زمان و مکان

دانلود پایان نامه

4-1-2.سازگاری و هماهنگی با تغییرات زمان
یک جامعه در دوران های گوناگون آداب و رسوم متفاوتی دارد که در هر زمان رعایت آداب همان دوره، برتری دارد. همچنین حضرت علی علیه السلام در اهمیت آن تأکید کرده اند :« فضع کل امر موضعه و اوقع کل امر موقعه» تلاش کن تا هرکاری را در جای خود، و در زمان مخصوص به خود انجام دهی. ازطرفی ایشان انسان را فرزند زمان معرفی می نمایند، واز انسان می خواهند مطابق زمان پیش رود.
از این رو امام علی علیه السلام نیز در سفارش به والدین می فرمایند :« آداب خود را به فرزندان خویش تحمیل نکنید، زیرا همانا ایشان، برای زمان شما آفریده نشده اند.»
بدین معنا که انسان با همراهی زمان می تواند خود را با واقعیت ها و سنت های الهی و آنچه بر روزگار می گذرد، تطبیق دهد. زمان شناس و موقعیت شناس باشد، تا عیوب او نیز به واسطه ی هماهنگی با زمان پنهان بماند.
لذا انسان در این شرایط وسازگاری زمان ودنیای پیرامونش باید چند نکته را در نظر داشته باشد :
4-1-2-1. عدم اعتماد مطلق به روزگار و زمان
گاهی عده ای همراهی وسازگاری با روزگار را می پذیرند؛بدون اینکه از پشتوانه ی عقل و وحی استفاده کنند لذا خود را تسلیم روزگار با هر شرایطی می کنند. به روزگار نباید اعتماد کرد و وعده های آن را راست پنداشت چرا که هر کس از روزگار ایمن باشد او را خیانت خواهد کرد، و هر کس آن را تعظیم نماید او را خوار خواهد نمود. البته این مطلب را باید در نظر داشت که سازگاری وهماهنگی با تغییرات زمان به معنای اعتماد مطلق به دگرگونی زمان و شرایط نیست بلکه انسان باید رفتارهای اعتدال گونه ای داشته باشد تا در جریان روزگار دستخوش انحراف نگردد.بنابراین حضرتامیرالمؤمنینعلیه السلام در ضمن گفتاری به شناخت جامعه و زمان تأکید دارند که در این صورت انسان، هیچ گاه دچار هنجارگریزی و شگفتی از حوادث آن نمی گردد : «آنکس شناختش به زمان خویش بیشتر است که از رویدادهای آن دچار شگفتی نشود.»
4-1-2-2.داشتن بصیرت و بینشصحیح نسبت به دنیا
از آنجایی که اسلام دین بصیرت و آئین بینش و آگاهی است. پس باید به عنوان یکی از هنجارهای الهی در عرصه ی عمل قرار گیرد. در غیر این صورت اگر فهم و نگرشی صحیح نسبت به دنیا وجود نداشته باشد،کردارها و رفتارهای غیر حکیمانه ای از انسانها سرمی زند؛ به طوری که تحت تأثیر زمان و مکان، دچار دگرگونی می شوند. لذا پیمودن راه حق در دنیا، نیازمندچشم دل و بینش فرد_ یکی از شروط یقین_است. که البته، در هر کس با توجه به شرایط حاکم دنیا وظرفیتهای فردی، شدت و ضعف دارد.
حضرت علی علیه السلام برنامه ی اهل بصیرت را در شرایط مختلف اجتماعی، ضمن یک روایت کوتاه بیان فرموده اند: « بصیر آن کسی است که سخن را بشنود و در آن فکر کند و ببیند و از آن به نفع خود استفاده کند، راه های روشن را بپیماید و مواظب باشد که با سر در پرتگاه سقوط ننماید.»
در این راستا انسان باید با توجه به حقیقت امور دنیا که برای او روشن است، این بینش را در خود تقویت کندکه دنیا در تضاد با رضایت خداونداست. لذا در امور دنیا و سود وزیانهای روزگار تنها باید رضایت خداوند را در نظر بگیرد، یعنی روزی که به سود انسان است، مستی و سرکشی نکند و آنگاه که به زیانش است، شکیبایی نماید. و با مقاومت و مبنا قرار دادن” زهد” در برابر شرایط ناسازگار دنیا، خود را وفق دهد وسازش کند.
به عبارتی نگاه انسان با بصیرت به دنیا، نگاه ابزاری است، در عین اینکه آن را قابل استفاده می داند و بهره بردن از آن را هم لازم می شمارد، به هیچ وجه وابسته ی آن نمی گردد.
تربیت یافتگان الهی، اولیا و دوستان خدا نسبت به عالم چنین بینشی دارند، و معتقدند که «کسی که با چشم بصیرت به دنیا بنگرد دنیا او را آگاهی می بخشد وآن کس که چشم به دنیا دوزد کور دل می گردد. » در این صورت هیچ گاه سر جنگ و ستیز با هنجارها و سنت های جهان هستی و امور آن پیدا نخواهند کرد. و راه انسان به سوی کمالات و ارزش های والای انسانی هموار می شود. چرا که «با هر امری از امور زندگی نسبتی اخروی برقرار می کند از این رو هر کاری از جانب آنان-چه برحسب ظاهر دنیایی باشد و چه آخرتی- اخروی است.»
نکته ی قابل ذکر اینکه در طی زمان ممکن است برخی از رفتارها و حوادثی که در آینده رخ می دهد درجامعه ها و فرهنگهای مختلف دستخوش تغییر گردند، بنابراین حضرت علی عیه السلام برای جلوگیری از این تغییر، و حرکت در مسیر درست هنجارها، روش عاقلانه ای را در نظر می گیرند:
-استدلال کردن به امور متشابه: چون امور اجتماعی و سنت ها و هنجارها متشابهند، به وسیله استدلال شناسایی و معرفی می گردند. چنانچه خود حضرت، سنت های حسنه ی پیشین را در دستور کار خود قرار داده اند. و در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرموده اند:«استدل علی ما لم یکن بما قد کان فان الامور اشباه؛ در اموری که هنوز تحقق نیافته اند به اموری که در گذشته محقق شده اند، استدلال کن، زیرا امور و حوادث مشابهند.»
-عبرت پذیر بودن امور دنیا: حوادث اجتماعی چون شبیه هم هستند، قابل عبرت می باشند و می توان از یکی عبور کرده و به دیگری رسید.حضرت در توصیه به حارث همدانی می فرمایند:«و اعتبر بما مضی من الدنیا ما بقی منها فان بعضها یشبه بعضا ؛ از امور گذشته و منقضی شده در دنیا برای امور باقیمانده آن عبرت بگیر، زیرا بعضی از آن ها شبیه بعض دیگرند.»
در این صورت دو نتیجه کلی عایدانسان با بصیرت می شود :
الف)پذیرفتن وتوجه به واقعیت مرگ: بیشترین عاملهایی که سبب رنجیدگی و یا هنجارگریزی می شود، مسأله مرگ است که می توان با سازگاری و تحمل و صبوری، با عمل صالح و با عشق به لقاء پروردگار سختی ها را آسان ساخت « هَوَّن الشدائد».
اما وسوسه های نفسانی و نیز شیطان ها، تلقین به بی توجهی به این واقعیت می کند. به همین علت حضرت امیرالمؤمنین حقیقت زندگی را به فرزندانشان گوشزد می نمایند. «بدان تو برای آن جهان آفریده شده ای نه برای این جهان، و برای رفتن نه برای زندگی جاودان [در این جهان] ، و برای مردن نه زنده بودن. و بدان تو در منزلی هستی که از آن رخت خواهی بست، و خانه ای که بیش از روزی چند در آن نتوانی نشست، و در راهی هستی که پایانش آخرت است.»
بنابراین اگر انسان به این واقعیت دقت نظر داشته باشد، نگرشش به زندگی سامان یافته و در مقابل زندگی زودگذر، جهت درست و منطقی را پیشه می کند.
ب)شکر گزاری در برابرسختی های دنیوی: یکی از علامت های لطف و محبّت خداوند، شناور بودن انسان در دریای حوادث استتا بدین وسیله انسان در وادی بندگی خویش ثابت قدم بماند. پسانسان بصیر می بایست، در مواجه با سختیها شکرگزاری نماید.
مصیبت هایی که به واسطه ی ویژگی دنیا حاصل می شود برای رسیدن به بالندگی و تعالی انسان است. «چنین عنایتی از جانب خداوند نه تنها تندی و خشونت نیست بلکه تعالیم دین را مطابق با فطرت انسان،همراه با سختی استوار نموده تا افراد از ضعف و سستی بیرون روند و در ضمن خو دادن انسان به مشکل و سختی، به سوی کمال مطلق راه برد.»
4-1-2-3. عدم مخالفت با دستورات دین
لازم به ذکر است در هر شرایطی نباید سازگاری نمود. سازگاری باید تا زمانی باشد که با احکام وهنجارهای دین مخالفت نداشته باشد.
اگر در جامعه فسق و فجور و گناه در قالب هنجارها – که مخالف اسلام است- به صورت هنجاری پایدار شکل گیرد همرنگی وسازگاری با آن ها نوعی حماقت است.در این صورت باید بر سنت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم باقی ماند و بر آثار رسالت ایشان تکیه کرد، در غیر این صورت هر آنچه بر خلاف سنت پیامبر باشد “بدعت “است و قابل قبول نیست.
در این رابطه امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند : «مؤمن حلال می شمارد در این سال، چیزی را که در نخستین سال حلال می شمرد و حرام می داند در این سال، چیزی را که در نخستین سال حرام می دانست. بدعتهایی که مردم در دین نهاده اند، حرامی را بر شما حلال نمی کند؛ بلکه همان است که خدا حلال کرده و حرام همان است که خدا حرام کرده است.»
وجود احکام اجتماعی متفاوت تحت عناوین واجب و حرام و حلال، مکروه و مستحب نشان دهنده ی پویایی اسلام است. بنابراین اگر در حوزه شریعت، چیزی به عنوان قبیح و حرام شناخته شد، دیگر برای همیشه و برای همگان قبیح و حرام است. و استثنایی را بر نمی تابد و خداوند نیز هیچ گاه خود به انجام آن فرمان نخواهد داد. لذا سازگاری با امور و هنجارهای پدید آمده باید در حیطه ی دستورات دین باشد وگرنه فحشاء وبی بندوباری و امثال آن ها مطابق سلیقه ها رواج می یابد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.