دانلود پایان نامه حقوق با موضوع حقوق کیفری ایران

دانلود پایان نامه

شخصی او وارد آورده است و اکثر افراد جامعه هم به این مسأله اذعان دارند ».
«تردیدی نیست، هنگامی که از «بزهدیده» به طور مطلق سخن گفته میشود این عنوان به فرد اجلای آن یعنی شخص حقیقی که مستقیماً از وقوع جرم صدمه جسمی، مالی معنوی دیده، اطلاق میشود. چرا که به قول علمای اصول «المطلق عند الاطلاق ینصرف الی الفرد الاتم الأکمل»، بنابراین شخص ثالث حقیقی (بزهدیدهی مستقیم) اولین پاسخی است که به پرسش بزه دیده کیست داده میشود، اما سؤال اساسیتر این است که آیا بزهدیده صرفاً منحصر به همین مورد است یا این که جرم میتواند بزهدیدگان دیگری هم داشته باشد؟
آیا هنگامی که جرم تجاوز به عنف علیه یک زن صورت میگیرد تنها همان زن که مستقیماً متحمل درد و رنج جسمی و روحی شده، بزهدیده محسوب میشود و خانواده، همسر، پدر و مادر و فرزندان- حتی به طور غیر مستقیم- از وقوع این بزه متضرر و متأثر نمیشوند؟ آیا هنگامی که در یک محله یا در یک کوچه جرم «ورود غیر مجاز به ملک دیگری» و متعاقباً «قتل عمد» واقع میشود، فقط خود قربانی و اولیاء دم او بزهدیده محسوب میشوند و اعضای دیگر فامیل، بستگان، دوستان و خصوصاً اعضای آن محله و کوچهها دچار هیچ گونه ترس وحشت و ناامنی نشده و به صورت غیرمستقیم بزهدیده به حساب نمیآیند؟
و آیا هنگامی که قواعد اخلاقی و هنجارهای مورد قبول جامعه زیر پا گذاشته میشود، به عنوان مثال در یک جامعهی دینی به مقدسات مذهبی توهین میشود ،چون شخص ثالث حقیقی مستقیماً متحمل خسارت نمیشود، بزهدیدهای وجود ندارد. و آیا اعتراضات شدید اعضای جامعه به این نوع اعمال، در قالب محکوم کردن، تظاهرات و… بدون دلیل صورت میگیرد؟
به نظر میرسد در پاسخ به این سؤالات باید قدری تأمل نمود. زیرا درست است که «بزهدیده» غالباً و معمولاً شخص یا اشخاصی هستند که مستقیماً از وقوع جرمی متحمل ضرر و زیان شدهاند، لکن این حقیقت را نباید نادیده گرفت که در موارد زیادی خانواده، اقوام، بستگان، دوستان، اعضای محله و حتی کل جامعه از وقوع یک جرم متضرر شده و بزهدیده به حساب میآیند، به علاوه در مواردی هم بزهکار، بزهدیده محسوب میشود؛ بنابراین هنگامی که جرمی واقع میشود از چند حالت خارج نیست:
شخص حقیقی بزهدیده است. (بزهدیده مستقیم)
خانواده، اقوام، بستگان و جامعه محلی بزهدیده است. (بزهدیده مرتبط)
جامعه به طور کلی بزهدیده است. (بزهدیده ی غیر مستقیم)
خود بزهکار، بزهدیده است. (بزهدیدهی بزهکار)

بند دوم: خسارت
عنصر دیگر مؤثر در تعریف جرایم بدون بزهدیده، مفهوم ضرر و زیان و یا خسارت است. مسأله خسارت و خسارت زدایی از بزهدیدگان از مهمترین دغدغههای جرمشناسان در دهههای اخیر بوده است، به گونهای که تلاش و اهتمام حقوقدانان، مجریان و متصدیان دستگاه عدالت کیفری از سطوح داخلی فراتر رفته و در سطح منطقهای و بینالمللی منجر به انعقاد اسناد و کنوانسیونهای منطقهای و بینالمللی در زمینهی خسارتزدایی از قربانیان جرم شده است.
اهمیت این مسأله از آنجا ناشی میشود که بزهدیدگی اغلب با ورود ضرر و زیان بر بزهدیده، ملازمه دارد. و جبران خسارت امری ضروری و مورد تأیید عقل و شرع میباشد و اساساً در تهیه و تنظیم یک سیاست جنایی واقعگرا و مؤثر نمیتوان به آن بی اعتنا بود.
به عقیدهی برخی نویسندگان «ضرر در لغت به معنای گزند، نقصان، زیان مقابل نفع است و زیان به معنای خسارت، ضرر و ضد سود میباشد ».
برخی دیگر تعریف مناسبتری ارائه کردهاند: دو کلمه «ضرر» و «زیان» از لحاظ لغوی مترادف یکدیگرند. این دو لغت در قوانین آیین دادرسی کیفری ایران در معنای مترادف به کار رفتهاند. از آنجا که واژهی «خسارت» در فرهنگ لغات فارسی به صورت مشترک برای هر دو، لفظ «ضرر و زیان» استعمال میشود. چنانچه بخواهیم معادلی برای این دو لفظ بیابیم، واژه «خسارت» مناسبتر به نظر میرسد.
در توصیف انواع خسارت، برخی از حقوقدانان معتقدند که خسارت اعم است از خسارت مادی، خسارت معنوی، منافع فوت شده و خسارت جسمانی.
در مورد خسارت مادی، خسارت جسمانی و حتی منافع فائته (منافع ممکنالحصول) بحث چندانی وجود ندارد، اما خسارت معنوی در خصوص این دسته از جرایم قابل بحث است. نویسندگان در تعریف جرایم بدون بزهدیده عدم ورود خسارت به اشخاص ثالث را مطرح کردهاند. در مورد خسارت معنوی ذکر چند نکته حائز اهمیت است.
اول آن که بعضی از جرایم ممکن است علاوه بر خسارت مادی یا خسارت جسمانی، خسارت معنوی هم در پی داشته باشند که این خسارات نه تنها حایز اهمیّت بوده و نباید مورد غفلت واقع شود، بلکه در بسیاری از موارد لطمه به آبرو، آزادی، شهرت، احساسات و عواطف و علایق خانوادگی و … برای بزهدیده دردناکتر و تحمل آن مشکلتر از خسارت مادی است
دوم این که خسارت معنوی مفهوم وسیعی داشته و موارد زیادی را در بر میگیرد و با توجه به آن چه در مورد بزهدیدگان (مستقیم، مرتبط و غیرمستقیم) گفته شد به نظر میرسد کمتر جرمی است که هیچ خسارت مادی، جسمانی یا معنوی در برنداشته و بزهدیدهای از آن متضرر نشود.
سوم این که خسارت معنوی قابل تقویم به پول نبوده و استیفای آن با مشکلاتی مواجه است. البته این مطلب بدین معنی نیست که خسارت معنوی نباید جبران شود، بلکه منظور این است که هیچ غرامت و عوضی نمیتواند لطمهی وارده بر آبرو و حیثیت و عواطف انسان را جبران کند و اگر چیزی به بزهدیده پرداخت شود از باب ترمیم و مرهم نهادن است و نه از باب جبران قطعی آن.
چهارم این که خسارت معنوی ناشی از جرم، طیف وسیعی از افراد را در بر میگیرد و تعداد کسانی که از وقوع جرم متحمل خسارت معنوی میشوند بسیار زیاد است و ضرر و زیان معنوی و صدمات روحی، بسیاری از افراد جامعه را تحت پوشش خود قرار میدهد. بدون تردید اغلب ناظران صحنههای دلخراش جرمهایی چون، قتل عمدی، غارت و هتک ناموس به عنف روحاً ناراحت و متأثر میشوند. حتی مطالعهی اخبار مربوط به جنایات مهم در روزنامهها، مجله‌ها و مشاهده‌ی صحنههای بزه در تلویزیون، و شنیدن وقایع بزههای هولناک از رادیو و سایر رسانههای گروهی آثار روحی و معنوی نامطلوب در خواننده، بیننده و شنونده به جا می‌گذارد. کلیه این افراد از وقوع جرم معناً متضرر میگردند، ولی آیا همهی اینان میتوانند به عنوان مدعی خصوصی ضرر و زیان معنوی را مطالبه کنند؟ بنابراین از لحاظ منطق ساده‌ی عقلی نمیتوان قبول کرد که هر متضرر معنوی و هر متحمل صدمات روحی بتواند مدعی خصوصی باشد، زیرا در این صورت تعداد مدعیان خصوصی یک جرم بیش از حد تصور خواهد بود. و بسیاری از افراد جامعه امکان خواهند یافت تا خود را متضرر از جرم قلمداد کنند، بنابراین باید قلمرو آن محدودتر باشد. با این وجود همانگونه که تحمل خسارت معنوی از سوی افراد بیشمار مجوز مطالبهی خسارت از جانب آنان نیست، عدم جواز مطالبهی خسارت معنوی از جانب افراد بیشمار و نیز، به معنای عدم تضرر معنوی آنان از جرم نیست، بلکه علی رغم فقدان حق مطالبه خسارت، آنان درعالم واقع، هم چنان متضرر محسوب میشوند.

بند سوم: رضایت
عنصر دیگری که از تعاریف ارائه شده در مورد جرایم بدون بزهدیده استنباط میشود، عنصر رضایت است. در این جرایم، وجود رضایت طرفهای درگیر در جرم بسیار مهم است تا جایی که بعضی از صاحبنظران به جای اصطلاح «جرایم بدون بزهدیده»، «جرایم توأم با رضایت» را به کار میگیرند.
در شرح مفهوم رضایت آوردهاند: رضایت عبارت است از اجازه و اذن آگاهانه و توأم با آزادی شخصی جهت انجام عملی علیه او، مانند تجاوز به سلامت و جان و یا مال و حیثیت او.
مطلبی که باید به آن اشاره کرد این است که آیا اساساً رضایت به ارتکاب جرم- به فرض وجود رضایت کامل- معتبر است یا خیر؟
آیا در صورتی که جرم منافی عفت با رضایت مجنی علیه به عمل آمده باشد، این رضایت میتواند در مسئولیت مرتکب مؤثر باشد؟
در پاسخ این سؤال باید گفت از نظر منطقی، تقصیر و مسئولیت جزایی در صورتی میتواند منتفی باشد که مجازات صرفاً برای حفظ منافع خصوصی تشریع و تأسیس شده باشد، زیرا در این صورت با وجود انصراف ذینفع از علاقه و حق خود، موردی برای تعقیب و مجازات متجاوز وجود ندارد. اما به طوری که میدانیم غرض از تأسیس و تشریع مجازات حفظ نظم، منافع و حقوق عمومی متضرر اصلی است نه بزهدیده. بنابراین اصولاً رضایت منجی علیه در تقصیر و مسئولیت کیفری تأثیری ندارد.
از آن چه که تاکنون در بررسی و مطالعه واژههای سه گانه «بزهدیده»، «خسارت» و «رضایت» گفته شد، به دست میآید که:
اولاً: در مورد رضایت باید توجه داشت که صرف نظر از این که بسیاری از جرایم تحت عنوان جرایم فاقد بزهدیده، شناخته میشوند. طرفهای درگیر در جرم خصوصاً اطفال، مجانین، معتادان و … رضایت در جرم به معانی واقعی و صحیح وجود ندارد، حتی در صورت وجود رضایت هم نباید این رضایت را معتبر دانست، چون تراضی افراد برای نقض قواعد آمره فاقد اعتبار است، و به نظر میرسد در مورد «جرایم توأم با رضایت» اطلاق عنوان «جرایم فاقد بزهدیده» نوعی مغالطه است و اصطلاح صحیحتر در این موارد، بزهکاری متقابل است. چرا که طرف های جرم متقابلاً هر کدام بزهکار محسوب می شوند.
ثانیاً: با توجه به مفهوم خسارت و انواع آن، مخصوصاً خسارت معنوی که زیان دیدگان بیشتری دارد، این نکته معلوم می شود که جرمی بدون خسارت وجود ندارد. حال این خسارت یا جسمانی است، یا مادی، یا به صورت منافع فائته و یا این که خسارت معنوی است.
ثالثاً: در مورد بزهدیدهها هم ،باید گفت که جرمی بدون «بزهدیده» وجود ندارد زیرا هر جرمی خواه، ناخواه بزهدیده دارد، حال این بزهدیده یا بزهدیدهی مستقیم است یا بزهدیده مرتبط ویا بزهدیده ی غیرمستقیم و یا این که خود بزهکار بزهدیده است. بنابراین جرم «فاقد بزهدیده» وجود ندارد و حتی کسانی هم که این اصطلاح را به کار میبرند، منکر این مطلب نیستند بلکه هنگامی که این اصطلاح را استعمال میکنند، مراد آنها جرایمی است که بزهدیدهی مستقیم ندارند. بنابراین به نظر میرسد حتی از دید کسانی که معتقد به وجود چنین جرایمی هستند هم ،عنوان (victimless crime) صحیح نبوده و باید اصطلاح ) crimes without direct victim) را به کار ببرند.
رابعا: با توجه به مطالب طرح شده، روشن شد که عنوان «جرایم فاقد بزهدیده» اصولاً صحیح نیست که بتوان تعریفی از آن ارائه کرد و حتی کسانی که اصطلاح جرایم بدون بزهدیده را به کار میبرند، معنای حقیقی آن را در نظر ندارند، بلکه مراد آنها «جرایم بدون بزه مستقیم» است. در مورد تعریف «جرایم فاقد بزهدیده مستقیم» هم که مراد اصلی محققان از استعمال عنوان (victimless crimes) است؛ و در این نوشتار نیز مراد از جرایم بدون بزهدیده، همان جرایم بدون بزهدیدهی مستقیم است.

گفتار سوم: مصادیق جرایم بدون بزهدیده مستقیم و آثار جرمشناختی آن
مصادیق جرایم فاقد بزهدیده در نظامهای حقوق کیفری کشورهای مختلف، برحسب تلقی آنها از جرایم بدون بزهدیده و نیز مبانی جرمانگاری و جرمانگاری بعضی از اعمال در قوانین جزایی آنها متفاوت است. در این مبحث به بیان مصادیق جرایم بدون بزهدیده در حقوق ایران پرداخته و سپس آثار جرمشناختی این جرایم مطرح خواهد شد.

بند اول: مصادیق جرایم بدون بزهدیده در حقوق کیفری ایران
ارائهی سیاههی کامل از مصادیق جرایم بدون بزهدیده، به طور کلی، آسان نیست زیرا مظاهر چنین جرایمی به عنصر زمان، از یک سو و به عنصر مکان، یعنی فرهنگ، باورها و ارزشهای اجتماعی هر جامعه، از سوی دیگر بستگی دارد.
جرم شناسان به اقتضای تحولات اجتماعی فرهنگی در کشورهای غربی تحقق بزههای بدون بزهدیده را در یک دستهبندی کلی، در زمینهی اخلاق (مثلاً انداختن جنین در دورههای خاصی از بارداری یا بعضی از روابط نامشروع و …)، شیوهی زندگی، بهداشت، سلامت و رفاه افراد (ولگردی، استعمال مواد مخدر، مشروبات الکلی، خودزنی و…) و سر انجام در زمینه‌ی دارائی افراد (قمار، ربا، بخت آزمائی و…) میدانند.

یکی از حقوقدانان مصادیق جرایم بدون بزهدیده را در حقوق کیفری ایران به شرحی که در جدول زیر مشاهده میشود، آوردهاند.

جرایم جنسی
(جرای علیه نسل و کیان خانواده) جرایم مذهبی
(جرایم علیه مذهب و عقل) جرایم علیه نظم عمومی
زنا ارتداد -ولگردی
لواط سابّ النبی -تکدی گری
مساحقه توهین به مقدسات کلاشی
روابط نامشروع
(غیرزنا) تظاهر به عمل حرام اعتیاد به مواد مخدر
قوادی دایر کردن مراکز فساد و فحشا
هرزه نگاری مقررات راجع به استفاده از کمربند ایمنی و کلاه ایمنی
تفخیذ شرب خمر تخلفات رانندگی
بوسیدن از روی شهوت استعمال علنی مشروبات الکلی حمل اسلحه و مواد منفجره
برهنه قرار گرفتن دو نفر زیر یک پوشش خرید،حمل یا نگهداری مشروبات الکلی ربا
بی حجابی و بد حجابی زنان دایر کردن محل برای شرب خمر قمار بازی و فعالیت های مربوط به آن
دایرکردن مراکز فساد و فحشا
هرزه نگاری
جرایم علیه محیط زیست

لازم به ذکر است که به اعتقاد ایشان جرم بدون بزهدیده، اصولاً وجود ندارد و استعمال این عنوان به صورت مطلق صحیح نیست. بنابراین عنوان جدول مذکور را «فهرست جرایم توأم با رضایت» و یا جرایم بدون بزهدیده مستقیم مینامیم. با نگاهی به جدول مذکور این مطلب قابل استنباط است که جرایم بدون بزهدیدهی مستقیم به طور کلی طیف گستردهای از جرایم حقاللهی را شامل میشوند که با توجه به تصریح قانون، اغلب در زمره ی جرایم غیر قابل گذشت میباشند. لذا بیبزهدیده(مستقیم) بودن خصوصیت مشترک جرایم حقاللهی است که سیاست بزهپوشی بر این دسته از جرایم اعمال میشود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم: آثار جرمشناسی جرایم بدون بزهدیده
یکی از بارزترین آثار این دسته از جرایم، بالا بودن نرخ رقم سیاه در این جرایم نسبت به جرایم متعارف (بزهدیدهدار) است. به موجب نظریهی ارجاع یا اعلام در آمار جنایی، جرایمی که در آمارهای پلیس ثبت میشوند معمولاً به یکی از این دو معیار پاسخ میدهند: معیار نخست، آشکارا و قابل رؤیت بودن جرم، از گذر چگونگی ارتکاب و آثار آن است. چرا که نمود و آثار بیرونی جرم، احراز آن را آسان میکند؛ معیار دوم، قابلیت گزارش جرم، یعنی میزان فراوانی موارد اعلام جرم توسط بزهدیده به پلیس است. بدین ترتیب نرخ گزارش جرایم ارتکابی متعارف (بزهدیدهدار) به پلیس بسیار بالاتر از نرخ بزههای بیبزهدیده است.
هزینه اعمال مجازات نسبت به رفتارهای کم اهمیت و منحرفانهی جرمانگاری شده و به طورکلی برخی از جرایم بدون بزهدیده نیز، بسیار بیشتر از آثار مثبت و بازدارنده آنهاست. به کارگیری رویکردهای صرفاً کیفری و مداخلهی عوامل و نهادهای مختلف عدالت کیفری پیامدها و هزینههای روانی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و … برای مرتکبان به دنبال دارد. و بدینسان، خود را با خوردن برچسب مجرمانه به خاطر عدول از محدودیتهای ممنوعهی قانونی به دلیل تصورات کلیشهای که نسبت به او در جامعه وجود دارد و محرومیتهای زیادی که به طور رسمی و غیررسمی بر او اعمال میشود، «نقش» و «قالب» یک فرد بزهکار را میپذیرد و به سمت ارتکاب جرایم جدید تمایل پیدا میکند.
چه بسا اعمال تدابیر و راهکارهای غیرکیفری کارآیی بیشتر و به هر حال پیامدهای منفی کمتری برای مرتکبان آنها به دنبال داشته باشد.
از سوی دیگر، سرکوبی کیفری این قبیل رفتارها از منظر جامعهشناسی جنایی، منجر به شکلگیری زمینهی ایجاد و گسترش خرده فرهنگها و محیطهای منحرفانهی خاص و گروه‌های زیرزمینی میشود که افراد با الحاق و ورود به آنها، به نوعی همبستگی فرهنگی درون گروهی برای توجیه اعمال و رفتارهای مجرمانه و منحرفانه خود که بزهدیدگان آنها نیز عمدتاً خودشان هستند دست مییابند. و بدینسان مأموریت کارگزاران کنترل اجتماعی را با مشکل جدی روبرو میکنند.
شکلگیری و رشد اشکال مختلف جرم سازمان یافته یا سازمان یافته شدن ارتکاب جرم نیز از پیامدهای جرمشناختی بزههای بدون بزهدیده محسوب میشود. جاذبههای مادی و سودآوری بعضی از جرایم

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید