حضرت محمد

دانلود پایان نامه

الله تعالی قال لموسی تموت علی حب محمد صلی الله علیه و سلم ، قال موسی یا رب ما محمد؟ قال: أحمد الذی أثبت اسمه علی العرش من قبل ان أخلق السماوات و الارض بألفی عام…
میلانی صاحب کتاب نفحات الأزهار می‌گوید:
احادیث استدلال حضرت آدم به افضلیت پیامبر ما بر جمیع پیامبران و ]اول مخلوق بودن ایشان[ توسط بزرگان زیادی از اهل سنت همچون طبرانی و قاضی عیاض در الشفاء و سیوطی در الخصائص و سمهودی در الوفاء و قسطلانی در المواهب اللدنیه و الدیار بکری در الخمیس و مناوی در الإتحافات السنیه و حلبی در انسان العیون و … ذکر شده است.
متقی الهندی نیز در کنزل العمال آورده:
أتانی جبرئیل فقال: یا محمد لولاک ما خلقت الجنه و لولاک ما خلقت النار
همین حدیث را عجلونی در کشف الخفاء آورده است. همچنین آورده ، «لولاک ما خلقت الافلاک» آنگاه می گوید:
این حدیث از نظر صغانی موضوع است، اما من می‌گویم معنای این سخن درست است هر چند حدیث نباشد.
در السیره الحلبیه آمده:
و ذکر صاحب کتاب شفاء الصدور فی مختصره عن علی(رض) عن النبی (ص) عن الله عزوجل أنه قال یا محمد و عزتی و جلالی لولاک ما خلقت أرضی و لاسمائی و لا رفعت هذه الخضراء و لا بسطت هذه الغبراء و فی روایه عنه و لاختلف سماء و لا أرضا و لا طولا و لا عرضا
علاوه بر این احادیث آیه 163 انعام- «وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ» – اثبات می‌کند که رسول خدا نخستین مخلوق خداوند متعال است؛ پس حضرت محمد و اوصیای ایشان که از طینت او هستند اول ما خلق الله بوده و قبل از ایشان هیچ فرشته‌ای و هیچ جنّ و انسی و هیچ حیوانی و هیچ جماد و نباتی خلق نشده بود و همه بعد از ایشان خلق شده‌اند و چون او و اوصیایش اول ما خلق الله هستند، اولین کسانی هستند که از خدای حکیم و پرودگار جهانیان خبر شده و اولین کسانی هستند که از خدای جهانیان خبر داده‌اند و دیگران به واسطه ایشان از خدای خود خبر شده‌اند و چون ایشان اولین کسانی هستند که از خدا خبر داده‌اند، پس اولین و بزرگترین اسم خدا هستند چرا که گفتیم اسم چیزی است که از مسمی خبر می‌دهد.
بر همین اساس شیعه معتقد است خواندن خداوند متعال و دعا به درگاه او بدونه بردن نام ائمه (توسل به ایشان) مستجاب نمی‌شود؛ زیرا شخصِ دعا کنند خدا را نمی‌خواند تا خداوند متعال رو به سوی او کند و حاجات او را برآورده سازد مانند آن که شما با زید کار دارید اما او را صدا نمی‌زنید حال چگونه انتظار دارید که او متوجه شما شود و حاجت شما را بر آورده سازد یا آنکه با زید کار دارید اما بکر را صدا می‌زنید، با این حال آیا ممکن است که زید رو به سوی شما کند و خواسته شما را اجابت نمایید؟
پس هر کس که ولایت ائمه را نپذیرفته و به آنان رو به خدا نکرد، مصداق این آیه است و باید منتظر کیفر عمل خود باشد.، وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ.
آقای ناصر القفاری می‌گوید: «و لم یقل سبحانه: فادعوه بأسماء الائمه أو مقامات الأئمه أو مشاهدهم. کما قال جل شأنه: وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ولو کان اساس قبول الدعاء ذکر اسماء الائمه لقال: ادعونی بأسماء الائمه أستجب لکم» و ما نیز به ایشان می‌گوییم اتفاقاً خداوند متعال فرموده: «فدعوه بأسماء الحسنی و هی الائمه» بنابراین تنها راه به سوی خدا ایشانند، زیرا راه به سوی خدا، اسمای اوست و ایشانند اسمای خدا و باب او به سوی خلق و باب خلق به سوی خداوند متعال هستند و هر بابی غیر از ایشان باب ابلیس لعنت الله علیه می‌باشد. شیعیان نیز به امر خداوند متعال او را از طریق اسماءش می‌خوانند هر چند این امر برای مذاهب و ادیان دیگر خوشایند نباشد چنان که فرمود: فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ.
آقای قفاری چگونه ممکن است ائمه همانند شما باشند در حالی که آنها جانشینان رسول خدا و حجت‌های خداوند متعال بر خلقش می‌باشند.؟ چگونه آنها همانند شما و سایر ابناء بشر هستند در حالی که اسماء خداوند متعال و باب او به سوی خلقش می‌باشند؟!! حجت‌های الهی از سوی خدا آمده‌اند و تنها به سوی او دعوت می‌کنند نه غیر او، از این رو آیه إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ربطی به موضوع بحث ندارد زیرا با توجه به آیات قبل مراد این آیه بت‌ها و هواهای نفسانی و شیاطینی هستند که انسان را از خدا و راهی که به سوی اوست باز می‌دارند و به ضلالت و گمراهی می‌کشانند از این رو خداوند متعال فرموده است «مِن دُونِ اللّهِ» و نفرموده «تدعون غیر الله». کسی که به سوی حجت خدا ‌می‌رود در حقیقت به سوی خدا می‌رود زیرا حجت خدا او را به خدا می‌رساند چون شأن حجت خداوند متعال همین است و لا غیر، اما شیاطین او را به غیر خدا رهنمون می‌کنند و غیر خدا هیچ است.
آقای جیزاوی وهابیت و امثال آنان مصداق این آیه هستند: إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلا * أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا چرا که وهابیان می‌گویند انبیاء و اولیای الهی بین خدا و بندگانش واسطه نیستند و بدین طریق ارتباط این دو را انکار نموده و بین ایشان جدایی می‌اندازند و راهی دیگری را که البته هرگز به سوی خدا نمی‌رود برای ارتباط با خدا در نظر گرفته‌‌اند که همانا حذف واسطه‌ها و ارتباط مستقیم با خداوند متعال است!!! اینان به قسمتی از این ارتباط ایمان می‌آورند چنان که ابن تیمیه قبول کرده است برای رساندن شرع و معرفی خدا به خلق انبیاء واسطه هستند اما به وساطت ایشان در باقی امور ایمان نیاورده، آن را انکار می‌کنند و نیز مصداق این آیه هستند، همان‌های که: …یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون‏ زیرا آنان عهد خداوند رحمان را شکسته و حجت‌های خداوند متعال را از خداوند متعال جدا نموده و در زمین به افساد و گمراهی خلق مشغولند.
به هر حال باز متذکر می‌شویم که فرستادگان از سوی خداوند متعال جدای از او نیستند؛ زیرا نه از خود چیزی می‌گویند و نه از کسی دیگر غیر از خدا. وجود این بزرگواران ظاهراً و باطناً، خُلقاً و منطقاً حکایت اوصاف و کمالات خداوند متعال است. همان گونه که اگر انبیا و اوصیای ایشان در میان خلق نمی‌آمدند و دعوت به خدا نمی‌کردند خلق هیچ از خدا نمی‌دانست و متحیر و سرگردان بود، همینطور خلق برای توجه به خدا به آنان نیازمند است تا آنها را به خدا برسانند و متوجه او کنند تا غیر او را نپرستند و رو به غیر او نکنند.
4-8- شبهه هشتم و پاسخ به آن: مراد قرآن از توحید در عبادت اقرار به ولایت علی است
4-8-1- اقوال آقای جیزاوی
آقای جیزاوی هشتمین شبهه در فصل ششم کتاب خود را چنین عنوان می‌دارد:
قول الرافضه بأن المراد بنصوص القرآن الوارده فی توحید العباده هو تقریر ولایه علی و الأئمه!!
سخن شیعه این است که مقصود از نصوصی که در قرآن درباره توحید عبادی آمده است اقرار به ولایت علی و دیگر ائمه می‌باشد!!
وی سپس اینگونه ادامه می‌دهد:
وقاعدتهم فی ذلک: أن الأخبار متضافره فی تأویل الشرک بالله والشرک بعبادته: بالشرک فی الولایه و الامامه، أی: یشرک مع الإمام من لیس من أهل الإمامه، و أن یتخذ مع ولایه آل محمد ولایه غیرهم
فمثلاً: قول الله تعالی: وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ فمعنی هذه الآیه عندهم: یعنی إن أشرکت فی الولایه غیره.
ومنها: قولهم فی قول الله تعالی: ذَلِکُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ بأنَّ لعلی علیه السلام ولایه. وَإِن یُشْرَکْ بِهِ . من لیس له ولایه. و منها: قولهم فی قول الله عزوجل: أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قال ابو عبدالله علیه السلام: أی : أَیْ إِمَامُ هُدًى مَعَ إِمَامِ ضَلَالٍ فِی قَرْنٍ وَاحِد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.