دیدگاه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

(1) انواع و دفعات تعامل جنسی- توصیف تعامل جنسی معمول (به قسمت قبل نگاه کنید)، رضایت از زندگی جنسی؟ نظر درباره احساس شریک جنسی.
(2) اولین تجربه جنسی با همسر- چه موقع؟ تحت چه شرایطی؟ آیا ارضاکننده بود؟ یا مأیوس‌کننده بود؟
(3) ماه‌عسل – شرایط، مدت، لذت‌بخش بوده است یا نه توأم با فعالیت جنسی؟ دفعات؟ مشکلات؟ سازگاری؟
(4) تأثیر حاملگی‌ها و تولد فرزندان بر رابطه جنسی و زناشویی
(5) رابطه جنسی خارج از حیطه زناشویی – تعداد موارد، شریک جنسی؛ وابستگی هیجانی به شریک‌های جنسی خارج از محیط زناشویی؟ احساس نسبت به رابطه جنسی خارج از محیط زناشویی.
(6) خودارضایی پس از ازدواج – دفعات؟ تأثیر بر رابطه جنسی با همسر؟
(7) رابطه جنسی شریک جنسی در خارج از حیطه زناشویی – تأثیر بر مصاحبه‌شونده
(8) رابطه جنسی سه‌نفره یا روابط جنسی متعدد
(9) زمینه‌های تعارض زناشویی (مثل والد بودن، مسائل مالی، تقسیم مسئولیت‌ها، اولویت‌ها)
6. فعالیت جنسی پس از فقدان همسر، جدایی، طلاق – تجرد، ارگاسم در خواب، خودارضایی، عشق‌بازی بدون مقاربت، مقاربت (تعداد شرکای جنسی و ارتباط با آنها)، سایر موارد
7. مسائل خاص
الف) سابقه تجاوز به عنف، زنا با محارم، آزار جسمی یا جنسی
ب) آزار همسر (در حال حاضر)
پ) بیماری مزمن (جسمی یا روانی)
ت) سابقه یا وجود بیماری‌های منتقله از راه جنسی
ث) مشکلات باروری
ج) سقط، به ثمر نرسیدن حاملگی، حاملگی ناخواسته یا غیرقانونی
چ) تعارض هویت جنسی – (مثل دگرجنس‌پنداری، پوشیدن لباس‌های جنس مخالف)
ح) انحرافات جنسی – (مثل یادگارخواهی، چشم‌چرانی، آزارخواهی – آزارگری)
بنا بر عقیده باسون افرادی که تعارضات جنسی ندارند ذاتاً از محرک روانی- جنسی برای برانگیختن امیال جنسی خود به‌منظور افزایش و لذت بردن از تمایلات جنسی خود استفاده می‌کنند.‌این افراد با تمرکز آگاهانه بر ویژگی‌های خوب همسر خود و اغماض ویژگی‌های منفی، ویژگی‌های مثبت را برجسته می‌کنند. به‌طور مثال، ممکن است یک زن افکارش را بر جذابیت و زیبایی همسرش، عشقش به او و یا موفق بودن او متمرکز کند. بعلاوه، افرادی که تعارضات جنسی ندارند درگیر رفتارهایی می‌شوند که کاپلان به آنها ترغیب کردن می‌گوید.‌این رفتارها شامل بیش بینی کردن و خیال‌پردازی نسبت به رابطه جنسی، سکوت و معاشقه،‌ایجاد فضای رمانتیک در اتاق خواب برای نزدیکی جنسی، تدارک برنامه‌های غافل‌کننده برای رابطه جنسی و …، (به‌طور مثال، داشتن ظاهر فیزیکی جذاب و جلوگیری از رفتارهایی که می‌تواند بالقوه رابطه جنسی را خراب کند مانند بهداشت ضعیف، بدرفتاری یا بی‌تفاوتی، یا استفاده بیش‌ازحد از الکل) (کونگانزا و همکاران، 2006).
بروتو بر روی 2000 فرد با اختلال کم‌کاری جنسی کار کرد و تحقیق او به این فرضیه رسید که افرادی که دچار این اختلال هستند ناخودآگاه خود را از تمایلات جنسی خود دور می‌کنند و اساساً دچار سوءتعبیر از محرک‌های جنسی و رابطه جنسی هستند و به دلیل تجربیات کودکی این تمایلات را تداعی‌کننده خطر و آسیب می‌دانند که این سوءتعبیر منتهی به بدتنظیمی ‌میل جنسی و نهایتاً کم‌کاری میل جنسی می‌شود. افراد دچار تعارضات جنسی آگاهانه و یا ناخودآگاه بر خصوصیات منفی شریک همسرشان متمرکز می‌شوند و به‌تبع آن میل جنسی‌شان کاهش می‌یابد. علاوه بر توجه انتخابی به خصوصیات منفی همسر،‌این افراد از مواجهه با محرکات فیزیکی جنسی دوری می‌کنند و از خیال‌پردازی‌های جنسی و یا هر چیزی که ممکن است به‌طور بالقوه توانایی برانگیختن جنسی آنها را داشته باشد اجتناب می‌کنند. به‌طور مثال، یک زن می‌تواند از بوسیدن همسرش امتناع کند، یا فیلم‌هایی با محتوی رابطه جنسی را تماشا نکند. در مقابل افرادی که تعارضات جنسی ندارند، افرادی که تعارضات جنسی دارند وقایع جنسی را ناخوشایند ارزیابی می‌کنند اظهارنظرهای منفی دارند از قبیل اینکه مایع منی چسبنده و کثیف است یا اینکه دوست ندارند سینه‌هایشان لمس شود و … که از تجربه لذت‌بخش آنها می‌کاهد. کاپلان ثابت کرد که این افراد اقدامات و مانورهای بی‌شماری را برای دوری از رابطه جنسی به شکل خودآگاه و ناخودآگاه به کار می‌برند (بروتو، 2011).
طرح‌واره‌های جنسی شخصی، تعمیم‌هایی درباره ویژگی‌های جنسی خود و دیگران است که از تجربیات گذشته افراد ناشی می‌شود که در رفتارهای کنونی آنها بازنمایی می‌شود (برنر و گانزلر، 2012). طبق نظر این محققان، طرح‌واره‌های جنسی در پردازش اطلاعات مربوط به مسائل جنسی و نحوه ابراز و برخورد با هیجانات جنسی تأثیرگذار هستند. (داو و ویدرمن، 2000). طرح‌واره‌های جنسی را به‌عنوان ساختارهای شناختی که بر تفکر و رفتار جنسی مؤثر هستند، مفهوم‌سازی کردند. عقاید شخصی، استانداردها و انتظارات برای رفتار جنسی، اجزای طرح‌واره‌های جنسی هستند. زنان مبتلابه HSDD و سایر ناهنجاری‌های جنسی دیگر شاید از طرح‌واره‌هایی استفاده کنند که واقعی و یا دقیق نیستند. طرح‌واره‌های جنسی می‌توانند دو جنبه مثبت داشته باشند: میل طبیعی به تجربه احساسات هیجانی و رمانتیک و آزادی رفتاری در تجربه جنسی. جوانب منفی طرح‌واره‌های جنسی می‌تواند شامل خجالت یا محافظه‌کاری باشد که به‌عنوان بازدارنده‌های رفتارها و هیجانات جنسی عمل می‌کنند (گروهول، 2014). طرح‌واره‌های جنسی، هم از یادگیری مشاهده‌ای و هم از طریق شرطی‌سازی ایجاد می‌شوند. از دیدگاه شرطی‌سازی تجربه تقویت و یا تنبیه در مواجهه با محرک و پاسخ‌های جنسی می‌تواند زمینه تشکیل طرح‌واره‌های جنسی را فراهم کند. در آینده رفتارهای هم‌خوان با طرح‌واره تقویت شود و رفتاری ناهمخوان با طرح‌واره نادیده گرفته‌شده و تضعیف شوند (ونت و همکاران، 2007). نمونه‌ای از محرک-پاسخ همخوان به طرح‌واره، می‌تواند واکنش جنسی زن به بوسه رمانتیک همسرش برای دعوت به فعالیت جنسی باشد. بوسه و حقیقتی که این فرد همسرش است، برای او طرح‌واره همخوان هستند (یعنی، آنها با استانداردها و انتظارات او از رابطه جنسی سازگارند). بالعکس، غریبه‌ای که با ژستی رمانتیک به همان زن نزدیک می‌شود می‌تواند طرح‌واره‌ای متناسب با افکار، استانداردها، یا توقعات رفتار جنسی زن نباشد؛ بنابراین نادیده گرفته و پس‌زده می‌شود. دیدگاه یادگیری اجتماعی، اصولاً” توسط باندورا ثابت شده است که به نقش تقلید، همانندسازی و یادگیری مشاهده‌ای در خلق طرح‌واره‌های جنسی‌ اشاره می‌کند. به‌طور مثال، افراد اغلب رفتارهای جنسی‌ای که در والدین خود، دوستان یا بازیگران فیلم و تلویزیون مشاهده می‌کنند را تقلید می‌کنند. به نظر می‌رسد رفتار والدین و مراقبان کودک در برابر رفتارهای جنسی کودک در رشد و بلوغ جنسی کودک دختر یا خودآگاهی جنسی نقش مهمی ‌دارد. توأم شدن تجربیات و رفتارهای جنسی با شرم، تحقیر، یا تنبیه، سبب تأثیرگذاری منفی در طرح‌واره‌های جنسی می‌شود و متعاقب آن منجر به ارزیابی‌های منفی نشانه‌های جنسی می‌شوند (بک و همکاران، 1991؛ باسون، 2000). بالعکس، تجارب مثبت منجر به تشکیل نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به روابط جنسی می‌شود (فیرستون، 2004؛ کارواهالو، 2010).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.