبق اعلام وزارت خارجه جمهوری آذربایجان در تاریخ؛ 3/9/1372، 16 هزار کشته،22 هزار مجروح، 4 هزار اسیر و یک میلیون آواره اعلام می شود.
اگرچه اصلی ترین دغدغه جمهوری آذربایجان در بعد امنیتی و مرزی، بحران قره باغ می باشد، اما با چند بحران دیگری نیز مواجه بوده است که تنشها و تنازعات قومی بین حکومت مرکزی و تالشها و همچنین لزگی ها می باشد که بیشتر در ادامه بی ثباتی های سیاسی سالهای ابتدایی بعد از استقلال شاهد درگیری شدید حکومت با علی اکرام همت اف بدنبال اعلام استقلال وی منطقه تالش مغان بودیم . اما او نیز بعد از چند ماه سقوط می کند . مدتی نیز لزگیهای این کشور که در منطقه شمال قرار دارد ، ادعاهای استقلال طلبانه داشتند که این مشکل نیز هنوز آتش زیر خاکستر می باشد. بحرانهای تالش و لزگی ها اگرچه هم اکنون حل شده اما هر از چندگاهی اخباری از تحرکات سیاسی – اجتماعی آنها را به گوش می رسد که توسط حکومت به شدت سرکوب شده و رهبران آنها محبوس می گردند که دستگیری و حبس مسئولین نشریه تولشی صدا و طرفداران آزادیهای مدنی در این منطقه از آن جمله می باشند.
6. احزاب و گروههای سیاسی (موافقان و مخالفان دولت )
نظام‌ سیاسی‌ جمهوری آذربایجان نظام‌ چند حزبی‌ است‌ وجزو کشورهایی است که بیشترین تعداد احزاب سیاسی در آن نمود یافته است. اگرچه کثرت احزاب در یک کشور رشد سیاسی و اجتماعی آن کشوررا نشان می دهد،اما این موضوع درخصوص جمهوری آذربایجان مصداق ندارد و این کشور جزو غیر دمکراتیک ترین کشورها محسوب می گردد که ندادن مجوز فعالیت رسمی به دهها حزب فعال وغیرفعال بخصوص احزاب اسلام گرا،برگزاریانتخاباتی غیردمکراتیک و فرمایشی و دائمی نمودن ریاست جمهوری الهام علیو ، و… از مستندات این موضوع می باشد.
6-1. تقسیم بندی احزاب و گروههای سیاسی جمهوری آذربایجان
بدلیل شرایط خاص جمهوری آذربایجان، نمی توان تقسیم بندی واحدی درخصوص احزاب این کشور قائل شد. با وجود کثرت احزاب سیاسی این کشور از تنوع قابل ملاحظه ای برخوردار نیستند و تجربه عملکرد سیاسی این احزاب نشان داده است که در مقاطع خاص سیاسی در تقسیم بندی محدود تری قرار می گیرند ، اما در عین حال بدلیل شرایط خاص سیاسی – اجتماعی این کشور در طول 15 سال گذشته شاهد رشد قارچ گونه احزاب در این کشور بوده ایم که با وجود تلاش نگارنده به لیست نمودن دقیق این احزاب، موفق به آماری نمودن تمامی آنها نشده ایم چرا که در هر مقطع سیاسی ، حزب سیاسی جدیدی پیدا و سپس فراموش شده است چرا که طبق آخرین اعلام مطبوعات جمهوری آذربایجان 117 حزب سیاسی رسمی و غیر رسمی (دارای مجوز فعالیت و یا بدون مجوز رسمی فعالیت) در جمهوری آذربایجان فعالیت می کنند.
تقسیم بندی احزاب جمهوری آذربایجان در طول 15 سال گذشته بیشتر منحصر به تقسیم بندی مخالفان و حامیان دولت بوده است.اگرچه این تقسیم بندی درست است ، اما جامع نمی باشد و برای رسیدن به یک جمعبندی جامع در این زمینه ؛ تقسیم بندی براساس تاریخچه، موافقان و مخالفان دولت ،ایدئولوژی، بزرگی و کوچکی ، داشتن مجوز فعالیت ، ایده های پان ترکیستی و فعال و غیرفعال صورت گرفته است که باتوجه به مطالعات چندین ساله نگارنده بدست آمده است.
1- احزاب قدیمی و احزاب جدید
الف) احزابی که از نظر تاریخی از جبهه خلق جدا شده اند که مسائل سیاسی، ایدئولوژیکی، اختلافات شخصی ، مصالح سیاسی و…ازدلائل این جدایی بوده است.احزاب مساوات،استقلال ملی، وحدت،همبستگی ملی، حزب اسلام،جبهه خلق اصلاح طلب،خلق از مهمترین این احزاب هستند. بیشتر این احزاب درحال حاضرجزو احزاب مخالف حکومت(مخالفت) بشمارمی روند.
ب) احزابی که بدنبال حاکمیت حیدر علیو ایجاد شده و طرفدار حکومت می باشند. اینها به احزاب اقتدار گرا مشهور هستند . حزب آذربایجان نوین اصلی ترین این احزاب است که قبلاً حیدر علیو و در حال حاضر الهام علیو رئیس جمهوری آذربایجان در راس آن قرار دارند. احزاب مام میهن استقلال دمکراتیک، قورقود، ائتلاف برای آذربایجان ، اتحاد ملی آذربایجان واحد ، جمهوری خواهان آذربایجان ، جمهوری خواهان آزاد، جنبش ملی ، معارف گرایی دمکراتیک ، ملت بزرگ (ملت گرایی ترک) ازجمله احزاب طرفدار حاکمیت آذربایجان می باشند که درصحنه های سیاسی، اجتماعی آذربایجان مطرح نمی باشند وبا ابتکار حاکمیت ایجاد شده اند.تعداد احزاب حکومتی در انتخابات نوامبر 2006 نیز افزایش یافت و بدلیل اینکه حکومت براحتی مجوز فعالیت رسمی برای آنها صادر می کرد،دراین انتخابات با تعداد انگشت شماری از کاندیداها شرکت نمودند.
ج) احزابی که بدنبال اختلاف شخصیتهای سیاسی و مقامات حکومتی آذربایجان با حکومت ایجاد شده اند.احزاب دمکرات به رهبری رسول قلی اف(رئیس مجلس سابق ) و لیبرال به رهبری خانم لاله شولت ( از مشاوران ارشد سابق حیدر علیو) از مهمترین این احزاب می باشند.حزب ناموس به رهبری طغرل ابراهیم لی ، حزب صاحبکاران دمکراتیک به رهبری نعمت پناهلی، حزب مساوات معاصر به رهبری علیار صفرلی از دیگر احزاب هستند.
د) احزاب منتسب به شخصیتهای دوران ریاست جمهوری ایاز مطلب اف: احزاب عدالت به رهبری الیاس اسماعیل اف ( رئیس دادگستری اسبق ) وحدت هموطنان به رهبری ایاز مطلب اف (که اخیراً با سوسیال دمکرات ائتلاف کرده است) حزب کار، حزب استقلال آذربایجان به رهبری نظامی سلیمان اف جزو این احزاب هستند.
و)احزاب جدید التاسیس باایده های مخالف یا طرفدارحکومت که اکثراً کوچک می باشند. حزبدمکراتیک اسلامی،حزب وجدان،حزب سوسیالیت،حزبجمهوری خواهان آزاد ازآن جمله اند
ز) احزابی با ایده های کمونیستی و سوسیالیستی که دیدگاههای قبل از استقلال را بصورت مدرن تر دارند و بیشتر در حزب کمونیست خلاصه می شوند.
2) احزاب موافق و مخالف دولت
الف) احزاب طرفدار حکومت(این احزاب در بندب تقسیم بندی 1 به تفصیل بیان شده است)
ب) احزاب مخالف حاکمیت(مخالفت) که شامل بیشتر احزاب سیاسی آذربایجان می شود. مهمترین احزاب سیاسی مخالف عبارتند از:حزب جبهه خلق اصلاح طلب به رهبری علی کریملی، حزب ینی مساوات به رهبری عیسی قنبراف ، حزب دمکرات به رهبری رسول قلی اف. این سه حزب در آستانه انتخابات مجلس ملی سال 2005 بلوک آزادلیق (آزادی) را تشکیل داده و از حمایت غرب برخوردار شدند. این سه حزب به مخالفان رادیکال مشهور هستند.
احزاب احرار، مساوات معاصر ، امید ( اقبال آقازاده)، آزادی ( احمد اروج اف) ، حزب استقلال ملی به رهبری سابق اعتبارممداف و رهبری فعلی علی علی اف، حزب سوسیال دمکرات به رهبری آراز علیزاده و ایاز مطلب اف ، حزب لیبرال به رهبری خانم لاله شوکت اوا که در آستانه انتخابات مجلس ملی سال 2005 به اتفاق چند تشکیلات و جمعیت دیگر از جمله جمعیت آمال ، اتحادیه دمکراتهای آزاد و جمعیت در راه آذربایجان بلوک ینی سیاست را تشکیل دادند.این احزاب به مخالفان میانه رو و به اصطلاح آذریها، مخالفان سالم مشهور هستند. احزاب داخل در اتحادیه نیروهای آذربایجان گرا شامل حزب اسلام ، حزب وحدت و سوسیال دمکرات و همچنین احزاب عدالت،کمونیست، وحدت ملی، آذربایجان واحد، یوردداش، خلق، ملی‌گرایان ترک، رفاه اجتماعی ، غیرت ، همبستگی ملی هموطنان ، ترقی ملی ، آذربایجان متحد ( باباخان عظیم اف)، و… از دیگر احزابی هستند که دیدگاههای میانه رو دارند که بعضاً دیدگاه رادیکالی نیز به خود می گیرند.
ج) احزاب مستقل: کمتر حزب سیاسی در آذربایجان پیدا می شود که مشی سیاسی مستقلی داشته باشد ، اما بعضی از احزاب مثل حزب اسلام نسبت به اوضاع سیاسی بوجود آمده موضع گیری مستقلی می گیرند. این احزاب بیشتر در تقسیم بندی مخالفت قرار می گیرد.
3) احزاب غرب گرا و شرق گرا
الف ) احزاب غرب گرا که شامل بیشتر احزاب مخالف و طرفدار حکومت می شود. البته کمتر حزبی پیدا می شود که دیدگاه مخالف غرب داشته باشد و در صورت موضع گیریهای ضد غربی نیز خیلی زود آنرا تغییر می دهند. البته در مقاطع سیاسی مختلف احزاب غربگرای حکومتی و مخالفان که با بی توجهی غرب روبرو می شوند، موضع ضد غربی می گیرند که درکوتاه مدت تغییر موضع می دهند. موضع ضد غربی حزب آذربایجان نوین در ماههای منتهی به انتخابات پارلمانی 2005 که بحث تغییرات گسترده و برکناری حاکمیت مطرح شده بود و یا مواضع ضد غربی جناح مخالف بعد از حوادث 15 اکتبر2005، از آن جمله می باشد که بعد از مدت کوتاهی تغییر موضع پیدا دادند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.