روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

انسان در جامعه، دارای یک سلسله نیازهای روانی و شخصیتی مخصوص به خود است، که اگر به هر کدام از نیازها به درستی و به موقع پاسخ مثبت داده نشود، از جاده ی اعتدال خارج می شود.روح، بیمار شده وبه تیرگی می گراید و اختلالات و ناراحتی های تحمل ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.
امام علی علیه السلام می فرمایند : «کمبود روانی و شخصیت بدترین انواع کمبودهاست.» زیرا انسان از کمبودهای روانی، بیشتر از کمبودهای مادی دچار تیره روزی و بدبختی می شود.
پس باید در نظر داشت که « تصور هیچ چیز بدون در نظر گرفتن شخصیتش امکان پذیر نیست… وکمال هر شیء ، هم در ظاهر، هم در معنی، وقتی تحقق می یابد که از شخصیت حسی و معنوی برخوردار باشد. شخصیت حسی افراد انسانی روشن است، اما شخصیت معنوی آنها تابع آثار انسانی و کمالات روحی است و هستی آنان در چهار دیوار شخصیت محسوسشان محصور نمی گردد.»
لذا امیرالمؤمنین علیه السلام انسانها را از نظر روانشناسی اجتماعی با توجه به اینکه هر کدام دارای ویژگی و اختلالات شخصیتی ویژه ای می باشند، به چهار گروه تقسیم می کنند. این چهار گروه عبارتند از:
1- انسانهایی ناتوان و ساکن از نظر روحی‏، که سکون آنها به دلیل عدم برآورده شدن امکانات لازم است.
2- انسان هایی با روحیات قوی واثر گذار که در طلب دنیا با قدرت وثروت به فساد رو می آورند.
3- انسان های ریاکار که با اعمال آخرت، در پی کسب مقام های دنیوی اند.
4- انسان های ذلیل وپست و زاهدنما که چون از قدرت محروم اند به زهد، خود را آراسته اند.
این چنین انسانهایی به دلیل اینکه شخصیتشان بر اساس ارزشهای نادرست شکل گرفته ویا نیازهای روانی آنها تأمین نشده، صفات ورفتارهایی در آنها بر همین اساس توسعه می یابد واز آنها بروز می کند.حرمت انسان نیزدر پی نا فرمانی وناهنجاری به خطرخواهد افتاد.دیگر نمی تواند به نقص شخصیت و نارسایی های خود پی ببرد. اگر هم به نواقص شخصیت و نارسایی های خود پی ببرد، به او نفرت و انزجار دست خواهد داد.
لذا در زیراز مهمترین عوامل اختلالات شخصیتی وناهنجاری ذکر می شود:
الف) نبود احترام و توجه کافی
دامنه ی نیازهای روحی، برخلاف خواسته های مادی آدمی، بسیار گسترده است و به همین علت نمی توان این گونه تقاضاها را محدود کرد. نبود احترام و توجه کافی را می توان از جمله موارد اساسی نام برد.
در این راستا امام علی علیه السلام از سرکوبی و سکوت انسانهایی پاک در جامعه صحبت می کنند، آنها که با بیان منطقی، اندرز می داده اند تا فساد در جامعهبه احتمال زیاد ریشه کن گردد، امابه دلیل نبوداحترام وتوجه کافی، اندرزها مؤثر واقع نمی شود و باعث می گردد باقی مانده ی اندک واعظان به تقیه پناه ببرند.
ب) تمسخر گرفتن افراد
کسانی هستند که کارهای مؤمنان را به تمسخر می گیرند و نماز و عبادت شان را استهزاء می کنند. اینان هرچند که خود را در سنگر عمل کنندگان به هنجارها معرفی می کنند، ولی با روشهای مختلف، زمینه ی سرزنش و نکوهش را فراهم می آورند.چنین افرادی جو اجتماعی را علیه افراد مؤمن وهنجارهای مطلوب فراهم می کنند وموجب اختلالات روانی می گردند.
از این رو خداوند به کسانی که، هنجارها و ارزش های بلند و والای اجتماعی را به تمسخر می گیرند و از ارزش می اندازند، هشدار می دهد که این گونه رفتار و کردار ها هماهنگ با دشمنان و کافران و مشرکان است.
خداوند در آیات 57 و 58 سوره مائده به یکی از مصادیق این رفتار تمسخرآمیز اشاره می کند.و به کسانی که با دشمنان و کافران همراه شده و به استهزای نماز و اذان و آیین های اسلامی می پردازند و بر رسوم و آداب اسلامی خرده می گیرند، هشدار شدید می دهدکه از این گونه دوستیها و همکاری با دشمنان برحذر باشید.
ج) نسبتهای ناروا دادن
در جامعه شناسی انحرافات وکجرویها می توان ازنسبتهای ناروا به انگ وبرچسب زنی تعبیر نمود. القاب وبرچسب زنی یک فرآیند کنش متقابل میان منحرفان و غیر منحرفان است. لقب می تواند بر دو گونه باشد، یکی : «برای احترام و تشریفات مثل القاب سلاطین و یکی برای سرزنش کردن. البته نوع سرزنش، به شدت در قرآن نهی شده است.»
برچسب خوردن والقاب منفی، تأثیر به سزایی در آینده ی فرد وجامعه دارد، زیرا چنین شخصی، به این نتیجه می رسد که نمی تواند این برچسب والقاب را از خود بزداید، چون جامعه او را از خود دور کرده و کوشش برای پیوستن به جامعه راکار بیهوده ای می داند. از این رو بر هنجارگریزی این افراد افزوده می شود.
لذا خداوند سفارش می نمایند:« »
لقبهای زشت بر یکدیگر مگذارید، چقدر بد است فردی بعد از ایمان آوردن اسم فاسق و کافر بر او نهاده شود.
جالب اینجاست که در همین آیه می گوید : « » نفسهای خود را عیبجویی نکنید، عوض اینکه بگوید دیگری را عیبجویی نکنید، می گوید : خودتان را عیبجویی مکنید، « این نشان دهنده ی این است که در فرهنگ قرآن مؤمنان به منزله نفس واحدی هستند که عیبجویی از دیگران عیبجویی از خود است و این مایه ای برای اختلاف و کشمکش است .»
نکته قابل ذکر این آیه اینست که تنها در موارد خاص نیست بلکه هر اسم خواه به صورت لقب یا غیرلقب، اگر به قصد مسخره و سرزنش و کوچک شمردن باشد نکوهیده و مبغوض خداوند است. و لذا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد ویژگی پرهیزگاران می فرمایند: « وَ لَاتَنَابَزُوا بِالأَلقَاب» پرهیزگار لقب زشت روی کسی نمی گذارد و این صفتی است که از صفای باطن و روح سالم آنها نشأت می گیرد این است که کسی را با لقب زشت نمی خوانند.
د)عدم توجه به تفاوتهای زیستی و روانی زن ومرد

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.