زندگی روزمره

دانلود پایان نامه

خداوند متعال نیز در قرآن فرموده: وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَه. مراد از وسیله چیزیست که توسط آن به خداوند متعال تقرب جسته می‌شود و عنایات و ثواب‌های او به آن جذب و جلب می‌گردد. بدون شک خلق خدا همه در یک رتبه و درجه واقف نیستند، بعضی نسبت به خداوند متعال نزدیکتر و برخی دورترند چنانکه در سوره واقعه انسانها را به سه دسته‌ی مقربین، اصحاب یمین و اصحاب شمال تقسیم کرده است. وَکُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَهً * فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ… * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ… * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ. به اتفاق جمیع مسلمین پیامبر اول ما خلق الله است و شیعه بنا بر روایاتی که از اهل بیت رسیده معتقد است که اهل بیت او نیز از طینت او بوده و همراه با او خلق شده‌اند.
چنان که رسول خدا فرمودند:
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُوَ آخِذٌ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ هُوَ یَقُولُ یَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ یَا مَعْشَرَ بَنِی هَاشِمٍ یَا مَعْشَرَ بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَنَا مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَلَا إِنِّی خُلِقْتُ مِنْ طِینَهٍ مَرْحُومَهٍ فِی أَرْبَعَهٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ حَمْزَه
نیز امام صادق فرمودند:
إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عِتْرَتَهُ مِنْ طِینَهِ الْعَرْشِ فَلَا یَنْقُصُ مِنْهُمْ وَاحِدٌ وَ لَا یَزِیدُ مِنْهُمْ وَاحِد
حال که چنین است و در جای خود ثابت شد که طفره محال است، یعنی فیض از مشیت خداوند متعال به تدرّج نازل می‌شود، یعنی ابتدا خلق اول، سپس خلق ثانی و همینطور سایر خلایق به ترتیب فیض یاب می‌شوند؛ بنابراین تمام فیض‌ها از مشیت خداوند متعال اول به اینان می‌رسد آنگاه فاضل و رشحه‌ی آن از ایشان به سایر خلق خواهد رسید، از این رو تمامی مخلوقات برای دریافت هر عنایتی من جمله استجابت دعاهایشان به توسل جستن به رسول خدا و اهل بیت مکرم ایشان محتاجند؛ زیرا خداوند متعال فیض را از مشیت خود جاری می‌سازد و اینان ظرف مشیت او هستند (چنانکه قبلاً اشاره کردیم که فرمودند: «قُلُوبُنَا أَوْعِیَهٌ لِمَشِیَّهِ اللَّه‏» ) که همه فیض‌ها در آن می‌ریزد و از آن به سوی خلق سرازیر می‌گردد. از همین روست که درختان به وسیله ایشان رشد کرده و ثمر می‌دهد و نهرها جاری می‌گردد و از آسمان باران می‌بارد و…
آقای جیزاوی از عجایب است که شما در زندگی روزمره خود روزی هزار بار به آیه «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ» عمل می‌کنید لکن کار به ارتباط با خدا که می‌رسد آن را انکار می‌کنید، چرا که شما در زندگی خود هرگز کاری را بدونه وسیله انجام نمی‌دهید. مثلاً وقتی می‌خواهید با دوست خود سخن بگویید این کار را با دهان خود انجام می‌دهید و باز در همین دهان چند واسطه وجود دارد مثل زبان و حنجره و… که اگر اینها نبودند شما هرگز نمی‌توانستید سخن بگویید. حال چگونه است که برای این امورات بی‌ارزش و عادی واسطه لازم است اما برای ارتباط و توجه به خداوند متعال وسیله و بابی نیاز نیست؟! در حالی که خداوند متعال فرمودند: أْتُوا الْبُیُوتَ‏ مِنْ أَبْوابِها
در حدیث اول، امام ابتداً فرمودند: «ان الله خلقنا»، تا با این سخن بفهماند که ما مخلوق خدا بوده و لذا محتاج او هستیم. بر اساس همین کلام امام، شیعیان هرگز قائل به این نیستند که خدا محتاج به ائمه می‌باشد؛ زیرا این امر مستلزم آن است که ائمه مخلوق نبوده، بلکه خدا باشند. در ادامه امام می‌فرمایند: خداوند متعال ما اهل بیت را چشم و زبان گویا و دست گشاده خود ( کنایه از کمک کننده به مردم و انجام دهنده امورات عالم) در میان خلق خود قرار داد. اینکه خداوند منّان این بزرگواران را چشم و گوش و دست و زبان خود در میان مخلوقاتش قرار دهد منافاتی با بی‌نیازی خداوند قادر از ائمه ندارد و اگر می‌بینیم که خدا چنین کرده، این نه از سر نیاز اوست – که مثلاً او قادر به دیدن نیست پس ائمه را در بین خلق خود قرار داده تا آنان اعمال و کردار خلق را ببینند و به او گزارش دهند – بلکه این امر از سر نیاز بندگان است. قبلاً در فصل سوم این رساله اثبات کردیم که جامعه بعد از سول خدا نیاز به امام داشت که البته مورد اتفاق جمیع فرق اسلامی نیز می‌باشد. نیز ثابت کردیم که شخص امام باید معصوم باشد، بعد از این دو امر اثبات نمودیم که ائمه امامان منصوب از جانب خداوند متعال هستند و هدایت امت رسول خدا بر عهده‌ی ایشان است و خداوند متعال به واسطه ایشان بندگان خود را هدایت نموده و از راه ضلال باز می‌دارد.
آقای جیزاوی خلق خدا چگونه باید از اوصاف و اسماء و مرادات او آگاه می‌شدند؟ چرا خداوند متعال خودش نیامد خلق خود را از اوصاف و اسما و مرادات خود آگاه کند و به آنها شرع خود را ابلاغ نماید؟ چرا انبیا را برای این امر فرستاد؟ حال آیا خداوند متعال نیازمند انبیا بوده است و اگر آنان نبودند خودش قادر نبود از خود خبر دهد.؟ آقای جیزاوی احتمالا شما با طرح این قبیل مسائل و نسبت دادن چنین تهمت‌های به شیعیان می‌خواهید اعتقاد واقعی خودتان را بیان کنید مبنی بر محتاج بودن خدا به انبیا، لکن جرأت بیانش را ندارید و از مسلمین هراسانید، به هر حال وقتی که بزرگانتان مانند ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب برای خدا دست و پا و جسمانیت قائل هستند بعید نیست که کار این فرقه‌ی انگلیسی به این جاها نیز کشیده شود که معتقد شوند خدا محتاج به ائمه و انبیا است. خب وقتی خداوند متعال برای إخبار خلق از خود و انذار و بشارت ایشان انبیا را فرستاد و خودش نیامده؛ پس برای هدایت خلق نیز ائمه‌ای می‌فرستد و هرگز خودش نمی‌آید که با مردم حرف بزند و دست آنان را بگیرد و به راه هدایت ببرد، چون ذات او اجلّ از آن است که مباشر و معاشر خلقش گردد و از این جهت‌های خَلقی مبراست. به هر حال اگر شما از حدیث فوق چنین برداشت کرده‌اید که خداوند متعال نیازمند ائمه است ناچاراً باید این را هم بپذیرید که ذات اقدس اله به رسول خدا و دیگر انبیا نیز محتاج بوده چرا که اگر آنها نبودند او قادر نبود خود را به خلق معرفی کند و آنها را از خود با خبر سازد؛ پس نعوذ بالله این رسول خدا بود که به خدا کمک کرد تا مردم او را بشناسند و از او و دستوراتش باخبر شوند.
