رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

مایکل وولکوک، تمایز خیلی مفیدی بین اشکال مختلف سرمایه اجتماعی قائل شده است که به شرح ذیل می باشد:
الف) سرمایه اجتماعی درون گروهی، که پیوندهای بین افراد مشابه در موقعیت های مشابهی از جمله خانواده هسته ای، دوستان نزدیک و همسایگان را پوشش می دهد.
ب) سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده، که پیوند های دورتر و پر فاصله تر افراد مشابه را فرا می گیرد. از جمله دوستی و همکاری های سطحی.
ج) سرمایه اجتماعی پیوند دهنده، که به افراد غیر مشابه در موقعیت های غیر مشابه می رسد. از جمله کسانی که کاملاً خارج از اجتماع هستند و به این طریق اعضا را قادر می سازد تا بر منابعی با دامنه ای گسترده تر از منابع قابل استفاده در داخل اجتماع، نفوذ داشته باشد. (فیلد، 1386: 70-71)
پاتنام در آخرین کار خود به پیروی از مایکل وولکوک و دیگران، دو شکل از سرمایه اجتماعی را تحت عناوین سرمایه اجتماعی درون گروهی و ارتباط دهنده را از یکدیگر تفکیک نموده است. از نظر پاتنام، سرمایه اجتماعی درون گروهی (یا انحصاری) حول خانواده، دوستان صمیمی و سایر خویشاوندان نزدیک بنا شده است؛ این نگاهی درون گرایانه است و به تقویت هویت های انحصاری و گروه های همگون گرایش دارد.(فیلد، 1386: 108). در برخی مطالعات، از این سطح سرمایه اجتماعی ، با عنوان غیر رسمی یاد می شود. چون این سطح از سرمایه اجتماعی، به روابط غیر رسمی و روزمره کسانی می پردازد که روابط آن ها به صورت غیر رسمی شکل گرفته و تداوم دارد. (علمی و شارع پور و حسینی، 1384: 251) در عوض سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده (یا جامع)، افراد را با آشناهای دورتری که در حلقه هایی غیر از حلقه خودشان قرار دارند، ارتباط می دهد؛ این نوع سرمایه به جای این که یک گروه کوچک و محدود را تقویت کند، به ایجاد هویت هایی وسیع تر و بده بستان گسترده تر گرایش دارد. پاتنام معتقد است هر چند که سرمایه اجتماعی درون گروهی برای گذشتن از موانعی مفید است، اما سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده برای پیشرفت کردن ضروری است. (فیلد، 1386: 108) در واقع، این نوع سرمایه اجتماعی در میان افرادی رواج دارد که روابط دوستانه و خصوصیات مشترک کمتری میان آن ها حاکم است؛ مثل اعضای گروه های اجتماعی و سیاسی یا عموم مردم که لزوماً از یک اندیشه و گروه فکری خاصی پیروی نمی کنند. برخی این سطح از سرمایه اجتماعی را با عنوان تعمیم یافته معرفی می کنند؛ چرا که سطح تحلیل را از افراد نزدیک و صمیمی، به کل افراد اجتماع تعمیم می دهد. به طور کلی، این نوع سرمایه اجتماعی، در سطح کل جامعه اعتمادساز است. (علمی و شارع پور و حسینی، 1384: 252) هم چنین پاتنام از واژه «سرمایه اجتماعی درون گروهی» برای انجمن هایی استفاده می کند که با تأکید بر انسجام درونی به حذف غریبه ها می پردازد و «سرمایه اجتماعی میان گروهی » را برای سرمایه اجتماعی ای به کار می برد که به انجمن ها کمک می کند تا با گروه های دیگر (غریبه ها) در جامعه ارتباط برقرار کند.(تاجبخش ، 1384: 33)
به نظر استون (2001)، سرمایه اجتماعی شامل دو بعد می باشد. بعد اول، ساخت شبکه ها و ساختار روابط اجتماعی و بعد دوم، ساخت هنجارها و کیفیت روابط اجتماعی می باشد. ویژگی های سرمایه اجتماعی در بعد اول عبارتند از: نوع روابط، اندازه شبکه ها، ساختار درونی روابط، ساختار بیرونی روابط و سطح روابط. ویژگی های سرمایه اجتماعی در بعد دوم عبارتند از: هنجار اعتماد و هنجار جبران. (اندیشمند، 1388: 26)
پاملا پکستون، در تلاشی بلندپروازانه برای ترکیب بعد هنجاری و ساختاری شبکه های اجتماعی، سرمایه اجتماعی را متشکل از دو جزء مختلف که هر کدام می تواند مستقل از دیگری عمل کند، تعریف کرده است.(فیلد، 1386: 110) مؤلفه های تعریف پاکستون عبارتند از : 1. میزان پیوستگی های انجمنی در بین افراد یا ساختار شبکه های عینی و 2. پیوندهای ذهنی بین افراد مشابه ، یعنی پیوندهای میان افراد باید دارای ویژگی خاصی باشد، دوجانبه، مورد اعتماد و مستلزم احساس مثبت باشد. (اندیشمند، 1388: 25) به عبارت دیگر، به عقیده وی سرمایه اجتماعی دارای دو بعد اصلی می باشد: 1. روابط عینی میان افراد از یک طرف و 2. پیوندهای ذهنی میان همان افراد از طرف دیگر. با این دو بعد، این تعریف از سرمایه اجتماعی هم روابط بین افراد را در بر می گیرد که کلمن بر آن تأکید نموده بود و هم این که در واقع این روابط باید براساس تئوری بوردیو، ذهنی، مبتنی بر اعتماد و مثبت باشد. (Paxton,2002,p.256)
در واقع سرمایه اجتماعی به باور پکستون، دارای دو جنبه اساسی است: یکی، انجمن های عینی بین مردم که شامل گروه هایی است که مردم را در زندگی روزانه به هم پیوند می زند و دیگری انجمن های ذهنی که شامل اعتماد و بده – بستان اجتماعی بین مردم است. (کاظم زاده، 1387: 155)
به نظر پکستون، سرمایه اجتماعی زمانی به وجود می آید که میزان هر دو مؤلفه فوق در جامعه بالا باشد. به عبارت دیگر، روابط بین افراد باید بتواند به شیوه های رسمی و غیر رسمی و مبتنی بر اعتماد متقابل و براساس هیجانات و احساسات مثبت باشد.
وی با مستقل دانستن ابعاد سرمایه اجتماعی از یکدیگر آن ها را به صورت دو مؤلفه متفاوت در جدول می آورد :
محورهای تقسیم بندی
روابط بین افراد
بالا
پایین
پیوندهای ذهنی بین افراد
بالا
سرمایه اجتماعیA
B
پایین
C
D
شکل شماره (4-2): ابعاد سرمایه اجتماعی از نظر پکستون
سرمایه اجتماعی موجود در بخشB و C نسبت به D قویتر است. ( فیلد ، 2003: 68 ، به نقل از کاکاوندی ، 1387: 28)
به پیروی از پکستون، «اخیراً بیشتر تئوری پردازان سرمایه اجتماعی ( اعم از عالمان سیاسی و جامعه شناسان ) بر دو عنصر اصلی این مفهوم تأکید دارند: نخست، اعتماد میان اعضای اجتماع، و دیگری مشارکت در سازمان های اجتماع. این عناصر با چیزی که رازنفیلد، مسنر و باومر به ترتیب اعتماد اجتماعی و مشارکت مدنینامیده اند، مطابقت دارد.» با پیروی از این دیدگاه می توان گفت که سرمایه اجتماعی دارای دو بعد کمی و کیفی می باشد:
1) از نظر بعد کمی، سرمایه اجتماعی یک کمیت است؛ یعنی در جامعه هر چه مشارکت بیشتر باشد و تعداد انجمن های داوطلبانه یا، به عبارتی، سازمان های غیر دولتی بیشتر باشد سرمایه اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود.
2)از نظر بعد کیفی، باید اذعان داشت که سرمایه اجتماعی دارای بعد کیفیتی مهمی است. برای برآورد جامع سرمایه اجتماعی می بایست میزان همبستگی و درجه انسجام درون گروهی، اعتماد متقابل بین کنشگران، احساسات مثبت و به طور کلی بعد ذهنی آن نیز مدنظر قرار گیرد. (چلبی و مبارکی، 1384: 6)
بنابر نوشته های فوق و به ویژه نظریه پکستون ، بعد ذهنی سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی ) و بعد عینی آن (مشارکت مدنی )دو مؤلفه شاخص و مهم سرمایه اجتماعی محسوب می شوند که از یک سو افراد جامعه را برای مشارکت بیشتر در گروه های اجتماعی به یکدیگر پیوند می زند و از سوی دیگر هنجارهای مبتنی بر اعتماد انسجام درون گروه ها را بیشتر می کند. و از آن جا که در پژوهش حاضر نیز نقطه اتکاء به این دو بعد می باشد، در ذیل به شرحی مختصر از هر یک از این ابعاد پرداخته می شود و در نهایت به رابطه ای که هریک از ابعاد با مقوله دموکراسی دارند اشاره می شود.
1-11-2 اعتماد اجتماعی
اعتماد، مفهوم کانونی در نظریات کلاسیک جامعه شناسی و نیز محور اصلی تئوری های نوین سرمایه اجتماعی و زمینه تعاملات و روابط اجتماعی است. درواقع مفهوم اعتماد در دیدگاه صاحبنظران جامعه شناسی جایگاه ویژه ای دارد. اعتماد در عین حال بستر تعاملات و روابط اجتماعی و کانون مفهوم سرمایه اجتماعی است. (معیدفر و جهانگیری، 1388: 48) اعتماد را می توان شاخص ترین نتیجه سرمایه اجتماعی دانست. به همین خاطر است که در بسیاری از تحقیقات، از اعتماد به عنوان جایگزین سرمایه اجتماعی نام برده اند. پاتنام می گوید: اعتماد، چرخ های حیات اجتماعی را روغن می زند. (علمی و شا رع پور و حسینی، 1384: 244) مفهوم اعتماد، از مهمترین مؤلفه های نظریه سرمایه اجتماعی، خصوصاً نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام و نشان دهنده توجه به روابط اجتماعی می باشد. اگرچه این مفهوم تا چند دهه پیش در کانون نظریات جامعه شناسی قرار نداشته اما می توان گفت همواره حضور ساکتی در بیشتر آثار اصلی جامعه شناختی دارا بوده است.(غلامزاده و شارع پور، 1388: 222) همچنان که، در تعاریفی که از سرمایه اجتماعی مطرح شده است، اعتماد اجتماعی مهمترین عنصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شده است. به عبارت دیگر، اعتماد اجتماعی هم به عنوان یک جزء ذهنی، هم به مثابه علت و هم به عنوان پیامد و معلول سرمایه اجتماعی است. (نصرآبادی ، 1387: 216) اگر اعتماد اجتماعی را یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی در دنیای مدرن بدانیم، اهمیت آن کم و بیش آشکار می شود. انسان ها در زندگی روزانه و در انواع و اقسام فعالیت های خود باید به یکدیگر اعتماد کرده و روابط خود را بر اساس آن بنا کنند. اعتماد افراد به واحد ها و نهادهای اجتماعی، کارکردهای نظام اجتماعی را تسهیل کرده، در نظم اجتماعی مؤثر می افتد.(وثوقی و آرام، 1388: 134) اعتماد اجتماعی، از جمله پدیده های اجتماعی است که در روابط و تعاملات انسانی نقشی حیاتی ایفا می کند: از سطح خرد ( خانواده) گرفته تا سطح کلان ( جامعه) و حتی در ساخت هایی فراتر از آن ( جهانی)، اعتماد اجتماعی پدیده ای است که تسهیل گر روابط انسانی است. اعتماد را می توان احساسی تلقی کرد که فرد یا افراد درباره چیزی دارند؛ البته آن چیزی که تأیید شده است. اعتماد در واقع یک نگرش مثبت به فرد یا امری خارجی است و مبین میزان ارزیابی، از پدیده ای است که با آن مواجه ایم. (عباس زاده، 1383: 269) نگرش ها و ارزش های مربوط به اعتماد و بده – بستان بین افراد به طور ویژه ای مهم هستند زیرا این ها برای ثبات اجتماعی و سیاسی و همکاری اهمیت اساسی دارند. به این ترتیب، سرمایه اجتماعی بر آن ارزش ها و نگرش هایی تأکید می کند که شهروندان را به همکاری، تفاهم و همدلی با یکدیگر متمایل می سازد – یعنی رفتار با همدیگر به عنوان همشهریان تا بیگانگان، رقیبان یا دشمنان بالقوه – اعتماد و بده بستان بین افراد جنبه های اساسی سرمایه اجتماعی هستند. همان گونه که زیمل نوشت، اعتماد «یکی از مهمترین نیروهای ساختگی در جامعه است» (نیوتن، 1387: 67) اعتماد اجتماعی، از شرایط و الزامات عمده و کلیدی برای موجودیت هر جامعه محسوب می شود و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد.(نصرآبادی، 1387: 216)
اندیشمندان علوم اجتماعی هر کدام از نقطه نظر خاص خود به تعریف اعتماد پرداخته اند. اندیشمندانی چون ، لوهمان (1998)، فوکویاما (1995)، میستال (1996)، زتومکا (1999)، اسلنر (1999)، گلنر (2000)، گامبتا (1988)، گیدنز ( 1992)، پاتنام ( 1993) ، به مفهوم اعتماد توجه ویژه ای نشان دادند. ( کاکاوندی ، 1387: 28)
اعتماد، به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این باور بر مبنای این احتمال است که (گروه های بخصوصی از) دیگران کارهای بخصوصی انجام می دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. به عبارت دیگر، اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا خودداری از اقدام خود به رفاه من / ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من / ما خودداری می کنند. ( افه، 1384: 211-212) درواقع اعتماد، سطح اطمینانی است که مردم دارند، مبنی بر این که دیگران طبق آنچه می گویند عمل کرده و یا انتظار می رود عمل کنند و اینکه آنچه دیگران می گویند قابل اعتناء است. (نصیری، 1386: 14)
شایع ترین اشکال سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، سرمایه هایی هستند که آلبرت هیرشمن آن ها را «منابع اخلاقی» می نامند یعنی منابعی که ذخیره شان در حین استفاده به جای کاهش، افزایش می یابد و در صورت عدم استفاده کاهش می یابند. هرچه دو نفر بیش تر به یکدیگر اعتماد کنند، اعتماد متقابلشان افزایش می یابد و برعکس. (پاتنام ، 1380: 290).
لوهمان، میان دو مفهوم اعتماد و اطمینان تفاوت قائل است. وی معتقد است: اعتماد با مفهوم مخاطره یا ریسک در ارتباط است و در دوران اخیر مطرح شده است. به اعتقاد لوهمان، کارکرد اعتماد در نظام اجتماعی این است که عدم تعین اجتماعی را کاهش می دهد. (درانی و رشیدی، 1387: 12).
کلمن، اعتماد را کیفیتی از رابطه می داند که در آن حداقل دو طرف وجود دارند: اعتمادکننده و امین . او هردو را هدفمند عنوان می کند، هدفی که تامین منافع است. (کلمن، 1377: 53). در جایی دیگر وی، اعتماد را وارد کردن عنصر خطر در تصمیم برای کنش با دیگران می داند و اعتماد را با مخاطره ( ریسک ) در ارتباط می داند.(همان ،13)
فوکویاما، اعتماد را به عنوان انتظاری که در یک جامعه از رفتار مقرراتی، مسئولانه و هم یارانه بخشی از اعضای دیگر جامعه که بر هنجارهای مشترک عام مبتنی است، تعریف می کند. (نصیری ، 1386: 21)
به عقیده آلموند و وربا، اعتماد بعد مهمی از فرهنگ مدنی است. فرهنگ مدنی احساس وسیع و گسترده ای از کفایت سیاسی و اعتماد متقابل شهروندان می باشد. اعتماد سیاسی بازتابی از وجود جو گسترده اعتماد در جامعه است. اعتماد اجتماعی عمومی به اعتماد سیاسی مربوط تبدیل می گردد. (زتومکا، 1386: 31)
پاتنام، تاکید فراوانی بر مفهوم اعتماد به عنوان یکی از اصلی ترین مؤلفه های سرمایه اجتماعی دارد. در زمینه ای دیگر، وی معتقد است که اعتماد می تواند با ایجاد فضایی حاکم از اطمینان خاطر میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی، موجب توسعه و به ویژه توسعه سیاسی شود. بنابراین، اعتماد منبع با ارزشی از سرمایه محسوب می شود که اگر در جامعه و حکومتی به میزان زیاد وجود داشته باشد، به همان اندازه رشد سیاسی و توسعه سیاسی – اقتصادی بیشتر خواهد شد. (عطار، 1388: 140)، از نظر پاتنام، اعتماد یکی از عناصر ضروری در تقویت همکاری است و یک عنصر غیر اختیاری و نا آگاهانه نیست. اعتماد مستلزم پیش بینی رفتار یک بازیگر مستقل است. در جوامع کوچک و به هم پیوسته این پیش بینی بر اساس چیزی انجام می شود که «برنارد ویلیامز» آن را « اعتماد صمیمانه » می نامد یعنی اعتمادی که به آشنایی نزدیک با فرد بستگی دارد. اما در جوامع بزرگ تر و پیچیده تر یک اعتماد غیر شخصی یا شکل غیر مستقیمی از اعتماد ضرورت دارد. (پاتنام، 1380: 292)
در جوامع نوین، به نظر گیدنز، افراد هر چه فاصله زمانی – مکانی بیشتری از هم داشته باشند، به اعتماد بیشتری نیاز دارند. در جوامع ما قبل نوین که خصلتی محلی و بومی دارند و کنش های متقابل بیشتر در سطح محلی و رودررو رخ می دهند. در

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید