جنوب و جنوب غرب ایران

دانلود پایان نامه

سنگ‌های رس دار به طور غیر معمول غنی از نانوفسیلاند.
– با توجه به ساختمان ریز نانوفسیل‌ها، رس می‌تواند به حفظ شدگی خوبشان کمک کند و با پوششی که روی تکتک آن‌ها ایجاد می‌کند از آن‌ها در برابر شستشو، انحلال و کلسیتی شدن محافظت می‌کند.

۱-۴-۲- مطالعات آزمایشگاهی
۱-۴-۲-۱- تکنیک‌های آماده سازی نمونه‌ها (Bown, 1998)
با توجه به ویژگی اصلی نانوفسیل‌ها که اندازه ریز این‌هاست، باید دانست احتمال آلودگی نسبت به سایر فسیل‌ها بسیار بیشتر است بنابراین باید نهایت دقت را جهت آمادهسازی نمونهها به کار گرفت.
برای آمادهسازی نانوفسیلهای آهکی روشهای گوناگونی وجود دارد و بسته به اینکه نمونه مورد نظر برای چه هدفی مورد استفاده قرار گیرد تکنیکها متغییر است. روشهای آمادهسازی به چند دسته تقسیم میشوند (Bown, 1998). از آنجائیکه در مطالعه فعلی هدف شناسایی نانوفسیلهای موجود و طبقهبندی بایوستراتیگرافی با استفاده از میکروسکوپ نوری است، روش ته نشست ثقلی انتخاب شده است. اساس این روش قانون استوک (Stoke’s Low) می باشد.
گرچه از نظر تئوری جداسازی نانوفسیل‌ها از رسوبات و سنگ‌های رسوبی بسیار ساده به نظر میرسد، اما باید توجه داشت که این فرایند بسیار حساس بوده و بنابراین برای جلوگیری از آلودگی، باید گرد و غباری در محیط آزمایشگاهی نباشد. همچنین تا جایی که امکان دارد باید از وسایل و تجهیزات یکبار مصرف استفاده شود، یا تمامی وسایل و ابزار آزمایشگاهی جهت پاکسازی پس از استفاده به مدت ۳-۴ ساعت در اسید کلریدریک رقیق غوطهور شوند زیرا پس از یک بار استفاده از بشرها، نانوفسیلهای آهکی به سطح بشرها چسبیده و در دفعات بعد باعث آلودگی نمونههای جدید میشوند (Hay, 1977).
روش ته نشست ثقلی (Gravity setting) را محققین مختلفی توصیف کردهاند و هر یک از آنها برای حصول نتیجه بهتر، زمانبندیهای مختلفی را مورد استفاده قرار دادهاند که از آن جمله میتوان به مقالات Bown,(1998); Perch-Nielsen,(1985) ; Lord,(1982); Hay,(1977) اشاره کرد.
لوازم و مواد مورد نیاز برای آماده سازی به روش ته نشست ثقلی:
لوازم:
– اسلاید یا لام شیشهای – لامل شیشهای
– نی پلاستیکی یک‌بار مصرف – چراغ الکلی
– قطره چکان پلاستیکی یک‌بار مصرف – هاون آگات
– بشرهای بزرگ، ۲۵۰ میلی لیتری – کرنومتر
– بشرهای کوچک، ۱۰۰ میلی لیتری – چراغ مطالعه
– نی پلاستیکی یک‌بار مصرف – پمپ آکواریوم قوی
مواد:
– چسب انتلن (Enthelan) – هگزامتافسفات سدیم
– آب مقطر

جهت آمادهسازی نمونههای پابده تلفیقی از روشهای مختلف (Bown, 1998 ; Hay, 1977) به کار برده شده است. برای آمادهسازی، نمونههای مارنی و شیلی به دلیل نرم بودن نیازی به کوبیدن ندارند اما نمونههای سخت را باید با دقت در هاون کوبید. سپس نمونه را داخل بشر ۲۵۰ میلی لیتری ریخته و حدود ۲۰۰ میلی لیتر آب مقطر به آن اضافه میکنیم به طوری که تمام سطح نمونه را بپوشاند تا نمونه خیسانده شود. گاهی درصد آهک موجود در نمونهها زیاد است و برای جدایش بهتر نانوفسیلها میتوان نمونهها را بر روی چراغ الکی حرارت داد و به نمونه هگزامتافسفات سدیم افزود، سپس نمونه را که تا ۷۰-۸۰ درجه حرارت دیده داخل حمام آب سرد قرار داد تا کاملاً سرد شود و میتوان برای جدایش بهتر این عمل را چند بار تکرار کرد. سپس به منظور پراکندگی و جدایش سریع رس و ته نشست ذرات درشت به مدت حدود ۱۰ دقیقه توسط پمپ آکواریوم به درون نمونهها دمیده میشود. بعد از عمل دمیدن به مدت ۱ دقیقه به نمونه استراحت داده و بعد مخلوط بالای رسوب را به داخل بشر ۱۰۰ میلی لیتری ریخته و پس از گذشت ۱ دقیقه، مخلوط بالای رسوب را تا ارتفاع ۲ سانتی متر به بشر کوچک دوم منتقل کرده و با آب مقطر ارتفاع آن را به ۲ سانتی متر میرسانیم. این بار به مدت ۴-۸ دقیقه به نمونه استراحت داده شد، در نهایت مخلوط بالای بشر کوچک دوم را دور ریخته و از رسوب باقیمانده در کف بشر برای تهیه اسلاید استفاده شده است. برای حصول نتیجه بهتر اسلایدهای متعددی با زمان بندیهای مختلف ۴- ۶ و ۸ دقیقه تهیه گردید و زمان مناسب بدست آمد.
۱-۴-۳- مطالعات نانوفسیل‌ها
در حدود بیشتر از صد سال است که میکروسکوپ نوری (LM) تنها وسیله برای دیدن نانوفسیل‌هاست و به علت سرعت و سهولت آمادهسازی و مشاهده آن‌ها، به ویژه در استفادههای چینهشناسی زیستی (بایوستراتیگرافی)، هنوز هم روش میکروسکوپ نوری اولین روش می‌باشد. برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ میلادی با اختراع میکروسکوپ الکترونی، تصاویری از نانوفسیل‌های آهکی با وضوح زیاد تهیه شد که منجر به تحولی بزرگ در اطلاعات ما از ساختمان نانوفسیل‌ها و سپس در طبقه بندی آن‌ها شد. با توجه به اینکه با میکروسکوپ نوری اطلاعاتی از ساختمان و کریستالوگرافی نانوفسیل‌ها و با میکروسکوپ الکترونی جزئیات بیشتری از ساختمان آن‌ها بدست می‌آید، بنابراین ترکیب این دو روش باعث بدست آوردن بیشترین اطلاعات از نانوفسیل‌ها خواهد شد (Bown,1998).
۱-۴-۳-۱- تکنیک‌های مطالعاتی
به طور معمول جهت کار با میکروسکوپ نوری دو نوع اسلاید تهیه می شود. ۱- اسلاید با چسب ثابت ۲- اسلاید با چسب متحرک. اسلاید با چسب متحرک جهت چرخاندن و مطالعه نانوفسیلها در دید از پهلو میباشد. در اسلاید با چسب ثابت، چسبهای مختلفی بکار می‌رود ولی باید دانست چسب بکار رفته برای اینکه در زمان طولانی باعث انحلال نانوفسیل‌های آهکی حفظ شده نشود، باید PH حدود ۵/۸-۸ داشته باشد و برای داشتن حداکثر ضریب تفکیک، ض
ریب شکستی در حد ضریب شکست کلسیت (۶۵۸۵/۱- ۴۸۶۴/۱) داشته باشد (Bown,1998). در این تحقیق از اسلاید با چسب ثابت استفاده میشود.
اسلاید با چسب ثابت به صورت زیر تهیه می شود:
در ابتدا همانطور که در مرحله آمادهسازی گفته شد اگر نمونه سخت باشد آن‌را با دقت درون هاون کمی خرد می‌کنیم البته برای نمونههای نرم مانند مارن نیازی به این کار نیست. بعد نمونه را درون بشر بزرگ ریخته و به آن آب مقطر اضافه می‌کنیم، بشر را روی شعله قرار داده و به آن در حد نوک کبریت هگزامتافسفات سدیم می‌افزاییم که به رهاسازی بهتر فسیل‌ها از رسوبات کمک می‌کند، قبل از به جوش آمدن آن، بشر را از روی شعله برداشته و در وان آب سرد می‌گذاریم سپس از بالن هوا به مدت ۸ دقیقه استفاده کرده تا مواد داخل بشر کاملاً بههم زده شود. سپس مایع بالای بشر را درون بشر کوچکی تا ارتفاع ۲ سانتی متری می‌ریزیم، بعد از گذشت ۱ دقیقه و استراحت و ته نشست رسوبات ( در صورت لزوم این مرحله می‌تواند دو بار انجام گیرد)، مایع بالای بشر را در بشر کوچک دیگری ریخته و بعد از گذشت زمان ۶- ۸ دقیقه، مایع بالای بشر را خالی کرده تا جایی که مقداری محلول و رسوب در ته ظرف بماند. جهت تهیه اسلاید این محلول و رسوب باقیمانده را به خوبی بههم زده و با قطره چکان ۱ یا ۲ قطره از آن را روی لاملی که روی سطحی صاف قرار گرفته و به آب مقطر آغشته شده، می‌ریزیم تا خشک شود. بعد از خشک شدن لاملها، لام را شمارهگذاری کرده و روی سطحی صاف و ترجیحاً تیره ( برای دید بهتر) قرار داده، سپس مقداری چسب انتلن بر روی لام ریخته و لاملی را که بعد از خشک شدن دارای لایه نازکی از رسوب است، بر روی آن قرار می‌دهیم و با چوب کبریت به آن فشار کمی جهت خروج حباب هوا وارد می‌کنیم و حدوداً یک روز زمان می‌دهیم تا خشک شود (Bown & Young, 1998).
۱-۴-۳-۲- تکنیک‌های نور پردازی
تکنیک‌های اصلی برای استفاده از نور عبوری عبارتند از: نور قطبی ضربدری(XPL) و نور قطبی صفحهای (PPL)، نور قطبی ضربدری با تیغه کمکی ژیپس. در مطالعههای نانوفسیلی تکنیک (XPL) اغلب زمانی بکار می‌رود که بایرفرنژانس نانوفسیل را داشته باشیم و در مواردی که بایرفرنژانس کم باشد مثل دیسکوآسترها و نانوتتریناها با نور (PPL) و باقی فرم‌ها با نور پلاریزه (XPL) و گاهی برای شناسایی بهتر از تیغه ژیپس کمک می‌گیرم. تیغه‌ی کمکی ژیپس اطلاعات بیشتری در ارتباط با جهتیابی بلورشناسی به ما می‌دهد.
در این کار از میکروسکوپ نوری نیکون Optiphot 2po1 با تجهیزات عکس‌برداریUIII استفاده شد که دارای تجهیزات ضروری دیگری از قبیل: عدسی‌های شیئی با بزرگنمایی ۱۰۰ به همراه روغن ایموژن – لنزها و کندانسور با کیفیت و نورپردازی XP1 است.

فصل ۲- مروری بر مطالعات قبلی

۲-۱- مقدمه
بخش اعظم فلات ایران در نقشههای تکتونیک دنیا به صورت یک صفحه (پلیت) کوچک مثلثی نشان داده می‌شود که توسط دو سیستم گسل تراستی (البرز در شمال و زاگرس در جنوب غرب) محدود می‌شود و از نظر موقعیت جغرافیایی در حاشیه جنوبی صفحه اوراسیا و در طول بین ،۴۴? ۵’ و۶۳? ۱۸’ و عرض بین۲۵? ۳’ و ۳۹? ۴۷’ قرار دارد (درویش زاده، ۱۳۸۳).
این باور در زمینشناسی ایران وجود دارد که ایران در بخش میانی کوهزاد آلپ هیمالیا واقع شده است که از غرب اروپا آغاز و پس از گذر از ترکیه، ایران، افغانستان تا تبت و شاید تا نزدیکی‌های برمه و اندونزی ادامه دارد. در ایران پوسته از دو نوع قارهای و اقیانوسی است که به صورت نوار یا قطعات نامتجانس در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. پوسته ایران در زیر راندگی اصلی زاگرس (زاگرس مرتفع) با ضخامت ۵۰ – ۵۵ کیلومتر بیشترین ضخامت را دارد و امتداد ساحل دریای عمان با ضخامت ۲۵ کیلومتر نازک‌ترین بخش از پوسته‌ی ایران میباشد (آقانباتی، ۱۳۸۳).
رخداد لارامید یکی از رویدادهای زمینساختی اثرگذار بر زمین شناسی ایران بوده که در اثر آن ضمن به هم رسیدن صفحههای جدا مانده و بسته شدن زمین درز کهن (به جز مکران) حوضههای رسوبی مستقل سنوزوئیک ایران شکل گرفتند. در این میان تقسیم بندی‌های مختلفی به شکل زیر برای زاگرس پیشنهاد شده است: (درویش زاده،۱۳۸۳)
– از نظر جغرافیایی، زاگرس را می‌توان به نواحی لرستان – خوزستان و فارس تقسیم کرد.
– از نظر زمین ریختشناسی، زاگرس از شمال شرق به جنوب غرب شامل: زاگرس مرتفع (زاگرس داخلی)، زاگرس چین خورده (زاگرس خارجی) و دشت خوزستان است.
– از نظر الگوی ساختاری، زاگرس از شمال شرق به جنوب غرب شامل: زون راندگیها، کمربند چین خورده، فروافتادگی دزفول و دشت خوزستان است.
– بربریان (۱۹۷۷) بر پایه انباشتههای نمکی سری هرمز، زاگرس را به دو بخش جنوب شرقی، یا “حوضه هرمز” و بخش شمال غربی، یا “حوضه اهواز” تقسیم می‌کند که مرز جدایی این دو بر خطواره قطر- کازرون است.
۱-
۲-۲- حوضه ی رسوبی زاگرس
در پرمین_تریاس، اقیانوسی در حاشیه جنوب و جنوب غرب ایران (حدوداً در محل گسل زاگرس) به وجود آمد و سپس به تدریج گسترش یافت، به طوری که در دوره ژوراسیک بین ایران مرکزی و عربستان ( در واقع آفریقا)، اقیانوسی با پهنایی حدود ۱۵۰۰ کیلومتر به نام نئوتتیس به وجود آمد. اما از اواسط کرتاسه مقدمات بسته شدن این اقیانوس فراهم شد و فرورانش پوسته اقیانوسی به زیر ایران مرکزی اتفاق افتاد که نتیجه آن ایجاد ارتفاعات مهمی است که در سرتاسر زاگرس دیده می‌شود، به این رشته کوه‌ها، با سن کرتاسه پایا
نی، زاگرس مرتفع میگویند. با نزدیک شدن بخش جلویی قاره آفریقا به لورازیا و برخورد آن با ایران مرکزی و جنوب ترکیه و ادامه آن در قبرس، افیولیتهای تیغه مانند برجا مانده، نشانی از بسته شدن اقیانوس نئوتتیساند. پیچ و تاب‌هایی که در روند ساختمانی این مناطق حاصل شد نتیجه‌ی جلوآمدگی قاره آفریقا بوده، که بنا به نظر (Ricou, 1973) حاشیه عربی نام گرفت. در میوسن پسین، با حرکت شبه قاره عربستان به سوی فلات ایران، دریای کم عمق موجود بین ایران و عربستان (دریای زاگرس) که در آن رسوبات آهک و ماسه سنگ و رس انباشته می‌شد، دچار چین خوردگی شده و سلسله کوه‌های زاگرس، با نام زاگرس چین خورده در نواحی خوزستان، لرستان و فارس ایجاد شد. (درویش زاده، ۱۳۸۳)
۲-۳- مرز K/T و فاز لارامید در ایران
از اواخر کرتاسه تا اوایل پالئوژن، در بیشتر نواحی ایران، شواهد روشنی از چین خوردگی، ماگمازایی و دگرگونی وجود دارد که با رخداد کوهزایی لارامید قابل قیاس است. در نگاهی کلی رخداد لارامید ویژگی‌های دوگانه فشارشی و کششی داشته که به دنبال هم عمل کرده‌اند. در فاز فشارشی، بسته شدن کافت های مزوتتیس آغاز شده که حاصل آن، شکلگیری آمیزههای رنگین ایران و رانده شدن آن‌ها بر روی لبه قاره‌ها است. جاگیری تودههای نفوذی، دگرگونی و چینخوردگی همچنین از پیامدهای فشارشی این فاز است. فاز کششی رخداد لارامید نوعی رهایی پس از فشردگی است که در پالئوسن- ائوسن رخ داده و اوج آن در ائوسن میانی بوده و حاصل آن آتشفشانی شدید ائوسن با ترکیبی که بیشتر از نوع آندزیت است می‌باشد (آقانباتی، ۱۳۸۳). در خاتمه کرتاسه و در حدفاصل آن با ترشیری، حرکات کوهزایی مربوط به فاز لارامید در شمال و مرکز ایران به شدت تأثیر گذاشته و عموماً دگرشیبی زاویهدار میان رسوبات این دو دوره (کرتاسه – ترشیری) به جا گذاشته است. ولی در جنوب و جنوب غربی ایران شدت آن کمتر بوده و فقط به صورت انفصال رسوبگذاری مشخص می‌شود. علاوه بر دگرشیبی که در بالا به آن اشاره شد، فاز لارامید در نقاط مختلف ایران اثرات مهمی به جا گذاشته (درویش زاده، ۱۳۸۳)، از قبیل:
حدود اقیانوس نئوتتیس کوچک‌تر شده است و شاخههای آن در محدوده خرده قاره ایران قابل تعقیب است.
در حاشیه ایران مرکزی مناطق فرورانش ایجاد شده است.
بلوک لوت در امتداد گسل‌های حاشیهای خود حرکت راست گرد دارد.
دگرگونی در نوار شمالی سنندج – سیرجان در حد رخساره شیست سبز که آثار آن در ملایر دیده می‌شود و آهک‌های کرتاسه سد همدان تا اندازهای مرمری شده است.
رسوبات فلیش شرق ایران (زون نهبندان – خاش

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید