حضرت عیسی

دانلود پایان نامه

امام صادق فرمودند: کسی که بخواند خدا را به ما رستگار می‌شود، و کسی که بخواند او را به غیر ما هلاک و خود را به رنج انداخته است.
وی پس از نقل حدیث فوق می‌گوید:
و بلغت جرأه الروافض أن عقد شیخهم المجلسی فی (بحار الانوار) باباً بعنوان: (باب: أن دعاء الأنبیاء استجیب بالتوسل و الاستشفاع بهم علیهم الصلاه و السلام)
جرأت شیعیان به جای رسیده که شیخشان مجلسی در بحار الانوار بابی با عنوان (باب: اینکه دعای انبیا با توسل و شفاعت جویی از ائمه به اجبت می‌رسید) ایجاد کرده است.
آنگاه برای آنکه نشان دهد سخنش حق است احادیث زیرا را شاهد می‌آورد.
ورووا ایضاً عن الرضا علیه السلام أنه قال: لَمَّا أَشْرَفَ نُوحٌ عَلَى الْغَرَقِ دَعَا اللَّهَ بِحَقِّنَا فَدَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ الْغَرَقَ وَ لَمَّا رُمِیَ إِبْرَاهِیمُ فِی النَّارِ دَعَا اللَّهَ بِحَقِّنَا فَجَعَلَ اللَّهُ النَّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً وَ إِنَّ مُوسَى لَمَّا ضَرَبَ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ دَعَا اللَّهَ بِحَقِّنَا فَجَعَلَهُ یَبَساً وَ إِنَّ عِیسَى لَمَّا أَرَادَ الْیَهُودُ قَتْلَهُ دَعَا اللَّهَ بِحَقِّنَا فَنَجَّاهُ مِنَ الْقَتْلِ وَ رَفَعَهُ إِلَیْهِ.
همچنین از (امام) رضا علیه السلام روایت کردند که او فرموده: هنگامی که کشتی نوح در آستانه غرق شدن بود خدا را به حق ما خواند و به همین خاطر خداوند دفع کرد (نجات داد او را) از او غرق شدن و هنگامی که ابراهیم در آتش انداخته شد خدا را به حق خواند و لذا خدا آتش را برای او سرد و سلامت قرار داد. همانا هنگامی که موسی در میان دریا راهی ایجاد کرد خدا را به حق ما خواند و لذا خدا دریا را خشک کرد. و هنگامی که یهود اراده کرد حضرت عیسی را بکشد، خدا را به حق ما خواند و به همین خاطر خدا او را از کشته شدن ( شهادت) نجات داد و به آسمان بالا برد.
وی آنگاه سخن شخصی وهابی به نام دکتر ناصر القفاری را در این باره ذکر کرده که بدین قرار است:
یقول الدکتر ناصر القفاری: «هذا ما تقوله الشیعه و تفتریه، و لکن یقول الله سبحانه: وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا و لم یقل سبحانه: فادعوه بأسماء الائمه أو مقامات الأئمه أو مشاهدهم. کما قال جل شأنه: وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ولو کان اساس قبول الدعاء ذکر اسماء الائمه لقال: ادعونی بأسماء الائمه أستجب لکم، بل إن هذا الامر الذی تدعیه الشیعه و تفتریه من اسباب رد الدعاء و عدم قبوله، لأن الاخلاص فی الدعاء الله اصل فی الإجابه و القبول؛ قال تعالی فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ، وَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ و هؤلاء الائمه هم من سائر البشر إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ و لم یجعل الله عزوجل بینه و بین خلقه فی عبادته و دعائه ولیّاً صالحاً و لا ملکاً مقرباً و لا نبیّاً مرسلاً، بل الجمیع عباد الله. لَّن یَسْتَنکِفَ الْمَسِیحُ أَن یَکُونَ عَبْدًا لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِکَهُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن یَسْتَنکِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَیَسْتَکْبِرْ فَسَیَحْشُرُهُمْ إِلَیهِ جَمِیعًا و…»
دکتر ناصر القفاری می‌گوید: این چیزی است که شیعه می‌گوید و البته دروغ می‌گوید لکن خداوند سبحان می‌فرماید: «و نامهاى نیکو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانید» و خداوند سبحان نفرموده: پس بخوانید او را به اسمهای ائمه یا مقامات ائمه یا مشاهد آنها. چنانکه خداوند بلند مرتبه فرمود: «پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم» و اگر اساس پذیرش دعا ذکر اسماء ائمه بود باید می‌فرمود: بخوانید مرا به اسماء ائمه تا اجابت کنم شما را، اما این چیزی که شیعه آن را ادعا می‌کند و افترا می‌بندد از اسباب رد دعا و عدم قبول آن است چرا که اصل اجابت دعا و پذیرش آن اخلاص درخواندن خداست. خداوند متعال می‌فرماید: «در حقیقت کسانى را که به غیر خدا مى‏خوانید بندگانى امثال شما هستند پس آنها را [در گرفتاریها] بخوانید، اگر راست مى‏گویید باید شما را اجابت کنند» و خداوند متعال هرگز بین خود و بندگانش در عبادت و دعای خود ولی صالح و ملک مقربی و پیامبری را واسطه قرار نداده است بلکه همه بندگان خدایند. «مسیح از اینکه بنده خدا باشد هرگز ابا نمى‏ورزد و فرشتگان مقرب [نیز ابا ندارند] و هر کس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشد به زودى همه آنان را به سوى خود گرد مى‏آورد»
4-7-2- پاسخ به شبهه و اقوال آقای جیزاوی
آقای جیزاوی در شبهه اول یعنی بحث زیارت قبور و استغاثه به آنها و نیز در شبهه پنجمتان یعنی بحث توسل و واسطه قرار دادن ائمه و انبیا پاسخ این اشکالتان را داده‌ایم، در این دو مبحث ذکر کردیم که توسل به انبیا و اولیای الهی هم در سنت رسول خدا آمده و صحابه‌‌ی رسول خدا و جمیع مسلمین بدان عمل می‌کردند و هم در قرآن امر به توسل شده است و نیز در قرآن توسل حضرت یعقوب به پیراهن حضرت یوسف و شفا یافتن چشم مبارکشان به وسیله این پیراهن ذکر شده است؛ بنابراین از تکرار آن پاسخ‌ها خود داری می‌کنیم ودر این جا جواب دیگری علاوه بر آن جوابها که بسیار متناسب با این شبهه است خواهیم داد.
اولاً اسم مشتق از وَسَمَ به معنای علامت و نشانه و چیزی است که خبر از مسمی می‌دهد. اسم خدا، عبارت است از آنچه که خبر از کمالات و عظمت و یگانگی او می‌دهد. بنابراین هر آنچه که خبر از خدا داده و اوصاف او را نشان می‌دهد اسم خداست. حال می‌پرسیم آیا خبر دهنده‌ای بزرگتر و کامل‌تر و از پیامبران و اوصیای ایشان وجود دارد؟ آیا در میان پیامبران و اوصیای ایشان، خبر دهنده‌ای بزرگتر و کامل‌تر از پیامبر اسلام و اوصیای ایشان که از نور و روح و طینت اویند وجود دارد؟ مسلماً خیر؛ بنابراین اسمای حسنای خداوند متعال اینانند چنان که خود فرموده‌اند: «نحن والله الاسماء الحسنی امر الله ان تدعوه بها».
ثانیاٌ امام صادق فرمودند: «…الِاسْمُ غَیْرُ الْمُسَمَّى…»‏. این سخنی است که عقل هر انسانی هر چند ملحد و کافری آن را تایید می‌کند. معنای این سخن این است که اسم هرگز ذات یک مسمیّ نیست. اسم شما اشرف است و این اشرف از چند حرف تشکیل شده است که در کنار هم لفظی را تشکیل داده‌اند و این لفظ هرگز حقیقت و ذات شما نیست؛ زیرا اگر حقیقت و ذات شما بود باید فقط شما از این اسم برخوردار می‌بودید حال آنکه می‌بینید افراد دیگری غیر از شما نیز از این اسم برخوردار هستند. از همین جا معلوم می‌گردد که اسم غیر از مسمی است. برای آنکه یقین شما بیشتر گردد که اسم شما غیر از خود شماست توضیح می‌دهم که با تغییر و تحوّل در شما، اسم لفظی شما متغییر و متحول نمی‌شود. با اسم لفظی شما هر کاری بکنند در خود شما تاثیری ندارد و هر کاری با شما انجام دهند در اسم شما اثر نمی‌گذارد مثلاً هر وقت اسم شما را در کنار آتش بگذارند آیا شما گرم می‌شوید؟ قطعاً خیر یا مثلاً اگر کسی به صورت شما ضربه‌ای بزند آیا اسم شما که در پشت کتابتان نوشته شده است می‌گوید آخ؟ قطعاً خیر. از همین جا معلوم می‌گردد که اسم غیر از مسمی است. بر همین اساس اسماء خداوند متعال نیز غیر از او هستند، یعنی این اسماء عین ذات او نیستند؛ زیرا اگر چنین بود اولاً ترکیب حاصل می‌شد زیرا اسماء متعددند و ثانیاً هر حادثه‌ای برای اسماء او رخ می‌داد باید در او نیز اثر می‌کرد مثلاً هنگامی که خلیفه سوم قرآن را آتش زد چنان که آن کشیش کافر و ملعون در آمریکا قرآن را به آتش کشید، با آنکه اسماء خداوند متعال در آتش سوخت اما ذات مقدس اله هرگز دچار حریق نگشت و آسیبی ندید.
حال که معلوم شد اسم غیر از مسمی است، یعنی اسماء خداوند متعال غیر از آن ذات مقدس هستند معلوم می‌گردد که اسماء او نیز همچون سایر مخلوقات مخلوق او می‌باشند و از همین جا بطلان قول آقای ناصر القفاری و و امامانش ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب آشکار می‌گردد که می‌گویند خداوند متعال در دعا و عبادتش هرگز احدی را (نه نبی مرسلی و نه ولیّ صالحی و نه ملک مقربی) واسطه قرار نداده است؛ زیرا اسماء که مخلوق حضرت حق هستند بین او و خلقش واسطه هستند و اگر این اسمها نبودند شما چگونه خدا را صدا می‌کردید و او را مخاطب خود می‌ساختید و خواسته‌ها و نیازهای خود را با او مطرح می‌کردید؟؛ پس اسماء خداوند متعال واسطه هستند بین او و مخلوقاتش در خواندن او. یا ایها الوهابی«أَفَلاَ تَعْقِلُونَ».؟
جهت تکمیل مطالب فوق اضافه می‌کنم، جمیع مسلمین اتفاق دارند که رسول خدا اول ما خلق الله است و در کتب هر دو گروه احادیثی در این باب آمده است. من باب نمونه به چند مورد از منابع اهل سنت اشاره می‌کنیم:
ابن احمد در السنه آورده است:
و قال أبو العباس هارون بن العباس الهاشمی من رد حدیث مجاهد فهو عندی جهمی و من رد فضل النبی صلی الله علیه و سلم فهو زندیق لایستتاب و یقتل لأن الله عزوجل قد فضله صلی الله علیه و سلم علی الانبیاء علیه السلام و قد روی عن الله عزوجل قال لا أذکر إلا ذکرت معی و یروی فی قوله لعمرک قال بحیاتک و یروی أنه قال یا محمد لولاک ما خلقت آدم فاحذروا من رد حدیث مجاهد و قد بلغنی عنه أخزاه الله أنه ینکر أن الله عزوجل ینزل فمن رد هذا و حدیث مجاهد فلا یکلم و لا یصلی علیه. إسناده صحیح.
سمهودی نیز در کتاب خود آورده:
عن عمر بن الخطاب قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم، لما أقترت آدم الخطیئه قال: یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی… فقال الله تعالی صدقت یا آدم أنه لأحب الخلق إلی… و لولا محمد ما خلقتک.
حاکم می‌گوید:
این حدیث سندش صحیح است.
نویری در نهایه الارب آورده:
روی أن النبی صلی الله علیه و سلم قال کنت اول الأنبیاء فی الخلق و آخرهم فی البعث.
همچنین آورده:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.