زبان عامیانه

دانلود پایان نامه

درست: لگد.
* «فروغ: من که دربند حروم و حلالش نبودم، دربند اَن کهدِ آقام نبودم،…»(605)
درست: اَنکحتُ.
3-2- حذف افعال: حذف افعال در جملات، یکی دیگر از نکاتی است که در عامیانه کردن زبان شخصیتها نقش بسزایی دارد. از ویژگیهای زبان گویندهی عامی این است که به جای جملات بلند و لفاظیهای زیاد، سعی میکتد، جملات کوتاه را برای بیان منظور خود برگزیند. حذفهای افعال فیلمنامهی سوتهدلان که با قرینههای لفظی و معنوی و حتی بی قرینه صورت پذیرفتهاند، در نشاندادن گرایش زبان عامیانه به تلخیص جملات، مؤثر است. برای مثال:
* «جورابچی: پنجاه تا رو وعده گرفتیم، ای صد تام بیدعوت میان.
حبیب: با ریخت و پاش و بچه، دویست تا حساب کنین. آقای جورابچی، بهسلامتی [مراسم]کی[است]؟
جورابچی: شب جمعه و روز جمعه و شنبه، عقد و عروسی و پاتختی. (حذف فعل ربطی «است» از سه جمله)
حبیب: چه سعادتی[است]، چه ساعتی[است]، خوشموقع[است]، چه شبی[است]، شب اول ماه[است]، بهشادی[باشد].
جورابچی: یه دونه پسره و همه آرزودار[هستند]، دخترهام غریبه نیس، از طایفه خانومه.
حبیب: ایشاالله به شادی[باشد]، کارت چاپ کردین؟
جورابچی: یادم رفت تقدیم کنم، بفرمائین.
حبیب: مرحمتتون کم نشه، والله من که گرفتارم، واسه مجیده، تو هر مجلسی که ظرف میدیم، باید بره، خواه عزا[باشد]، خواه عروسی[باشد].»(مجموعه آثار علی حاتمی:568-567)
حذف قسمتهایی از واژگان، در تلفظ و کاربرد «ه» متصل بهجای شناسۀ فعل از دیگر ویژگیهای زبان عامیانۀ متن است؛ برای مثال:
* مجید: واسه من جمعه جمعۀ آقامه، خواه، مرده، خواه زنده، جَخ تقلید مرده جایزه، آقا میگه بالا منبر، بکی اینو. (مجموعه آثار علی حاتمی: 575)
* دکتر: مثِ(مثل) دختر فرنگیا(فرنگیها) رات(راهت) نمیبرم، که میبرم، اتاقت از اتاقای گراند هتل مشتیتر نیست که هست، دیگه چه مرگته استرویلیامز خانوم؟ پاشو جونم، دکتر ماشینو کوت کرده آجیل و شیرینی، بریم(برویم) آب کرج یه بادی بهت بخوره، غمباد میگیری آخه… . (مجموعه آثار علی حاتمی: 592)
3. کاربرد کنایات و اصطلاحات عامیانه: یکی دیگر از ویژگیهای سبکی فیلمنامهی سوتهدلان، وجود اصطلاحات، کنایات عامیانه و کوچه بازاری فراوان است.اصطلاحات و کنایاتی مانند:
«جَخ»(577)، «مزلّف»(577)، «وقوقصاحاب»(580)، «غمباد»(592)، «هَلِ پوک»(601)، «چُسان فِسان»(592)، «سگسال»(591)، «بِکی»(575)، «جونم مرگ شده»(606)، «الدرم بلدرم»(598)، «جون به جون کردن»(592)، «تون به تون افتاده»(577)، «غمبرک گرفتن»(603)، «جوون برزخکن»(589)، «شلنگتخته»(573) و ….
4. کاربرد جملات کوتاه و خبری: وجود افعال فراوان در این فیلمنامه سب کوتاهی جملات آن شدهاند. اغلب این جملات خبری هستند و از واو ربط برای اتصال و طولانی نمودن آنها به ندرت استفاده شده است.
* دواچی: مرگ آدمیزاد از فهمیدنه، لازم نیست بفهمه زنک کیه، با، با یکیشون وعده کن هفتهای یه دفعه بیاد خونه، مثل قضای حاجت، شبای جمعه که آقازاده خانومو زنای خونه میرن خونه خواهرت روضه.
حبیب: به مجید بکم زنکو استالین از طیّاره انداخت پائین.
دواچی: بگو شبای جمعه میاد خونه رو بپاد، مجیدم که با اهل خونه حرف نمیزنه که حکایت آشکار شه. دواش اینه، زن، نسخۀ دواچی، یه واسطهرو میشناسم که چیزای خوبی تو دست و بالشه، واسۀ بالا مالاها میبره. خبرش میکنم، میبینی کار ما تو این ملک به کجا کشید آخر، پااندازی. (مجموعه آثار علی حاتمی: 586)
5. جملهها و عبارات آهنگین: «علی حاتمی» در مقام فیلمنامهنویس، اغلب روایات خود را به زبانی ساده بیان میکند و برای جلب توجه بیننده و برانگیختن تحسین او، به زبانآوری و صنعتگری و آرایش کلام میپردازد و از لغتها و ترکیبهای فخیم، مصنوع و مطنطن استفاده میکند؛ بی آنکه در نظرآورد گویندهی این لغات و ترکیبها کیست. در «سوته دلان» نیز، این مورد مشاهده میشود. نمونههایی از این صنعتگری و زبانآوریها را در قهرمان داستان، «مجید»، با آن وضعیت ذهنی مشاهده میشود؛ آهنگ کلام و غرابت ترکیبها و طنطنهی الفاظ در تک گوییهای او باعث شگفتی مخاطب میشود:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.