ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه

لازمه ی زندگی اجتماعی آنست که بین افرادجامعه تمایز باشد تا همدیگر را درک کرده و متناسب با تفاوتها وتوانایی های شخصی، از وجود یکدیگر بهره مند شوند و با همدیگر به تبادل افکار و معاملات بپردازند.
اما گاهی مسائلی در جامعه مطرح می گردد که بین جنسیت و ناهنجاریها ارتباط ایجاد می شود.«ناهنجاریهایی همچون دروغ، سقط جنین، بدحجابی ها، رها کردن طفل و مطالبی که در رابطه با حقوق زن مطرح است ممکن است از طریق زنان سرزند. اما در توجیه این تفاوت، جرم شناسان اتفاق نظر ندارند. از این رو بعضی براساس تفاوت ساختار زیستی-روانی مرد و زن، و بعضی براساس ساختار اجتماعی، یعنی اختلاف موقعیت اجتماعی این دو جنس، به توجیه این اختلاف پرداخته اند.»
حضرت امیرالمؤمنین با توجه به اختلاف زیستی-روانی زن مرد تعبیر زیبایی را بیان فرموده اند:« و لا تملک المراه من امرها ما جاوز نفسها فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه» کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار، که زن، گل بهاری است نه پهلوانی سخت کوش و خشن. به خاطر همین ویژگی زن از کار های سنگین نهی شده است.
بنابراین به لحاظ ویژگی زیستی روانی زن درموقعیتهای اجتماعی، تفاوتهایی حائز اهمیت است که اگر رعایت نشود، جامعه ازسنت الهی و مسیر طبیعی خود خارج خواهد شد.
سرپیچی از قوانین فطرت(تغییر جایگا ه ها وتوانایی های زن ومرد) انسان را از هویت انسانی خویش خارج می کند. باعث غفلت و از دست دادن شخصییت شده، که در این میان زنان آسیب پذیرترند.
لذا امام علی علیه السلام به حفظ بیشتر زنان تأکید دارند؛ تاحقوق او در معرض خطر قرار نگیردوعامل ناهنجاری او نگردد.
3-1-1-3. به ظهور رسیدن استعداد های منفی
ساختار وجودی انسان به گونه ای است که دارای گرایش های مثبت و منفی (خیر و شر) می باشد. دارای قلبی شگفت آور که از اضداد و یک سلسله فضایل و رذایل اخلاقی برخوردار است. در این رابطه قرآن از نیروی باطنی خیر و شر و الهامات و افاضات الهی سخن می گوید : « »
به ظهور رساندن استعداد منفی،پیروی از نفس اماره است.نفس اماره با دعوت به بدی، انسان را از بالفعل شدن استعداد خیر، باز می دارد تا راه خطا وناهنجاری را بپیماید.عدم کنترل بر هیجانات و روحیات درونینیز سبب می شود استعداد منفی وشر در انسان تقویت گردداست.خواسته ونا خواسته در مسیر افراطها وتفریطها قرار گیرد.به عنوان مثال آرزوهای افراطی، ترس ویا آسانی وبی نیازی، انسان را به طمع، احتیاط کاری افراطی ویا بی خبری وطغیان فرو می برد.
لذا بهترین هنجارها ورفتارها، هنجارورفتاری است که با موجودیت انسان هماهنگ و براساس ساختار روحی، جسمی و مصالح و مفاسد واقعی انسان تنظیم شود. و به عقیده فروید شخصیت متعادلی بسازد که میان خواسته های نهاد وفرا خود هماهنگی حاصل کند. لذا «عدم توجه به هماهنگی میان فطرت و شهوت منجر به بروز اضطراب و سایر تظاهرات واکنشی روانی می گردد….[در این راستا] اسلام آموزش می دهد که نیازهای ناشی از شهوت باید در حد کفاف برآورده شوند و دقت و انرژی فرد برای برآوردن نیازهای ناشی از فطرت ذخیره شود.»
3-1-1-3-1. رذائل اخلاقی و خصلت های ناپسند
علت اینکه پیامبران واولیای دین با وجود تلاشهای مستمری که داشتند، باز اکثریت مردم در مخالفت وستیز با آنها بودند، وجودخصلت های زشت اخلاقی مانند تکبر و غرور و جهل و … و میل به گناه و بی بند و باری بوده است. لذا خواسته ها و رذایل اخلاقی انسان می تواند از مهم ترین عوامل لغزش او محسوب شود.
در اینجا به نمونه هایی ازرذائل اخلاقی که منجر به هنجار گریزی می شود اشاره می گردد :
الف) هواپرستی
پیروی از هوی یعنی گسیختن از همه اصول و قوانین تنظیم کننده (حیات معقول) و نشانه ی خالی کردن وگسیختن از هر اصل و قانونی، اگرچه بی اهمیت جلوه نماید، در حقیقت گسیختن رشته ای از (حیات معقول) مرگ و هلاکتی است که هیچ چیزی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.
بر این اساس انسان به جهت ارتباطی که با مردم جامعه دارد، از یک سری اصول و قوانین زندگی اجتماعی پیروی می کند. اما زمانی که از هواهای نفسانی پیروی نماید امواج سر کشیده از جوشش غرایز، بدون اعتنا به باید ها و نبایدها و هنجارها و ناهنجاریها، حیات گرانبهای آدمی را مستهلک می سازدو تا سرحد معبودیت نیز پیش می برد. لذا برای اداره زندگی از واقعیات و قوانین اجتماعی فرار می کند.
در نهایت پیروی از هوای نفس و وسوسه های شیطان سبب بر هم زدن شخصیت انسان می شود، انحرافات فکری وعملی را پدید می آورد، و آدمی را از نگرش به چهره ی جدی جهان هستی غافل ساخته و به جای تعیین رابطه ی منطقی میان خود و جهان هستی، به هوا و هوسهایش سوق می دهد.
از این رو ارزشها تغییر کرده وچنین انسانی «نه تنها نمی تواند احساسات عالی مذهبی در خود بپروراند، بلکه احساس عزت وشرافت وسیادت را نیز از دست می دهد، احساس شهامت، شجاعت وفداکاری را نیز فراموش می کند…وجاذبه های معنوی اعم ازدینی واخلاقی وعلمی، هنری کمتر در او تأثیر دارد.»
در این صورت انسان در فرداهای بدون دیروز و امروز زندگی می کند. وبه جای درک اشتیاق به ابدیت، «فرداهای» موهوم راجانشین می کند.به عبارتی« فَأَما اتِباعُ الهَوَی فَیَصُد عَنِ الحَقّ » اتفاق می افتد و موجودیت آدمی کاملا مسخ می شود، جز اینکه خداوند رحمت آورد.
ب) عجب و خودپسندی
منشأ بسیاری از هنجارگریزی ها، عجب وخود پسندی است.بهترین فرصتهای شیطان برای هجوم آوردن به انسان است تا کردار های نیک نابود شود. و باعث خطا در اندیشه وعمل وانکار خداوند شود.
«افرادی ازاین قبییل حتی پس ازدریافت حق، به دلیل وجود این رذیله از خدا غافل شده وموضع گیری می کنند وراه انحراف را پیش می گیرند. انسان غافل خویشتن را به خاطر داشتن فضیلت و امتیازی، بزرگ می شمارد و برخود می بالد. همین خودبینی سبب می شود خود را برتر از دیگران پندارد و به دیگران به دیده حقارت بنگرد و دستخوش غرور و نخوت شود.» این است که علی علیه السلام در نامه خود به مالک اشتر می فرمایند :
«تا می توانی با پرهیزگاران و راستگویان بپیوند، و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستایند، و تو را برای اعمال زشتی که انجام نداده ای تشویق نکنند، که ستایش بی اندازه خودپسندی می آورد و انسان را به سرکشی وا می دارد.»
خودپسندی به قدری مورد نکوهش قرار گرفته که حتی گناهی که با پشیمانی همراه باشد از کار نیکی که انسان را به خودپسندی وادارد بهتر است. چرا که شخص خودپسند به دلیل “حس شکست ناپذیری ونفوذناپذیری” در برابر حق از پذیرش واقعیات وحقایق سرباز می زند ودر نهایت هنجارهای دینی را نمی پذیرد.
بر این اساس با توجه به سخنان حضرت می توان گفت اعجاب و خودشگفتی ریشه در سه چیز دارد :

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.