زمینه های اقتصادی

دانلود پایان نامه

3- یهودیان گرجستانی که جمعاً حدود 700 نفر بوده و بیشتر در باکو و قبا زندگی می کنند.
توجه صهیونیزم بین الملل به این منطقه و تلاش در جهت حضور در صحنه های سیاسی، اجتماعی این کشور بدلیل مجاورت با ایران و همچنین درصد بالای شیعه ، موجب شده است توجه حکومت ، ارگانها و دول خارجی و مخصوصاً مردم و شیعیان این کشور به جامعه یهود بیشتر شود.در طول تاریخ و حتی هم اکنون اقوام آذری و یهود روابط خوبی با هم داشته اند و اگرچه یهودیان از نظر قشربندی اجتماعی جزو طبقات پائین بوده اند اما نیروهای خارجی بعد از استقلال این کشور تلاش می کنندتا این وضعیت عوض شود.حجم فعالیتهای رژیم صهیونیستی در زمینه های اقتصادی شامل؛ ایجاد شرکتهای تجاری ، ایجاد کارخانجات و مزارع صنعتی بخصوص در مناطق جنوبی هم مرز با ایران ، امنیتی شامل ؛ نفوذ در سیستمهای مخابراتی و رسانه ای ، سیاسی شامل ؛ نفوذ در ارگانهای حکومتی و دوایر دولتی، حضور در مجلس ملی، اجتماعی و دینی شامل؛ ایجاد مجامع و گروههای دینی ، تلاش در جهت کسب نفوذ اجتماعی و… از آن جمله می باشند .
این گروه با چالشهای مختلفی در جامعه شیعی جمهوری آذربایجان مواجه بوده و خواهند بود که اهم آنها عبارت از : 1- یهودیان در طول ادوار گذشته و از نظر تاریخی جزو طبقات پائین ، تحقیر شده و منزوی بوده اند. نام جهود تعبیر منفی در اذهان مردم بخصوص شیعیان مانده است. آنها در اذهان مردم به عنوان جاسوسان حکومت استالین برای کشتار علما در دهه 30 قرن 20 باقی مانده اند.2- در مصاحبه های مختلفی که توسط نگارنده از مردم انجام گرفته است ، دو قشر وهابی و یهودی مورد تنفر مردم بخصوص شیعیان می باشند.کشتار مردم فلسطین و نقش صهیونیزم در جنایات جهانی بخصوص در حوادث جهان اسلام موجب تنفر مردم از آنها شده است.در تحقیق که توسط مرکز مطالعات ینی شرق انجام گرفته است، میزان تنفر مردم از صهیونیزم بیش از 90 ٪ می باشد و این موضوع موجب تنفر از یهودیان ساکن در این کشور نیز می گردد. (ر.ک: فصل 5)
5-3-2 . لزگی ها (لزگین)
طوایف لزگی خصوصیاتی همچون؛ حاکمیت موروثی ، انسجام اجتماعی ، زبان واحد بومی و بسیاری از خصوصیات دیرین خود را حفظ کرده بودند. اما به تدریج و به اقتضای شرایط طبیعی کوههای قفقاز و تغییرات سریعی که دایم در اوضاع اجتماعی آنجا رخ می داد موجب آن گردید که لزگیان از لحاظ لهجه به گروه های مختلفی تقسیم شوند. اغلب لزگین ها در مناطقی که دارای کوه های ناهموار است زندگی می کنند که تابستان هایی داغ و خشک دارد در حالی که زمستان های طوفانی و سرمای وحشتناک بر آنجاها حکمفرماست. عده ای از آنها کنار دریای خزر ساکن هستند. لزگین ها اصالتاً از داغستان هستند. جمعیت آنها حدود 000/370 نفر بوده که حدود 00/160 نفر در جمهوری آذربایجان و در منطقه شمال شرقی ، کنار مرزهای داغستان روسیه ، در گوسر ، زیندان موروق ، شیروانوفکا ، لازا و ماکا ساکن هستند. بقیه در جنوب داغستان و آن سوی مرزهای روسیه زندگی می کنند.اغلب لزگین ها از قبیله خود ازدواج می کنند ومسن ترین زنان نقش زیادی در این خصوص دارند. رسم پرداخت کالیم (بهای عروس) گاهاً اجراء می شود اما بیشتر حالت سمبلیک دارد . مسلمانان تأثیر فراوانی در لزگین ها تا قرن نوزدهم داشتند. لزگین ها در اواخر قرن 18 به اسلام روی آوردند. این عامل موجب بوجود آمدن حرکت های سیستماتیک طریقه «انجمن صوفی» گردید که سازماندهی مخفیانه مدارس اسلامی و نمازخانه ها را در زمان شوروی سابق بر عهده داشت. امروزه صدها مسجد در آذربایجان و داغستان قابل مشاهده است. هر چند لزگین ها مسلمانان سنی مذهب هستند، لکن دارای اقلیت شیعی قوی متعصب نیز می باشند. هر دو گروه دارای اعتقادات راسخی نسبت به شعائر اسلامی دارند. برای مثال ، اسم خیلی از آنها دارای کلمه «الله» است. بعد از فروپاشی شوروی تحرکاتی برای تشکیل «لزگینستان» شروع شده ولی هنوز دارای پشتیبان اندکی است. یک سازمان استقلال طلب بنام «سادوال» دست به تحرکاتی زد و مسئولیت انفجار بمب در مترو باکو در سال 1994 را به عهده گرفت ولی اخیراً به فراموشی سپرده شده است. اغلب معتقدند که آن گروه از خارج حمایت می شد . اکنون در آذربایجان دو طایفه بزرگ لزگی به نام های «کور» و «آوار» زندگی می کنند.دیگر طوایف لزگی مانند اورین ها ، هاپیتیان، غزیزیان، بودوغان، جک ها و خنالیقان نیز بخش دیگر جامعه لزگیان را تشکیل می دهند.
5-3-3. تالش ها
بدلائل سیاسی ، تالش های جمهوری آذربایجان به عنوان قومی جداگانه منظور نشده اند. آن بخش از مردم تالش که در جمهوری آذربایجان سکنی دارند، همانند تات ها،لاهیج ها و دیگر مردم ایرانی زبان آن سرزمین از تحصیل به زبان مادری و نیز از تحصیل به زبان فارسی محروم اند. اینان ناگریز از تحصیل به زبان ترکی هستند. حالت دو زبانی در میان این مردم،رفته رفته به مرگ زبان قومی و استحاله آن در زبان حاکم ترکی می انجامد. در کتاب «مردم قفقاز» نویسنده فصل مربوط به تالش ها، پیرامون زبان مردم تالش چنین نوشته است:«گرچه زبان تالشی تا روزگار ما پابرجا مانده است، ولی محدوده آن رفته رفته تنگ تر می شود. اکنون به تقریب همه تالشی ها دو زبانی هستند و به موازات زبان مادری خود،به زبان آذربایجانی (ترکی قفقازی) گفتگو می کنند.
5-3-4. کردها
طبق آمار غیررسمی متجاوز از 250 هزار نفر کرد در این جمهوری زندگی می کنند، ولی رسماً اعلام شده است. جمهوری آذربایجان از ناحیه اکراد بسیار احساس نگرانی می کند و آثار این نگرانی هر از چند گاهی در رسانه های این کشور – به خصوص رسانه های نوشتاری – خود را نشان می دهد. به عنوان نمونه، کوچ انبوه کردها به منطقه قره باغ آذربایجان انسان را به این اندیشه وا می دارد اخیرا نگرانی شدیدی در جامعه آذربایجان در رابطه با نقل مکان کردها از شمال عراق و ترکیه به این کشور به وجود آمده است. اغلب رسانه‌ها به وجود ارتباطی بین مهاجرین کرد و سازمان تروریستی پ.ک.ک اشاره می‌کنند. حتی رسانه‌های خارجی نیز به این مسئله توجه می‌نمایند. بعنوان مثال، در سایت روسیه‌ای www.reg.ru در21/2/86 مقاله‌ای به قلم شخصی به نام «گرانت شاه‌ نظریان» گنجانده شده و در آن آمده است که تا کنون 60 تا 70 هزار کرد به آذربایجان کوچ داده شده‌اند و در آینده نزدیک این رقم به 200 هزار نفر خواهد رسید.
5-4. ارامنه و ترکیب قومی منطقه قره باغ
منطقه خود مختار قره باغ که در ترکیب جمهوری آذربایجان قرار دارد ، بدنبال اختلافات ارضی و قومی با ارمنستان از سال 1988 توسط ارامنه اشغال شده است.ادعای اراضی ارامنه قره باغ به گذشته های دور بر می گردد اما پیشینه تکرار این ادعا در قرن 20 است:
در جریان انقلاب 1907 روسیه، قره باغ صحنه جنگ های خونین بین ارامنه و آذریها شد.
در سال 1917 ارامنه ادعای خود را بر قره باغ مطرح کردند.
در سال 1921 قره باغ توسط استالین به کنترل آذربایجان درآمد
در سال 1924 به منطقه قره باغ کوهستانی آذربایجان تبدیل شد.
در سال 1936 ، مشخص شدن مرزهای قفقاز، نارضایتی ارامنه را به دنبال داشت.
در سال 1963 ارامنه قفقاز طی طوماری خواهان رسیدگی به وضعشان شده و از خروشچف درخواست الحاق قره باغ به ارمنستان را نمودند. در 1964 تقاضای فوق تکرار شد.
با تحولات پروستریکا و گلاسنوست مجددا ادعای فوق مطرح و تظاهرات کردند، سپس در سال 1988 برپا شد. والحاق قره باغ به ارمنستان صورت گرفت. درگیریها کم و بیش ادامه داشت تا اینکه پس از فروپاشی شوروی تبدیل به جنگی خانمان سوز و فراگیر بین دو کشور ارمنستان و آذربایجان شد، جنگی که به دلیل ادعای ارضی ارمنستان بر قره باغ آغاز شد ولی در واقع به علت سیاستهای پیشین حاکمان شوروی در ایجاد اختلافات سرزمینی شکل گرفت. بر اساس اطلاعات سرشماری سال 1989 ،از کل جمعیت استان خودمختار قره باغ 9/76 درصد را ارامنه و 5/21 درصد را آذربایجانی ها تشکیل می دهند. در حالی که در سرشماری قبلی در سال 1979 ،ارامنه 9/75 درصد از جمعیت و آذربایجانی ها 0/23 درصد از جمعیت این استان را تشکیل می دادند. با توجه به اینکه بین دو سرشماری 1979 و 1989 رشد جمعیت ارمنی ها 69/0 درصد در سال و آذربایجانی ها 9/1 درصد بوده است، بنا بر این بطور طبیعی جمعیت ارامنه قره باغ از 123076 نفر در سال 1979 باید به 131839 نفر می رسید. در حالی که در سال 1989 جمعیت آن به 145450 نفر رسیده است. به نظر می رسد که به احتمال یقین حدود 14000 نفر از ارامنه از ایران و عمدتاً از ارمنستان برای مقاصد سیاسی و به دست آوردن اکثریت و راندن آذربایجانی ها , به این منطقه کوچانده شده باشند. هر چند که بعد از سال 1989 اطلاعی از تعداد ارامنه قره باغ در دسترس نیست، لیکن می توان حدس زد که جمعیت زیادی از ارامنه از ایران، جمهوری های شوروی سابق، اروپا،آمریکا و خاورمیانه به ارمنستان و از آنجا به قره باغ مهاجرت کرده باشند. جمعیت آذربایجانی های قره باغ در سال 1979 برابر 37264 نفر بوده که با رشد 9/1 درصد در سال،باید در سال 1989 به حدود 45000 نفر می رسید. بنا بر این حدود 4500 نفر از مردم منطقه را وادار به مهاجرت کرده و تعدادی نیز در طول درگیری های بین ارامنه و آذربایجانی ها از سال 1988 به بعد تا قبل از سرشماری 1989 کشته شده اند که به همین دلیل، علت افزایش دو برابری ارامنه نسبت به آذربایجانی ها در دوره 89 ـ 1979 بخوبی معلوم می شود. در این دوره آذربایجانی ها 9 درصد و ارامنه 2/18 درصد رشد داشته اند.
بعد از این بحران ، تمامی آذری های قره باغ از این منطقه و حتی شهرهای اطراف آن کوچانده شدند و حدود 1 میلیون نفر آواره بر جای گذاشته است. بحران قره باغ بدلیل سابقه تاریخی و عوامل تغییر ترکیب جمعیتی، عوامل جغرافیایی، ژئوپلتیکی و مرزی ، عوامل فرهنگی ، افکار توسعه طلبی ارامنه ، دخالتهای دول خارجی و بالاخره بی کفایتی مسئولین آذربایجان تاکنون حل نشده است.
فصل پنجم :
ساختار سیاسی
1. تحولات سیاسی دو دهه اخیر
از چند سال قبل از استقلال جمهوری آذربایجان شاهد تحولات سیاسی مهمی در این کشور بوده ایم که به اختصار بیان می شود.
* در 29 سپتامبر 1989 ، پارلمان آذربایجان قطعنامه حاکمیت آذربایجان بر سرزمین، آب، منابع طبیعی این منطقه را اعلام و حق ایجاد و حفظ روابط دیپلماتیک با سایر کشورها را یادآور و در اواخر دسامبر سال 1989 این ایده را به تصویب اکثریت مردم رساند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.