زمان و مکان

دانلود پایان نامه

«صحنه و صحنهپردازی»
به طور کلّی، از آنجایی که متن مورد بررسی ما فیلمنامه است و برای به نمایش درآمدن بر روی صحنه خلق شده است، بدیهی است که به صحنهپردازی و شیوههای آن چندان به طور دقیق و آن گونه که در داستانها و رمانها پرداخته میشود، توجه نشده باشد. از دو گونهی صحنهی «فراخ منظر» و «نمایشی»، چنان که انتظار میرود ، آنچه در این فیلمنامه به کار رفته است، صحنهی نمایشی است؛
«صحنهای که نویسنده سعی میکند ساختار داستان را به صحنهی سینما و تئاتر نزدیک کند و گفتگوها و اعمال شخصیتها را همان طور تصویر کند که اتفاق میافتد… معمولاً با جزئیات و استفادهی ضروری از گفتگو همراه است که در آن زمان حوادث تا حد ممکن، کوتاه و فشرده گزارش میشود.» (میرصادقی)
ما بخش اعظمی از هنر صحنهپردازی را چه از نظر زمان و چه از نظر مکان، با تماشای فیلم مشاهده میکنیم. اما با این همه، به بررسی سه عنصر صحنهپردازی ، یعنی زمان و مکان و توصیف میپردازیم تا دریابیم نویسنده تا چه اندازه این عناصر را مورد توجه قرار داده است.
زمان: تمام حوادث داستان در فصل زمستان به وقوع پیوستهاند؛ اشارههای جزئی به این زمان از سال را در جای جای داستان میتوان مشاهده کرد. نویسنده برای آنکه خواننده را در متن و ماجرای زندهی داستان قرار دهد، تلاش میکند عنصر زمان را با استفاده از «توصیف» گسترده کند تا خواننده بتواند عنصر زمان را به صورت زنده و حقیقی درک کند. برای مثال:
* «حبیب از روی بند رخت، حولهای برداشته، به مجید میدهد. سپس هر دو به اتاق مجید میروند. حبیب مشغول روشن کردن بخاری میشود.
مجید نیز گوشهای نشسته از سرما به خود میلرزد… .
حبیب: اتاق سرده، میچایی، واسه یه مشت خنزر پنزر ته جوب، ذات الجنب میکنی.» (مجموعه آثار علی حاتمی: 575)
* «اتاق نشیمن، منزل حبیب.
افراد خانواده که شامل کریم و زینت، همسرش، و آقازاده خانوم و فروغ هستند، همگی زیر کرسی نشستهاند ، حبیب وارد میشود و در کنار دیگران مینشیند.» (مجموعه آثار علی حاتمی :576)
* «کریم: چه برفی.
حبیب: پیداست آسمونم دل پری داره امسال.
آقازاده خانم: چلّه کوچیکهاس مادر، سنگ ترک برمیداره.» (مجموعه آثار علی حاتمی :602)
سایر زمانهای نام برده شده در فیلمنامه، به اسامی کلّیای مانند «شب جمعه»، «روز جمعه»، «شب اول ماه» و… محدود میشود و بیان زمان دقیق مورد توجه نویسنده نیست.
* «فروغ: …ده، چهارده سال پیش که از شیراز اومدم، زمستون بود، برف سنگینی میاومد.» (مجموعه آثار علی حاتمی :604)
مکان: عنصر دوم، مکان است. صحنهی اصلی رخ دادن حوادث اصلی داستان، شهر تهران است. نخستین مرتبهای که از مکان اصلی وقوع حوادث در داستان سخن رفته است، در سخنان مشتری عزادار است:
* «مشتری: جنازه دیشب رسید تهران …» (مجموعه آثار علی حاتمی :568)
علاوه بر این مکان اصلی، مکان فرعی دیگری نیز به چشم میخورد؛ رفت و آمدهای «حبیب» و «مجید» به «امامزاده داوود» برای بهبود «مجید» ما را با این مکان رویارو میکند.
توصیف: یکی از مهمترین عناصر و عواملی است که در صحنهپردازی داستان نقش مهمی داشته است. در این فیلمنامه با توصیفهایی از صحنهها و منظرهها، ظاهر شخصیتها و جایها مواجه میشویم. در مورد توصیفهای این داستان، نکات زیر قابل توجه است:
1. نویسنده در توصیف چهرهی شخصیتهای داستانش به صورت مستقیم عمل نکرده است و ما تنها از میان گفتگوهای افراد داستان پی به پارهای از خصوصیات ظاهری شخصیتها میبریم. در واقع، نویسنده در توصیف غیرمستقیمش از چهرهها، به صورت دقیق و جزئی نپرداخته است.
2. نویسنده در توصیفات خود دچار درازگویی و اطناب نشده است. این را میتوان با توجه به این نکته که اثر نوشتاری مورد نظر، به منظور نمایش بر روی صحنه نگاشته شده است، توجیه نمود. نویسندهی اثر در نظر دارد توصیفات در زمینههای مختلف را در مقابل چشمان مخاطب و از طریق ارتباط تصویری، به صورت واضح و کامل نمایش دهد. برای مثال، جملات زیر تصویری کلّی از اتاق «مجید» را در اختیار خواننده قرار میدهد:
* «مجید در اتاق خودش با خرت و پرتهایش ور میرود و با خودش حرف میزند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.