ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

براین اساس و برگرفته از اندیشه های قرآنی، نظریه “اصاله الفرد واصاله الجمع” مطرح می شود.علامه طباطبایی و شهید مطهری به نظریه اصاله الفرد واصاله الجمع معتقدند یعنی «جامعه در عین اینکه یک واحد حقیقی ویک مرکب واقعی است ، دارای اجزا وافراد واقعی ومتکثر است که وحدت آن به لحاظ بعد معنوی و عقیدتی وایمانی وآرمانی و ادراکی واندیشه ای وفرهنگی است ولی کثرت آن به لحاظ افراد واشخاص وابدان و نهاد ها ومؤسسات وسازمان های اجتماعی است.»
در تأیید نظریه ی اصاله الفرد واصاله الجمع، باید رجوع به کلام امام علی علیه السلام نمود :
«فرد راضی به عمل قومی همانند فردی است که داخل در آن قوم وهمراه با آنها باشد و بر هر فرد وارد شونده در باطلی دو گناه است : گناه عمل به باطل وگناه رضایت به آن .»
لذا ملاحظه می شود، حیات ورشد وتکامل جامعه تنها به وجود اشخاص وابدان متعدد نیست، چیزی غیر از افراد بشری در انحطاط واعتلای جامعه نقش دارد . پس لازم است از چیزی صحبت شود که به جامعه شخصیت وعینیت ببخشد.
1-7-3. فرهنگ
فرهنگ در لغت به معنای علم و دانش، ادب، معرفت تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم است.
درمعنای اصطلاحی فرهنگ تعابیر فراوانى وجود دارد. انسان شناسان کلاسیک، فرهنگ را در یکمعناى وسیع، معادل سبک زندگى تعریف مى کنند؛ ولى جامعه شناسان، فرهنگ را مجموعهاى از اندیشه ها و ارزش ها مى دانند. به تعبیر جامعه شناختی، فرهنگ شیوه ی عمومی زندگی گروه یا گروه هایی از مردم است که عناصری از قبیل” عادات، اعتقادات، سنتها، ارزشها و کردارها، تمایلات و اندوخته ها” را در بر مىگیرد، نقاط نظر مشترک آنها را به یکدیگر پیوند می دهد و وحدت اجتماعی ویژه ای را نظام می بخشد.
بنابراین فرهنگ، راه و روش زندگی یک قوم است. حال آنکه جامعه، سازمان یافته ی افرادی است که از یک راه و روش معین زندگی پیروی می کنند. به عبارت ساده تر جامعه مرکبی از مردمان است و راه و روش و رفتار آنان فرهنگستان است. اساسا« فرهنگ است که ویژگی های مشترکِ به وجود می آورنده ی یک ملت را، تشکیل می دهد وبدون وجود یک فرهنگ واحد، افراد تبعه یک کشور را نباید یک ملت نامید لذا می توان گفت :«ملیت یک ملت، فرهنگ است.»
فرهنگ، مجموعه اى است از فضایل و هنرها و آداب و دانشها و معارف و کلیه نیروهاى اخلاقى و روحى که بشر را از حالت بدوى و ابتدایى خارجساخته و به سوى کمال معنوى سوق مى دهد.
به طور کلی فرهنگ مجموعه ای متشکل از سه عنصر ذیل است:
عنصر اول : مجموعه عقاید (باورها، دیدگاهها، واقعیتها یا دانستنی ها و افکار) موجود در حوزه های مختلف
عنصر دوم: اخلاقیات (عادات ، و ملکات نفسانی) موجود درانواع حوزه ها
عنصر سوم :آداب و رسوم (احکام، قوانین ، مقررات ، نمادها مثل پرچم، ژست و رنگ مثل رنگ سیاه در ایران که نشانه ی عزاداری است. شکل و وسیله مثل گلیم و فرش و حصیر، زبان و لباس و …) موجود در حوزه های مختلف.
با توجه به تعاریف مختلفی که دانشمندان از فرهنگ ارائه کردند و هر یک از زوایه ی دید خود به موضوع پرداخته اند، جامع ترین تعاریفی که از فرهنگ با نظر به اکثرتعاریف به عمل آمده می توان ارائه داد، ازعلامه جعفری می باشد. اینکه فرمودند:«فرهنگ عبارتست از کیفیت یا شیوه ی بایسته ویاشایسته برای آن دسته ازفعالیتهای حیات مادی ومعنوی انسانهاکه مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده ی آنان در حیات معقول تکاملی باشد.»
از آنجا که فرهنگ مقام دهنده و نظام بخش کارکرد ها و ساختارهای اجتماعی است و رفتار هر یک از افراد جامعه از آن تأثیر می پذیرد بنابراین باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد تا از راه آن به” تبیین رفتار فردی و گروهی” در جامعه پرداخت.
با توجه به تعاریف فرهنگ، مى توان این گونه استنباط و استخراج نمود که، کل تمدن و پیشرفتهای یک ملت، در پیشرفت علوم واعتقادات، بینش ها، نگرش ها، منش ها، ارزشها وهنجارهای آن جامعه منعکس می گردد. بشر نیز بدون در نظر گرفتن ابعاد فرهنگی، حیاتی عقب مانده خواهد داشت .که در جوامع امروزی تصور وجود آن بسیارمشکل است .
1-7-4. هنجارهای اجتماعی ( Social Norm )
هنجارها در جامعه‌شناسی به‌عنوان یک قاعده رفتاری عمل می‌کنند که نه فقط افراد برای انجام کارها از آن پیروی می‌کنند، بلکه در عین حال رفتار انسان‌ها با آن سنجیده می‌شود. بنابراین هنجارهای اجتماعی است که تعیین می‌کند انسان چه باید بگوید و از گفتن چه چیزهایی باید اجتناب ورزد. باید چگونه بیندیشد و چگونه رفتار کند. و به همین دلیل هر کس سعی می‌کند رفتار خود را با هنجارهای اجتماعی سازگار نماید تا جامعه او را به عضویت خود بپذیرد.
قوانین، طرز لباس پوشیدن، مقررات رسمی و اداری، احکام فقهی و شرعی، برنامه تحصیلی، قواعد ورزش‌ها و بازی‌ها، آداب و رسوم و نظایر آن از جمله هنجارهای جامعه محسوب می‌شوند.
هنجار به‌عنوان شیوه تنظیم اجتماعی از زمان دورکیم تا به حال مورد توجه جامعه‌شناسان بوده است. با این حال تاریخ مفهوم هنجار، به زمانی برمی‌گردد که انسان‌ها به ثبت و ضبط رفتارهای خود پرداختند و این مفهوم در تحلیل‌های فلسفی و اخلاقی مورد توجه قرار گرفت، هرچند که واژه هنجار، از نظر مفهوم‌سازی، جدید به‌شمار می‌رود.
بنابراین ، هنجارهای اجتماعی برای اعضای جامعه مشخص می سازند که در یک موقعیت اجتماعی چه نوع رفتاری را باید در پیش گیرند و از چه نوع رفتاری باید پرهیز کنند.
1-7-5. هنجارهای دینی Religious Norms))
هنجارهای دینی معلول آموزشی دینی همه جانبه، مفروض است.برای مثال فقه و شرع مقدس اسلام که از تعالیم دینی اسلام سرچشمه گرفته است در طول قرنها به وسیله مجتهدان و اندیشمندان دینی تنظیم و تدوین شده و تنها مرجع داوری در کارها و مهمترین هنجارها در ایران است.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.