زمینه های اقتصادی

دانلود پایان نامه

4-2-4-3.موضع گیری سرسختانه در برابر تضاد طبقاتی و بی عدالتی ها
نابرابری های اجتماعی وتضاد طبقاتی به تعبیری ظلم اجتماعی، فرصت ها را تنها به دست گروهی مشخص می دهد. بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلّم، علی علیه السلام نخستین کسی بودند که فقر و غنا را، به عنوان مسأله‏ی مهم اجتماعی، عامل مهم در تضاد طبقاتی مطرح کردند و ریشه ی آن را در دو عبارت زیرخلاصه نموده اند: «روزی فقرا در میان اموال ثروتمندان است وکامیابی ثروتمندان درگرسنگی تهیدستان است.»
از این جاست که مسأله‏ی فقر و ثروت، به عنوان بارزترین مشکل اجتماعی، از روز اول خلافت علی علیه السلام مورد توجه ایشان، قرار می‏گیرد و مبارزه با تضاد طبقاتی را از حقوق خویش می شمارد: « مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب است، حق شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم.»
لذا امام علی علیه‏السلام در سر آغاز زمامداری خود، انقلابی به وجود آوردند. وبا شعار” دشمن سرسخت ظالم، و یاور و همکار مظلوم ” در برابر این نابرابری ها موضع‏گیری سرسختانه نمودند.
4-2-4-4.حساسیت نسبت به بیت المال
اموال عمومی به همه‏ی افراد ملت تعلق دارد و سرمایه‏ی همه‏ی مسلمین است« ان هذا المال لیس لی و لا لک و انما هو فیء للمسلمین» و امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به این مسأله حساس بودند :
«به خدا سوگند! آنچه بیهوده از بیت‏المال مسلمین به این و آن بخشیده، اگر بیابم، به صاحبش باز می‏گردانم، اگر چه زنانی را به آن کابین بسته و یا کنیزانی را با آن خریده باشند، زیرا عدالت گشایش می‏آورد، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ظلم و ستم بر او گرانتر خواهد بود!»
حساسیت علی علیه السلام نسبت به بیت المال حتی برای برادرشان عقیل که ده سال از حضرت بزرگ تر بود لحاظ می شد. زمانی که کهولت سن و پیری، عقیل را نابینا و ناتوان ساخته بود، نزد حضرت از فقر نالید، و یک من گندم بیش از سهم خود خواست و بر خواسته اش اصرار ورزید. امام به دلیل مسئولیتش در برابر بیت المال مسلمانان و احکام الهی، خواسته اش را اجابت نکرد و با کلامی جانسوز فرمودند :
« به خدا عقیل را در فقری جانکاه دیدم… ،. سپس تکه آهنی را برای او گداخته کردم، نزدیک بدنش بردم تا عبرت گیرد. از درد آن مانند بیماری بنالید که نزدیک بود از اثر آن بسوزد. به او گفتم: ای عقیل، مادران در سوگ تو بگریند، آیا از پاره ی آهنی که آدمی آن را به بازی گداخته ناله می کنی و مرا به سوی آتشی که خداوند آن را به خشم خود افروخته می کشانی ؟ آیا تو از این رنج، ناله می کنی و من از آتش دوزخ ننالم ؟»
ملاحظه می شود که علی علیه السلام از خطاها و انحرافاتی که مربوط به حقوق مردم و بیت المال، می شد چشم پوشی نمی کردند، و بدون توجه به مسائلی مانند نسب و شرف، سخت گیری زیاد در مصرف بیت المال وتساوی حقوق می نمودند.
4-2-4-5. مخالفت با خونخواران و مفسدان دولت
قاطعیت علوی درگستره ی حقوق انسانی قابل ملاحظه است. عثمان در آغاز خلافتش مروان بن حکم و پدرش حکم بن ابی العاص را که تبعیدشدگان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلّم و ابوبکر و عمر بودند، به مدینه فراخواند و پیراهنی گرانبها به آنها هدیه کرد. دخترش ام ابان را به مروان بن حکم داد؛ دختر دیگرش عایشه را به همسری حارث بن حکم درآورد ؛ پانصد هزار دینار طلا و یک پنجم غنائم آفریقا را به مروان ، سیصد هزار درهم به حارث، سیصدهزار درهم به حکم بن ابی العاص، و صدهزار درهم به سعیدبن عاص بخشید. حضرت با تمام این فسادهای مالی مخالفت کردند. به گونه ای که تمام امتیازات سیاسی و اقتصادی که به نزدیکان و دوستان و فامیل خلیفه‏ی سابق به ناحق داده شده بود را، از دست آن ها گرفتند.
4-2-4-6.کیفر کارگزاران خیانت پیشه
مکتوبات امام علی علیه السلام به کارگزاران خویش، مراقبت های ویژه ی ایشان نسبت به عملکرد حکومت می باشد به طوری که اگر گزارشی از خیانت های آن ها برسد، لازم می دانند که آن ها را به سختی به کیفر اعمالشان برسانند. لذت می فرمایند: « اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش جاسوسان تو، همان خیانت را تأیید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کرده او را با تازیانه کیفر کن و آنچه از اموال که در اختیار دارد از او باز پس گیر، سپس او را خوار دار، و خیانتکار شمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.»
4-2-4-7. قاطعیت دراجرای حدود و احکام الهی
اجرای دقیق حکم الهی توسط امام علی علیه السلام نشان دهنده این است که حدود الهی هیچ گاه تعطیل نمی شود گرچه خطا از جانب کسانی باشد که خدماتی به اسلام نموده اند. و یا با استنادات غیر منطقی، بخواهند حدود را ساقط نمایند.
به عنوان مثال : قدامه بن مظعون شراب آشامیده بود و خلیفه دوم بر آن شد حد اسلام را اجرا کند. قدامه، باستناد آیه 93 سوره ی مائده، خلیفه را قانع کرد تا حد را از وی ساقط کند. خلیفه مسأله را با حضرت علی علیه السلام در میان نهاد. حضرت فرمودند :« قدامه و هر کس دیگر این حرام را مرتکب شود، از اهل آیه شریفه نیست؛ زیرا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، حرام خدا را حلال نمی شمارند. پس قدامه را برگردان و بگو از آنچه گفته است توبه کند وپس از توبه از گفته اش، حد الهی را به خاطر عملی که انجام داده اقامه کن.»
نمونه های زیادی در این زمینه وجود داردکه به همین نمونه بسنده می شود.ملاحظه می گردد که امیرالمؤمنین علیه السلام چنان اقامه ی حدود و احکام الهی را بر مجریان از واجبات رهبر جامعه برمی شمرد لذا می فرمایند: « إنّه لیس علی الامام إلّا … إقامه الحدود علی مستحقیها »
نتیجه
حکومت اسلامی برای رسیدن به اهدافی در زمینه های اقتصادی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیازمند آن است، مطابق با شرایط، موقعیت ها و ویژگی های درونی انسانها رفتار نماید. مانند طبیبی در پی یافتن و درمان بیمارانباشد.با الگو گیری از سیره ی امیرالمؤمنین علیه السلام دو روش برای مداوا واصلاح منحرفان مطرح می شود؛گاه به صورت مسالمت آمیز وسازگاری با اوضاع، با در نظر گرفتن سلامت روح وروان افراد به پیشگیری ودرمان ناهنجاریها می توان پرداخت، وگاه در صورت “ضایع شدن اصول” وپدید آمدن ناهنجاریها در جامعه باید کوشید، ناهنجاریها را با قاطعیت اصلاح کرد. در هرصورت هرکدام از روش ها بر اساس شرایط و موقعیت اش استفاده می شود.
روش سازگارانه با توجه به آثار مثبت آن، منجر به زدوده شدن کینه ها ودشمنی ها شده واز همه مهمتر به تقویت پیوندهای اجتماعی می انجامد در این راستا ارزشهایی همچون حسن ظن، همدلی ومهربانی وگذشت احیا می شود.در این راستا لازم است انسان خود را با تغییرات زمانی سازگار کندبه طوری که از شریعت وفرهنگ آن جامعه غافل نماند.
اما در صورتی که چشم پوشی از برخی خطاها و انحراف ها باعث تثبیت رفتار نابهنجار و روی آوردن به رفتارهای زشت تر شود، باید در مقابل رفتارهای هنجارگریزانه مبارزه نمود وقاطعانه وبا صلابت عمل کرد. مبارزه جدی علیه جهل وبیسوادی وآگاه نمودن جامعه و نیز مبارزه جدی با گسترش فقر و اختلاف طبقاتی از اولویت ویژه ای برخوردار است. به عبارتی می توان گفت قاطعیت برپایی ارزش عدالت است.
فصل پنجم:
راهکارها و نتایج
بدون تردید، پایبندی بههنجارهای دینیدر تقویت فرهنگ جامعه مؤثراست، ومی تواند سعادت انسانو جامعهراتضمین کند. با توجه به روشهای عملی امیرالمؤمنین علیه السلام در برخورد با ناهنجاریها، ارائه راهکارهایی برای حفظ وتداوم هنجارها، ضرورت دارد. بدین صورت می توان با مساعد نمودن شرایط ومحیط، انگیزه و علاقه را در جهت رعایت هنجارها به وجود آورد ودر عین حال با کنترل ونظارت کافی، انزجار و عدم تعهد نسبت به هنجارها را دور نمود، تا هنجارگریزی امری عادی نگردد. لذا در این فصل اشاره به دو رکن انگیزه و نظارت شده تا انسان خود را ملزم به مسئولیت پذیری کند:
5-1.ایجاد فضای رغبت و انگیزه
«هر نوع رفتار اگر عجیب هم به نظر برسد، دارای انگیزه‌ای است و از حالات، طرز تفکر، احساسات و عواطف فرد سرچشمه می‌گیرد.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.