رژیم صهیونیستی

دانلود پایان نامه

در پخش جابجایی، ایده جدید و نوآوری ها به وسیله انتقال فیزیکی صورت می پذیرد، به عنوان مثال اعزام مبلغان دینی یا اعزام نیرو توسط سپاه به جنوب لبنان در این نوع پخش جای می گیرد.
پخش سلسله مراتبی:
در این نوع پخش، پدیده ها و نوآوری ها در قالب سلسله مراتب و از طریق توالی منظم دسته ها و طبقات، منتقل می شود، ایده ها در این شیوه از یک فرد مهم به فرد دیگر یا از یک مرکز به مرکز دیگر گسترش می یابد.
پخش سرایتی (یا واگیردار):
این پخش در مقابل پخش سلسله مراتبی است. در این نوع پخش، گسترش عمومی ایده ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت می گیرد. چون در این نوع پخش با تماس مستقیم صورت می گیرد، مانند تأثیرگذاری مستقیم از طریق رسانه ها.
در پخش سرایتی سرعت انتشار بسیار بالاست، چرا که در این نوع پخش افکار، اندیشه ها و مفاهیم اند که از سرزمین میزبان به سرزمین میهمان و جدید هجرت می کنند و چون فیزیکی نیستند دارای سرعت انتشار بالایی هستند. در واقع پخش سرایتی از نوع پخش انبساطی نیز می تواند تلقی گردید بدین ترتیب که نوآوری در درون یک ناحیه به شکل گلوله برفی شکل می گیرد و به نحوی است که تعداد آگاهان به آن نوآوری مرتباً افزایش یافته و به همین ترتیب ناحیه تحت پوشش نیز بزرگ می شود.
در مورد تطبیق این نوع بخش ها با مفاهیم علوم سیاسی با توجه به اینکه ترویج افکار و اندیشه است به نظر می رسد پخش سرایتی مناسب تر باشد.
در تطبیق انقلاب اسلامی ایران با بخش سرایتی می توان گفت که با شروع نوآوری های انقلاب اسلامی در زمینه عدالت طلبی ، ظلم ستیزی ،آوردن اسلام درعرصه سیاسی واجتماعی، مقابله با استبداد و استکبار و صهیونیسم بین‌الملل، ایران به عنوان مبدأ در نظر گرفته می شود و این گلوله برفی شروع به حرکت کرد و مناطق اطرافی خود را تحت تأثیر قرار داد و تأثیرات فراوانی به جای گذاشت اما مخالفان این انقلاب با تحمیل جنگ 8 سا له عراق علیه ایران جلو گیری کردند و از سوی دیگربا توجه فروکش کردن تب انقلابی در دولت های سازندگی و اصلاحات تا حدودی از انتشار سریع ایده های انقلاب اسلامی کاسته شد،اما در عین حال گروههای مقاومت در لبنان و فلسطین کاملاً متأثر از انقلاب اسلامی ایران در حال تثبیت خود در جوامع خودشان بودند اما سرعت حرکت این گلوله برفی کند شده بود هر چند که بر حجم آن بسیار افزوده شده بود.
اما موضوعی که بر خلاف عامل زمان در نظریه پخش محقق شد روی کار آمدن دولت نهم بود، دولت نهم دوباره فضای گفتمانی سالهای اول انقلاب را احیا کرد و به انتشار افکار و اندیشه های انقلابی پرداخت، این موضوع باعث شد، آن گلوله برفی که حرکتش کند شده بود دوباره شتاب بگیرد و این شتاب گیری در شرایط خاص منطقه ای و بین المللی در دولت نهم صورت پذیرفت که قبلاً توضیح آن داد ه شد. در فضای به وجود آمده از این شتاب گیری دوباره انتشار افکار انقلابی و اسلامی در بین ملت های منطقه، مخالفان این موضوع در صدد کنترل این امواج منتشر شده از سوی جمهوری اسلامی ایران بر آمدند و جنگ 33 روز اسراییل علیه حزب الله روی داد، آنها امیدوار بودند بتوانند مانع حجیم شدن گلوله برفی شوند اما نتیجه مطابق میل آنان پیش نرفت در همین راستا الستر کروک مأمور سابق سازمان6mi انگلستان و مشاور ویژه خاویر سولانا در خصوص خاورمیانه و فعال در زمینه فلسطین می گوید:
« به دنبال جنگ اسراییل و حزب الله، در یک نظر خواهی عمومی که از قشرهای مختلف اجتماعی در مصر به عمل آمد، از مردم خواسته شده بود دو رهبر سیاسی را که پیش از همه مایه افتخار آنهاست نام ببرند. سید حسن نصرالله با رأی خیره کننده ای رتبه اول را به خود اختصاص داد و پس از او محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران حائز مقام دوم شد.
این نظر سنجی نه تنها روی گردانی صریحی بود از حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر، که در همان اول جنگ نظراتش را در ضدیت با حزب الله آشکار کرد، بلکه رد روشنی نیز بود بر آن دسته از رهبران سنی – از جمله ملک عبدالله سعودی و عبدالله دوم اردنی – که در تلاشی سخت و به منظور بر حذر داشتن جهان تسنن از حمایت نمودن ایران به انتقاد از شیعه پرداخته بودند.
در اواخر آگوست، یکی از دیپلمات های آمریکا در منطقه چنین می گوید:
– ” این آقایان تا روز آخر جنگ دست و پا می زدند تا شاید خود را از رسوایی که گرفتارش شده بودند نجات دهند. این روزهای آخر دیگر سر و صدای زیادی از آنها به گوش نمی‌رسید.”- این تنها مبارک و ملک عبدالله های سعودی و اردنی نیستند که برای پیدا کردن گریز گاهی به دست و پا افتاده اند بلکه، سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه، حتی با در نظر گرفتن لشکرکشی شوم و رو به گسترش آن در عراق، در آشفتگی کاملی به سر می برد.»
همانطور که بیان شد و از سخنان این مأمور کهنه کار سازمانmi6 مشخص است پیروزی حزب‌الله باعث شد که اوضاع کاملاً دگرگون شود و دیگر از آن گلوله برفی خبر نباشد و حجم آن گلوله برفی به حدی رسید که منطقه در آستانه سرازیر شدن بهمن قرار گرفته بود.
بدین ترتیب قدرت انتشار امواج انقلاب ایران دردولت نهم بسیارزیاد شد وبیش ازپیش گسترش یافت، اوضاع خاورمیانه کاملاً متحول شده بود، و رژیم صهیونیستی در شرایط سختی قرار گرفته بود، به همین دلیل رژیم صهیونیستی برای تغییر این وضع اشتباهی استراتژیک مرتکب شد و آن حمله به نوار غزه بود این جنگ 22 روز به طول انجامید و مصر در هماهنگی کامل با اسراییل مرز رفح را بسته نگه داشت و حتی اجازه ورود اقلام پزشکی را به نوار غزه نداد اما با به نتیجه نرسیدن رژیم صهیونیستی و مقاومت حماس و محکومیت بین المللی رژیم صهیونیستی، ودیپلماسی فعال دولت نهم وتشکیل اجلاس دوحه عرصه بیش از بیش بر رژیم صهیونیستی تنگ شد.همچنین سیاست اشتباه اسراییل در ادامه محاصره غزه وهمکاری مصر با اسراییل در محاصره وحمله به کشتی کاروان آزادی این موضوع را سبب شد انرژی جمع شده ازاین حوادث به فعلیت برسد و بهمنی عظیم منطقه را فرا گیر که سقوط حسنی مبارک، بن علی و اشغال سفارت اسراییل در مصر ناشی از این بهمن است که در فصل آتی به تفضیل در مورد آن سخن خواهیم گفت.
در کل می توان گفت که با توجه به نظریه پخش:
کانون اول پخش: انقلاب اسلامی ایران بوده است
کانون دوم پخش: احیای مجدد انتشار در دولت نهم بود.
که در این میان نقش جنگ 33 روزه و 22 روزه به عنوان کاتالیزور و عامل تسریع در روند انتشار بسیار حایز اهمیت می باشند.
کانون سوم پخش: وقوع موج بیداری در بین ملت ها منطقه است که ضمن دریافت امواج منتشره از کانون اول و دوم، این پتانسیل را دارد که در فضای فرا منطقه ای منتشر شود.
جمع بندی:
در این فصل ابتدا به بررسی شرایط داخلی و منطقه ای و بین المللی در آستانه روی آمدن دولت نهم پرداختیم و مشخص شد که دولت نهم در شرایط بسیار حساس منطقه ای و بین‌المللی روی کار آمد به طوری که منطقه خاورمیانه آبستن حوادث مهمی بود و مباحثی چون خاورمیانه بزرگ و فشار شدید غربی بر ایران در زمینه هسته ای حاکم بود. در ادامه به بررسی راهبرد سیاست خارجی دولت نهم در برخورد با این موضوعات پرداختیم و مشخص شد که راهبردهای سیاست خارجی در دولت نهم الهام گرفته از سیاست تهاجمی سالهای اول انقلاب بوده است و به همین دلیل در این دولت شاهد تشکیک در موضوع هولوکاست هستیم،این دولت با زیر سؤال بردن ماهیت وجودی رژیم صهیونیستی و همچنین مطرح کردن کلاهک های هسته ای این رژیم در راستای تغییر از وضعیت متهم به مدعی در عرصه بین الملل بود، همچنین بیان شد که در همین راستا دولت نهم با قاطعیت تمام به غنی سازی اورانیوم ادامه داد و چرخه کامل سوخت هسته ای را ایران به دست آورد. در ادامه بیان شد که این دولت در راستای افزایش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی و ایجاد ظرفیت های نوین متقابل سعی در تلاش ایجاد جبهه مشترک ضد امپریالیستی داشت که با توجه به وجود چنین ظرفیتی در آمریکای لاتین این امر تا حدودی محقق شد. سپس در ادامه به تلاش های دولت نهم برای ایجاد وحدت در جهان اسلام اشاره کردیم و بیان شد که دولت نهم در راستای مقابله با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده و ایجاد بیداری در بین ملت های منطقه اقدامات متعددی چون سفرهای زیاد، استفاده از رسانه ها ودیپلماسی عمومی انجام داد . همچنین گروهها مقاومت در منطقه را تشویق می کرد که به مقابله با رژیم صهیونیستی بپردازد و با روند سازش مخالفت کنند و در ادامه گفتیم که این اقدامات باعث رادیکال شدن اوضاع منطقه شد و از سوی دیگر با توجه به نظریه پخش بیان کردیم که انقلاب اسلامی و سپس دولت نهم به عنوان کانون پخش آموزه های استعمار ستیزی، عدالت طلبی و استقلال خواهی و مقابله با صهیونیسم بین الملل مطرح بودند.
فصل پنجم:
سیاستهای منطقه ای اسرائیل بعد از دولت نهم
پیش گفتار:
دراین فصل ابتدا به بررسی حمله اسرائیل به حزب الله لبنان در پی بوجود آمدن تغییرات در خاورمیانه متاثر از سیاست تهاجمی دولت نهم می پردازیم.وپس از آن به بررسی حمله ی اسرائیل به نوار غزه می پردازیم و تبعات این اقدامات را بررسی می کنیم و در ادامه با توجه به تغییر وتحولات به وجود آمده در منطقه به بررسی روابط ترکیه و اسرائیل می پردازیم و اثر کیفیت این روابط را به عنوان عاملی در سیاست های منطقه ای اسرائیل مورد کنکاش قرار خواهیم داد وسرانجام با توجه به شرایط اخیر منطقه ای و بروز انقلاب در مصر وتونس و لیبی و پیدایش اعتراضات در کشورهایی چون یمن ،بحرین، اردن و عربستان به بررسی این حوادث وسیاست های منطقه ای اسرائیل متاثر از این مواردبررسی می شود.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.