رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

د نیست،شهروندی باید در نقش های مشارکتی مدیریت بهینه شهر ایفاگر نقش و مسئولیت باشد،چراکه شهروندی بستر اجتماعی مناسبی را برای فعالیت های فرد مهیا می کند تا او بتواند همه چیز را در خدمت پیشرفت خود به سوی تعاالی به دست گیرد.(پارسا،1386: 9) در دایره معنایی شهروندی، مفهوم «حقوق»، « مسئولیت » و « مدنیت » حضور پیدا می کنند که بالضروره در وجود فیزیکی شهر تحقق پیدا نمی کند. (برخورداری و جمشیدیان، 1387: 16)
در واژه شناسی حقوقی، شهروند فردی است در ارتباط با یک دولت که از سویی حقوق سیاسی و مدنی دارد و از سوی دیگر، در برابر دولت تکلیف هایی بر عهده دارد. (شکری، 1387: 128) در واقع، شهروندی پیوندهای میان فرد و جامعه را در قالب حقوق، تعهدات و مسئولیت ها منعکس می سازد و چارچوبی برای تعامل افراد ،گروه ها و نهادها ارائه می کند.(شیانی، 1381: 61) بر این مبنا شهروند فردی است، در رابطه با یک دولت، که از سویی برخوردار از حقوق «شهروند سیاسی و مدنی » است و از سوی دیگر در برابر دولت تکلیف هایی بر عهده دارد و عضو یک اجتماع سیاسی می باشد که دارای حقوق و وظایفی در ارتباط با این عضویت است که می توان این حقوق را حقوق مدنی، اجتماعی و سیاسی دانست.(مقدم فر، 1388: 18)

در تفکر مدرن، ریشه اساسی شهروندی در «اقدامی است که فرد در جهت قدرت بخشی به خود در برابر محیطی که در آن زاده شده است انجام می دهد» شرط دیگر شهروندی از نظر آنان، پذیرش ظرفیت عقلانی انسانی است «شهروندی به مثابه قدرت بخشی و سلطه بر یک زمینه تهدیدکننده ،بر اولویتی متکی است که به ظرفیت عقلانیت انسانی داده می شود«(کاستلزودیویدسون،1382: 94 ) برخی کوشیده اند این مفهوم را با بهره گیری از مفهوم هگلی «نیاز به رسمیت شناخته شدن» توضیح دهند. شهروندی بیش از هر موقعیت دیگری قادر است نیاز انسان را به «به رسمیت شناخته شدن» ارضاء کند.(فالکس،1381: 13) با این حال، شهروندی به عنوان رویکردی که به انواع حقوق انسانی در جامعه اشاره می کند، تعامل بین فرد و جامعه را جهت می دهد(پارکر،2000) و همچنین به یک تعهد دوبعدی، مشارکت اگاهانه فرد در فعل و انفعالات جامعه (مک دونالد، 1999) و احقاق و احترام به حقوق فردی توسط دولت (مک دونالد، 1965) اشاره دارد. (مک دونالد، به نقل از فتحی و واحدچوکده، 1385: 94) با این تفسیر، شهروند انسان آزاد و مختاری است که فقط در میان یک جمع زندگی نمی کند، بلکه جامعه ای را تشکیل می دهد که انواع روابط و پیوندها را با هم دارند.(فاطمی نیا، 1386: 50)
در تعریف شهروندی گفته شده که آن عبارت است از مفهومی اعتراضی و چند معنایی. با این حال شهروندی با عبور از این تعریف همواره مسئله تعلق به یک جمعیت را در پی دارد و به سمت حقوق و سیاست متمایل است. شهروندی همیشه بعدی سیاسی را عرضه می دارد. بنابراین شهروندان این قابلیت را دارند که حقوق را تبیین نمایند. شهروندان به اجتماعاتی تعلق دارند که تحت عنوان گروه هایی متشکل از اشخاص معرفی می شود و پذیرفته اند که در برخی از ارزش ها با یکدیگر سهیمند. آن چه که به اتحاد ایشان می انجامد می توان به جای یک ریسمان قوی عاطفی که سر منشأ آن تاریخ، وابستگی نژادی، مذهب یا یک هدف مشترک است، پذیرش ساده مشروعیت دولتی باشد که در قلمرو آن زندگی می کنند.(استارگی، 1388: 305 )
به طور کلی در نظریه های شهروندی، تعریف متعارف و نسبتاً مورد اجماع از شهروندی و به عبارت دقیق تر هسته مشترک تمامی تعاریف، که با محوریت دو مقوله کلیدی حق / وظیفه همراه است، شهروندی را مفهومی به هم پیوسته از حقوق و وظایف مدنی سیاسی و اجتماعی می داند که به مثابه نوعی پایگاه، شأن و عضویت اجتماعی به تمامی افراد جامعه اعطاء شده است و فارغ از تعلقات طبقاتی، نژادی، قومی، مذهبی و اقتصادی، همگان را یکسان و برابر فرض گرفته و آن ها را واجد حق برخورداری از تمامی امتیازات ، منابع و مزایای حاصله از جامعه می داند و نهایتاً مسئول ، مکلف و موظف به مشارکت در جا معه ای که در آن زندگی می کنند، محسوب می نماید.(ملکین، 1996 ؛ به نقل از منوچهری و نجاتی حسینی، 1385: 3) درنهایت باید اشاره کرد، مفهوم شهروندی تا حد زیادی وابسته به شرایط کشور خاص و جامعه ویژه می باشد و هر فرهنگی نیز شرایط ویژه خود را می طلبد. اما، با فروگذاردن تفاوت ها و در یک برداشت کلی می توان گفت: شهروندی مقوله ای است مرتبط با نحوه عملکرد افراد به نحوی که آن ها قادر باشند در یک جامعه دموکراتیک محیط خود و محیط اجتماعی سایرین را به نحو مثبت و بارزی متأثر سازند.(بران، به نقل از عالی، 1387: 86)
2-2 شهروندی و نظریه های مربوط به آن

مفهوم شهروندی، یکی از دیرپاترین مفاهیم اساسی – اجتماعی است که متفکران سیاسی – اجتماعی از یونان باستان تاکنون به آن توجه داشته اند. هر چند ممکن است نگاه نظریه پردازان مختلف به اهمیت این مفهوم متفاوت باشد، اما جایگاه ویژه آن در نظام فکری بشر، نشان از اهمیت فراوان آن دارد.(شارع پور، 1385: 314) در ادامه سعی می گردد به شرحی مختصر از نظریات برخی از مهمترین متفکرین در حوزه شهروندی اشاره گردد.
ارسطو، با تعریف شهروند به عنوان فردی که به عنوان یک موجود سیاسی – اجتماعی در امور جامعه اش مشارکت دارد و از طریق این مشارکت قادر است تا هستی اجتماعی سیاسی اش را تحقق بخشد، واضع نظریه شهروندی پیشامدرن محسوب می گردد. (ارسطو، 1364: 110) به عقیده ارسطو، انسان به عنوان شهروند در دولت – شهر کسی است که در تصیم گیری در امور عمومی جامعه مشارکت دارد و متناوبا در اعمال قدرت نیز شرکت می کند. (بشیریه،1380: 52)
سنت «انسان گرایی مدنی» یا «جمهوری خواهی کلاسیک» بیش از همه در اندیشه نیکل ماکیاولی(1469-1527) باز نموده می شود. (هلد، 1384: 70) ماکیاولی که الهام بخش اندیشه جمهوری در دوران رنسانس قلمداد می شد، از نیاز به تربیت شهروندان آزاد و سلحشور برای دفاع از شهر خود و نیز ایجاد مذهبی مدنی به جای مسیحیت برای برانگیختن شهروندان به مشارکت در حکومت و اطاعت و فرمانبرداری از حکام سخن می گفت. (بشیریه، 1386: 345) وی کوشیده است به کشف این مطلب بپردازد که چگونه می توان میان قدرت دولت و قدرت شهروندان موازنه ای مناسب برقرار کرد. (هلد, 1384: 73) ماکیاولی، مقاصد دولت یا اجتماع را هم در داخل و هم در خارج مؤکداً مقدم بر مقاصد فرد قرار می داد. از نظر وی، « منطق دولت » در مقابل حقوق افراد در اولویت قرار داشت.(همان، 77)
جان لاک (1632-1704) معتقد است، نهاد «حکومت» را می توان و باید به مثابه « ابزاری» در خدمت دفاع از «زندگی، آزادی و دارایی» شهروندان درک کرد؛ یعنی منطق وجودی حکومت حراست از حقوق افراد است بدان گونه که مشیت خداوند مقرر داشته و در قانون محترم شمرده شده است. (هلد، 1384: 84) پس، از نظر لاک هدف حکومت صرفاً نگهبانی از «دارایی» های مردم اعم از جان و مال و آزادی است. بدین ترتیب در نظریه وی، جامعه و مردم بر حکومت یا دولت اولویت و تقدم دارند. ( بشیریه ، 1386: 283-284)
ژان ژاک روسو، مفهوم دقیق شهروندی را به شیوه ای ایدئالیستی در ترجیح خیر و صلاح عمومی بر منافع خصوصی تعریف می کرد. شهروند واقعی کسی است که بتواند مصلحت عموم را اراده کند،یعنی دارای اراده عمومی و فضیلت مدنی باشد. اما در قرن نوزدهم چنین رابطه ای میان مفهوم شهروندی و مصلحت عمومی از میان رفت و شهروندان به عنوان افرادی تلقی شدند که اساساً دارای اختلاف منافع و در تعقیب خیر و صلاح خویشند. بنابراین شأن شهروندی در عصر مدرن لازمه تامین رفاه فردی تلقی شد، نه مصلحت عمومی و اجتماعی.(بشیریه، 1383: 40-41 )
از نظر کانت، شهروندی عبارت است از توانایی و استعداد رأی دادن. اما کسی در جامعه مستقل است که فقط جزئی از جامعه مشترک المنافع نباشد؛ بلکه عضوی از آن باشد، یعنی جزئی که می خواهد بر اساس گزینش خود عمل کند. وی همچنین بین مفهوم شهروند فعال و منفعل تمایز قائل می شود و حتی شهروندان منفعل را فاقد شخصیت مدنی می داند. از گفته های کانت می توان دریافت که شهروند به مفهوم خاص، نمودار عضویت و فعالیت مشخص در جامعه به منظور ساختن اجتماع خویش است. شهروند فقط جایی به معنای واقعی و به مفهوم فعال آن وجود دارد که در امور سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و اداره شهر خویش مشارکت کند و در تعیین خط مشی سیاسی جامعه خویش از طریق انتخابات آزاد و عمومی نقش ایفا کند. (بهادری،1387: 189)
جامعه شناسان کلاسیک به خصوص وبر، دورکیم و تونیس قائل به نوعی هویت، عضویت و تعهد عقلانی، عرفی و مدنی جدید برای اعضای جامعه در قالب پدیده شهروندی هستند که منجر به مشارکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دموکراتیک و احساس تعلق اجتماعی بیشتر به جامعه می شود و در نهایت به تقویت انسجام اجتماعی و نظم اجتماعی منجر می گردد. از این منظر، شهروندی عقلانی وبری، شهروندی مدنی و عرفی دورکیمی و شهروندی عرفی و گزلشافتی تونیسی معنا پیدا می کند. البته، در این میان نوع نگاه مارکس به شهروندی تابع نظریه اجتماعی سیاسی خاص او می باشد نگرش مارکس به نوعی مشارکت سیاسی تمام عیار غیربورژوازی در یک جامعه مدنی انقلابی است که فقط پس از فروپاشی جامعه سرمایه داری امکان تحقق پیدا خواهد کرد.(نجاتی حسینی،1387: 138)
جامعه شناس امریکایی،تالکوت پارسونز، به پدیده شهروندی علاقه ای خاص داشت. این موضوع بیش از هر چیز در نوشته های او درباره نژاد و قومیت آشکار است. مثلاً پارسونز در مقاله ای موثر درباره جنبش حقوق مدنی کوشید چارچوب نظری کلی خود را برای ارزیابی دورنماهای «شهروندی کامل» برای امریکاییان آفریقایی تبار به کار گیرد. (کیویستو، 1386: 98). اهمیت ویژه ای که پارسونز به شهروندی می داد ناشی از این واقعیت بود که او تصور می کرد در جوامع دموکراتیک، شهروندی به معیار اصلی همبستگی ملی تبدیل می شود. در گذشته تفاوت های مبتنی بر مذهب، قومیت یا سرزمین آن قدر مهم بود که تعیین می کرد چه کسانی عضو جامعه به شمار آیند، یا از عضویت در آن به طور کلی محروم گردند. با وجود این، در جامعه ای کاملاً مدرن مانند ایالات متحده، وضعیت مشترک شهروندی شالوده ای کافی برای همبستگی ملی فراهم می کند.(همان، 100) پارسونز، شهروندی مدرن را ایده ای می داند که فقط با امکان تصور یک وجود سیاسی انتزاعی، و بدون در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی، جنسیت یا قبیله اش ،امکان پذیر می شود؛ بنابراین موقعیت سیاسی شهروندی از موقعیت اجتماعی افراد جدا شد و به «امری عمومی» بدل شد. چنین آرمانی به خاطر ادعای عمومی بودنش، علاوه برآن که می تواند مباحث مربوط به مشارکت هر فرد را مطرح کند، مباحث مربوط به حقوق و مسئولیت های همگانی را نیز پیش می کشد و به مباحث وسیع حقوق بشر نزدیک می شود. (رایلی،1388: 37). پارسونز، شهروندی را در معنای کامل واژه، نتیجه ظهور سرمایه داری صنعتی دانسته و بر این باور است که تمام تغییراتی که در جامعه سنتی رخ داده نظیر شهری شدن، صنعتی شدن، عقلانیت و… بستر مناسب برای این پدیده را به وجود آورده است. از آن جا که شهروندی، عضویت کامل در اجتماع ملی است، بر همبستگی و وفاداری متقابل اعضاء قرار داشته و مبنای جمعی انسجام اجتماعی به شمار می رود.(شیانی، 1381: 66)
در نظریات جامعه شناسان انتقادی نیز شهروندی مفهومی کلیدی محسوب می شود.دارندورف، شهروندی را ایده بسیار مهمی دانسته که طی قرن ها موتور پویایی حرکت گروه های محروم بوده است. این صاحب نظر، گسترش حقوق شهروندی کامل برای همه را وظیفه اصلی سیاست اجتماعی دانسته و آزادی را راه رسیدن به برابری و عدم محرومیت و به تبع آن شهروندی پویا و واقعی قلمداد کرده است. (دارندورف،1974: به نقل از هاشمیان فر و گنجی ، 1388: 30)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در حال حاضر مارشال، به عنوان محققی در نظر گرفته می شود که برای اولین بار نظریه شهروندی را ارائه داده است. امروزه پس از پنجاه سال از انتشار کتاب شهروندی و طبقه اجتماعی او، وی همچنان به عنوان یک مرجع در مباحث شهروندی قلمداد می شود. ( فتحی و واحد چوکده ، 1388: 42) در واقع،تصور شهروندی به عنوان منزلتی که موجبات برخورداری از حقوق و قدرت ها را فراهم می کند با کارهای مارشال ( 1963 ) ارتباط دارد. (آبرکرامبی و دیگران، 1370: 65) در تعریف از شهروندی معتقد است: شهروندی موقعیتی است که به اعضای جامعه اعطاء می گردد. همه افرادی که صاحب چنین موقعیتی هستند، ضمن اینکه از حقوقی برخوردار می باشند، باید وظایفی را نیز که از آن موقعیت برمی خیزد ،برعهده گیرند. به عبارت دیگر هر موقعیت اعطاء شده، حقوق و مسئولیت هایی را نیز شامل می شود.(فتحی و واحدچوکده،1385: 96)
از نظر جانوسکی (1998)، «شهروندی، عضویت فعال و منفعل افراد در یک دولت – ملت، با حقوق و مسئولیت های عا مگرایانه معین در سطح ویژه ای از برابری است.» (شیانی و فاطمی نیا، 1388: 115)
یکی از نظریه پردازان معاصر که با مرور تاریخی بر مفهوم شهروندی و تحلیل و نقد تعاریف و نظریه های موجود سعی در ترکیب و ارائه نظریه جدید مطابق با شرایط اجتماعی غرب نموده، برایان.اس.ترنر است. این جامعه شناس، شهروندی را مستلزم نهادینه شدن حقوق اجتماعی و سیاسی می داند که به عنوان یک مسأ له مجدداً ظهور کرده است. از دید ترنر، شهروندی مجموعه حقوق و وظایفی است که به افراد هویت قانونی و رسمی اعطاء می کند. این حقوق و تعهدات به لحاظ تاریخی در قالب مجموعه ای از نهادهای اجتماعی چون نهادهای قضایی، پارلمان و دولت های رفاه قوام یافته است. برخلاف تفکرات فلسفی و سیاسی شهروندی از منظر جامعه شناسی به نهادهایی که در جامعه تجسم یافته و حقوق و وظایف به افراد اعطاء می کند، توجه می شود. (ترنر، 2000: 37-48، به نقل از شیانی ، 1381: 18)
ترنر نظر خود را در جوامع مدرن در مدل زیر نشان می دهد:
مدل جامعه شناسانه شهروندی
شهروندی
منابع فضیلت مدنی هویت
اجتماع
مدل جامعه شناسانه شهروندی
شهروندی
منابع فضیلت مدنی هویت
اجتماع

شکل شماره (1-2) مدل جامعه شناسانه شهروندی از نظر ترنر
این مدل، نهادهای شهروندی، هویت اجتماعی، ماهیت نابرابری و دسترسی به منابع اقتصادی – اجتماعی را در بر می گیرد. در واقع، در تأکید بر ایده شهروندی علاوه بر موقعیت حقوقی چند نکته، نظارت بر دسترسی به منابع کمیاب، اعطای هویت فرهنگی به افراد و گروه ها نیز مطرح است. مبنای شهروندی ایده اجتماع سیاسی نظیر دولت – ملت است. یعنی افراد با شهروند شدن در مجموعه نهادها، صاحب حقوق و وظایف شده، هویتی کسب کرده و دارای فضیلت مدنی می شوند. به بیان دیگر، تعلقات و وابستگی به اجتماع سیاسی که بدان تعلق دارند،پدید می آید. هویت شهروندی به اعضای اجتماع دولت / ملت

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید