در بازارهای جهانی

دانلود پایان نامه

قانون اساسی ج آذربایجان در ادامه بخش دوم به موضوع ازدواج و تشکیل خانواده و حقوق زن و مرد می‌پردازد و در اصل34 دیدگاههای کلی خود را در این زمینه بیان می‌کند که: «عقد نکاح بر اساس رضایت قلبی بسته می‌شود و با زور نمی‌توان کسی را زن یا شوهر داد» بند 3 اضافه می کند: ازدواج و خانواده در حمایت دولت است. نسبت‌های پدری، ‌مادری و فرزندی بر اساس قانون حمایت می‌شود و دولت وظیفه کمک به خانواده‌های پراولاد را بر عهده دارد.» بند 4 می‌افزاید: «حقوق زن و شوهر با هم برابر است و اهتمام به امور فرزندان و تربیت آنها هم از حقوق والدین است و هم دین آنها محسوب می‌شود» اکثر بندهای مورد اشاره اصل 34 درباره نکاح و خانواده کلیاتی مستند که معمولاً در قوانین کشورهای مختلف آورده می‌شوند. جمله اول بند 4 نشان‌دهنده آنست که واضعان قانون اساسی علی رغم مسلمان و شیعه بودن صرفاً به آموزه‌های حقوقی غرب توجه داشته و قوانین و مقررات اسلامی در این خصوص را مدنظر قرار داده‌اند.
4-7 . اقلیت های قومی
در اصل 44 قانون اساسی اعلام شده است که که تمام افراد حق حفظ ملیت و اقلیت قومی مربوط به خود را دارند و نمی توان کسی را از تغییر ملیت یا قومیت خود محروم ساخت . این اصل در زمینه حفظ ملیت و قومیت افراد کلی گویی نموده و حدو حدود فعالیت اقلیت های قومی را چندان روشن نساخته است. اما تحمل پذیری دولت آذربایجان در قبال اقدامات قانونی اقوام مختلف مخصوصا تالشها در تضادی آشکار با اصل 44 است .
4-8. ‌دین وآزادی بیان
آزادی فکر و عقیده از دیگر مباحث مهم و اساسی فرهنگی و اجتماعی است که ماده 47 قانون اساسی آذربایجان بدان اختصاص یافته است. این اصل در 3 بند به این موضوع پرداخته و چهارچوب موردنظر دولت و حکومت را ترسیم کرده است که هرکسی آزادی فکر و بیان داشته و هیچ‌کس را نمی‌توان به ابراز عقیده خود یا روی‌گردانی از فکر و اندیشه‌اش مجبور کرد و به تبلیغات و تشویقاتی که سبب احیاء دشمنی و عداوت در سطح ملی، دینی و اجتماعی شود اجازه داده نخواهد شد. بند 3 حکم تبصره‌ای را دارد که در ظاهر بصورت منطقی و در راستای دفاع از وحدت ملی، محدودیتی را برای ابراز عقیده و فکر قائل شده، خطر قرمز این مسئله را ترسیم کرده است ولی در واقع بهانه‌ای برای برخورد و سرکوب هرگونه فکر و عقیده مخالف به حساب می‌آید. آنچه امروزه در عرصه‌های مختلف فکری،‌ فرهنگی اجتماعی و سیاسی این کشور از قبیل؛ سرکوب احزاب و گروههای اسلامی اتفاق می‌افتد در واقع تفسیر به رأی بند 3 این ماده است و دولت آذربایجان بصورت گسترده‌ای از آن سوء استفاده می‌نماید .
اصل 48 قانون اساسی جمهوری آذربایجان در ادامه و امتداد اصل 47 به موضوع دین (اعتقادات و مراسم دینی) می‌پردازد و در بند 2 و3 و4 اشاره می‌کند که:هرکس حق نگرش مستقل به دین، اعتقاد به هر دینی بصورت فردی و یا جمعی، عدم اعتقاد به هیچ دینی و همچنین بیان و انتشار اعتقاد دینی خود را دارد.» و «انجام مراسم دینی در صورتی که قواعد و انضباط اجتماعی را برهم بزند و یا در ضدیت با اخلاق عمومی نباشد آزاد است.» و «عقیده و اعتقاد دینی موجب برائت برهم زدن حقوق جمعی نمی‌شود.» همچنانچه ملاحظه می‌شود نه تنها از اسلام و مذهب تشیع به عنوان مذهب اکثریت مردم اسمی به میان نیاورده بلکه با بیان اینکه عدم اعتقاد به هیچ دینی آزاد است؛ بی‌دینی را تجویز وتائید می کند. بندهای 3 و 4 این اصل نیز در حقیقت تبصره‌هایی هستند که مجوز هرگونه برخورد با مراسم و اعتقادات دینی را علیرغم صراحت بند 2 این اصل داده‌اند.
4-9. رسانه های جمعی
در اصل 50 «به آزادی رسانه‌های جمعی تضمین داده می شود و سانسور دولتی در وسائل ارتباط جمعی از جمله مطبوعات ممنوع است.» در سطح رسانه‌های دولتی سانسور امری عادی و رایج است و بصورت چشم‌گیری اعمال می‌شود این محدودیت در عرصه رسانه‌های غیردولتی کم است، واکثر مطبوعات و رسانه‌های غیردولتی نیز وابسته به چهره‌های دولتی هستند.
4-10. مکانیزم کنترل اجرای قانون اساسی
در اصل 130 دیوان قانون اساسی کشور وظیفه کنترل اجرا ،عدم مغایرت مصوبات، تفسیر قانون اساسی، مطابقت قوانین موضوعه ،احکام رئیس جمهور و دستورات هیات دولت وتطبیق فعالیتهای شهرداری و نیز مطابقت معاهدات بین الدولی منعقده را به عهده دارد .
در مجموع قانون اساسی جمهوری آذربایجان بر اصل لائیک و سکولارسیم استوار شده و از این جهت چشم بسته خود را به تفکر غرب که اسارتها و انحرافات زیادی را دامنگیر بشر عصر حاضر کرده ، نشان داده است. میان برخی از مواد قانون اساسی این کشور به شکل بارزی تضاد و تناقض وجود دارد نمونه روشن آن تاکید بر اختیار،‌ آزادی و حقوق شهروندی از یک طرف و سلب آزادی و اختیار خادمان دینی از نامزدی در انتخابات از سوی دیگر است.
5. ارتش جمهوری آذربایجان
جمهوری های شوروی سابق از داشتن ارتش مستقل محروم بودند اما در اواخر فروپاشی شوروی حوادث مختلف موجب تشکیل تدریجی ارتش شد. با شروع درگیریها در منطقه قره باغ واحدهای نظامی ویژه تشکیل شد. در جمهوری آذربایجان سپاه چهارم اتحاد شوروی و بخش نظامی ماورای قفقاز ، نیروهای پدافند هوایی و نیروی دریایی اتحاد شوروری فعالیت داشتند.
نخستین گام برای ایجاد ارتش مستقل جمهوری آذربایجان در 3 سپتامبر 1991 تحت عنوان ایجاد
نیروی های دفاع از جمهوری آذربایجان عملی شد. پیش از آن نیز در اوایل ماه اوت 1991 افسران آذری در یک اقدام محدود با هدف ایجاد ارتش مستقل اقداماتی انجام داده بودند. در 9 اکتبر 1991 پارلمان جمهوری آذربایجان قانونی را درباره تشکیل ارتش مستقل جمهوری آذربایجان تصویب کرد که بر اساس آن مردان 18 تا 25سال باید به 18ماه خدمت اعزام می شدند یا به عنوان افراد قراردادی3 سال در ارتش خدمت می کردند . زنان 18 تا 35 سال نیز می توانستند به صورت داوطلبانه و قراردادی در ارتش خدمت کنند . براساس این قانون درجه و رتبه تمام افسرانی که در ارتش شوروی سابق خدمت کرده و به ارتش آذربایجان منتقل می شدند حفظ و تضمین شد و شورای دفاع نیز با تقویت وزارت دفاع منحل شد.
بعد از توافق نامه آتش بس 1994 بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان، گام هایی برای تجدید ساختار ارتش در تامین تجهیزات نظامی برداشته شد. تا سال 1998 ارتش تجدید ساختار خود را ادامه داد و از شمار نیروهای داوطلب کاسته و زمینه استخدام دائم را فراهم کرد. نفرات ارتش تا سال1999 به55600 نفرکاهش وبا تشکیل سپاه سوم ارتش زمینه توسعه تشکیلاتی واحدهای نظامی فراهم شد. نظام پدافند هوایی به طور قابل ملاحظه ای توسعه یافت.
نیروی دریایی جمهوری آذربایجان دارای 2 هزار نفر نیرو است و پایگاه عمده آنها در بندر باکو مستقر هستند.این نیرو را افسران کارآزموده شده در ارتش شوروی سابق فرماندهی می کنند. نیروی دریایی آذربایجان دارای شناورهایی مانند کشتی های ویژه جنگ درسطح دریا ،‌ فری گیت ،‌کشتی های گشت ساحلی، کشتی موشک انداز، مین روب و‌ هاورکرافت های زمینی- دریایی و واحدهای مایسکلانوس از ناوگان اتحاد شوروی سابق برجای مانده اند. نفرات ذخیره نظامی قابل فراخوان آذربایجان حدود 600000 نفر برآورد می شوند.این افراد خدمت نظام وظیفه خود را در واحد های نظامی ارتش اتحاد شوروی سپری کرده اند.بودجه نظامی آذربایجان در سال 1992 میلادی 125 میلیون دلار بود در شرایطی که هزینه های نظامی در عمل سه برابر شد.در سال 1993 این رقم به 128 میلیون دلار و در سال 1994 به 132 میلیون دلار رسید.هزینه های نظامی در 1995 میلادی به کمترین میزان یعنی 109میلیون دلار رسید و در سال 1996 به 125 میلیون دلار و در سال 1997 به میزان 133 میلیون دلار و در سال 1998 به 146 میلیون و در سال 1999 مبلغ بودجه 195 میلیون دلار بود.این رقم در حالی هزینه شد که شمار نفرات ارتش آذربایجان حدود 72 هزار نفر می باشد. برای سال 2000میلادی بودجه دفاع آذربایجان203 میلیون دلار بود. « بعداز افزایش قیمتهای نفت در بازارهای جهانی شاهد رشد صدها درصدی بودجه این کشور در چند سال گذشته بودیم . بودجه نظامی این کشور در سال میلادی 2008 به یک میلیارد و 206میلیون منات معادل حدود یک و نیم میلیارد دلار رسید ولی در سال 2009 کاهش 10.3% داشت. زاهد اروج اف عضو کمیسیون امنیت و دفاع پارلمان جمهوری بودجه نظامی سال آینده این کشور را یک میلیارد و 115میلیون منات اعلام کردند»
5-2.ساختار کلی نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان
کلیه نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان اعم از وزارت دفاع، وزارت اطلاعات ، وزارت کشور و مرزبانی کل آذربایجان زیر نظر رئیس جمهوری وفرمانده کل نیروهای مسلح می باشد. وزیر دفاع از طریق رئیس جمهوری به این سمت می رسد و در حال حاضر سپهبد صفر ابی اف از سال 1995 میلادی با انتصاب حیدر علی اف به این سمت منصوب شده است. ستاد مشترک ارتش وکلیه نیروهای سه گانه هوایی، زمینی ودریایی جمهوری آذربایجان زیر نظر وزیر دفاع می باشد.
ارتش بر اساس الگوی سازمانی شوروی سابق اداره می شود و در صدد است که خود را با الگوی ارتشهای غربی مخصوصا با معیارهای ناتو و استانداردهای نظامی این سازمان آرام آرام همسان کند در ارتش ستاد و فرماندهی نیروی زمینی ارتش وجود ندارد بلکه سپاهها ی پنج گانه مستقیما زیر نظر وزیر دفاع بوده و عزل نصب آنها بر عهده وزیر دفاع می باشد .
گسترش نیروی زمینی ارتش بر اساس خطوط مقدم این کشور در مقابل ارامنه شکل گرفته و بغیر از سپاه چهارم که ماموریت آن صرفا حفاظت از پایتخت می باشد بقیه سپاهها در خطوط مقدم پدافندی می باشد.استعداد نیروی انسانی ارتش آذربایجان در حدود 72000 نفر می باشد که در بعضی منابع تا 000/100 نفر نیز بیان شده واین کشور در زمان بحران می تواند نیروی خود را با استفاده از بسیج مردمی به 000/00 3 نفر برساند.استعداد نیروی زمینی در سال 1992 در آغاز جنگ قره باغ در حدود 56000 نفر بود که 49000 نفر آن سرباز بالای 17ماه خدمت بودند. تا سال 1999 میلادی ارتش آذربایجان به همان اندازه بود که بعد از سال 2000 با افزایش نیرو مواجه شد. از سال 2003 اعزام مشمولان به خدمت سربازی از سرعت بیشتری برخوردار شد. هدف از این نام گذاری تشویق جوانان به خدمت سربازی وتشویق نظامیان برای باز پس گیری مناطق قره باغ بود.
5-3. علل شکست آذریها از ارامنه در جنگ قره باغ
1- عدم احساس مالکیت مردم نسبت به اموال با توجه به ماهیت حکومت کمونیستی شوروی
2- عدم ثبات سیاسی و تغییر پیاپی روسای جمهور و بروز بحرانهای سیاسی که در طی این دوره تحول منطقه قره باغ و شهرهای اطراف به تصرف ارامنه در آمد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.