راهنمایی و رانندگی

دانلود پایان نامه

2-2-19 کارکردها و نقش های مختلف رسانه ها در مورد کودکان و نوجوانان
وظایف رسانه ها در مورد کودکان و نوجوانان را می توان به دو وظیفه اصلی تقسیم کرد:
-1 رسانه ها کودکان و نوجوانان را آموزش می دهند و شناخت ومعرفت لازم را از محیط اطراف به او منتقل می کنند؛
-2 رسانه ها، کودکان و نوجوانان را با توجه به علائق، خواست ها و نیازهای روحی و فکریش سرگرم می کنند؛
به منظور آگاهی بیشتر نسبت به تاثیراتی که رسانه ها برای کودکان ونوجوانان به ارمغان می آورند، بهتر آن است تا مروری بر نقش ها و کارکردهایی که بر آنها مترتب است، داشته باشیم.
تفریح و سرگرمی
وسایل ارتباط جمعی به طور معمول با زمان فراغت انسا ن ها برخورد می نماید. از این رو در مواردی چند باید موجبات جدایی موقت از واقعیت، فراموشی لحظات دشوار زندگی، تمدد اعصاب و سرگرمی انسان ها را فراهم سازد.
بسیاری از مردمان بر این باورند که تلویزیون وسیله تفریحی بی ضرری است، اگر چه شاید خود بیننده آگاه نباشد که هنگام تماشای تلویزیون در مسیر یادگیری است . نقش سرگرم کننده و تفریحی تلویزیون بیش از پیش مورد توجه گردانندگان وسایل ارتباطات جمعی غربی است که با وجود همه جذابیت های ظاهری آن با غیرسیاسی کردن جوامع و بی اعتنا ساختن مردم به امور عمومی بیشترین آثار منفی را پدید می آورد.
از نظر دانشمندان غربی، تلویزیو ن های آمریکا وظیفه خود را به طور تمام و کمال در این خلاصه کرد ه اند که تنها به تولید برنامه های سرگرم کننده بپردازند.
جامعه پذیری
جامعه پذیری همنوایی فرد با هنجارهای گروهی است و هر یک از اعضای جدید گروه به حکم جامعه پذیری رفتار خود را موافق مقتضیات گروه در می آورد و دانسته و یا نادانسته راه و رسم زندگی گروهی را می پذیرد. این جریان از طریق کنش متقابل اجتماعی صورت می پذیرد و مردم به وسیله آن شخصیت خود را به دست آورده و شیوه زندگی جامعه خود را می آموزند. جامعه پذیری فرد را به آموختن هنجارها، ارزش ها،زبان ها، مهارت ها، عقاید و الگوهای فکر و عمل که همگی برای زندگی اجتماعی ضروری می باشد، قادر می سازد.( یان رابرتسون،1373: 112) به برکت اجتماعی شدن، هنجارهای اجتماعی درون ی می شوند، جذب می شوند و با شخصیت روان ی یکی شده و جزئی از آن می شوند که این فرایند توسط آم وزش و از طریق
منابع گوناگون صورت می گیرد. با افزایش هر چه بیشتر تفکیک حوزه خانه از محل کار و رسمی شدن آموزش، نظارت اولیاء بر جوانان محدودتر شده و رسانه این جای خالی اولیاء را هر چه بیشتر پر کرده و ارزش مندتر می شود. گرچه شاید بیننده خود آگاه نباشد اما اطلا عات و دان ش ها به درون ضمیر ناخودآگاه او جاری شده، بی آنکه خود بداند این ارز ش های تلقینی درآنها دیده می شود . این دانش ها که به صورت تصاویر و به حالت متمرکز تولید می شوند، به وسیله رسانه های همگانی به داخ ل ذهن توده ای، تزریق شده و به همسان کردن رفتار که مورد نیاز نظام تولید صنعتی است کمک می کند.( الوین تافلر، موج سوم، ترجمه شهیندوخت خوارزمی، 1373 ، ص 218)
در همان حال برنامه های رسانه ها، گرایش های جوانان به موقعیت های شغلی، مصرفی ، سیاسی، عشق و زندگی خانوادگی را شکل می دهد و از این راه می تواند بر کنترل غیر مستقیم بینندگان خود نقش مؤثری داشته باشد.
در جریان جامعه پذیری افراد توسط تلویزیون، هنجارهای گروهی زیر به افراد آموخته می شود:
آداب اجتماعی: شامل غذا خوردن، نشستن، تعاریف کردن.
شعائر اجتماعی : مناسک دینی: آداب و تشریفات یک آیین خاص که دارای قدمت و اهمیت فراوان باشد.
اخلاق اجتماعی : رسوم اجتماعی مهمی که جامعه نقض آنها را سخت ناپسند بشمارد.
مقررات اجتماعی : رسم هایی که جامعه با خواست و آگاهی به وجود می آورد مانند؛ مقررات راهنمایی و رانندگی.( 1375 ، ص 156 )
در نتیجه یادگیری این آموز ش ها که همگی بر اثر امکان یادگیری اجتماعی حاصل از تماشای تلویزیون است، شخص با جامعه پیام فرست همنوا و همرنگ شده، ارزش ها و هنجارهای مذکور را درونی کرده و به نظم جامعه مورد نظر کمک می کند.
ارضاء نیازها (تقویت روابط اجتماعی)
به دلیل نیاز فطری انسان به روابط اجتماعی به عنوان یکی از نیا زهای اساسی از یک سو و هر چه پیچیده تر شدن این روابط درعصر حاضر به دلیل گستردگی نهادها، از سوی دیگر تلویزیون موظف است برای تسهیل نیازهای افراد هر چه بیشتر رسوم اجتماعی را به بینندگان خود بیاموزد تا نیازهای افراد هر چه بهتر و سریعتر ارضا شود. (همان، ص 155)
رسانه ها که شیوه فعالیت و روابط انسا ن ها را شکل می دهند و درجات آن را نیز تعیین می کنند، نمی توانند به افرادی که از شیوه های ارضا نیاز خود در جوامع پیچیده اطلاعات چندانی ندا رند کمک کنند و در نتیجه عامل تغییر دهنده عادات ناپسند آنان باشد.
آموزش و یادگیری
برخلاف اعصار پیشین ، تنها مدرسه یا به طور کلی سازما ن های آموزشی انحصار آموختن را در دست ندارند، بلکه آموزش در همه جای جامعه به چشم می خورد. (ساروخانی:161) آموزشی که توسط رسانه ها عرضه می شود، آموزشی غیر تجریدی، چند بعدی است و افراد می توانند ضمن گذراند ن نزمانی خوش با تلویزی ون به آموزشی که جنبه فرهنگی هم دارد، بپردازند. (همان، ص 162 و 163)
وسایل ارتباط جمعی، چنانچه به درستی به کار آیند، همچون مدرسه ای بزرگ بر کل حیات انسانی پرتو می افکنند و حتی نقشی بالاتر از مدرسه دارند ؛ زیرا چون مدرسه محدودیت زمانی ندارند، برای تمام سنین و تمامی انسا ن ها هس تند و تمامی مشخصات مورد آموزش را به خانه آموزش گیرنده می آورند. گرچه تلویزیون نمی تواند جایگزین معلم شود، چون از جریان پیامی ی ک سویه برخوردار است و از طرفی امکان تصحیح تکالیف در محل، کنترل کلاس درس و غیره هم ندارد (همان، ص 91 ) اما بسیاری از پدر و مادرها، چه تحصیل کرده یا کم سواد، فقیر یا غنی از تلویزیون به عنوان یک دایه الکترونیک استفاده می کنند . تلویزیون می تواند دانش افراد را افزایش بدهد به طوری که میلیون ها کودک در دنیا از تلویزیون درباره زندگی م صور زادگاه خود و کشورهای دیگر نکته ها بیاموزند و هر روز که تلویزیون می بینند، چیز تازه ای یاد می گیرند(همان، ص 13)
2-2-20 10اصل و چند روش مؤثر در کاهش تاثیرات مخرب رسانه‌ها

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.