آقای جیزاوی خداوند متعال حجت‌های خود را در بین خلقش قرار داده و آنها را به مثابه‌ی چشم و سر و دست و پا و گوش و لسان خود قرار داده تا منشأ هدایت بشر باشند. بر همین اساس است که ائمه اطهار می‌فرمایند: ما عین الله هستیم ما اذن الله هستیم ما لسان الله هستیم ما ید الله هستیم. البته این سخنان معنایش این نیست که مثلاً خدا چشمی داشته که به او وصل بوده بعد این چشم را از خود جدا کرده و آن را در میان مخلوقاتش گذاشته است. لکن خداوند متعال می‌فرماید: ای بنده من حجت‌های من چشم بینا و گوش شنوای من هستند که من شما را با این چشم بینا می‌بینم و عرض حاجات و نیازهای شما را از این گوش شنوا می‌شنوم. اگر می‌خواهی با من عهد و پیمان ببندی باید با من دست بدهی؛ پس من کسی را به عنوان دست خود در جامعه قرار می‌دهم که چون خواستی با من عهد ببندی دست در دست او بگذاری و با او پیمان ببندی و این مانند آن است که دست در دست من نهادی و با من پیمان بستی. بر همین اساس است که ائمه ید الله هستند. خلاصه عین الله و لسان الله و ید الله و… بودن ائمه نه از سر نیاز خدا به آن بلکه از سر نیاز خلق است که خلق نمی‌تواند بی‌ واسطه از خداوند عزوجل فیض یاب شود.
بعد امام می‌فرماید: «و وجهه الذی یؤتی منه» یعنی ما آن رخساره خدا هستیم که به سوی او روی آورده می‌شود. انسان دارای رو و صورت است و وقتی اراده چیزی را کرد، رو به سوی آن چیز می‌کند. وقتی آب می‌خواهد رو به سوی آب می‌کند و وقتی می‌خواهد به شهری برود رو به سوی آن شهر حرکت می‌کند و وقتی می‌خواهد با کسی سخن بگوید رو به سوی آن شخص می‌نماید. انسانی که در جمیع اموراتش این گونه است، اکنون که به او می‌گویند تو خدایی داری، فطرتاً می‌پذیرد و قصد می‌کنید که رو به سوی او نماید و با وی سخن بگوید. حال او باید به کدام طرف رو نماید؟ ذات خداوند متعال که فاقد رو و چهره است و صورتی او را نپوشانده تا قابل مشاهده باشد و انسان هم که دارای رو است و ناچار است که در حین توجه به چیزی، رو به سوی او کند؛ پس باید رویی برای خدا باشد تا انسان به سمت او رو نماید. به هر حال این انسانی که اراده هر چیزی را نمود رو به سوی آن می‌کند و از بدو تولد تا لحظه مرگ اینگونه است قطعاً برایش دشوار است که به سمت خدایی رو نماید که رو ندارد؛ خدایی که خود بشر را اینگونه خلق نموده قطعاً برای حل این مشکل او نیز راه حلی قرار داده و برای خود رویی وضع نموده تا بشر هنگامی که اراده‌ی او را نمود رو به سوی آن موضع نماید و این مواضع کسانی نیستند جز ائمه و از این جهت بود که آن بزرگواران فرمودند: ما وجه خدا هستیم؛ پس ائمه وجه و جهت توجه خلق به خدا هستند و هر کس که قصد خدا دارد باید به این سمت و جهت رو نماید و از این سمت و جهت حرکت نماید و هر جهت و یا وجهی غیر از ایشان وجه و جهت شیطان است و انسان را به شیطان می‌رساند. به بیانی دیگر خداوند سبحان مانند ما وجه و صورتی ندارد بلکه وجه و صورت و رخساره و روی او صفات اوست و صفات اسمای او نیز از انسان کامل یعنی ولیّ و حجت خداوند متعال آشکار است؛ پس اینانند رخساره خداوند متعال، یعنی خداوند منان اوصاف خود را از آنان به خلق نشان داده است و خلق به آنان خدا را می‌شناسند
در ادامه امام می‌فرمایند: «و بابه الذی یدل علیه» «ما آن باب خداوند هستیم که دلالت می‌کنیم بر او»، سوال ما این است که کجای این سخن بیانگر نیازمندی خداوند متعال به ائمه است؟! این که ائمه دلالت بر وجود خدا کنند چه منافاتی با بی نیازی خداوند متعال دارد؟!. آیا شما که برای فرزند خرد سالت یا برای چند ملحد و کمونیست بر وجود خدا و عدل او و سایر صفات او دلیل می‌آورید و با دلایل منطقی و عقلی بر وجود او استدلال می‌کنید، قائل به این هستید که خدا نیازمند شما بوده و شما با این کار خود نیاز او را در معرفی به چند کافر یا کودکی خردسال بر طرف کردید؟
ظاهراً شما گمان کرده‌اید نیازی نیست که کسی بر وجود خدا دلالت کند و او خود مستقیماً معرف و مخبر خویش است!!. اگر چنین باشد پس ارسال رسل و انزال کتب برای چه بود و اصلاً این رسولان برای چه به سوی بشر فرستاده شدند؟ آیا جز این بود که این انبیاء آمدند تا بشر را از خداوند متعال با خبر سازند و بر او دلالت کنند؟ قطعاً جواب شما این است که آری انبیاء آمدند که بر خدا دلالت کنند و او را به ما معرفی نمایند؛ پس اکنون بپذیرید که شما نیز با این اعتراف مشرک هستید، چرا که شما نیز قائل شدید به این که خداوند برای معرفی خود و شناساندن خود به خلق نیازمند انبیاء بوده است. علاوه بر آن خدای تعالی در قرآن کریم خود را به آیاتی در آفاق و انفس خلق قرار داده و معرفی کرده است و خلق را به تدبر در این آیات فرا می‌خواند آنجا که می‌فرماید: سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِم‏ . بدون شک آیات خداوند منّان نشانه‌های اویند که بر او دلالت می‌کنند.
در ادامه امام می‌فرمایند: «بنا أثمرت الأشجار» یعنی«به وسیله ما درختان میوه می‌دهند». چنین چیزی نه تنها با بی‌نیازی خداوند متعال منافات ندارد بلکه عین توحید و احترام به خداوند متعال است. احتمالا در اینجا خواهید گفت این خداست که درختان را به ثمر می‌رساند نه ائمه. در جوابتان می‌گویم: بله درست است لکن مساله این است که آیا خداوند متعال خود مستقیماً درختان را به ثمر می‌رساند؟ اگر این گونه است؛ پس دیگر نقش آب و باد و خاک و آفتاب چیست؟ بله خداوند متعال درختان را به ثمر می‌رساند لکن با وسیله‌ای این کار را انجام می‌دهد و ذات او منزه است از این که مستقیاً کاری را انجام دهد. می‌بینید که این درخت به وسیله آبیاری شدن و نور خورشید و خاک ثمر می‌دهد و اگر اینها نبود درختی در کار نبود و هرگز بدونه وجود اینها خداوند متعال درختی ایجاد نکرده است؛ پس وقتی که اینها که چند موجود جمادی هستند، واسطه هستند در ایجاد درخت و به ثمر رسیدن آن چرا انسان کامل که ولیّ و حجت خداست و مجرای فیض خداوند متعال است وسیله و واسطه‌ی امورات خداوند متعال نباشد؟ آیا انسان کمتر از خاک و کود و آب است؟ همین درخت باز با واسطه انسان آبیاری می‌شود و اگر باغبان آب را به درخت نرساند این درخت میوه نخواهد داد. به هر حال برای آنکه یک درخت ایجاد شود و ثمر دهد ده‌ها و شاید صد‌ها واسطه برای ایجادش وجود دارد. خداوند متعال هم به وسیله ائمه درختان را به ثمر می‌رساند، بلکه تدبیر جمیع امور عالم با ائمه است زیرا اینان ظرف مشیت خداوند متعال هستند. اگر بگویید این کفر است و تدبیر امور با خداست. می‌گویم اگر چنین است پس چرا خداوند متعال در مورد فرشتگان فرموده‌اند: فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ؟ بله تدبیر همه امور با خداست، لیکن خداوند حکیم به فرشتگان تدبیر خود را جاری می‌سازد. آقای جیزاوی مقام سلطان أجل از آن است که خود به کارهای ملک خویش اقدام کند. او وزیر دارد سرباز دارد خزانه دار دارد، طباخ دارد، و… اینها باید کارهای وی را انجام دهند و برای وی نوکری و بندگی نمایند.
در ادامه امام می‌فرماید: «و بعبادتنا عُبدالله، و لولانا نحن ما عُبدالله» یعنی «به وسیله ما خدا عبادت می‌شود و اگر ما نبودیم خدا عبادت نمی‌شد». همین سخن شما و سایر همکیشانت را بر آن داشت که شیعیان را مشرک بدانید و بگویند شیعیان ائمه‌ی خود را پرستش می‌کنند. اتفاقاً چون امام می‌دانستند که گروهی پیدا خواهند شد که دچار چنین اشتباهی می‌شوند در ابتدای سخن مبارک خویش فرمودند: ما مخلوق خدا هستیم تا شائبه‌ی پرستش این بزرگواران از میان برود. امام فرمودند: با عبادت ما خدا عبادت می‌شود و اصلاً نفرمودند ما را عبادت کنید. جمله فوق معانی متعددی دارد که عین توحید است، یکی آن که مقصود آن است که ما بندگی خداوند متعال را به خلق می‌آموزیم و خلق به تعلیم از ما موفق به بندگی خداوند متعال می‌شوند و اگر ما نبودیم که شیوه‌ی بندگی را تعلیم خلق کنیم، خداوند متعال پرستیده نمی‌شد. معنای دیگر آن است که عبادتی که لایق جناب قدس الهی باشد توسط ما به جا آورده شده است و اگر ما نبودیم، عبادتی لایق جناب مقدس اله صورت نمی‌گرفت.
آقای جیزاوی اکنون که مفهوم این احادیث برایتان روشن گشت از این تهمت و البته عقیده شرک آلوده خود مبنی بر نیازمندی خداوند متعال به ائمه و سایر انبیا دست برداشته و به درگاه او توبه نمایید تا در روز رستاخیز در زمره دشمنان خدا محشور نشوید.
4-7- شبهه هفتم و پاسخ به آن: عدم پذیرش دعا جز با بردن نام ائمه
4-7-1- اقوال آقای جیزاوی
شبهه‌ی دیگری که برای آقای جیزاوی حاصل گردیده و در نتیجه موجب انحراف وی از حق شده است مسأله ذکر کردن نام ائمه در دعا به درگاه خداوند متعال است. البته واضح است که اگر ایشان حداقل مسأله امامت ائمه را درک می‌کرد و به اطاعت از رسول مکرم اسلام گردن می‌نهاد و به الهی بودن جانشینی ائمه برای رسول خدا ایمان می‌آورد هرگز دچار این قبیل شبهات و سر درگمی‌ها نمی‌گردید. این است نتیجه‌ی انحراف از اسلام حقیقی که توسط رسول الله و ائمه تبیین شده است. با این حال تقدیر الهی بر این واقعه گردیده تا کسانی برای دفاع از خداوند قادر و دین او باشند که پاسخ امثال ایشان را داده و شبهه ایشان را بر طرف سازند تا بعداً در پیشگاه خداوند متعال عذر و بهانه‌ای نداشته باشند. مضاف بر آن که رحمت واسعه‌ی الهی ایجاب می‌کند تا برای هر کس که امر دین بر او مشتبه می‌شود آن را واضح سازد و نور حق را به وی بنمایاند.
آقای جیزاوی در اینجا چنین می‌گوید:
قول الرافضه: (لا یُقبلُ دعاء إلا به أسماء الأئمه)
رافضی (شیعه) می‌گوید: (دعا جز با بردن نام ائمه مورد قبول درگاه خداوند متعال واقع نمی‌شود)
البته سخن ایشان در این مورد درست است و این از اعتقادات شیعیان است که دعا جز با نام ائمه (توسل جستن به ایشان) مورد قبول درگاه حق واقع نشده و مستجاب نمی‌شود. یعنی هر دعایی هر چند از کافر، تنها توسط آنان به استجابت می‌رسد خواه دعا کننده آنان را بشناسد یا نشناسد؛ زیرا آنانند ابواب الله که همه فیض‌ها از آنان به سوی خلق فرود می‌آید و تمامی دعاهای خلق به سوی آنان بالا می‌رود.
وی سپس برای این سخن شاهد از روایات می‌آورد که به قرار زیر است
عن ابی جعفر علیه السلام قَالَ: مَنْ دَعَا اللَّهَ بِنَا أَفْلَحَ وَ مَنْ دَعَاهُ بِغَیْرِنَا هَلَکَ وَ اسْتَهْلَک‏.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.