رویکرد انتقادی

دانلود پایان نامه

تجزیه و تحلیل
(تفکیک کردن)
بخشهای مختلف آن از جمله، نظم و ترتیب، دلایل چرایی، علتها، مسائل، راهحلها و پیامدها کدامند؟
5
ترکیب
(کنار هم نهادن)
تفاوتها در کجاست، دیگر چطور، چه اتفاقی میافتد اگر تصور کنید، تحول ایجاد کنید، بهبود ببخشید، با استفاده از روش خودتان آن را ایجاد کنید.
6
ارزیابی
(سنجش و قضاوت کردن)
آن را مورد قضاوت قرار دهید، آیا موفقیتآمیز است، آیا کارایی دارد، شما چهچیزی را ترجیح میدهید، چرا اینطور فکر میکنید.
تعریف لیپمن از تفکر انتقادی عبارت است از تفکری که قضاوت‌ها را تسهیل می‎کند؛ چراکه به ملاک متکی است، به زمینه‌ای که در آن، رویداد اتفاق افتاده حساس و همراه با خودتصحیحی است. ملاک‎ها نوعی از دلایل هستند که قابل اعتمادند و در روند کندوکاو، معیاری برای قضاوت کردن می‎باشند و براساس مقایسه بین امور به‌دست می‌آیند. حساسیت به زمینه در تفکر انتقادی الزامی است؛ چراکه افراد با درنظر داشتن زمینه‎ها و شرایط امور، قضاوت می‎کنند. اگر تفکر بدون آگاهی از تفاوت‎های کیفی و متمایز افراد صورت گیرد، در روش نظریه‌پردازی خود به خطا می‌رود. همچنین، یکی از مهم‌ترین سودمندی‌هایی که کلاس درس را به حلقه کندوکاو تبدیل می‌کند آن است که افراد در پی تصحیح خود، یکدیگر، روش‌ها و روند بحث باشند. (Lipman,2003:212)
تفکر انتقادی با میانجی گفتوگو
لیپمن به فعالیتهای ذهنی اشاره میکند که با میانجی گفتوگو در حلقه کندوکاو به مهارتهای تفکری ارتقا مییابند.در جدول زیر لیستی از این موارد که لیپمن به آنها اشاره کرده است را مشاهده میکنید. (lipman,2003:151 and 175-181)
جدول(2-3): ارتقا مهارت‎های فکری با میانجی گفت‎وگو
تفکر انتقادی و گفتوگوی انتقادی، هردوبر پایه بحث منطقی بنا شدهاند. البته در اینجا هم این موضوع مطرح است که از کلمه منطقی برداشتهای متفاوتی وجود دارد. لذا منظور از منطقی در حلقه کندوکاو، منطق صوری و رسمی نمیباشد بلکه منطق محاورهای و دلیل‌آوری مدنظر است. و هدف آن نیز همانطور که گفته شد رسیدن به حکمت و خرد است نه عقلانیت محض. هردوی اینها اگر با الگوی زندگی روزمره و تفکر دانشآموزان هماهنگ شود میتواند به آنها در آوردن دلایل مؤثرتر کمک کند.
تفکر خلاق در گفتوگوی کندوکاو محور
باید توجه داشت که تقسیم تفکر به دو نوع کاملاً مجزای انتقادی و خلاق، سادهانگاری افراطی درباره تفکر است. اگرچه این تقسیم تا اندازهای توزیع فیزیکی وظایف بین دو نیمکرهی مغز را نشان میدهد و منعکس‌کننده تفاوت مفهومی بین تحلیل عوامل یک مسئله به شیوه منطقی (رویکرد انتقادی) و افزایش آن عوامل، ترکیب دوباره آنها یا نگریستن به آنها از زاویهای جدید است (رویکرد خلاق)، اما اینکه تصور کنیم رویکردهای ناظر به تفکر به طور اساسی با هم متفاوت هستند و نامربوط، غلط است. حل اکثر مسائل، مستلزم هر دو نوع تفکر می‌باشد. خلاقیت فقط ارائه راهحلهای جدید برای رفع مشکلات نیست، بلکه ارائه راهحلهای بهتر است و این مستلزم قضاوت انتقادی خواهد بود. پیدا کردن راهحلی نو برای یک مسئله پیچیدهی منطقی میتواند مستلزم داشتن توانایی نوآوری خلاقانه باشد. تعلیم و تربیتی که فقط روی یک نوع تفکر تمرکز کند، ناقص و ناموزون خواهد بود. (فیشر ،1386: 70 و 71)
خلاقیت، سازماندهی دوباره دانستهها برای پی بردن به مطالبی است که نمیدانیم. از این رو برای اینکه به طور خلاقانه بیندیشیم لازم است این قابلیت در ما ایجاد شود که بتوانیم آنچه را معمولاً درست فرض می‌کنیم مورد بازنگری قرار دهیم. (فیشر، 1386: 17)
تفکر خلاق، با تمرکز بر قضاوت خلاقانه (تولید قضاوت) قصد گسترش حساسیت نسبت به مفاهیم ،آگاهی راجع به معیارها و پرورش گرایش به خود بیانگری و فراروی از خود را دارد. (Sharp,2007: 250) تفکر خلاق، توانایی ارائه راهحلهای جایگزین، بررسی دیگر عوامل درگیر با موضوع و مکمل ضروری برای تفکر انتقادی و قیاسی است. (فیشر، 1386: 145)
تفکر خلاق با میانجی گفتوگو
لیپمن 12ویژگی برای مشخص ساختن تفکر خلاق ذکر میکند که بخشی از آنها با شاخصههای تفکر انتقادی مشترک است و شامل چهار بخش اصلی زیر میباشد، که همه این ویژگیها با واسطه گفتوگوی جمعی در فرد محقق میشود:
ابتکار : . وقتی هدف از یک موقعیت آموزشی، یادگیری دانش از پیش نظم داده شده باشد، این تفکر ویژگی، حقیقتاً در دانشآموزان رشد نخواهد کرد. اما زمانی که یکی از اعضا ایدهای را بیان کند که پیش از آن بیان نشده باشد و اگر دانشآموزان خود عرصه جدید را بستر بحث کنند. این تفکر، خلاقانه خواهد بود.
تصور و تخیل : تخیلات و بازیهای تخیلی یکی از جنبههای مهم یادگیری کودکان است. کودک باید بتواند در ذهن خود جهانی احتمالی را مجسم کند ،حتی به آن سفر کند و این ایدههایی که در ذهن پروانده را با سایرین به اشتراک بگذارد. از نگاه ویگوتسکی نیز یکی از راه‌های ایده‌آل برای تقویت رشد شناختی و اخلاقی کودک، استفاده از بازی وانمودی است یعنی کودک در نقش خاصی فرو می‌رود و چنان عمل می‎کند که گویی واقعاً صاحب آن نقش است. از طریق این بازی‌های وانمودی کودک در موقعیت‌های خیالی قرار می گیرد و از طریق فرو رفتن در نقش های مختلف قواعد، هنجارها و اصول اجتماعی را می‌آموزد و به آنها عمل می‌کند. این بازی‌های تخیلی با کودکان فضاهایی را برای گوش دادن و گفت‌وگو جدی بر سر موضوعات اخلاقی که کودک در برخورد با دیگرانی که کودک می تواند تصورکند فراهم می‌کند. یعنی بازی با کودکان فرصت گفت‌وشنود فعال را فراهم می‌کند، به طوری که می‌توان در این فضاها بر سر موضوعات که کودک اغلب در تخیل خود با آنها مواجه می‌شود بر پایه اصول اخلاقی گفت‌وگو کرد.(Edmiston,2008:175)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.