حسابداری اصولا از تفاوت درآمد فروش کالاها یا خدمات با هزینههای لازم برای انجام دادن این فروش به دست میآید).
2- سود حسابداری بر مبنای فرض دورهی زمانی، به عنوان یک امر بدیهی قرار دارد و به عملکرد مالی شرکت در طی یک دورهی زمانی مفروض یا مشخص اشاره دارد.
3- سود حسابداری که بر مبنای اصل تحقق درآمد قرار دارد، ایجاب میکند تا درآمد تعریف شود، آن را اندازهگیری و ثبت نمود.
4- سود حسابداری ایجاب میکند که بهای جاری را بر حسب بهای تاریخی اندازهگیری کرد، یعنی باید اصل بهای تاریخی را به صورت دقیق رعایت نمود.
5- سود حسابداری ایجاب میکند که درآمدهای تحقق یافتهی دوره، در رابطه با هزینههای مربوط، مناسب یا ذیربط مورد توجه قرار گیرند. از این رو سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارد.
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورتهای مالی است که در نوشتههای مختلف کاربردهای متفاوت دارد. معمولا سود به عنوان مبنایی برای محاسبهی مالیات، عاملی برای تدوین سیاست پرداخت سود تقسیمی، راهنمایی برای سرمایهگذاری و تصمیمگیری و عاملی برای پیشبینی به تصور در میآید. سود به عنوان یک ابزار یا وسیلهی پیشبینیکننده، افراد را در امر پیشبینی سودها و رویدادهای اقتصادی آینده یاری میدهد. در واقع ثابت شده است که برای پیشبینی مقادیر سود میتوان از مقادیر سود در گذشته (بر مبنای بهای تاریخی و ارزش جاری) استفاده کرد. سود شامل نتیجههای «عملیاتی یا سود عادی» و نتیجههای «غیرعملیاتی ناشی از رویدادهای غیرمترقبه» میشود، که مجموع آنها برابر است با سود خالص. فرض بر این است که سود عادی امری جاری و مستمر است؛ ولی سود و زیان غیرعملیاتی ناشی از رویدادهای غیر مترقبه چنین نیست. نتیجهی پژوهشها نشان میدهد که برای پیشبینی سود آینده، سود عادی یا جاری نسبت به سود خالص برتری دارد. از آن جا که چنین دستآوردهایی بدان معنی است که رفتار سود خالص جنبهی غیرعادی دارد و از نظر تصمیمگیری برای سرمایهگذاری نمیتواند مفید باشد، بنابراین معقول است از معیاری از سود استفاده شود که به پیشبینیهای دقیق بینجامد. به بیان دیگر، شاید نیاز به توانایی در امر پیشبینی سالم از سود هموارسازی قابل توجیه باشد و هدف مدیریت در چنین اقدامی آن باشد که به استفاده کنندگان صورتهای مالی خارج از سازمان شکلی موجه از روند سود، در طول زمان ارائه نماید. هموارسازی سود یعنی کاستن آگاهانه از نوسانهای سود و رساندن آن به سطحی که برای یک شرکت عادی باشد. تعریف مزبور بدین معنی است که بین تعداد زیادی رویهی حسابداری و معیارهای اندازهگیری یکی را انتخاب کرد تا رفتار نوسانی سود حسابداری به حداقل برسد. تمایل به افزایش قابل اتکا بودن روش پیشبینی در مورد سود و کاهش ریسکی که بر اعداد و ارقام حسابداری سایه میافکند این انگیزه را ایجاد میکند که مدیریت به هموار ساختن سود اقدام نماید(بلکویی،1381).
2-2-9-1 سود به عنوان یک معیار سنجش کارایی
عملیات کارآیی یک واحد تجاری بر جریان سود تقسیمی جاری و فرآیند استفاده از سرمایه اثر میگذارد. از این رو همهی دارندگان سهام عادی به کارآیی مدیریت توجه خاص مینمایند. اگر مدیریت کنونی دارای کارآیی لازم نباشد احتمالا سهامداران دست به اقدامات مقتضی بزنند تا در مدیریت شرکت تغییراتی صورت گیرد و یا این که برای افزایش کارآیی مدیریت اقدام به اجرای برنامههایی در زمینهی دادن پاداش یا ایجاد انگیزه در آنها بنمایند. سهامداران بالقوه پیش از سرمایهگذاری در سهام یک شرکت درصدد ارزیابی و قضاوت دربارهی مدیریت آن برمیآیند. در هر یک از اقدامها اقدامی که در جهت ارزیابی کارآیی مدیریت صورت میگیرد به گونهای است که مبنای تصمیمگیریها خواهد شد. هیات استانداردهای حسابداری مالی در استاندارد شمارهی 1 از مفاهیم حسابداری مالی هدف از تعیین کارآیی را بیان کرد. استاندارد مزبور بیانگر این است که: «گزارشات مالی باید دربارهی عملکرد مالی شرکت طی یک دوره، اطلاعاتی ارائه کند» (هندریکسون و ون بردا، 1385).
2-2-9-2 سود به عنوان یک وسیله برای پیشبینی
بیانیهی شمارهی 1 از مفاهیم حسابداری مالی بیانگر این است که سرمایهگذاران، بستانکاران و سایر افراد تمایل دارند که خالص جریانهای نقدی آیندهی شرکت را برآورد کنند، ولی اغلب آنها با استفاده از سود میکوشند قدرت سودآوری شرکت را برآورد نمایند، سودهای آینده را پیشبینی کنند و یا ریسکهای مربوط به سرمایهگذاری در شرکت یا دادن وام به آنها را مورد ارزیابی قرار دهند. ارزش جاری یک شرکت و ارزش یک سهم آن به جریان سود آینده بستگی دارد که از جانب شرکت به سوی سهامداران جریان خواهد یافت. یک سهامدار کنونی، بر اساس این انتظارات نسبت به نگهداری یا فروش سهام تصمیم میگیرد.
دارندگان اوراق قرضه و بستانکاران کوتاهمدت هم به سود آیندهی شرکت توجه خاص مینمایند. هر قدر انتظار به سود شرکت بیشتر باشد، انتظار این که بستانکاران بازده سالانهی خود را دریافت خواهند کرد بیشتر خواهد شد و نیز انتظار این که شرکت بتواند اصل بدهی را در سررسید بازپرداخت نماید، بیشتر خواهد شد.
مشاهدات مستقیم و غیرمستقیم موید این است که سود هر سهم گزارش شده و سود هر سهم پیشبینی شده بر قیمت بازار سهام عادی اثر مستقیم میگذارند و سرمایهگذاران خواستار این اطلاعات هستند، اگرچه فرض بازارهای کارآ براساس این پایه قرار دارد که افراد نمیتوانند در سایهی این اطلاعات بهرهبرداری نمایند. ولی، براساس فرض بازا
رهای کارآی نیمه قوی فرض بر این است که استفاده از محتوای اطلاعاتی سود مورد گزارش بر پایهی واکنش بازار نسبت به این اطلاعات قرار دارد. نتیجهی چندین پژوهش تجربی بیانگر این است که سود هر سهم گزارش شده یا سود هر سهم پیشبینی شده میتوانند به صورت مستقیم بر قیمت بازار سهام عادی اثر بگذارند. همبستگی بین قیمت و سود هر سهم ناقص است. نبودن همبستگی کامل بین این دو تا حدی بدان سبب است که قیمت دربرگیرندهی مجموعهی گستردهتری از اطلاعات است(هندریکسون و ون بردا، 1385).
2-2-10 ویژگیهای پیشبینی سود
1- اثر انتشار پیشبینی، تحقیقات نشان میدهد در محیطهایی که انتشار پیشبینی اختیاری است؛ مدیران هنگامی سود را پیشبینی میکنند که انتظار آنها از عملکرد آیندهی شرکت متفاوت از انتظار سرمایهگذاران باشد. به عبارت دیگر، هنگامی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و بازار وجود دارد.
2- دقت پیشبینی، مدیران هنگامی که تصمیم میگیرند پیشبینی سود منتشر کنند، سطحی از دقت را براساس مقایسهی منافع انتشار پیشبینی دقیق با هزینههای انتشار آن انتخاب میکنند.
3- اثر تکرار پیشبینی، تکرار پیشبینی سود میتواند در واکنش بازار به پیشبینیهای مدیریت نقش ایفا کند. هنگامی که مدیران با ارائهی پیشبینیهای قبلی دقیقتر و مکررتر مشهور شدند؛ واکنش سرمایهگذاران به پیشبینیهای آنها شدیدتر میشود.
4- اثر افق پیشبینی (بلندمدت یا کوتاهمدت)، مدیران میتوانند با افقهای مختلف به ارائهی پیشبینی بپردازند. مدیران ممکن است به صورت بلندمدت پیشبینی کنند تا هزینه سرمایه را کاهش دهند یا پیشبینی کوتاهمدت بدهند تا انتظارات بازار یا تحلیلگران را به سطح قابل قبولی برسانند(رحمانی و همکاران،1391).
2-2-11 نگرانی مدیران در مورد پیشبینی و گزارشهای فصلی سود
پیشبینی سود یک افشای داوطلبانه است و مدیران نگاه قابل توجهی دارند زمانی که این پیشبینیها را منتشر میکنند. آنها به طور مکرر و دقیق افق پیشبینیهایشان را انتخاب میکنند و این انتخابها میتواند بر توانایی بازار در تفسیر پیشبینیها تاثیر بگذارد و پیامدهای پیشبینی در قیمت جاری سهام منعکس میشود. به عبارت دیگر ویژگیهای پیشبینی به سرمایهگذاران کمک میکند تا ارتباط بین پیشبینی و سودهای آتی را بهتر بفهمند و به آنها اجازه میدهد بر اساس آن اوراق بهادار را قیمتگذاری کنند.
نگرانی در مورد نتایج انگیزهی مدیران از گزارش سودهای فصلی در تجارت عادی به نظر میرسد. مخالفان گزارش فصلی ادعا میکنند که پیشبینی مضر است به دلیل فشاری که مدیران برای پیشبینیهایشان متحمل میشوند. زیرا بازار فرض میکند که یک شرکت ضعیف عمل میکند زمانی که پیشبینی از دست رفته است. سرمایهگذاران اعتماد خود را از دست میدهند و مدیران به خاطر ارائهی پیشبینیها زیر فشار شدید هستند. مخالفان همچنین معتقدند که ارائهی سودهای فصلی هدفمند برای مدیران هزینهبر است. هزینهها شامل تلاش هدر رفته برای آمادهسازی پیشبینیها، غفلت از فرصتهای رشد بلندمدت، واکنش بالای سرمایهگذاران به پیشبینیهای از دست رفته، تشویق برای خصوصیسازی شرکتها برای امتناع از فشار در آمادهسازی گزارشها، گمراه کردن از طریق مدیریت سود و فشار مداوم برای به روز کردن اطلاعات منتشر شدهی گذشته است(چوی و همکاران، 2010).
طرفداران گزارشهای فصلی در مقابل اعلام کردند که عدم ادامهی گزارشهای فصلی هدفمند فشار مدیریت را حذف نمیکند زیرا تجزیه و تحلیلهای پیشبینی سود همچنان ادامه خواهد داشت تا این که بر انتظارات سرمایهگذار تاثیر بگذارد. همچنین حذف گزارشهای فصلی توانایی مدیریت را در تصحیح پیشبینیهای نامناسب تحلیلگران کاهش میدهد. چون تقریبا نیمی از شرکتهای جامعه به طور سیستماتیک گزارشهای فصلی را منتشر میکنند و حذف گزارشهای فصلی بر بیشتر شرکتها تاثیر خواهد گذاشت. پیشبینیها ممکن است به دو صورت فصلی یا سالانه باشد، پیشبینیهای فصلی مورد انتقاد قرار گرفتهاند ولی پیشبینیهای سالانه به طور کلی مفید هستند(چوی و همکاران، 2010).
2-2-12 بازده سهام
امروزه اطلاعات مالی، ابزار راهبردی مهمی در تصمیمگیری اقتصادی محسوب میشود و بدون شک کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و بههنگام بودن اطلاعات دارد. در بازارهای مالی، اطلاعات میتوانند به صورت نشانهها، علایم، اخبار وپیشبینیهای مختلف از داخل یا خارج شرکت گزارش و در دسترس سهامداران قرار گیرد و موجب ایجاد واکنش و در نتیجه تغییراتی در قیمت سهام شود. واکنشهای بازار سهام به اطلاعات، متفاوت است. در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و موجب نابهنجاریهایی از جمله افزایش یا کاهش بیش از حد قیمتها میشود. واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، زمانی رخ میدهد که افراد با توجه به اطلاعات جدید، قیمت سهام را بیشتر یا کمتر از ارزش ذاتی آن تعیین میکنند. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی میبرد و به حالت تعادل بر میگردد اما این رفتار اقتصادی، نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار محسوب میشود که شاید بتوان آن را نوعی واکنش منطقی نسبت به عدم اطمینان سرمایهگذاران تلقی کرد. همچنین یکی از اهداف حسابداری فراهم آوردن اطلاعات برای سرمایهگذاران و تحلیلگران برای کمک به آن ها در پیشبینی بازده سهام شرکتها است. بررسی عوامل تعیینکنندهی تغییرات بازده سهام میتواند سبب بهبود تصمیمگیری سرمایهگذاران و تخصیص بهینهی منابع شود. در واقع با مشخص شدن عوامل تعیینکنندهی بازده سهام، ذهنیت سرمایهگذاران در خص
وص عوامل موثر بر تغییرات بازده سهام اصلاح خواهد شد. لذا با عنایت به این که ارزیابی بازده سهام شرکتهای مختلف مهمترین مساله پیشروی سرمایهگذاران در بازار سرمایه محسوب میشود. از مهمترین اقدامات در حوزهی سرمایهگذاری، تخصیص بهینهی منابع و کسب حداکثر بازدهی است. از این رو، پژوهشگران همواره در جستجوی عوامل تاثیرگذار بر بازده سهام هستند. برای تشریح رفتار بازده سهام، از مدلهای مختلفی استفاده )، مدل CAPM شده است؛ از جملهی این مدلها، مدل تک عاملی قیمتگذاری داراییهای سرمایهای12 ( ) ICAPM سه عاملی فاما و فرنچ، مدل آربیتراژ و مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایهای چند دورهای13 ( است. از معروفترین و قدیمیترین این مدلها، مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای است. ولی نتایج پژوهشهای باسو(1997)، فاما و فرنچ(1992)، اسلون(1996) و برادشو(2006) حاکی از این است که متغیرهایی نظیر اندازه، نسبت سود به قیمت سهام، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، اقلام تعهدی و تامین مالی خارجی، بازده سهام را بهتر از مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای نشان میدهد. این موارد

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید