جمهوری آذربایجان

دانلود پایان نامه

در اواخر دوره‌ی تزار جمهوری آذربایجان تحت تأثیرروشنفکران مسلمان به سمت سکولاریستی شدن پیش رفت در فاصله بین سال‌های 1905 الی1917م شاهد ظهور افرادی می‌باشیم که در مجلات و جرایدی مانند اکینجی و ملانصرالدین برخی از مراسم شیعه مانند برپایی مراسم عاشورا و برخی سنت‌های قدیمی ومذهبی را مورد انتقاد قرار می‌دادند.در مقابل این تحریکات علمای دینی نیز با نوشتن مطالبی سعی در نشان دادن عدم مخالفت دین با علم داشتند.
3-4. کمونیسم؛ فراموشی مبانی اعتقادی و ترویج الحادی گری
با سقوط تزاریسم، کمونیزم به مدت 70 سال بر مناطق مسلمان‌نشین مخصوصاً آذربایجان سایه افکند، و با جبر و فشار، دین و مذهب برای مدتی از صحنه عمومی جامعه کنار رفت. (تاشتان ، 1384؛ 81). از اوایل دهه‌ی 20 قرن بیستم یعنی دهه‌ی اول حکومت کمونیزم ، نظارت‌های شدیدی بر مسایل دینی و دین‌داری اعمال و تحقیر دین شروع شد و اقدام به اعمال فشار و دستگیری و حبس دینداران گردید. بسیاری از علما دستگیر و به سیبری تبعید شدند و عده‌ی بسیاری نیز به شهادت رسیدند ولی با توجه به وابستگی شدید مردم به مبانی دینی و اسلامی و با وجود تبلیغات شدید ضد دینی، در عمل نوعی احتیاط در سرکوب و کشتار مردم رعایت می‌شد. با روی کار آمدن استالین در اواخر سال 1928 مبارزه با دین شدت بیشتری یافت و در قالب قتل عاملهای وسیع دینداران و روحانیون و نیز تخریب مساجد و سایر موارد به شیوه‌‌ی بسیار افراطی انجام شد که، یکی از مصیبت‌بارترین دوره‌های تاریخ آذربایجان به شمار می‌رود.
در این دوره حکومت شوروی برای جلوگیری از تجمع مردم جهت اعمال دینی، به ویران کردن مساجد پرداخت( قبل از استقرار نظام کمونیزم در جمهوری آذربایجان حدود 2000 مسجد در این کشور فعال بودند) در سال 1930 اکثر مساجد یا تعطیل شدند یا کاربری آن‌ها را تغییر دادند و با قطع ارتباط مناطق مسلمان‌نشین از سایر ملت‌های مسلمان و ایجاد نفاق و اختلاف بین شیعه و سنی به پیشبرد اندیشه دین افیون ملت‌ها و ترویج آن پرداخت. شروع جنگ جهانی دوم و حمله آلمان نازی به شوروی موجب شد تا حکام وقت موقتاً دست از برنامه‌های خود بردارند و آزادی‌های محدودی در عرصه‌ی دینی برای جذب داوطلبان جنگ ودادن روحیه لازم به سربازان داده شد ولی با پایان یافتن جنگ اعمال محدودیت‌ها دوباره آغاز شد و تا سال 1960 م تمامی فعالیت‌های مذهبی و انجام فرائض دینی به صورت مخفیانه انجام می‌شد. شدت ممنوعیت‌ها و خفقان بر علیه دینداران به حدی بود که مسلمانان و مؤمنین در انجام فرایض دینی خود حتی به دیوار خانه‌هایشان نیز اعتماد نداشتند. کوچکترین زمزمه‌ی دینی سرکوب و به مجازاتهای شدید محکوم می‌گردیده‌اند.
در این دوره رژیم کمونیستی با توجه به سیاست‌های جهانی و نفوذ در ملل اسلامی به بازگشایی اداره روحانیون قفقاز که تا سال 1942 تعطیل بود اقدام کرد. هدف از بازگشایی این اداره علاوه بر پاک نمودن چهره‌ی شوروی از یک کشور کافر و بی‌دین، تربیت روحانیون وابسته بود.
سیاست شوروی بعد از جنگ مبتنی بر نوعی تسامح بود تا از اسلام به نفع دولت استفاده نمایید. از سیاست‌های دیگر ایشان در آذربایجان جهت قطع پیوند‌های دینی و تاریخی مردم با گذشته اسلامی و ایرانی بر هم زدن ترکیب قومی و مذهبی منطقه با اسکان ارامنه و روس‌ها بود. در برخورد با تشیع از جانب کمونیسم‌ها دو نوع رفتار را شاهدیم، از یک سو، مانند سایر مذاهب تشیع نیز از صحنه زندگی اجتماعی بیرون رانده شده و به امری خصوصی در داخل منازل تبدیل شد و با تعطیلی مساجد مراسم شیعی مانند عزاداری عاشورا نیز ممنوع شد. از دیگر سو نفوذ مذهب در زندگی خصوصی مردم افزایش یافت حتی در برخی محلات به آموزش محدود دینی کودکان اقدام می‌شد. تداوم تشیع در آذربایجان در عصر استیلای کمونیزم را بایستی در ادامه برخی سنت‌ها جستجو نمود، مسائلی مانند سنت تدفین و اعمال و مراسم مربوط به آن، ختنه،ازدواج و آداب و رسوم آن در بقاءظاهری تشیع در این کشور دارای نقش بوده‌اند، در عصر کمونیزم باید آن را بعنوان پدیده‌ای فرهنگی که با هویت ملی گره خورده بود مورد ارزیابی قرار داد.
3-5. استقلال جمهوری آذربایجان و رواج مجدد تشیع
بعد از کسب استقلال این کشور در سال 1991م دین تدریجاً به عرصه زندگی اجتماعی مردم بازگشت و با آنکه بسیاری از مقامات این کشور از افراد بازمانده دوره حکومت شوروی بودند و خط مشی لائیک و ملی گرایی را پیش گرفتند، ولی در کنار آن بنا به دلایل مختلف سعی دراستفاده از مشروعیت و مقبولیت اسلام در چارچوب خاص خود نمودند. جامعه و فضای دینی و اعتقادی جمهوری آذربایجان پس از فروپاشی شوروی، شاهد تحولات و فراز و نشیبهای زیادی بوده است. زدودن هویت اسلامی در دوره کمونیزم آثار منفی خود را بعد از استقلال با ایجاد نوعی خلاء و سردرگمی در مردم نشان داد. بایستی این نکته را از یاد نبرد که مردم این کشور بصورت اسمی مسلمان و شیعه بودند و عاملان شریعت به ندرت در آن مشاهده می شد. ولی با این وجود دین و مذهب در خاطره مردم به روشهای گوناگون حفظ شده بود، چنانکه در حرکات استقلال خواهانه مردم این کشور شعارهای اسلامی مطرح گردیدکه در دلیل بقاء دین در جمهوری آذربایجان علاوه بر تأییدات غیبی بایستی از تلاش مؤمنینی و نقش مراسمات مذهبی مرسوم و سنتی مانند عزاداریها، احسان، سفره های منتسب به ائمه و تلاش علمای دینی نام برد. بطور کلی با توجه به تشریح نشدن دین در قانون اساسی و رسمیت نداشتن آن، شاهد آشفتگی فضای دینی با انواع و اقسام تبلیغات از جانب ادیان مختلف و نحله های الحادی مانند بهائیت، وهابیت، مسیونری و حتی شیطان پرستی می باشیم. ولی اخبار و گزارشات و ارزیابیهای موجود مخصوصاً حضور مردم در مناسبت های دینی، تعلقات بالا به فرهنگ گذشته ، رشد روزافزون حجاب و آئینهای اسلامی می توان ادعا کرد که اسلام در این کشور در حال تقویت و گسترش است و ارزشهای دینی نیز کم کم رونق می یابند که مخالفت با تصویب لوایح ضد دینی همچون ممنوعیت حجاب ، اعتراض ممنوعیت پخش اذان ، اعتراضات گسترده بر علیه رژیم اشغالگر قدس، ممانعت از گشایش پارک دوستی با اسرائیل نمونه هایی هستند که حکومت را مجبور به عقب نشینی نمود.
فصل سوم :
وضعیت جغرافیایی و آب و هوایی
1.جغرافیای طبیعی
1-1. مختصات جغرافیایی
جمهوری آذربایجان در 38 درجه و25 دقیقه تا 41 درجه و 55 دقیقه عرض شمالی و 44 درجه و 50 دقیقه تا 50 درجه و 51 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. طول آن از شرق به غرب 500 کیلومتر و عرض آن از شمال تا جنوب 400 کیلومتر می باشد.
جمهوری آذربایجان شبیه به یک ستاره دریایی با شش بازوست(جدا از بخش مجزای نخجوان ) که تنها یک بازوی آن(پیشرفتگی شبه جزیره آبشرون در خزر) محصول طبیعت است و بقیه نتیجه نحوه تقسیم سیاسی و تفکیک سرزمین کشورهای همجوار از یکدیگر است
شکل شماره (1) نقشه جمهوری آذربایجان

1-2. مساحت و مرزها
جمهوری آذربایجان با 86600 کیلومترمربع مساحت ، با 2173 کیلومتر مرز خشکی با 5 کشور هم مرز می باشد که از شمال با روسیه (جمهوری خود مختار داغستان) به طول 280 کیلومتر، از شمال شرقی با گرجستان به طول 340 کیلومتر، از غرب با ارمنستان به طول 766 کیلومتر (از طریق نخجوان) از جنوب با ایران به طول 618 کیلومتر، از غرب با ترکیه به طول 11 کیلومتر و از شرق با 825 کیلومتر به ساحل دریای خزر محدود می شود
1-3. شرایط طبیعی
3-1-1.آب و هوا
مناطق‌ مختلف‌ آذربایجان‌ آب‌ و هوای‌ گوناگونی‌ دارند. در بخش‌ مرکزی‌ و شرقی‌ این‌ کشور زمستانها ملایم‌ و طولانی‌ است‌؛ ضمن‌ آنکه‌ دمای‌ هوا در تابستان‌ها بسیار افزایش‌ می‌یابد. از سوی‌ دیگر در بخشهای‌ جنوب‌ شرقی‌ آذربایجان‌ میزان‌ بارندگی‌ در سال‌ به‌ 1200 تا 1400 میلیمتر می‌رسد. منطقه‌ خودمختار نخجوان‌ نیز دارای‌ آب‌ و هوای‌ قاره‌ای‌ خشک‌ با زمستانهای‌ سرد و تابستانهای‌ گرم‌ است‌. مجموع‌ درجه‌ حرارت‌ مناطق‌ مختلف‌ آذربایجان‌ از حداکثر 43 درجه‌ سانتیگراد در تابستان‌ (در بخشهای‌ مرکزی‌) تا حداقل‌ (30-) درجه‌ سانتیگراد در زمستان‌ (در بخشهای‌ کوهستانی‌) متغیر است‌. میزان‌ بارندگی‌ نیز در بخشهای‌ مختلف‌ این‌ سرزمین‌ از حدود200 میلیمتردر سال‌ (درجنوب‌ شرقی‌) حداکثرتا 1800میلیمتردرسال(در لنکران‌) تغییر می‌کند

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.