زمان و مکان

دانلود پایان نامه

«من مات بغیر امام مات میته جاهلیه» و یا «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّه»
ابن ابی الحدید معتزلی نیز می‌گوید:
و أصحابنا کافه قائلون بصحه هذه القضیه و هی أنه لا یدخل الجنه إلا من عرف الأئمه
جمیع اصحاب ما قائل به صحت این امر هستند و آن اینکه داخل بهشت نمی‌شود مگر کسی که ائمه را بشناسد.
پس این امام است که خدا را به تو می‌شناساند و ایمان را برای تو به ارمغان می‌آورد و حصول ایمان بسته به شناخت اوست.
زیارت ولیّ خدا تجدید پیمان با خداوند متعال بر سر ایمان به اوست، زیارت ولی خدا تأیید ایمان است همان ایمانی که بر پایه حُبّ خدا و بیزاری جستن از دشمنانش بنا گردیده و بدون آن هیچ عملی مقبول نخواهد بود؛ پس قبولی حج نیز بر این اعتقاد که امامان معصوم خلیفه‌ی رسول خدا و حجت خداوند متعال بر خلق و افضل همه‌ی امّتند استوار است.
آقای جیزاوی به این علت که ولیّ خدا مظهر اوصاف اوست محبوترین و مقرب ترین خلق اوست و تعظیم شما نسبت به ولیّ خدا و زیارت او شما را نزد خدا محبوب تر و مقرب تر خواهد کرد. مثالی میزنیم تا بهتر متوجه شوید. شما خانه‌ای دارید و فرزندی. خانه شما از مشتی سنگ و خاک تشکیل گردیده اما فرزند شما از گوشت و خون شما تشکیل گردیده و اوصاف شما در او ظاهر است، کدام یک برای شما از ارزش و قرب بیشتری برخوردار است؟ کدام یک نزد شما محبوب تر و مقرب تر است؟ خانه شما یا فرزند شما؟ واضح است که خواهید گفت فرزندتان از این رو اگر لازم باشد خانه خود را فدای فرزندان خواهید کرد. حال اگر دو شخص باشند که یکی فرزند شما را دوست دارد و دیگری خانه شما را، یکی نزد شما می‌آید تا ضمن دیدار شما فرزندتان را نیز که محبوب شماست و حاضرید اموال خود را فدای او کنید دیدار نماید و دیگری برای تماشا و زیارت مال و ثروت و خانه شما نزد شما آید شما کدام یک را بیشتر دوست خواهید داشت و کدام یک نزد شما محبوب تر و مقرب تر خواهد بود؟ بنابراین زیارت مشاهد مشرفه‌ی اولیاء خدا که محل ظهور صفات حضرت حق هستند و از اعظم شعائر الهی می‌باشند ارزشمند تر از زیارت خانه خداست و قرب بیشتری برای شخص زائر به همراه خواهد داشت، بلکه اگر دقت کنید می‌بینید خانه حقیقی خداوند متعال وجود مبارک ولیّ اوست زیرا خداوند متعال همانند خلقش جسم نیست تا زمان و مکان داشته باشد از این رو مقصود از بیت الله محل ظهور اسماء و اوصاف خداوند متعال است. بنابراین زیارت مشاهد مشرفه، زیارت بیت الله حقیقی است؛ پس از این جهت نیز افضل از زیارت الله ظاهری است، به قدر فضیلت روح بر جسم. بلکه امام صادق فرمودند: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَهً مِنَ الْکَعْبَه». چنین حرمتی برای مومن (حقیقی) نخواهد بود مگر به این علت که مومن حقیقی حاصل نور خداوند متعال است و نور خدا از او آشکار می‌باشد از این رو خلق و رفتار او، صبغه و رنگ خدایی دارد، حال وقتی مومن این گونه باشد اهل بیت پیامبر چگونه خواهند بود؟
حال اگر بگویید این در صورتی است که ولیّ خدا زنده و در حال حیات باشد. پاسخ خواهم داد: ائمه همگی با شهادت از دنیا رفته اند و به گواهی قرآن همه این عزیزان زنده‌اند. وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون
اما در جواب حدیثی که گمان کرده‌اید متناقض با احادیث برتری زیارت مشهد امام حسین نسبت به حج است و امام این احادیث را مردود دانسته است باید عرض کنم: اولاً این حدیث «عن حنان قلت لأبی عبدالله علیه السلام ما تقول فی زیاره قبر الحسین صلوات الله علیه، فإنه بلغنا عن بعضکم أنه قال: تعدل حجه و عمره؟ قال: فقال ما أضعف هذا الحدیث، ما تعدل هذا کلَّه، ولکن زوروه ولا تجفوه، فإنه سید شباب الشهداء، و سید شباب اهل الجنه» نه تنها با احادیث برتری زیارت مشاهد بر حج در تضاد نیست بلکه مؤید این احادیث نیز می‌باشد. بر خلاف فهم شما منظور امام از کلام «ما أضعف هذا الحدیث» به سند چنین احادیثی بر نمی‌گردد بلکه به میزان ثوابی باز می‌گردد که حنان بن سدیر برای زیارت مشاهد فهمیده بود. چرا که وی ثواب زیارت مشاهد را معادل یک حج و عمره می‌دانست در حالی که ثواب آن بسیار بیشتر است. ثانیاً در بعضی از نسخه‌ها، به جای «اضعف»، «اصعب» آمده است. بنا، بر این احتمال این حدیث نه تنها در تضاد با احادیث فضیلت زیارت امام حسین بر حج بیت الله ندارد بلکه مؤید و مؤکد آن نیز هست؛ زیرا منشأ سوال حنان بن سدیر از امام، سنگینی این مطلب برای وی بوده است از این رو امام فرمودند: چقدر دشوار و سنگین است (درک) این مطلب. جمله بعدی امام یعنی «ما تعدل هذا کلَّه» جمله‌ای استفهامی است، یعنی امام می‌پرسد: آیا ثواب زیارت امام حسین معال ثواب یک حج و عمره نیست؟ سپس می‌فرماید: لیکن او را زیارت کنید و جفا در حقش روا مدارید پس به راستی که او آقای و سرور جوانان اهل بهشت است و شبیه به یحیی بن ذکریا است و آسمان و زمین بر آن دو گریستند. کاربرد واژه «لکن» که برای استدراک به کار می‌رود به دلیل سنگینی مطلب بر سائل بود که امام به حنان می‌فرماید: اگر کسی این مطلب بر او سنگین بیاید و در پذیرش آن تردید پیدا کند اما این مطلب که آن بزرگوار سید جوانان اهل بهشت است و آسمان و زمین بر او گریستند جای شک و تردید ندارد؛ پس زیارت او را رها مکنید و حقش را سبک نشمارید.
با این حتمال (أصعَب) استناد به این حدیث برای تضعیف احادیث فضلیت زیارت امام حسین بر حج بیت الله مردود و باطل است. حال با توجه به اینکه اذ جاء الاحتمال بطل الاستدلال، استناد به این حدیث بنا بر نسخه أضعف نیز مردود و غیر قابل پذیرش خواهد بود؛ زیرا دلیل باید قاطع و روشن باشد.
ثانیاً بنا بر نسخه أضعف نیز مقصود نفی فضیلت زیارت مشاهد بر حج نیست، بلکه اثبات کننده آن است؛ زیرا امام می‌فرماید: این حدیث به جهت اشتمال بر ثواب یک حج و عمره برای زیارت امام حسین ضعیف است، یعنی ثواب زیارت بیش از این‌ها است. جمله بعدی، یعنی «ما تعدل هذا کلَّه» یعنی ثواب یک حج و عمره، معادل ثواب زیارت امام حسین نیست بلکه ثواب زیارت بیش از این‌ها می‌باشد لکن اگر کسی این مطلب بر او سنگین باشد و در پذیرش آن تردید کند در این مطلب نمی‌تواند تردید کند که آن بزرگوار سرور جوانان اهل بهشت است؛ پس او را زیارت کنید و در حقش جفا روا مدارید.
خلاصه کلام آنکه بنا بر هر دو احتمال (أصعب و أضعف) این حدیث مؤیّد و مؤکّد روایات فضیلت زیارت مشاهد مشرفه بر حج بیت الله است.
نکته‌ای که در پایان باید بدان اشاره نمایم این است که برخی شیعیان در توجیه روایات برتری زیارت مشاهد بر حج بیت الله می‌گویند منظور این روایات، برتری بر حج مستحبی است نه حج واجب. واضح است که چنین جوابی صحیح نمی‌باشد؛ زیرا نه پاسخی استدلالی است و نه در کتاب و سنت سخنی در این باره بیان شده است. حج دارای ماهیتی است که این ماهیت در حج واجب و مستحبی یکی است؛ بنابراین هیچ دلیلی ندارد که حج واجب ثواب بیشتری داشته باشد تا در نتیجه بگوییم مراد حج واجب نیست بلکه حج مستحبی است. اگر گفته شود همین وجوب دلیل بر برتر بودن است در حالی که زیارت مستحب است در پاسخ می گویم: اولاً وجوب چیزی دلیل بر برتر بودن آن چیز نسبت به امر مستحب نیست، مثلاً سلام کردن مستحب است و جواب آن واجب در حالی که برای سلام کننده 72 ثواب نوشته می‌شود و برای شخص جواب دهنده یک ثواب. بنابراین وجوب چیزی لزوماً به معنای برتر بودن آن نیست. ثانیاً واجب، مستحب، مکروه، مباح و … به مکلف بازم می‌گردد نه اشیاء. مثلاً وقتی می‌گوییم نماز واجب است منظور خواندن نماز است و إلا تعلق وجوب به نماز چه مفهومی دارد؟! پس وجوب به نماز تعلق نمی‌گیرد زیرا معنا ندارد که نماز واجب باشد، بلکه خواند نماز واجب است، آن هم برای مکلف. یا وقتی می‌گوییم مردار حرام است منظور خوردن مردار است که به مکلف باز می‌گردد؛ زیرا حرام بودن لاشه معنا و مفهومی ندارد. هیچ شیی به ذاته محکوم به احکام نیست بلکه در حال نسبت با چیزی دیگر محکوم به احکام می‌گردد مانند آنکه میته در حال اضطرار حلال و در حال غیر اضطرار حرام است؛ پس هیچ شیی ذاتاً حرام یا حلال یا مباح یا مکروه و… نیست، زیرا ذات شیء لایتغیر است. وقتی ذات شیء لایتغیر است دیگر معنا ندارد گوشت گوسفندی که در موقع زنده بودن پاک و طیب بوده است اکنون که مردار گشته ذاتش دچار تغییر شده و تبدیل به حرام شده باشد؛ پس گوشت گوسفند مرده حرام نیست اما وقتی با انسان نسبت پیدا می‌کند برای انسان حرام می‌شود. این قبیل احکام به مکلف باز می‌گردد نه اشیاء؛ بنابراین، این استدلال که چون زیارت حج واجب است؛ پس برتر از زیارت مشاهد است غلط می‌باشد؛ زیرا وجوب به حج تعلق نمی‌گیرد بلکه به مکلف تعلق می‌گیرد و بحث ما نیز در اینجا ارزش عبادی زیارت حج و مشاهد است نه عمل مکلف که آیا مکلف می‌تواند به جهت زیارت مشاهد حج را ترک نماید یا خیر؟ چرا که اگر بحث ما این بود در این صورت واضح بود که مکلف اجازه چنین کاری را ندارد زیرا بر او واجب است که به حج برود. ثانیاً در پاره‌ای از روایات وجوب زیارت مشهد سیدالشهدا نیز بیان گردیده چنان که امام صادق فرمودند:
زِیَارَهُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَاجِبَهٌ عَلَى کُلِّ مَنْ یُقِرُّ لِلْحُسَیْنِ بِالْإِمَامَهِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏
زیارت حسین بن على علیهما السّلام واجب است بر هر که اقرار به امامت حسین علیه السّلام از جانب خداى عز و جل دارد.
با وجود چنین احادیثی پیش کشیدن بحث وجوب حج نیز بی اثر می‌گردد.
4-4- شبهه چهارم و پاسخ به آن: استشفاء به تربت سیدالشهداء
4-4-1- اقوال آقای جیزاوی
وی کلام خود را در این باب چنین شروع می‌کند
تعتقدالرافضه ان تراب قبر الحسین بن علی شفاء من کل داء، و هذا فیه ما فیه من الشرک
شیعیان معتقدند که خاک قبر حسین بن علی شفای هر بیماری است و این نیز مانند مورد قبلی شرک است
آنگاه برای آنکه خواننده مطمئن گردد واقعاً چنین است به ذکر چند نمونه از احادیث مبادرت نموده، مانند
عن ابی الحسن قال: کل طین حرام مثل المیته والدم ولحم الخنزیز، إلا طین قبر الحسین فإن فیه شفاء من کل داء، ولکن لا یکثر منه، و فیه أمان من کل خوف
هر خاکی حرام است همان گونه که مردار و خون و گوشت خوک حرام است، مگر خاک قبر حسین به درستی که در آن خاک شفاء هر دردی نهفته است، اما نه در مقدرا زیاد آن، و نیز آن خاک امان از هر ترسی است.
قال ابو عبدالله: حنکوا اولادکم بتربه الحسین فإنه أمان

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.