حوزه و دانشگاه

دانلود پایان نامه

علامه محمدتقی جعفری یک ‌سال در مشهد ماند و سپس رهسپار تهران شد و در مدرسه مروی به تدریس پرداخت. وی درخواست آیات عظام شیخ محمدتقی آملی و سید احمد خوانساری را برای عهده‌ داری مسئولیت امام‌ جماعت مسجد نپذیرفت و به کار تدریس و تحقیق و تألیف پرداخت.
بعدها با استادانی چون مرتضی مطهری، بدیع‌الزمان فروزانفر و دکتر محمدابراهیم آیتی آشنا شد و مورد توجه و عنایت آنان قرار گرفت.
از ویژگی‌های علامه، تلاش مداوم ایشان برای اتصال حوزه و دانشگاه و علوم قدیم و جدید بود. او به دلیل آشنائی با زبان حوزویان و دانشگاهیان آثاری به یادگار گذاشت که مورد توجه هر دو قشر قرار گرفت.
27 جلد کتاب در زمینه شرح و تفسیر نهج ‌البلاغه از آثار ارزشمند وی می‌باشد.
نگارش شرح نهج البلاغه: استاد جعفرى در امتداد مطالعات خود به این حقیقت پى‏برد که نهج البلاغه به روابط چهارگانه انسان پرداخته است و با حالات و اشرافى که امیرمؤمنان × داشته از این مباحث سخن به میان آورده است، او همواره این موضوع را مد نظر داشت ولى بر اثر اشتغالات علمى، پژوهش در نهج البلاغه را به تأخیر مى‏انداخت تا این که روزى یکى از دوستانش در رؤیایى صادق، علامه امینى ـ صاحب کتاب الغدیر ـ را مى‏بیند که آن شخصیت در جایى نشسته و از وى مى‏پرسد: آیا جعفرى را مى‏شناسى؟ او پاسخ مى‏دهد: آرى، مرحوم امینى مى‏گوید: نامه‏اى به شما مى‏دهم تا تحویلش دهید، آن فرد از علامه امینى سؤال مى‏کند: آیا اجازه دارم که پاکت را باز کنم و از محتویات نامه با خبر شوم. صاحب الغدیر مى‏گوید: اشکالى ندارد. دوست استاد جعفرى اظهار داشته است: چون نامه را گشودم و مشغول خواندن آن شدم مشاهده کردم که نامه خیلى ملکوتى است، الفاظ به کلماتى که ما در مکاتبات به کار مى‏بریم شباهت داشت ولى فروغى خاص در آن‌ها دیده مى‏شد، آن دوست علامه جعفرى مى‏افزاید: با خواندن نامه در عالم رؤیا منقلب شدم بعد علامه امینى مرا خطاب قرار داد و گفت: به محمد تقى جعفرى سلام برسانید و بگویید ما که به عالم برزخ آمده‏ایم دیگر نمى‏توانیم کارى بکنیم، ولى آقاى جعفرى که در آن دنیاست مى‏تواند شرح نهج البلاغه را شروع کند و به تأخیر نیندازد.
از آن زمان استاد جعفرى بطور جدى مشغول نگارش شرح مذکور گشت و انگیزه اصلیش این بود که در هر موردى که امیرمؤمنان × در مسایل مربوط به جهان بینى و انسان شناسى و امور اجتماعى وارد شده عبارات در سطح بسیار عالى است و با توجه به این که گوینده کلمات در نهایت اخلاص سخن گفته باید به این کتاب مراجعه کنیم. در حقیقت نسبت نهج البلاغه با کتاب‌هایى که افراد بشر درباره انسان نوشته‏اند نسبت معقول به محسوس است چنان‌که خود حضرت به فرمایش خاتم رسل در میان مردم چون معقول در میان محسوس بود.
در جاى دیگر مى‏گوید: از زحمات همه شارحین نهج البلاغه باید قدردانى کرد، هر یک در جهتى کوشیده‏اند و تمام جهات لازم و مفید است. آنچه من دوست داشته و مایلم در این شرح پى‏گیرى کنم مشروح و تطبیقى بحث کردن است، بر این باورم که هر جا مطلب نیاز به شرح و بحث دارد به قدر امکان و توانم بحث نمایم و یک حالت تطبیقى با مسالک و معارف دیگر به ویژه نظرات غربى داشته باشم تا با روشن شدن معارف نهج البلاغه این خام اندیشى را بزدایم که بعضى خیال مى‏کنند به موازات پیشرفت‌هاى صنعتى، غرب در معارف نیز بر ما برترى دارد. البته نمى‏خواهم قدر و منزلت معارف انسانى دیگران را پایین آورم.
در این مقایسه تا جایى که روح مقدس امیرالمؤمنین × یارى دهد در حدود مقدورات مى‏خواهم ذخایر گرانبهاى ما در معارف و علوم انسانى نمایان شود تا فکر استفاده و چگونگى بهره‏بردارى از آن برایمان مشخص گردد. و چون در خصوص شرح نهج البلاغه از او مى‏پرسند چنین پاسخ مى‏دهد: در نهج البلاغه احساس مى‏کنم با شخصى طرف هستم که رابطه مستقمى با خدا دارد. ـ ولى الله اعظم على ابن ابى‏طالب × ـ و اعتقاد ما مبتنى بر دلایل قانع کننده‏اى است و آن این که على × با یک فرد قابل مقایسه نمى‏باشد، بشر عادى اشتباهاتى دارد، ملاى رومى حتى گاهى از شدت هیجان تشبیهات رکیکى آورده است که حالت استهجان دارد و نمى‏بایست یک مربى این کار را بکند. اشتباهات دیگرى هم دارد ولى در نهج البلاغه با کتابى روبرو هستیم که فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است، لذا کوشش و نیایش ما به خدا این بود که پروردگارا خطا نکنیم، این ولى اعظم توست به ما محبت فرما که همت پیدا کنیم و از خودمان شرمنده نشویم و بتوانیم به توضیح و تفسیر جملات على × دست بزنیم.
من خیلى کوچک‌ترم و واقعا هیچ گونه لیاقتى در خود نمى‏بینم که اظهار نظر کنم در کلمات چه کسى دارم کار مى‏کنم. همین مقدار که اطلاعات محدودى را براى توضیح و ذهن خوانندگان مى‏آورم تا بتوانند در حدودى با این کلام آشنا شوند. واقعا مقاصد حقیقى امیرالمؤمنین × را خود و خدایش مى‏داند و حتى کلماتى که فرموده‏اند شاید درست بازگو کننده این نباشد که ما بین خود و پروردگارش چه مى‏گذشته و چه مفاهیمى را مطرح مى‏کرده است، کلمات هم باید خودش تنزل بکند تا بیانگر روحیه امیرالمؤمنین × باشد چه رسد که ما بیاییم آن را تفسیر کنیم.
معرفى اجمالى شرح نهج البلاغه: علامه جعفرى در مجلد اول «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» مقدماتى در خصوص این کتاب و شخصیتى که آن را پدید آورده است، مطرح کرده و از جلد دوم تفسیر خطبه‏ها آغاز مى‏گردد و در هر جلدى چند خطبه ترجمه و شرح مى‏گردد، ابتدا متن خطبه را آورده، سپس آن را ترجمه نموده و سرانجام هر یک از اجزاى خطبه را شرح داده است.
هر کدام شارحین نهج البلاغه روش مخصوص خود داشته‏اند و بر جنبه‏هایى از این اثر ثمین تأکید کرده‏اند، ایشان به مناسبت هر موضوع آن را مورد بررسى قرار داده و به عنوان نمونه در جایى اگر لازم بوده از اسناد و مدارک خطبه صحبت شده و در مواقعى طرح مسائل تاریخى را مورد توجه قرار داده و در مواردى هم که خطبه مشتمل بر مباحث کلامى و فلسفى بوده به تشریح این قبیل مفاهیم پرداخته است.
اما آنچه بر این تفسیر حاکمیت دارد و در واقع روح آن را نشان مى‏دهد این است که استاد جعفرى از زاویه انسان شناسى به نهج البلاغه نگریسته است، زیرا به عقیده وى موضوع انسان در اثر یاد شده خیلى اوج مى‏گیرد و باید به بررسى این موضوع پرداخت که انسان‌هاى مزبور به حضرت على × چه داده بودند که تا این حد به آن‌ها پرداخته است و از آن‌ها چه دیده است، این افراد به جز معدودى بقیه او را آزرده ساخته‏اند، اما على × از اوج به انسان مى‏نگرد، چه در قلمرو آن چنان‌که هست و چه در قلمرویى که باید باشد و در این دو عرصه حرف آخر را مى‏گوید.
از نکاتى که این نهج البلاغه پروژه معاصر بر آن تأکید دارد این است که در موارد گوناگون آیات قرآنى را مطرح مى‏کند و مى‏خواهد خاطر نشان سازد که مبناى سخنان نخستین امام و جانشین واپسین فرستاده الهى، آیات قرآنى و کلام وحى است. به بیان دیگر بنا دارد ارتباط نهج البلاغه را با قرآن مشخص کند و در برخى موارد خواننده احساس مى‏کند که بیانات حضرت على × تفسیر آیه‏اى از قرآن مى‏باشد. همچنین در تفسیر مذکور نگارنده آن به کارهاى موضوعى هم توجه داشته و مطالبى را که با مفهومى خاص ارتباط دارد از جاهاى مختلف نهج البلاغه استخراج و جمع نموده و یکباره بررسى کرده است. براى مثال «علل سقوط تمدن‏ها» در یکى از مجلدات به تفصیل آمده است. یا مباحث انسان شناسى ذیل برخى خطبه‏ها تدوین شده‏اند. همچنین هر جا که استاد جعفرى دیده است موضوعى بسیار اهمیت دارد و امکان دارد کسى این مجلدات را در اختیار نداشته باشد آن را بطور جداگانه انتشار داده است. آثارى چون «رساله شناخت» که قریب ششصد صفحه مى‏باشد و نیز کتاب «حیات معقول» و رساله «انسان در مسیر تصعید حیات تکاملى» چنین وضعى را دارند. با این کار استاد علاوه بر تأمین احتیاج مزبور، خواسته است تا اهمیت موضوعات مورد بحث نهج البلاغه را بیان کند. در واقع این موضوعات نخست در تفسیر نهج البلاغه آمده‏اند و سپس به صورت مستقل چاپ شده‏اند.
به عقیده این متفکر والامقام نهج البلاغه اثر شخصیت بى‏نظیرى است که با همه ابعاد و مشخصات انسان آشنایى داشته و از قله‏اى مرتفع به این مخلوق نگریسته است. علامه جعفرى به چهار دلیل دقیق‏ترین و کامل‌ترین نوع انسان‏شناسى را منحصر به نهج البلاغه مى‏داند:
1ـ رابطه‏اى که حضرت على × با خود داشته هیچ فردى جز معصومین تا کنون با خود نداشته‏اند.
2ـ حوادث گوناگونى که در طول حیات آن امام به سراغش آمده به گونه‏اى بود که گویى جهان هستى و تاریخ بشرى نمونه همه حقایق و رویدادهایى را که در نهاد و صور آن دو قلمرو بوده و خواهد بود، براى او نشان داده است.
3ـ تصفیه و تزکیه درونى على × سبب شد تا او به برترین راه در شناسایى انسان نایل گردد.
4ـ آن حضرت احاطه‏اى دقیق بر قرآن کریم یعنى مهم‌ترین کتاب انسان‏شناسى داشت.
اواخر عمر و کار ناتمام: آن اندیشمند والاگهر در اواخر عمر مشغول نگارش جلد بیست ‏و هشتم ترجمه و شرح نهج البلاغه بود و آرزویى خاص داشت که بتواند کار این تفسیر را به پایان برساند، چنان‌که در هنگام معالجه و مبارزه با بیمارى سرطان که به سراغش آمده بود مى‏گفت: قرار شده پس از بازگشت به تهران، دوستان اتاقى در شمیرانات که هواى بهترى دارد اجاره کنند تا بروم و در آنجا که هواى مناسب‌ترى دارد این کارها را به جایى برسانم، آقا، این نهج البلاغه عجب دریایى است، از نوجوانى و جوانى با این کتاب انس داشته‏ام. اما گویا تفسیر ایشان بر نهج البلاغه تا خطبه 185 (متجاوز از حدود یک سوم نهج البلاغه) بیشتر ادامه نیافت و نا تمام ماند، البته در سال‌هاى پایانى حیات دنیوى موفق گردید این کتاب گران سنگ را بطور کامل ترجمه کند.
وفات: استاد محمدتقی جعفری فیلسوف و اندیشمند بزرگ دنیای اسلام، 25 آبان سال 1377 در سن 73 سالگی، در اثر سکته مغزی در یکی از بیمارستان‌های لندن به دیار باقی شتافت.پیکر این عالم فرزانه در جوار امام رضا × به خاک سپرده شد.
10. 12. 2. 1. حجت الاسلام محمد دشتى & (1380- 1330 ﻫ. ش)
ولادت: در سال 1330 در روستاى بزرگى بنام «آزادمون» از توابع شهرستان محمود آباد (درکنار دریاى خزر) متولد شدند.
تحصیلات: در سن پنج سالگى که تازه اولین دبستان در روستاى یاد شده ساخته شد با اصرار فراوان وارد کلاس اول شدند. تا ششم ابتدائى در همان روستاى آزادمون ادامه تحصیل دادند.
در سال 1342 با پیشنهاد بزرگان روستا و علاقه شدید به علوم حوزوى به حوزه علمیه آمل وارد شده و در مسجد امام حسن عسگرى ‏× که یکى از مساجد قدیمى شهر آمل است و با دستور امام عسگرى‏ × ساخته شد و جاذبه معنوى خاصى دارد، به فراگیرى علوم ابتدائى حوزه پرداخت.
ایشان در سال 1343 وارد حوزه علمیه قم شده، در مدرسه حضرت آیه الله العظمى گلپایگانى مشغول به درس شدند.
اساتید: آیه الله مشکینى، آیه الله جوادى آملى، آیه الله مکارم شیرازى، آیه الله العظمى میرزا هاشم آملى، حضرت آیه الله حسن زاده آملى، آیه الله محمدى گیلانى، آیه الله حقى، شهید مفتح، آیه الله سبحانى، شهید محمد مصطفوى کرمانى
تألیفات درباره نهج البلاغه: مجموعه آشنائى با نهج ‏البلاغه، شناخت نهج ‏البلاغه، اطلاعات مقدماتى نهج‏البلاغه، کلیدهاى شناسائى نهج‏البلاغه، روش‏هاى تحقیق در نهج ‏البلاغه، طرح‏هاى آموزشى نهج‏البلاغه، اسناد و مدارک نهج‏البلاغه، روات و محدثین نهج‏البلاغه، شرح آموزشى نهج ‏البلاغه «3 جلد»، فهرست شروح نهج ‏البلاغه «3 جلد»، شعر شاعران در نهج‏ البلاغه «2 جلد»، فرهنگ واژه‏هاى معادل نهج ‏البلاغه، فرهنگ موضوعات کلى نهج‏ البلاغه، فرهنگ معارف کلى نهج ‏البلاغه «2 جلد»، فرهنگ لغات نهج ‏البلاغه، المعجم المفهرس لالفاظ نهج‏ البلاغه، شرح و تفسیر نهج ‏البلاغه 3 جلدى، فهرست شروح نهج ‏البلاغه 3 جلدى، سیره عملى حضرت امیرالمؤمنین ‏× 15 جلدى، دروس آموزشى نهج ‏البلاغه 3 جلدى، روش تحقیق و برداشت از نهج ‏البلاغه 2 جلدى، اخلاق نظامى در نهج ‏البلاغه 1 جلدى، تئوری‌هاى مدیریت از دیدگاه نهج‏ البلاغه، باورهاى جاودانه در نهج ‏البلاغه 1 جلدى، اصول پنجگانه اعتقادى در نهج ‏البلاغه 1 جلدى، امام على الگوى کامل انسانیت 1 جلدى، آئین دوست‏یابى در نهج‏ البلاغه، ارزش‌هاى اخلاقى در نهج ‏البلاغه، اخلاق اجتماعى در نهج ‏البلاغه، جوان و ارزش‌هاى انسانى در نهج ‏البلاغه، جاذبه و دافعه در نهج‏ البلاغه، حق و باطل در نهج ‏البلاغه، دوستى دوستان در نهج ‏البلاغه، تربیت در نهج ‏البلاغه، واقعیت‏نگرى در نهج‏ البلاغه، نظارت مردمى در نهج ‏البلاغه، پیام استقامت امام در نهج ‏البلاغه، نوجوانى و ارزش‌ها از دیدگاه نهج ‏البلاغه، اخلاق نوجوانى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، مسئولیت‌هاى جوانى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، جوان و سازندگى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، شناخت دوران جوانى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، پسران و آینده سازى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، دختران و آینده سازى از دیدگاه نهج ‏البلاغه، راه مقابله با مشکلات جوانى از دیدگاه نهج ‏البلاغه

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.