دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره ».

دانلود پایان نامه

ن در احادیث و روایات و نیز سیرهی عملی آنها، بر اصلاح بزهکار از طرق غیر قضایی است. قرآن مجید در حالی که گناهکاران را مورد خطاب قرار میدهد، بدون دعوت و دلالت آنها بر افشای سرّ و باطن خود برای دیگران، ایشان را به توبه و انابه به درگاه الهی و پشیمانی و ندامت از عملکرد خود، دعوت کرده و به آنها وعدهی آمرزش و مغفرت از سوی ذات باری تعالی میدهد.
در آیهی 8 سورهی تحریم میخوانیم:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید به درگاه خدا توبه کنید توبهای از روی اخلاص، باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهایی داخل کند که در آن نهرها جاری است ».
در آیهی 54 سورهی انعام آمده است:
«چون ایمان آورندگان به آیات ما نزد تو آمدند، بگو سلام بر شما، خدا بر خویش مقرر کرده که شما را رحمت کند، زیرا هر کس از شما که از روی نادانی کار بدی کند، آن گاه توبه کند و نیکوکار شود و بداند که خدا آمرزنده و مهربان است ».
در آیهی 135 سورهی آل عمران نیز نسبت به همهی گناهان وعدهی پذیرش توبه داده شده است و در خصوص یکی از صفات پرهیزکاران آمده است:
«و آن کسانی که چون مرتکب کاری زشت شوند یا به خود ستمی کنند خدا را یاد میکنند و برای گناهان خویش آمرزش میخواهند، کیست جز خدا که گناهان را بیامرزد و چون به زشتی گناه آگاهند در آنچه میکردند اصرار نمیورزند ».
در آیهی 39 سورهی مائده چنین آمده است:
«اما آن کسی که پس از ستم کردن توبه کند و جبران نماید، خدا توبهی او را میپذیرد، خداوند آمرزنده و مهربان است ».
درست است که انسان برخوردار از فطرت و عقل است و ادراکات فطری انسان تا حدی خیر و شر امور را به او مینمایاند. اما شهوات و خواهشهای نفسانی که با محرکهای محیطی و وسوسههای شیطانی تقویت میشود، ادراکات فطری و اکتسابی او را تحتالشعاع قرار میدهد و انسان را به سمت انحراف و خطا میکشاند. به بیان دیگر، اعمال مجرمانه اعمالی هستند که انسان از روی جهالت انجام میدهد؛ جهالت گاه به مفهوم نادانی و گاه به مفهوم غلبهی هوی و هوس و شهوات بر عقل و ادراکات عقلی انسان است. شاهد آن این است که پس از ارتکاب جرم و فروکش شدن شهوات، پشیمانی وجود انسان را در برمیگیرد. البته مجرمان حرفهای معمولاً اعمالشان نه از روی جهالت، که از روی لجاجت است. ولی تعداد اینان به مراتب کمتر از مجرمان اتفاقی است. در هر حال از آنجا که ارتکاب جرم به سبب چنین ساختار و سرشتی در انسان است، باید راه بازگشت او را نیز فراهم ساخت. این راه باید راهی برخاسته از فطرت و منطبق با ضمیر انسان باشد، به گونهای که همچنان که فرد در اثر غلبهی هوی و هوس با ارادهی خویش رفتار مجرمانه را برگزید، حال با ندامت و پشیمانی از عمل خویش راه جبران آن را تدارک ببیند و این البته نیازمند مساعدت و کمک الهی است. خداوند هم باید راه توبه را فرا روی انسان قرار دهد و در اعماق ضمیر او خواستگاههای آن را فراهم آورد و توبه پذیر نیز باشد.
این مسأله یعنی پاک شدن فرد توبه کننده باعث میشود که فرد هویت مجرمانهای برای خویش نسازد. بنابراین از آثار روانی توبه میتوان به جلوگیری از شکل گرفتن هویت مجرمانه اشاره فرمود. معمولاً از جمله اموری که مانع بازگشت مجرمان به زندگی سالم و بدون جرم میشود گذشتهی پر از رفتار مجرمانهی آنها است. آنها با ملاحظهی گذشته خویش، از این که بتوانند زندگی سالمی را در پیش گیرند، خود را عاجز میبینند. به بیان دیگر، احساس ضعف و ناتوانی مجرمین در بازگشت به زندگی عادی نه به دلیل آن است که خود نمیخواهند، بلکه به این سبب است که با توجه به گذشتهی خویش، آن را غیر ممکن میدانند. خداوند متعال برای این که این ضعف زایل گردد از سویی وعده به عفو گناهان و جرایم گذشته داده است و از سویی دیگر وعده داده است که آن گناهان و بدیها را به نیکیها تبدیل سازد.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که:
«خداوند از بندگان فریب خوردهاش، توابین (بسیار توبهکنندگان) را دوست دارد. » این روایت را تصریح متون اسلامی بر این که توبه کننده محبوب خداست، محبوبی که خداوند چشم انتظار اوست، میدانند.
«خداوند متعال از توبهی بندهاش از کسی که زاد و توشهاش را در شب ظلمانی گم کرده باشد و آن را بیابد، بیشتر خوشحال میشود »

مبحث سوم: راهکارهای پیشگیری از برچسبزدن

به منظور جلوگیری از برچسب زدن به افراد، راهکارهایی در نظر گرفته شده است که در این قسمت، مورد بررسی قرار میگیرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار اول: بزهپوشی
علاوه بر ترغیب شخص خطاکار به پوشیدن خطا، مردم و حاکم (قاضی) نیز مشمول این امر قرار میگیرند.

«متون دینی و اخلاقی اسلامی آکنده است از نواهی تکلیفی و تنزیهی که مردم را از تجسس، غیبت کردن، عیبجویی و افشای اسرار یکدیگر باز میدارد؛ تا آنجا که شهود ارتکاب بخشی از جرایم، که فاقد جنبهی عمومی هستند، از اداء شهادت بازداشته شدهاند. در مقابل مؤمنان توصیه شدهاند اعمال یکدیگر را حمل بر صحّت نمایند ».
دولت مردان و قضات از نهی از افشای سرّ مردم مستثنا نیستند و آنها نیز مشمول دستور و توصیه به ستر عیوب و خطایای مردم میباشند. امام علی (ع) در نامهی خود خطاب به مالک اشتر فرمودهاند:
«دورترین و منفورترین مردم نزد تو باید کسانی باشند که بیشتر به دنبال عیوب مردم هستند، چرا که مردم را عیوبی است که حاکم سزاوارترین کس به پوشاندن آن عیوب است. به دنبال کشف خطاهایی که از تو پنهان مانده، نباش. پس تا میتوانی زشتیهای مردم را بپوشان تا خدا زشتیهای تو را که دوست میداری از مردم مستور بماند، بپوشاند ».
امام صادق (ع) در زمینهی ترغیب و پوشاندن خطا فرمودهاند:
« بر حاکم است که سه چیز را در بارهی عام و خاص اجرا کند: پاداش به نیکوکاران، تا رغبت به انجام عمل نیک در او بیشتر شود. پوشاندن گناه خطا کار، تا توبه کند و از گناه بازگردد و ایجاد الفت میان همگان به وسیلهی احسان کردن و انصاف به خرج دادن ».
بنابراین بزهپوشی به لحاظ جنبههای اخلاقی و مصالح اجتماعی در سیاست جنایی اسلام دارای اهمیت است و بر اساس آن تلاش میشود جرایم و زشتیهای مردم تا آن جا که ممکن است مخفی باشد و از افشا و پیگیری آنها خودداری گردد. با این وجود سیاست بزهپوشی فقط در مورد بزهکاران اتفاقی قابل اعمال بوده، معروفین به شرارت و مجرمین حرفهای را شامل نمیشود. به علاوه در مواردی که نهانسازی جرم، مستلزم تضییع مصالح اهم و از بین رفتن حقوق بزه دیدگان و انحراف از مسیر درست ادارهی جامعه باشد، مخفی کردن زشتیها و جرایم، جایز نمیباشد. لذا در مبحث بعد به شرح مفهوم لغوی و اصطلاحی این سیاست پرداخته می شود.

گفتار دوم: منع تجسس

یکی از راه حلهای کنترلی، منع تجسس در زندگی افراد جامعه و برچسب زدن به آنهاست.
«معنای تجسس آن است که بندگان خدا را زیر پردهی ستّاریت پروردگار رها نکنی و پرده از روی کار آنان برداری و آنچه را که خداوند پوشیده داشته است، آشکار کنی که این کار وسیلهی کسب اطلاع از امور مخفی و پرده برداشتن از روی اسرارشان میشود و در نتیجه آنچه بر تو پوشیده بود، آشکار میگردد که اگر مخفی بود دل و دینت سالمتر میماند ».
خداوند حکیم در قرآن کریم در مورد این عمل ناپسند در ضمن منع از گناهان دیگر می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید از گمان فراوان بپرهیزید. زیرا پارهای از گمانها در حد گناه است و در کارهای یکدیگر تجسس نکنید و غیبت یکدیگر را مکنید. آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهی خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت و از خدا بترسید، زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است ».
از اصول حاکم در جامعهی اسلامی که همگان لازم است بدان پایبند باشند، امنیت فردی و اجتماعی است. برهمزدن امنیت در جامعه از جهت قانونی، جرم و به دیدهی شرع از گناهان بزرگ به شمار میآید، چنانکه وارد شدن در حریم خصوصی و خانوادگی افراد (مگر در موارد خاص) خلاف شرع است، از این رو از هرگونه اختلال یا خدشهدار شدن اصل امنیت در اسلام نهی شده است.
پیامبر(ص) نیز فرمودند: «لا تتبعوا اعثرات المسلمین، فإنّه من تتبع عثرات المسلمین، تتبع الله عثرته و من تتبع الله عثرته یفضحه»
لغزشهای دیگران را دنبال نکنید، هر که لغزشهای مسلمانان را پیگیرد، خدا هم لغزش‌های او را تعقیب میکند و خدا لغزشها و خطاهای هر که را آشکار کند، رسوا خواهد شد.

گفتار سوم: عفو
از جمله راهکارهای اسلام به منظور پیشگیری از پیامدهای منفی واکنش جزایی، عفو است. عفو در لغت به معنای بخشش، گذشت، آمرزش، ترک کردن مجازات گناهکار در حال قدرت و ساقط کردن مجازات به کار رفته است. معنای اصطلاحی فقهی و حقوقی آن نیز بسیار نزدیک به معنای لغوی آن است.
عفو مستحب و مورد ترغیب و تأکید شارع است. خداوند متعال در قرآن کریم تأکید زیادی بر عفو نموده و پیامبر(ص) مسلمانان را به عفو و گذشت از جرایم و خطاهای یکدیگر توصیه کرده است.
«عفو و بخشش پیشه کن و به نیکیها دعوت نما و از جاهلان روی گردان ».
«از آنان درگذر و چشمپوشی کن زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد ».
«و بخشیدن شما به پرهیزگاری نزدیکتر است ».
در روایات نیز عفو و گذشت از ارزش و جایگاه برجستهای برخوردار است. چنانکه پیامبر (ص) میفرمایند:
«بر شما باد عفو و بخشش، زیرا گذشت بر عزت بندگان خدا میافزاید .»
عفو از جمله مکارم اخلاقی و از صفات الهی است و خداوند دوست دارد که بندگانش نیز از این خصلت برخوردار باشند. ویژگی انسان نیز این است که هر چند در معرض خطا و لغزش است، عفو و گذشت و رأفت نسبت به خویش را دوست دارد. از این ویژگی باید استفاده کرد و آن را نسبت به همنوعان نیز تعمیم داد.
گاه تأثیر اصلاحی و بازدارندگی عفو بیشتر از مجازات است. مجازات حتی اگر عادلانه باشد، معمولاً برای مجرم بسیار گران و سخت تمام میشود و نوعی نفرت و کینه در او نسبت به بزهدیده و جامعه پدید میآورد و این خود علاوه بر این که مایهی انقطاع و بریدگی مجرم از جامعه میشود، میتواند در وقوع جرایم بعدی نیز مؤثر باشد، در حالی که عفو به جهت آن که نوعی امتنان و رحمت نسبت به مجرم است، از سویی مایهی عزت و سربلندی بزهدیده نزد مجرم است و از سوی دیگر، عفو به تداوم حضور و ارتباط مؤثر جامعه و مجرم کمک میکند و تنفر از حکومت را نیز در ذهن مجرم ایجاد نمیکند، بلکه حاکمان را به چشم انسانهایی رئوف و رحیم مینگرد.
عفو علاوه بر آثاری که برای مرتکب جرم دارد، خود عفو کننده را هم در شمار محسنین و پرهیزکاران قرار میدهد و عفو انسان باعث میشود که خدا هم خطاهای انسان را عفو کند. به طور کلی عفو اثر اصلاحی هم برای عفو کننده و هم عفو شونده دارد.

گفتار چهارم: میانجیگری و اصلاح ذاتالبین
از جمله راهکارهای اصلاحی و غیر کیفری اسلام، میانجیگری و اصلاح ذاتالبین است که در مورد اختلافات بین آحاد مردم وجود دارد. این راهکار در هر دو سیستم حقوق مدنی و کیفری پذیرفته شده است. میانجیگر ممکن است قاضی یا کارگزاران او و یا آحاد اجتماع باشند. در هر صورت میانجیگری برای آشتی بین طرفین نزاع و نوعی قضازدایی است.
اصلاح ذاتالبین به معنای پا در میان نهادن شخص ثالث و اختلاف بین دو نفر را به صلح و سازش ختم کردن، از دستورات اکید اسلام است که در آیات و روایات متعددی به آن پرداخته شده است. خداوند، در قرآن مجید به دفعات مسلمانان را به اصلاح بین خود توصیه و سفارش به مسامحه کرده و صلح را برتر و بهتر معرفی کرده است.
قرآن کریم در آیهی اول سورهی انفال همراه دستور به تقوای الهی به صراحت دستور به اصلاح ذاتالبین میدهد:
«از خدا بترسید و اختلاف بین خودتان را اصلاح و آشتی دهید… »
در جای دیگر خداوند در صورت ایجاد جنگ و نزاع بین دو گروه از مؤمنان، دستور آشتی دادن آن دو گروه را میدهد:
«هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ بپردازند، میانشان آشتی افکنید… ».
«این حکم اختصاص به جنگ ندارد و مورد غیر جنگی را نیز در بر میگیرد و شامل هر نوع درگیری و منازعه میشود. بدیهی است اصلاح و آشتی دادن در صورتی است که دو طرف نزاع، تمایل به صلح و آشتی داشته باشند. اما اگر یکی از دو گروه خواهان صلح و آشتی نباشد و بر گروه دیگری تجاوز کند، در این صورت چارهای نیست جز این که جلوی ظلم و تجاوز گروه متجاوز گرفته شود ».
و در اینجاست که قرآن کریم میفرماید:
«… اگر یکی از آن دو به گروه دیگر تجاوز نمود با گروه متجاوز بجنگد تا به فرمان خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، میانشان صلحی عادلانه برقرار کنید و عدالت ورزید که خدا عادلان را دوست دارد ».
یعنی ایجاد صلح و آشتی باید در سایهی عدالت و بازگرداندن حق هر کس به او صورت گیرد و همراه با جبران و ترمیم خسارتهای وارده باشد قرآن کریم در ادامه میفرمایند:
«هر آینه مؤمنان برادران یکدیگرند، میان برادرانتان آشتی برقرار کنید و از خدا بترسید، باشد که بر شما رحمت آرد ».
«مسألهی اصلاح ذاتالبین از چنان اهمیّتی در قرآن کریم برخوردار است که در چندین مورد قضیهی اصلاح و لزوم آشتی دادن افراد باعث تغییر حکم بعضی اعمال شده است و به عبارتی دلیل لزوم اصلاح ذاتالبین بر دلیل حرمت آن اعمال حکومت دارد و حکم اصلاح ذاتالبین در آن موارد بر حکم حرمت آن اعمال پیشی میگیرد و حکم آن عمل تغییر میکند ».
«قرآن کریم در مورد نجوا و سخنان در گوشی در حضور جمع، از یک سو نجوا را از ناحیهی شیطان معرفی میکند و از سوی دیگر میفرماید که در بسیاری از سخنان در گوشی خیر و سودی نیست. در عین حال اگر نجوا در کار نیک و تقوا باشد و برای توصیه به کمک به دیگران یا انجام کار نیک یا اصلاح میان مردم باشد و کسی در جهت خشنودی خداوند چنین کند، پاداش بزرگی نزد او خواهد داشت. بنابراین در صورتی که بخواهد در جهت اصلاح ذاتالبین باشد، نه تنها ممنوع نیست، بلکه ممدوح نیز است ».
اصلاح ذاتالبین باعث رفع کشمکشها و دشمنیها و کینهها است. دشمنی، کشمکش و کینهتوزی در جامعه موجب گسستگی و عدم انسجام جامعه است. به همین علت از بین بردن کینه، خصومت و منازعه، یعنی اصلاح بین طرفهای اختلاف از چنان اهمیّتی برخوردار است که در مواقعی برتر از نماز و روزه میشود.
تمامی این موارد، نشان دهندهی میزان اهمیتی است که در اسلام به رفع خصومت و حل اختلاف مردم خارج از دایرهی قانون و قضا داده شده است. ساز و کار اصلاح ذاتالبین عمومیت دارد و شامل کلیهی موارد اختلاف اعم از امور حقوقی و امور کیفری میشود. پس زمانی که شخصی به شخص دیگر تعدی و تجاوز میکند، یعنی در اختلاف کیفری نیز، افراد جامعهی اسلامی موظفند بین ستم دیده یعنی بزه دیده و متجاوز، یعنی بزهکار از طریق گفتگو و مذاکره، صلح و آشتی برقرار کنند. وقتی بین بزه دیده و بزهکار صلح و آشتی برقرار میشود، بزهکار خود را فردی مطرود از جامعه نمییابد احساس همبستگی با جامعهی اطراف خود میکند که همین امر باعث پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم به وسیلهی او میشود.
میانجیگری و اصلاح ذاتالبین بر مبنای این اندیشهی اسلامی استوار است که آحاد جامعهی اسلامی در حقیقت برادران دینی یکدیگرند و مجرم یک همنوع و برادر دینی است که مرتکب خطا و اشتباهی شده است. ارتکاب جرم توسط مجرم، او را از این امتیاز اجتماعی محروم نمیکند و همهی افراد جامعه ضمن این که موظفند در برابر خطای او واکنش نشان دهند، نمیتوانند او را از خود ندانند. سیاست جنایی اسلام بر این منوال است که از طریق غیرحکومتی و غیرکیفری و به شیوهی دوستانه، اختلافات پدید آمده در روابط آحاد اجتماع اسلامی در اثر جرم را جبران میکند. اصلاح ذاتالبین، فرصتی برای ترمیم این روابط مخدوش شده است و در این فرآیند، حکومت و جامعه و بزهدیده و بزهکار سهیم هستند. در واقع فرآیند اصلاح ذاتالبین به مفهوم پذیرش شخصیت انسانی مجرم به عنوان عضوی از جامعه و عدم پذیرش رفتار زیانبار اوست. بر این اساس از سویی بین شخصیت مجرم و رفتار مجرمانهی او تمایز به وجود میآید و از سویی دیگر در این مصالحه، نقشی نیز

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید