پدیده های مختلف جغرافیایی و اقلیمی قرار دارد که اساسا برخاسته از طبیعت منطه است .وجود ارتفاعات در مجاورت کویر وجلگه های حاصلخیز از جمله این پدیده هاست که به طور مختصر مورد بررسی قرار خواهد گرفت .
جداشدن بخش خلیل آباد از شهرستان کاشمر در سال ۱۳۸۲ طبق مصوبه دیگر هیئت دولت وتبدیل آن به شهرستان خلیل آباد از تغییراتی است که در مرزهای ادرای شهرستان رخ داده است. تقسیمات کشوری کنونی شهرستان به شرح زیر می باشد :
جدول شماره ۴-۷ : تقسیمات کشوری شهرستان کاشمر
دهستان
شهر
بخش
شهر مرکزی
شهرستان
بالا ولایت
کاشمر
مرکزی
کاشمر
کاشمر
پایین ولایت
بررود
کوه سرخ
کوهسرخ
برکوه
تکاب
ماخذ : مرکز آمار ایران
۴-۴-۲ . مروری بر پیشینه تاریخی منطقه
بررسیهای متون به جای مانده –چه در مقیاس کشور ،چه در مقیاس جهان-ومطالعات میدانی در کشور در زمینه چگونگی شکل گیری کانونهای زیستی – به معنای عام کلمه – وشهر- به معنای اخص کلمه –چند عامل اصلی را روشن می سازد، عواملی که در وادی امر بسیار بدیهی به نظر می رسند ودر بسیاری موارد یایکی بردیگری برتری داده می شود ویا اصلا یک یا دوعامل نادیده انگاشته می شوند. حال آنکه پژوهشها نشان می دهند که حاصل وبرآیند این عوامل است که در مکانی مشخص است به فضا معنا بخشیده وآن را به نماد وبیان نمادین تبدیل کرده اند، برآیند این عوامل شکل راساخته وشکل های متفاوت بنا به – محتوای خویش – بافت کالبدی وشالوده فضایی شهر یا کانون زیستی را پی افکنده اند .واین بافت وآن شالوده به محض برپاگشتن، مفاهیمی مضاعف یافته اند ، مفاهیمی که به هنگام تکوین با خود حمل نمی کردند، بلکه پس از آن ودر رابطه با انسان وفعالیتهایش، انسان وامیالش، انسان وبیم هایش آنها را بازیافته اند.(حبیبی،۳:۱۳۸۵)
نظر به اهمیت گذشته تاریخی وبهم پیوستگی مناطق مجاور در گذشته های دور ونزدیک کانون های زیستی درتئوری راهنمای این پژوهش وبادر نظر گرفتن این امر که بررسی تاریخ همواره راهنمای ما در پیش بینی های آینده خواهد بود این قسمت را از گذشته تاریخی منطقه مورد نظر آغاز می کنیم .
شهرستان کاشمر به عنوان منطقه کانونی مورد بحث ما که دیر زمانی با نام “ترشیز” شناخته می شد امروز در قالب ۳ شهرستان کاشمر،بردسکن و خلیل آباد ظاهرگردیده است .درطول تاریخ چند هزار ساله خود نامها واسامی گوناگونی را به خود گرفته است .که با توجه هدف اصلی تحقیق به معروف ترین آنها اشاره خواهیم کرد :
کشمر : این نام که به صورت های «کیشمر،کشمر،کشمار و کاشمر» نیز ذکر شده ،قدیمیترین نامی است که از بخشی از ناحیه ی مورد بحث ما،در متون قدیم به چشم می خورد .جایگاه تاریخی این شهر،با موقعیت جغرافیایی روستایی که هم اکنون با همین نام ،با برج رفیعی به قدمت حدود نه قرن،در حدود ده کیلومتری شرق شهرستان بردسکن قرار دارد ،مطابقت می کند.نام باستانی واصلی شهر بی تردید کشمر است .»(سعادتمند،۱۳۸۷،۱۰)
پشت : «اما پشت که به تعریب بشت هم نوشته شده است .ظاهرا به کل سرزمینی اطلاق می شده است که در ماورای ارضی نیشابور یا سبزوار واقع می شده است.»(بارتولد۱۳۵۸،۱۳۸) یاقوت حموی میگوید : بشت به ضم، شهری است از نواحی نیشابور .وگفته شده است وجه تسمیه آن برای این است که بشت مثل پشت است برای نیشابور .اعتقاد براین است که به اعتبار وضعیت اقتصادی اجتماعی منطقه ترشیز انبار غله ی بوده است برای جنوب نیشابور .اما چنین به نظر می رسد که بست نامی باشد بسیار قدیمی ومثلا بعد از کشمر،شهر یا ناحیه را به این نام می خوانده اند .»(خسروی۱۳۷۰،۱۹)
ترشیز : متداول ترین نامی است که در متون تاریخی به کار رفته است .پیرامون وجه تسمیه ترشیز نیز،نظرات مختلفی ابراز شده است .بعضی از محققان آن را به فتح«ت»، به معنای آبنوس آورده اند .
گروهی دیگر معتقدند بدان سبب که زرتشت از زادگاه خود – شیز در آذربایجان – به این ناحیه آمد ودر اینجا درخت سروی بهشتی کاشت وآتشکده بنیاد نهاد،آن را ترشیز- به معنی «شیزنو»- نام نهادند .
اما دکتر پاریزی را نظر دیگری است. وی احتمال می دهد با توجه به آبی که در گذشته به سمت ترشیز می آمده ودر مقسمی به شش قسمت تقسیم می شده است ،نام این شهر را نخست «شش تراز» وبعد «ترازشش» گذاشته اند ،سپس با تغییراتی به شکل «ترشیز» درآمده است .
سلطانیه ترشیز : در پی یورش تیمور لنگ وتخریب ترشیز کهن در سال ۷۸۴ ه.ق محل اصلی وقدیمی ترشیز که گمان می رود در محدوده روستاهای فیروزآباد وعبدل آباد شهرآباد کنونی واقع در شهرستان بردسکن باشد ،رها شد وساکنان آن یا تبعید شدند یا به روستا هاوشهرهای همجوار کوچ کردند .از جمله جماعتی از آنان به ناحیه ی «سوسفد » ترشیز واقع در ضلع شرقی شهر کاشمر فعلی مهاجرت کردند. بخشی ازاین قصبه که بعدها به همت شاه اسماعیل صفوی آباد گردید، به “سلطانیه یا سلطان آباد ترشیز” تغییر نام داد .
بارتولد می نویسد : در آن دوره ،کلمه ی ترشیز به تمام بلوک اطلاق می شد وخودشهر گاهی سلطان آباد نامیده می شد. نکته حائز اهمیت این است که از حدود یکصد واندی سال پیش وبه ویژه با گسترش این شهر به سمت جنوب وشکل گیری محله نو، به تدریج واژه ی سلطانیه منحصر به بخش قدیم شهر شد وبخش تازه ساز آن، ترشیز نامیده شد .
کاشمر : در تاریخ۸/۵/۱۳۱۳ ه.ش نام شهر،از ترشیز به کاشمر تغییر یافت .از آن پس،این شهر مدتی درحوزه تقسیمات گناباد قرار گرفت. سپس در سال ۱۳۲۲ جزوشهرستان تربت حیدریه شد. بالاخره در سال ۱۳۲۵ه.ش به شهرستان ارتقا یافت .
شهرستان کاشمر تا پیش از جدایی شهرستان های بردسکن وخلیل آباد از آن، به صورت یک ناحیه بزرگ مشتمل بر بلوک سابق ترشیز بوده است .لیکن پس از آن،محدود به قسمتی از مناطق ترشیز کهن شده وبخش اصلی ونام بردار ترشیز – یعنی مرکزیت ترشیز باستان وآبادی مشهور کشمر- در قلمرو شهرستان بردسکن واقع شده است.
با توجه به مطالب بالا می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که کاشمر واژه ای نیست که مخلوق عصر پهلوی یا حتی قرون معاصر باشد ، بلکه نامی است که حداقل نهصد سال پیش توسط معزی _ شاعرمعروف اواخر قرن پنجم واوایل قرن ششم هجری _ مورداستفاده قرار گرفته است .از این رو به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی تغییر نام این شهر از ترشیز به کاشمر در عصر رضاخان ،تاکید وی بر پیشینه کهن واحیای هویت ملی وبومی منطقه ،با یادآوری سرو معروف کشمر بوده است .
در انتهای این بحث می توان اینگونه نتیجه گیری گرد که برمبنی تحقیقات انجام شده ،تاریخ وتمدن ترشیز بسیار کهن تر از آن است که در کتاب های تاریخی، ثبت وضبط گردیده است مع الوصف، پیشینه تاریخ مضبوط ما به کشمر برمی گردد که با افول آن شهر، ترشیز کهن در محدوده روستاهای فیروزآباد وعبدل آباد کنونی(درحدود ۳۰ کیلومتری جنوب بردسکن) رونق یافت آنگاه پس از تخریب های مکرر که آخرین آن به دست تیمور صورت گرفت، شهر ترشیز رها شده، ده ها سال بعد، سلطان آباد- واقع در حدود ۵۰ کیلومتری شهرقدیم ترشیز-رونق گرفت وبه یاد شهر قدیم ترشیز،بدین نام نامیده شد. نام این شهر در ۱۳۱۳ه.ش به کاشمر تغییر یافت. درحدود شش دهه بعد، یعنی در سال ۱۳۷۴ ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در سال۱۳۸۲ ه.ش نیز بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد.۱۱۲
منطقه ترشیز را به هر نامی که بخوانیم ،به هرحال سرزمینی است که هزاران سال را پشت سر نهاده وسوانح بسیاری را به خود دیده است .
۴-۴-۳ . موقعیت جغرافیایی ترشیز
مطابق معلومات محققان مناطق ترشیز ونیشابور در عهد پارت ها(۲۴۰ق.م-۲۲۴م)از نواحی حاصل خیز ایران به شمار می رفته اند. از آنجا که فرمانروایی پارتی (اشکانی) نسبت به حاکمان پیش از خود یعنی سلوکیان،اهمیت به مراتب بیشتری برای دین زرتشت قائل بودند .سروکشمر وآتشگاه آن را که یادگار زرتشت محسوب می شدند،مورد توجه قرار دادند. به استناد کتیبه پایکلی ،در عهد ساسانیان نیز کشمر جزو محدوده خراسان به شمار می رفت.
همانطور که گفتیم در عصرپارت ها ترشیز و نیشابور در زمره ایالت پارت محسوب می شدند. ودر عهد ساسانیان کشمر جزو محدوده خراسان محسوب می شده است .در توضیح واژه ی بست به عنوان یکی از نام های تاریخی منطقه نیز یادآور شدیم که از منطقه ترشیز همواره به عنوان یکی از مناطق پشتیبان نیشابور یاد می شده است .
درمورد جایگاه جغرافیایی منطقه در سده های نخستین اسلامی باید گفت بر مبنای نوشتار جغرافیدانان بزرگ این سده همچون مقدسی واصطخری، منطقه مورد مطالعه ما که بانام ترشیز شناخته می شود، در گذشته های دور جزو ولایت خراسان بزرگ بوده است. اما پس از اینکه قهستان به عنوان استان بزرگ جنوب شرق ایران به معنای امروزی، مشتمل بر کلان شهرهایی همچون نیشابور تشکیل شد، ترشیز نیز در قامت شهری صاحب نام در قلمرو آن ولایت قرار گرفت .
شواهد تاریخی چنین می نماید که حدود جغرافیایی شهر ترشیز قرون وسطی با ترشیز قرون معاصرهمخوانی ندارد.زیرا ترشیز کهن که جغرافیدانان چندی همچون اصطخری جایگاهش را در یک منزلی باختر(غرب)کندر مشخص کرده اند .با ترشیز معاصر که در خاور(شرق) کندر واقع است ،مطابقت ندارد. ترشیز که پیش از سیطره ی بی چون وچرای اسماعیلیان ،از مناطق تابع نیشابور محسوب می شد، با توسعه قدرت اسماعیلیان در قهستان ونواحی همجوار، درتقسیم بندی های بعدی، از توابع قهستان محسوب گردید .۱۱۳
لسترنج نیز که حدود یکصدوسی سال پیش از این – در حد فاصل سالهای ۱۸۷۷ تا۱۸۸۰ میلادی – از این مناطق دیدن کرده است ،در کتاب خود به نام «جغرافیای تاریخی سرزمین های شرقی» می نویسد :«امروز ولایتی به نام ترشیز وجود دارد،ولی شهری به این اسم نیست .نام شهر کوچک کندر هنوز در نقشه دیده می شود وبا استناد به گفته اصطخری که شهر ترشیز را در یک منزلی باختر کندر دانسته،باید محل ترشیز در همان خرابه های نزدیک دهکده کنونی عبدل آباد باشد .به هرحال شهر ترشیز قرون وسطی با سلطان آبادامروزی که کرسی ولایت ترشیز است .مطابق نیست.زیراسلطان آباد، در خاور کندر است .»(لسترنج ۱۳۴۶،۳۷۹)
«پس از آنکه خراسان به تصرف اعراب درآمد، تازمانی که سلسله های ایرانی درتاریخ بعد از اسلام ظاهر می شوند،سرداران سپاه مسلمانان همچنان خراسان را دراختیار دارند وآنگاه که نوبت به طاهریان وصفاریان وسامانیان می رسد بخصوص، خراسان در قلمرو امیران ایرانی قرارمی گیرد . ترشیز نیز جزء خراسان و در طول دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری دست به دست می گشته است.
طبق نقشه ی موجود در سرزمین های خلافت شرقی از قهستان وخراسان، ترشیز در جنوب غربی کندر قرار گرفته است، جاییکه اکنون تقریبا “فیروز آباد” درهمان جا واقع شده است .شاید دائره المعارف

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید