دیوان عالی کشور

دانلود پایان نامه

در مورد دادنامه تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهند:
نظر به این که شعب دادگاه عمومی شهرستان قم راجع به اتهام آقای میرسعادت… به ارتکاب قتل عمدی مرحوم محمد… عمل متهم را دفاع مشروع مشروع ندانسته و رای این شعبه از دیوان عالی کشور را نپذیرفته و حکم بر برائت صادر کرده و اصرار در نظریه خود داشته اند و این شعبه دفاع مشروع را محقق نمیداند و انقلاب پرونده را جهت طرح در هیأت عمومی شعب کیفری به دفتر معاونت محترم دیوان عالی کشور ارسال می دارد.
رئیس: جناب آقای آموزگار
برداشتهای مختلفی از این پرونده در ذهن خودشان گرفته اند، علت این برداشتهای مختلف، اختلاف در شهادت شهود و اظهارات اولیه و بعدی متهم در تحقیقات مختلف بوده است، ظاهراً متهم همان حرف اول را زده از باب اینکه هنوز به او تعلیم نکرده اند آن حرف اول درست بوده گفته من زدم او را متوجه نشدم چه طور زدم با چوب زدم بعداً خوب حرفهایش را عوض کرده غافل از این که تعویض سخن در مراحل بعدی بر علیه خودش تمام
میشود اگر از همان اول حرف خودش را صریحاً می زد و می گفت این طور شده پرونده لوث نمی شد یعنی الان با توجه به شهادات مختلف افراد و تضارب آنها پرونده یک مقداری ابهام پیدا کرده است. اما بنده خارج از این حواشی از این که ادعا شد فرض کنید که این آقا تحت کتک بوده یا اینکه ادعا شده آمده در منزل ما با چاقو زد و این ادعا میشود ما فعلاً به حواشی کار نداریم ما می رویم روی اصل متیقن پرونده که مسلم پیش همه است وجود درگیری بین قاتل و مقتول است، این مسلم که مقتول با قاتل درگیر شده است و شکی در آن نیست و استضهار میشود اینجا که مقتول اول متعرض شده یعنی آمده در خانه، از مجموع شهادات و اظهارات همسر متهم و غیر این مقدار استفاده میشود که حداقل مقتول اول آمده فحش داده بعد گفته که دیگر جریان خیلی روشن نیست و این که نزاع در داخل منزل بود این احتمال موجود است اما متقین نیت و یقین ندارد به این مساله با توجه به تضارب شهود مخصوصاً شهود همسایه ایشان که گفت من دیدم آوردمش در بیرون و او را می کشید و زد بر سرش و افراد دیگری… .
ما اگر آنقدر متقین را بگیریم که بگوییم بالاخره فرض کنید که این آقای مقتول به داخل منزل قاتل هم نرفته و در بیرون کوچه درگیر شده اند آنچه مسلم است ، در جیب این آقای مقتول چاقو بوده و در اول گزارش هم این طور آمده است. در گزارش و صورت مجلس مأمورین انتظامی مسئول بخش اورژانس بیمارستان (اوراق 2و3پرونده) به پیدا شدن چاقو اشاره ای نشده است می خواهم عرض کنم این عدم الوجدان هست که لایدّل علی عدم الوجود بالاخره وقتی که پاسگاه میگوید آقا من چاقو را پیدا کردم در پاسگاه موجود است، بقیه به عهده مقامات قضائی است که این چاقو مطالبه میکردند و استناد میکردند به گزارش نیروی انتظامی که حجت است به عنوان ضابط قوه قضائیه مگر خلاف آن ثابت بشود و بر طبق قانون حجیت دارد.
اینها می گویند چاقو در جیب مقتول پیدا شده و در پاسگاه موجود است این یک امر و مؤید این مسأله گواهی پزشکی قانونی است که می گوید قاتل قسمت راست قفسه سینه او و به اندازه یک سانتی متر جراحت با جسم برنده دارد پس این قرینه و این دو مطلب با هم نشان میدهم و توجه به این که اول مقتول رفته درب خانه قاتل نشان دهد که این آقا مهاجم بوده و با چاقو هم حمله کرده است به آن آقا، آن آقا هم چوب گرفته دستش چاقو نبود چوب پیدا کرده دم در حالا داخل خانه بود یا بیرون منزل در مقام دفاع از ناموس خودش و جان خودش که چاقو دیده چوب را بلند کرده زده به او آنچه مسلم است زده به این آقا خودش هم اقرار دارد انکارات بعدی بیخود و بی اثر است اگر همانطور اصرار میکرد به حرف اولش که من دفاع کردم ، دفاع مشروع صحیح بود چون کسی که چاقوی برنده دارد با یک اشاره ممکن است به قلب انسان بزند و انسان را از پا در بیاورد انسان اگر چوب بگیرد به سر او بزند این دفاع مشروع تلقی میشود ودرعرف جامعه.
بنابراین معتقدم که نظر به این که متقین از قضیه ، درگیری شده و چاقو هم نزد مقتول پیدا شده و قاتل هم بواسطه مقتول مجروح شده است مسلم است و مقتول هم بوسیله قاتل با چوب زده شده حسب اقرار اولیه خودش، این مسلم است و بنابراین دفاع، دفاع مشروع است و شعبه محترم 20 دیوان عالی کشور هم در رد حکم دادگاه یک استدلال موجهی نکرده فقط گفته دفاع مشروع نیست و در مقام رد استدلال نکرده است که چرا دفاع مشروع نیست، اگر آدم خود را در میزان قرار دهد اگر یک کسی امروز در خیابان، در منزل با چاقو به ما حمله کرد و ما هیچ چیز نداشته باشیم تصادفاً فرض کنید مثلا در جیبمان از آن کلیدهای سابق و قدیمی در خانه بود در اوردیم و زدیم بر سرش خوب می میرد بالاخره آهن است دفاع مشروع تلقی می شود، پس چگونه باید دفاع کنند پلیس که آن ساعت به داد انسان نمی رسد، بلکه آنهم باشند به عنوان متفرج تماشاچی هستند من دیدم در بعضی حوادث پلیس مأمورین انتظامی می بینند دارد درگیری می شود اصلا هیچ کاری ندارد، جلو نمی روند بنابراین دفاع، دفاع مشروع است و شعبه دیوان هم استدلال متینی در رد شعب دادگاه نکرده است معتقدم رای شعبه دادگاه صحیح است.
رئیس: جناب آقای عروجی
در بدو امر باید عرض کنم که شعبه محترم دیوان عالی کشور کشته شدن محمد توسط متهم را قبول دارد و ظاهراً مجروح شدن متهم توسط مقتول را هم قبول داشتاه باشند یعنی چیزی را که به عنوان دلیل بر رد این قضیه باشد اظهار نکرده اند، در نتیجه یک نحوه درگیری بین متهم و مقتول را خود شعبه محترم دیوان عالی کشور هم قبول دارد. یعنی اکر بنا باشد که ما قتل مقتول را توسط متهم قطعی بدانیم ولی از آن طرف هیچ گونه انگیزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب یا وسیله دیگر بر سر مقتول نداشته باشیم براین مدعا هیچ گونه انگیزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب یا وسیله دیگر بر سر مقتول نداشته باشیم بر این مدعا هیچ گونه انگیزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب یا وسیله دیگر بر سر مقتول نداشته باشیم بر این مدعا هیچ گونه دلیل از شهادت شهود و دیگران ما در پرونده امر نمی بینیم در نتیجه بنظر بنده این قضیه از نظر شعبه محترم دیوان عالی کشور هم قطعی است که یک نحوه درگیری بین متهم و مقتول بوده مجروح شدن متهم هم نشانه این درگیری و این نزاع بین این دو تا است که شعبه محترم اظهارات بعدی متهم را رد کرده اند و اظهارات اولیه ایشان را گرفته اند و این حرف را با انکار بعدش وجه جمعی بین این دو تا ندیده اند و گفته اند و پس؛ از باب دفاع هم نبوده بنظر بنده جای تأمل و دقت است عنایت دارید که معمولاً متهمین در بدو امر و قبل از اینکه آموزش ببینند از رهگذر زندان رفتن ای از رهگذر وکیل و دیگران آموزش ببینند آنچه که واقعیت دارد در بدو امر ما می توانیم از زبان اینها بشنویم، بنظر بنده حرفهای نخستین متهم را بنا بر آنچه که در این گزارش آمده است بنده بخوانم.
می گوید که: بلافاصله از متهم بازجوئی شد و اظهار داشت سه ماه قبل درگیری مختصری با محمد داشته از آن پس او قصد درگیری شدید با من داشته علت این حرف را هم از زبان دیگری هم می توانیم بشنویم در شهادت بعضی از شهود دارد که این آقای متهم هم همان جا خانه داشته یعنی متهم و مقتول هر دو در یک محله در یک کوچه سکونت داشته و این که اگر سه ماه قبل درگیری داشته بعد از 2 ماه مدام در تعقیب قضیه بوده و اینها نشانگر این هست که باید این مقتول در مسیری باشد که بتواند متهم را مدام تعقیب بکند و این حکایت از هم محل بودن دارد که در شهادت بعضی از شهود هم مطرح است بله سه ماه قبل او قصد درگیری شدید با من داشته که خود را دور می کردم تا این که امروز ساعت 4 بعدازظهر وقتی که مقابل منزلم ایستاده بودم همسرم و دو فرزندم نزدیک من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود قصد تعقیب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجدداً برگشت من در حال داخل شدن به منزلم بودم که مرا با چاقو تعقیب و قصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستی داشت با چاقو مرا از ناحیه سینه مجروح کرد من هم برای جلوگیری از ضرب و جرح بیشتر چوب بر داشتم و متوجه نشدم چگونه و به کجای بدن او اصابت کرد در حین درگیری به زمین افتاد که او را به بیمارستان رساندم.
عرض بنده این است که بین این دو نفر (مقتول و متهم) درگیری قطعی و مسلم است و از این که مقتول به در خانه متهم آمده باشد بنابر مجموع قرائن این هم بنظر جای تردید نمی آید از این که مقتول قصد ایجاد درگیری و نزاع با متهم داشته باشد این هم دور از واقعیت بنظر نمی رسد همان متلک گفتن و درگیری سه ماه قبلش و بعضی از قرائن دیگر از جمله اظهارات یک عده از شهود هم می گوید در خانه متهم رفته بوده اینها همه حکایت از این دارد که مقتول به در خانه متهم آمده و قصد درگیری هم داشته است و حرفهای متهم در وهله اول را بنده منتبطق با واقعیت می بینم که این هم چوب را برداشته به سر مقتول زده است اگرچه هیچ گونه نشانه ای از بودن چوب در کوچه نیست و ما از زبان هیچ کس نشنیدیم یعنی هیچ کدام از شهود هم نگفته اند که این چوب کجا بوده این چه شده آیا کسی بلند کرده از صحنه بیرون برده؟ آیا شکسته و خرد شده و از بین رفته؟ آیا خود متهم یا اعضای خانواده اش این چوب را رد کرده اند که دست مأمورین و مسئولین قضایی نیفتد؟ هیچ گونه مطلب و تحقیقی در رابطه با این قضیه ما نمی بینیم ولی حرف اول متهم مطلب و تحقیقی در این قضیه ما نمی بینیم ولی حرف اول متهم دلیل است بر این که چوب دستش بوده و بر سر او زده اما از اینکه ما این درگیری و این چوب زدن را بدون مقدماتش لحاظ کنیم و این را از باب دفاع مشروع نگیریم پس اسمش را چه بگذاریم؟ آیا متهم بر مقتول ابتدائاً حمله کرده؟ آیا متهم بر مقتول ابتدائاً دست انداخته؟ آیا متهم اول چوب دست گرفته بر سر مقتول بزند هیچ کس این حرف را ابتدائاً نزده است، از مجموع قرائن بر می آید که متهم در مقام دفاع از خود بوده و در خانه اش هم مورد ضرب و جرح با چاقوی مقتول قرار گرفته است لذا از نظر بنده دفاعش لاریب فیه است اما اگر دفاع از حد مشروع و قانونی اش بیرون است آن بحث دیگری است ولی در این قسمتش بنده نظریه محاکم را تأیید می کنم و با نظریه شعبه محترم دیوان عالی کشور موافق نیستم.
رئیس: جناب آقای رازی زاده
صحبت هایی تا کنون شده من بعضی از آنها را تأیید می کنم و سعی می کنم خیلی مختصر و به طور خلاصه مطلبی را عرض کنم.
اگرچه چاقو زدن در منزل قاتل (متهم) واقع شده باشد یقیناً دفاع محسوب می گردد. البته با صرف نظر از تعدی و عدم تعدی در دفاع. یعنی با ملاحظه اینکه مقتول با چاقو وارد منزل قاتل گشته پس در این فرض دفاع صدق میگردد و تردیدی در آن نیست همچنان که اگر متهم مقتول را هنگامی که در حال دور شدن و فرار زده باشد از باب دفاع محسوب نمی گردد.
اما روشن نیست، نه از شهادتها می توان کشف کرد و نه اظهارات متهم و مطلعین و گواهان به گونه ای است که بتوان احراز کرد در چه حالی چاقو زده است از سویی هم مسلما مقتول بدون اجازه وارد خانه متهم شده و مقتول نیز با چوب به قتل رسیده است. اگر چنانچه دفاع مشکوک باشد یا اینکه برخی مقدمات آن محرز گشته در اینگونه موارد نمیتوان حکم به قصاص کرد کدام قاضی در این گونه موارد با شرایط این پرونده به صورت جزم و قطع
میتواند حکم به قصاص صادر نماید؟! و به عبارت دیگر دراینجا دفاع موضوعش موجود است اما وجودش مشکوک، بنابراین قصاص منتفی است.
سزاوار بود شعبه دیوان عالی لااقل در رابطه با دفاع توضیح می داد و به گونه ای قاضی را راهنمایی می کرد تا قاضی بعدی تصمیم درستی اتخاذ نماید. به هر حال در تحریرالوسیله جلد اول صفحه 488 مسئله هشت در کتاب دفاع مسئله ای که فتاویه فقهای دیگر نیز مطابق آن میباشد.لو تعدیه عما هوالکافی فی الدفع بنظرهه و واقعاً فهو ضامن الاحوط یعنی اگر در هنگام دفاع تعدی نماید و از مقدار لازم و مورد نیاز تجاوز کند او ضامن است.
اگر در مورد پرونده متهم برای دور کردن مقتول طبق مراتب نهی از منکر یا مراتب دفاع از اول با تهدید و ترساندن و سپس با چاقو زدن به دست یا پا یا جایی که نوعاً کشنده نیست میتوانست به این هدف نایل آید و در اینصورت مسئله ای پیش نمی آمد و قتلی چه بسا رخ نمی داد. ولی هنگام دعوی و نزاع نمیشود نرخ تعیین کرد که تو فقط به اینجا بزن و به جای دیگر مثلا نزن.
در نتیجه من معتقدم مقتضای جمع بین همه حقوق و احتیاط در باب دماء این است که بگوییم اگر رأی دادگاهها که حکم برائت داده اند مقصود برائت از قصاص میباشد برائت از قصاص صحیح است چون قصاص منتفی است و این امر منافاتی با ترتیب دیه ندارد به جهت تعدی در دفاع و اما اگر چنانچه مقصود از برائت،برائت مطلب حتی نسبت به دیه باشد این امر صحیح نیست بلکه به جهت مذکور دیهء یک مرد مسلمان باید پرداخت گردد.والسلام
رئیس جناب آقای افشاری
من یک نکته که نوعاً در ماده 61 مطرح میشود عرض میکنم و آن اینکه مسئلهء دفاع مشروع یک مسئله است،مسئلهء قابل تعقیب و مجازات بودن یک مسئله است.همانطور که دوستان اشاره کردند ما قرائن متعدد در پرونده داریم که مسلماً در مقام دفاع از خودش حتی زنش که مورد متلک گفتن مقتول واقع شده و اینها در مقام دفاع بوده منتها آیا آن شرایطی را هم که قابل تعقیب نباشد رعایت کرده یا نه؟از بند یک ماده61 بر می آید که این رعایت نشده همانطور که جناب آقای نیری فرمودند میتوانست مثلا این چوب را نهایت به پایش بزند به جایی که در هر حال کشته نشود به هر حال با آن مسئله ای هم که جناب آقای رازی زاده اشاره فرمودند مسئله دفاع بوده منتهی جهاد را رعایت نکرده،پس ضامن دیه است و نتیجتاً رای دادگاه مورد تأیید است مشروط بر اینکه متهم دیه را بپردازد.
رئیس:جناب آقای سید عبدلله رضایی
بنده بر خلاف آنچه که بعضی از دوستان و همکاران عزیز فرمودند هم دفاع را مسلم میدانم هم تناسب دفاع را محرز میدانم و معتقدم که رأی دادگاههای تالی به طور کلی صحیح و با موازین صدور یافته به این دلیل:آنچه مسلم است اینکه مقتول به قاتل هجمه برده و به ناموس او هم احانت کرده و اگر غیر از این باشد انگیزه ای برای قتل نمیتوانید پیدا کنید به چه حساب قاتل،مقتول را کشت چه دلیل و انگیزه ای در کار بوده؟ بی جهت کسی کسی را نخواهد کشت این موضوع مسلم است که سوابق شرارتی که مقتول داشته و مزاحمت های پی در پی نسبت به ناموس قاتل این جریان پیش آمده.موضوع قتل مسلم،موضوع دفاع هم مسلم.اما راجع به تناسب مشروعیت بنده قدری توضیح میدهم:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.