رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه

مسائل مهمی که در برابر رهبران سیاسی قرار دارد، داشته باشد. به علاوه، شهروند در هر نظام دموکراسی باید احساس اطمینان عمیقی به مؤسسات و قوانین دولت، بدون در نظر گرفتن موارد خاص اختلاف عقیده در مسائل و تصمیمات، داشته باشد. فرض بر این است که چنین وفاداری باید به بنیان واساس حکومت باشد، نه لزوماً به صاحبان موقعیت ها و مقام های سیاسی که با آنان ممکن است اختلاف عقیده داشته باشد.(آرم و سی مور، 1376: 247-248)
با این تفاسیر، شهروندی دموکراتیک، یک مرحله بالاتر از شهروندی است و شهروند خودش در جهت تحقق حقوق خویش فعال می شود. درواقع، ضمن آگاهی در جهت ایجاد ظرفیت های لازم، اقدام عملی صورت می گیرد تا در اداره عمومی کشور تلاش کند. شهروندان با توانمندی خاصی می آیند و به عنوان شهروند، تقاضای حقوق و آزادی های خودشان را مطرح می کنند. درواقع شهروندان باید بدانند چطور در اداره عمومی کشور نقش داشته باشند، نقش خودشان را محدود به شرکت در انتخابات ندانند و نظارت بر نهاد قدرت را فراتر از صرف شرکت کردن در انتخابات تلقی کنند. همه اشکال و شیوه های مشارکت افراد در اداره عمومی کشور در حوزه شهروندی دموکراتیک مطرح می شود. ( اسلامی، 1385: 7)
تعبیر مورد توافق در زمینه حقوق دموکراتیک، این است که هر شهروند باید یک استاندارد از زندگی را دارا باشد. مثل دسترسی به امکانات آموزشی و وسایل آسایش و تفریح از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، تا شهروندان بتوانند به طور کامل آنگونه که تمایل دارند در همه امور سیاسی و اجتماعی جامعه مشارکت داشته باشند. pateman,1996,p.19) ( بر این اساس رویه تصمیم گیری دموکراتیک باید به تمام آن دسته از منافع شهروندان مختلف که ارزش برابر همه دارد و منافع هیچ یک از شهروندان را تهدید نمی کنند، یکسان توجه کنند. حقوق دموکراتیک برای تضمین توجه یکسان به منافع همگان در تصمیم گیری دموکراتیک عمل می کنند. شمار گوناگونی از حقوق دموکراتیک وجود دارند، از جمله حق رأی دادن، نامزد شدن برای مناصب سیاسی، حق آزادی بیان و حق تجمع برای اهداف سیاسی. همه ی این ها حقوق برابرند، به این معنا که تمام شهروندان به یک اندازه از آن بهره مندند. هیچ کس از حق رأی دادن یا نامزد شدن برای مناصب سیاسی بیش از شخص دیگر برخوردار نیست، شاید حق رأی دادن شناخته شده ترین نمونه حق دموکراتیک باشد. اندیشه اصلی آن است که تمام شهروندان در دموکراسی از حق رأی برابر برخوردارند، به گونه ای که می توانند در مجالس قانونگذاری که در آن ها تصمیم های سیاسی گرفته می شوند، منافع شان را توسط نمایندگان بیان کنند. درواقع، حقوق دموکراتیک، همان حقوق برابری هستند که تمام شهروندان باید داشته باشند تا در روند سیاسی دموکراتیک شرکت کنند.(جیکوبز، 1386: 117-118) حقوق دموکراتیکی که دیوید هلد مدنظر قرار می دهد عبارتند از: حق برخورداری از بهداشت، رفاه، آزادی بیان فرهنگی، آزادی تشکیل انجمن و آزادی گردش اطلاعات، تضمین حداقل درآمد، امنیت مادی، مشارکت در تصمیم گیری ها و انتخابات عمومی. (نش، 1385: 305) در نهایت، شهروندی در مقام یک نظریه، ادعایی را درباره ی مشارکت دموکراتیک واقعی مطرح می کند و نوید برابری می دهد. این آرمان مشارکت را به مثابه یک امکان بالقوه تصور می کند. (رایلی، 1388: 37-38)
شهروندی دموکراتیک آنگونه که در اعلامیه شورای اروپا آمده است مبتنی بر صلاحیت هایی است که آن را تعریف و تعیین می کند، این صلاحیت های کلیدی شامل مواردی است که با ماهیت یک شخص آزاد ، مختار و آگاه از حقوق و تعهداتش در جامعه بستگی دارد. جامعه ای که در آن قدرت اعمال قانون و گزینش اشخاصی که این قدرت را اعمال می کنند تحت مسئولیت تمام شهروندان است و قانون یعنی قواعد زندگی مشترک که قالبی را مشخص می کند و توسط آن میزان آزادی هر کس سنجیده می شود. صلاحیت ها به 3 دسته مهم تقسیم می شوند: صلاحیت های ادراکی، صلاحیت های عاطفی و آن هایی که با انتخاب ارزش ها در ارتباطند و در نهایت قابلیت های اعمال که به این صورت توصیف می شوند:
صلاحیت های ادراکی : صلاحیت نظم حقوقی و سیاسی یعنی شناخت قواعد زندگی جمعی، شناخت دنیای امروز از منظر ابعاد سیاسی و فرهنگی آن
صلاحیت های تشریفاتی (آیینی) : قابلیت درک گفتار و استدلالهایی که با مباحثه و قابلیت انعطاف در ارتباطند.
شناخت اصول و ارزشهای حقوق بشر و شهروندی دموکراتیک.
شایستگی های عاطفی و آنهایی که در گزینش ارزشها سهیم اند: قابلیت زندگی با دیگران، همکاری، ساخت و بکارگیری پروژه های مشترک و پذیرش مسئولیت. توانایی شرکت در مناظره عمومی، ارائه دلایل و حق انتخاب در شرایط واقعی. (استارگی،314:1388)
شهروندی دموکراتیک این موضوع را ایجاب می کند که به رویه ها و فعالیت ها یی که هدف آن تجهیز بهتر جوانان و بالغان است توجه شود تا ایشان با بکار بستن حقوق خود در جامعه و به عهده گرفتن مسئولیت هایشان، به صورت فعالی در زندگی دموکراتیک شرکت نمایند. (فورستر، 1999: به نقل از استارگی ، 1388: 306). شهروندان نیاز دارند که از نهادها، مشکلات و فعالیت های دموکراتیک مطلع شده و صلاحیت ها و ارزش هایی را که به ایشان اجازه مفید بودن و تأثیرگذاری بر برنامه محلی، منطقه ای و ملی را می دهد، کسب نمایند. (استارگی، 1388: 307) در راستای گسترش شهروندی دموکراتیک، افرادی چون « فریمن بوتز » بر آموزش اصول دموکراسی در تربیت شهروندی تاکید می کنند و معتقدند که آموزش حقوق و ارزش های دموکراتیک برای تمام شهروندان ضروری است. چون تنها استاندارد ملی قابل به مقابله با آثار مخرب تنش های معاصر به سوی جدایی نژادی و فرهنگی است. (فتحی و طالب زاده، 1381: 220)
در فرایند شهروند دموکراتیک شدن، شخص کیفیات مشخصی را کسب می کند که در میان آنان آگاهی و درک بیشتر سیاست و اعتماد ضمنی کمتر به موسسات ، نظم سیاسی حاکم و اعمال رهبران آن می باشد. پیشرفت فکری به وضوح یکی از منابع کسب خصوصیات خاص نقش شهروند دموکراتیک است، هر چند که این تنها منبع ممکن برای این صفات نبوده و تعدادی خصوصیات دیگر نیز هست که منشأ آنان هنوز معلوم نشده است. (آرم و سی مور، 1376: 253-254)البته نباید فراموش کرد که تنها با ایجاد افکار دموکراتیک در افراد لزوماً نمی توان انتظار شهروندان دموکراتیک را داشت چرا که ممکن است بسیاری از مردم یک جامعه به درک قواعد دموکراسی و افکار دموکراتیک دست یابند، اما در رفتار خود با شهروندانی با سلوک دموکراتیک نباشند، لذا تبدیل افکار دموکراتیک به رفتار دموکراتیک نیز از ویژگی های شهروند در جامعه مدنی است. ( ارمه ، 1376: 172) اما در نهایت برای اینکه محتوای شهروندی، دموکراتیک شود، مشارکت همه شهروندان در حد توانایی شان ضروری است. ( فالکس ، 1381: 208)
7-2 ابعاد شهروندی دموکراتیک
پارک و شین (2003)، در تبیین شهروندی دموکراتیک، آن را در دو بعد نگرشی و رفتاری تفکیک نمودند (park&shin,2003,p.19)
الف ) بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک، کههمراه با سه خرده بعد مجزا می باشد: 1) نگرش به دموکراسی 2)موازین و نظارت های رسمی 3) قانون مداری یا قانون گرایی ((ibid,p.19
نگرش به دموکراسی:عبارت است از ارزیابی مثبت (موافق) یا منفی (مخالف) افراد از حکومت دموکراتیک. این حکومت، حکومتی است که در آن: رهبران انتخابی باشند، حکومت کردن حقی همگانی باشد، تشکل های سیاسی آزاد باشند، آزادی بیان وجود داشته باشد و انتخابات به صورت آزاد و منصفانه برگزار شود. (عبداللهی و حسین بر، 1385: 17)
موازین و نظارت های رسمی : این مفهوم به نظارت های مستمری که مسئولین نسبت به عملکرد نهادها و شهروندان مبذول دارند اشاره دارد و در دل مفاهیم نگرش به دموکراسی و قانونمداری معنا می یابد.
قانون مداری : قانون پذیری و قانونگرایی در جامعه به منزله پذیرش منطق قانون است. بدین معنا که هر فعالیتی بتواند به شکل قانونی صورت پذیرد. این امر مستلزم آن است که در هر مقطع از پویایی و تحرک جامعه و به تناسب آن، انسان ها قانون مدار و قانون پذیر باشند و رفتارشان جلوه کامل آن باشد. (کلمن، 1987: 90 ، به نقل از دانایی فرد و آذر و صالحی ، 1389: 13-14)
ب ) بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک، نیز همراه باسه خرده بعد مجزا می باشد: 1) درگیری سیاسی 2)اثر بخشی سیاسی 3) مشارکت سیاسی (park & shin, 2003, p.19)
درگیری سیاسی : ورود شهروند به عرصه سیاسی جامعه و مشغولیت های ناشی از آن را می توان درگیری سیاسی تلقی نمود. نقش شهروند در حکومت دموکراسی ایجاب می کند که فرد نقش فعالی در مشاورات سیاسی داشته و در رده تصمیم گیری، خصوصاً در مراحلی که مسائلی به معرض قضاوت عمومی قرار داده می شود، مانند رأی گیری در مجامع اختیاری با مشخصات سیاسی و یا نیمه سیاسی، شرکت کند. (آرم و سی مور، 1376: 247-248)
اثربخشی سیاسی:به عقیده راش، اثربخشی یعنی میزانی که افراد احساس می کنند می توانند در سیاست تأثیر بگذارند که اساساً بسته به پایگاه اجتماعی اقتصادی و ضریب هوشی، فرق می کند.(راش، 1385: 109) رابرت لین، اثربخشی را احساس تسلط و کنترل داشتن روی خویش و محیط در جهت حسی از سودمند بودن سیاسی تعریف می کند. این احساس مردم را به جهتی سوق می دهد که نسبت به روند سیاسی خود هوشیارتر شوند و در روند سیاسی مشارکت فعال تری داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران اثربخشی را متغیری کلیدی در فعالیت سیاسی به شمار آورده اند. آنان در مطالعات خود دریافته اند که ارزیابی فرد از میزان اثربخشی و از توانایی و شایستگی اش در مشارکت سیاسی بر تمایل وی به مشارکت در امور سیاسی تأثیر می گذارد. (سید امامی و عبدالله، 1388: 123-124)
مشارکت سیاسی: عبارت است از درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. (راش، 1385: 123) در تعریفی دیگر، رابرتسون، مشارکت سیاسی را با دموکراسی همسو دانسته و آن را در امکان و گستره به کارگیری کنش های سیاسی جست و جو می کند، براین اساس مشارکت سیاسی معمولاً به دامنه دسترسی شهروندان به حقوق دموکراتیک معمول در فعالیت سیاسی که به طور قانونی استحقاق آن را دارند، اطلاق می شود. (رابرتسون، 1993، به نقل از: غفاری و زرین کاویانی، 1390: 92)
بدین اعتبار و براساس آنچه ذکر گردید بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک که شامل نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی و قانون مداری است، به ذهنیت شهروندان از جامعه ای که در آن زندگی می کنند برمی گردد؛ بدین معنا که شهروندان با توجه به ارزیابی که از ساخت حکومت خود دارند و اینکه تا چه اندازه این ساخت مطلوب یا نامطلوب است و یا تا چه اندازه برپایه قوانین و اصول برخاسته از خواست مردم تدوین شده و قابل اجراست متفاوت می باشد. در واقع این بعد، جنبه ذهنی داشته و به عقاید و نگرش ها و ذهنیت آنان اشاره دارد. اما بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک به عمل شهروندان بر می گردد ؛ یعنی شهروندان در درجه نخست احساس می کنند می توانند در جامعه ای که زندگی می کنند نسبت به تصمیمات آن سهم و اثری داشته باشند و برمبنای آن در فعالیت های مربوط به سیاست و رویه های سیاسی شرکت داشته باشند. با توجه به این مطالب می توان گفت، دو بعد نگرشی و رفتاری در امتداد یکدیگرند بدین معنا که؛ بعد نگرشی شهروند دموکراتیک در ابتدا ایمان و عقیده به دموکراسی و ارزیابی مثبت یا منفی بودن شرکت در یک عمل جمعی را در فرد القاء کرده و به نوعی آمادگی ذهنی نسبت به آن را در فرد شکل می دهد و در مرحله بعد، بعد رفتاری، فرد را به شرکت در عمل جمعی و مشارکت در امور جامعه هدایت می کند. در واقع این دو بعد مکمل یکدیگر هستند و بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک که امری ذهنی است به عنوان پیش نیازی برای بعد رفتاری آن که عمدتاً امری عینی و ملموس است محسوب می گردد. به عبارت دیگر هماهنگی در دو بعد نگرشی و رفتاری موجب می گردد شهروند دموکرات در درجه اول با آگاهی و شناخت نسبت به مسائل اطراف درصدد حل مسائل با پیگیری و شرکت فعال در آن برآید.
از سوی دیگر، با توجه به ابعاد دوگانه شهروندی در زمینه حقوق و تکالیف، بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک را می توان در چارچوب حقوق شهروندان قرار داد و بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک را در زمینه تکالیف شهروندی؛ یعنی مؤلفه های نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی و قانون مداری، به نوعی حقوق شهروندان را در چارچوب قانون تعیین می کند و بیانگر این مسئله است که تا چه اندازه برای شهروندان حقوقی را در جهت فعالیت های سیاسی و حضور آنان در صحنه سیاست قائل است و از طرف دیگر، مؤلفه های درگیری سیاسی، اثر بخشی سیاسی و مشارکت سیاسی تا حدودی بیانگر تکلیف شهروندی هستند، یعنی شهروندان دموکرات با توجه به کسب حقوق تعیین شده و رعایت آن در نظام سیاسی ملزم می گردند و تکلیف دارند که در فعالیت های سیاسی مشارکت داشته باشند.
ناظر بر حقوق ناظر بر تکالیف
نگرش به دموکراسی
نگرش به دموکراسی
درگیری سیاسی
درگیری سیاسی

شهروندی دموکراتیک
شهروندی دموکراتیک
نظارت های رسمی
نظارت های رسمی
بعد نگرشی
بعد نگرشی
بعد رفتاری
بعد رفتاری
اثربخشی سیاسی
اثربخشی سیاسی

قانون مداری
قانون مداری
مشارکت سیاسی
مشارکت سیاسی

شکل شماره ( 2-2) : ابعاد دوگانه شهروندی دموکراتیک
8-2 ویژگی های شهروندی دموکراتیک
– آگاه بودن: دانایی به عنوان مهمترین ویژگی شهروندی دموکراتیک، مشارکت فعالانه و مسئولانه به شمارمی رود. دانایی عبارت از داشتن اگاهی در زمینه موضوعات تاریخی، اجتماعی، فرهنگی در سطح محلی،ملی، بین المللی است که به عنوان پیش نیازی اساسی برای شهروندی دموکراتیک به شمار می رود. اصولاً ، تصمیم گیری های مهم جامعه اغلب نیاز به شهروندانی دارد که قادر به درک اطلاعات وسیع سطح جامعه، گزارشات و بررسی ها باشد.
– رعایت فعالانه قوانین: شهروند دموکراتیک باید بتواند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. قانون عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم می سازد. از اینرو، قانون مداری به معنای گردن نهادن به روال ها و منفعل بودن نیست. قانون مداری فرایند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان زندگی اجتماعی و سپس تلاش منطقی برای اصلاح هرگونه قانونی است که امکان استفاده بیشتر را از امکانات و استعدادها فراهم ساخته و زمینه پیشرفت و ترقی را میسر می سازد.
– مسئولیت پذیری و تعهد: مسئولیت پذیری یکی دیگر از ویژگی های شهروند دموکراتیک می باشد. برخی از نمودهای مسئولیت پذیری عبارتند از: همکاری در فعالیت های عمومی،توجه به آثار کارها و رفتارهای خود بر امنیت و رفاه دیگران،علاقه و توجه به نسل های آینده و حساسیت نسبت به تصمیمات سیاسی و اجتماعی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید