زندگی روزمره

دانلود پایان نامه

لذا نخبگان فرهنگی وخواص گمراه می توانند عامل اشاعه ی خرافه گری و اختلاف و برداشتهای نا صحیح در دین گردند.
3-2-9-2-3. برداشت اشتباه عموم مردم ازمتدینین
جدی ترین اشتباهات در زمینه دین شناسی این است که، عده ای با قرار دادن دین شناسان و دین باوران و متدینان به عنوان معیار، راه و روش وهنجارهای جداگانه ای رابرای خود تعریف می کنند.در واقع با ناآگاهی از حقایق دینی، دینداری غیر عالمانه ای را بر می گزینند.
به گونه ای که دین را در واقعیت، نه حقیقت عین دین شناسان و دین باوران و روحانیون قرار می دهند. اما اگر به ویژگیهای درونی انسانها نظر افکنده شود، ملاحظه می شود همه ی دینداران و دین باوران از همه ی کمالات و مقامات اخلاقی برخوردار نمی باشند، و دارای مراتب ومدارجی هستند« الطرق الی الله بعدد نفوس الخلائق »
لذا اگر معیار حقیقی نباشد، دین در زندگی روزمره انسانی دائما به رنگ و حالت انسانی و بشری در می آید. باتوجه به کلام امیرالمؤمنین علیه السلام، معانی وگرایشات و اوصافی که به این واسطه برای کلمه ی دین استناد می شود عبارتند از:
الف)دین جدال: «و کسی که جدال را دین خود قرار دهد . هرگز شب تاریک شبهه را به صبح نیاورد.»
ب ) دین دورویی:«دینتان دورویی و نفاق و آبتان تلخ و ناگوار است.»
ج ) دین بدعت: «بنده را سودی ندهد… که روا شدن حاجتش از مردم را به اظهار بدعتی در دین تامین کند.»
د ) دین شک :« بر مسلمان تا هنگامی که در دینش شک و در باورش تردید نباشد نقض و عیبی نیست که مظلوم باشد.»
ه ) دین ستمگری و دروغ : «همانا ستمگری و دروغ ، دنیا و دین مرد را تباه می سازد.»
در این راستا امام علی علیه السلام از انسانها می خواهد باشناخت حق و باطل، اهل حق وباطل را بشناسندو هیچ گاه صرفا متولیان دین را معیار حق قرار ندهند. وچنانچه افراد در جهت شناخت حقیقت انسانهای دین نما تلاش نکنند، هر چیزی را که از اطراف می شنوند_ به عنوان حقی که برگرفته از احادیث معصومین است _می پذیرند. به طوری که عقل می گوید صحیح است ودین می گوید صحت ندارد.
3-2-10.عدم شناخت کافی از دنیا
یکی از مهمترین ریشه های گناه ونافرمانی به عبارتی رفتار نابهنجار،وابستگی و محبت به دنیای مذموم و عدم شناخت کافی از آن است. همه ی مخالفت ها با خدا و ابتلا به معصیت ها و جنایت ها و خیانت ها ازعلاقه ی زیاد به مادیات نشأت می گیرد. چنانکه پیشوای پارسایان فرمودند:«ایاک وحب الدنیا فانها کل خطیئه ومعدن کل بلیه»
دنیا پرستی مانعی بزرگ ومحکم برسر راه خدا پرستی ودینداری است. همواره مانع از رشد معنوی انسان می گردد و سلامت وامنیت جامعه رادر ابعاد مختلف تهدید می کند.
«این دنیا که با حکمت عالیه حکیم مطلق به وجود آمده است، پر از واقعیات و حقایقی است که خارج از ذات ما و خواسته های ما است. از طرف دیگر ذهن و نیروهای آن، و عقل و انواع فعالیتهای آن در جریان معمولی خود، به جهت پیروی از فرمانهای طبیعت گرایانه ی خود طبیعی، سر از آشیانه ی محدود خود بالا نمی کشند که با آگاهی همه جانبه و اشراف و احاطه در آن آشیانه بنگرند. لذا کاملا طبیعی است که ما با این وضع نخواهیم توانست از طبیعت و محاصره در شئون و مختصات آن رها شویم، فقط حقیقتی به نام روح است که باید به مدیریت عالی این کالبد و ابعاد و خواسته ها پرداخته، انسان را از سنگلاخ و فراز و نشیبهای طبیعت و رویدادهای متنوع آن، آزاد بسازد.»
بر این اساس وابستگی به دنیا انسان را اسیر و از خودبیگانه می کند. باعث شده به شخصیت واقعی خود پی نبرد و با دست خویش، خودش را بفروشد و به بردگی کشاند. انسان وابسته به دنیا، آن را همه چیز و تشکیل دهنده تمام واقعیتها می داند، و بر این عقیده به حیات اخروی ولذات آن، اعتماد نمی کند.در نتیجه به هیچ وجه لذات دنیا را از دست نمی دهد. لذا از هنجارهای دینی ولذات معنوی همواره گریزان است.
از طرفی عدم شناخت کافی از ویژگیهای دنیا، خود باعث می شود انسان به علت عدم قبول واقعیتهای آن، به ناهنجاری دست زند. لذا در زیر به برخی ویژگی های دنیا که عامل اساسی در هنجار گریزی محسوب می شود، اشاره می گردد :
3-2-10-1.دنیا صحنه یتضاد
واقعیت این است که زندگی اجتماعی صحنه ی بروز تصادم و ظهور تزاحم هاست، نو شدنِ امری مقارن با کهنگی امری دیگراست، حیات امتی مقارن با ممات امتی دیگر می باشد.به همین دلیل در امور دنیا کمال وجود ندارد . «الکمال فی الدنیا مفقودا» بلکه در سایه ی تضادها، دنیا محل ترقی و بالندگی انسان می گردد.
امام علی علیه السلام در خطبه 145، اشاره به آفات مرگ زا، اعم از فردی، انواع بیماری ها، حمله حیوانات، درگیر شدن با افراد شرور و آفات جمعی مثل زلزله ها و سیلها و .. اشاره می کند و از سوی دیگر همراه بودن هر نعمتی را با نقمت ، و هر پیروزی را با مشکلات یادآور می شود. و از سوی سوم به “تضاد مواهب مادی دنیا” اشاره کرده که آنها قابل جمع نیستند ، انسان به یکی می رسد ، از دیگری جدا می شود. مثلا از نعمت فرزند محروم است ، خدا فرزندانی به او می دهد ولی فرزندان آسایش او را سلب می کنند… و این طبیعت زندگی دنیا و مواهب مادی است، که برای هیچ کس، در هیچ زمان و مکان، همه ی آنها یک جا جمع نمی شود، و این هشداری است به همه انسانها، که به نعمتهای دنیا دل نبندند، و دل در گرو آنها ننهد.»
به گفته ی یکی از آخرین خلفای جبار اموی : «آن زمان که زندگی برای ما شیرین شد از ما جدا گشت.»
لذا در صورتی که چنین شناختی نسبت به امور دنیا نداشته باشد، با امور متضاد ومتزاحم ناسازگاری وناهنجاری می کند.
3-2-10-2. تشابه امور دنیوی
از سخنان حضرت علی علیه السلام برداشت می شود که جوامع انسانی_ صرف نظر از نژاد و ملیت خاص، طبیعت جغرافیایی خاص و انتسابشان به زمان و عصر خاص- براساس روش مشابهی مسیر خود را طی می کنند. روند و مشی روزگار چنین است که آغاز وپایان وتمام رویدادهای دنیا همانند یکدیگرباشد. حتی رفتار و اعمال جمعی انسانها در دورانهای گوناگون تاریخ مشابه یکدیگر بوده است.
انسانی که چنین ویژگی را برای دنیا نپذیرد همواره در جهت خلاف هنجارها حرکت می کند. از رویه وهنجارهایی که خود تعریف می کنند پیروی کرده، لذا از عاقبت ناهنجاریهایی که گذشتگان انجام می دادند عبرت نمی گیرد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.