ساختمان های پیچیده

دانلود پایان نامه

سینما بیش از هر هنر دیگری نیازمند آن است که مورد پذیرش نظام اقتصادی قرار گیرد و از لحاظ مالی تأمین شود ، چوت تولید یک فیلم بسیار پر هزینه تر از نوشتن یک کتاب یا کشیدن یک اثر نقاشی یا ساختن یک قطعه موسیقی است . به همین دلیل نظام اقتصادی همواره بر سینما نسبت به سایر هنرها نفوذ و سلطه بیشتری دارد. در آمریکا به طور همزمان 120 فیلم تازه روی پرده است. تعداد سینماهای هر فیلم ، هفته به هفته افزایش می یابد ، بچه های آسمان (قبل از اینکه برنده جایزه شود) در 22 سالن آمریکا اکران داشت و تا آن زمان جزو 60 فیلم پرفروش محسوب می شد. فیلم نجات سرباز رایان در 90 سینما اکران شد . با این حال میانگین فروش آن به 7 تا 8 هزار دلار می رسید ، یعنی چهار برابر میانگین فروش نجات سرباز رایان که بیش از 2هزار دلار نبود. پس سینمای ما هم می تواند جزو صادرات غیرنفتی سودآور باشد! حقوق فیلم بچه های آسمان (پس از اسکار) در اروپا و آمریکا توسط میرآماکس به میلغ 600 هزار دلار خریداری شد. سرمایه گذار ایرانی یعنی کانون مبلغ 40% از محل فروش بلیت را دریافت می کند که جمعأ حدود یک میلیون دلار می شود. پس اگر در سینمای ما یک بینش درست حاکم باشد ، حداقل می توانیم هر سال ده فیلم در آن بازار عظیم اکران کنیم که با خود میلیون ها دلار ارز به کشور و سرمایه به سینما بیاورد . سینما باید به یک اتفاق ملی بدل شود و کل نظام باید به سینما بعنوان یک مسئله نگاه کند. در حالیکه نظام آمریکایی با همین سینماست که در جهان رسوخ می کند … .
4-2-11- سینما و سیاست :
از محبوبیت و جذابیت اغلب برای سرگرمی و یا بیان هنری استفاده شده است ، اما در عین حال از آن در جهت اداره و فریب توده ها نیز بهره گیری شده است. لنین در 1922 سینما را مهمترین هنرها نامید و به راستی هم سینما در دهه سی به ابزار سیاسی تبلیغات در دست رژیم های توتالیتر و خودکامه ای چون رژیم استالینی در روسیه ، رژیم نازی در آلمان و فاشیسم ایتالیا و اسپانیا بدل شد. البته پیروزی اراده ساخته لنی ریفنشتال یکی از نادر فیلم های این دوره است که به رغم تجلیل سرسام آور از هیتلر ، هنوز هم در مقام یک اثر هنری زنده است. هالیوود نیز در پاسخ به این تبلیغات ، تلاش می کرد تا در فیلم های خودارزش ها، شجاعت و عزم و ایستادگی را در جوامع دموکراتیک به تصویر کشد.
در فصل چهارم بیشترین مطالب از منابع و ماخذ ذیل می باشد :
7- جعفری نژاد ، شهرام – ماهنامه سینمایی فیلم شماره 269 مقاله سینما و معماری – تهران 1381
8- جینکز ، ویلیام – ادبیات فیلم – احمدیان ، محمد تقی و حکیمیان ، شهلا – سروش – تهران – 1381
16- شیلدن ، پپیتر – مقاله سینما : هنر وصنعت – مجله پیام یونسکو ویژه نامه صد سال سینما
20- کپش ، گئورگی – زبان تصویر – مهاجر ، فیروزه – سروش(صداوسیما) چاپ نهم – تهران 1389
فصل پنجم:
سالن های سینما
5-1- تاریخچه سالن های سینما در جهان
5-1-1- خانه تصویر یک نوع ساختان جدید :
ریشه خانه تصویر ، در دکه های سیار بازارهای مکاره و قمارخانه های مخروجه ، سالن های کرایه ای ، مغازه های متروکه و خطرناک با نیمکت های چوبی است. این اتاق های تاریک به علت خاصیت مواد فیلم و ابزار مرتبط با آن در معرض جدی خطر آتش سوزی قرار دارند. پس از گذشت تقریباً سه دهه از این آغاز غیر قابل اعتماد و پست ، سینماها به سرعت رشد کردند و به شاخص ترین نوع ساختمان های جدید در قرن بیستم بدل شدند. آن ها با تأثیر جدی روی منظر شهری ، بسیار مهمتر از سالن های موسیقی ، که به عنوان عناصر بنیادی تفریح جمعی بیان می شدند (اخیراً سینماها جانشین آن ها شده بودند) ، در حد کلیساها و حتی بیشتر مطرح شدند و در یک برهه ی زمانی کوتاه مدت ، سینما به شکل سرسام آوری تبدیل به محلی برای گذراندن اوقات فراغت هر فرد شد.
5-1-2- از بازار مکاره تا مکان هایی خیال انگیز ساختمان هایی برای نمایش فیلم :
فیلم ها ابتدا در ساختمان های موجود و گاهی اوقات سالن های کرایه ای و یا سالن های موسیقی یا تئاتر که موقتاً تغییر کاربری داده بودند و همزمان با گسترش اخبار هیجان انگیز رسانه جدید در دکه های بازار مکاره نمایش داده می شدند. هنگامی که سینما به عنوان یک نوع ساختمان جدید شروع به کار کرد ، فرمی را به همراه آورد که ترکیبی از عناصر ساختمان های موجود با ایده های از توصیف آزادانه فضا با معماری تفریحی بود. از دید معماری ، مراکز تفریحی یعنی تمام ساختمان هایی که برای انواع نمایش تصویر ساخته شده اند قطعاً به خوبی سالن های تئاتر که دقیق ترین استانداردها را برای این نوع جدید ساختمان بیان می کند نیستند. قطعاً فیلم اولین پاسخ به آرزوی دید تصاویر متحرک است. دیوارها در ساختمان های بزرگ چند منظوره که برخی از آن ها ساختمان های مهمی نیز بودند ، برای نمایش استفاده می شد. برخی از آن ها از روی معابد یونانی الگو برداری شدند و برخی ساختار کروی باورنکردنی ای داشتند که تماشاچی را کاملاً در داخل خود احاطه می کرد و بیشتر از خود سینما تحت تأثیر قرار میداد. یک نمونه خوب از این نوع ساختمان ها در میدان لیسستر لندن ، در نیمه قرن نوزدهم ساخته شده است. مقطع ساختمان به طرح یاد واره ای که برای آرامگاه یادبود اسحاق نیوتن ، نیم قرن زودتر ساخته شده بود شباهت دارد.
بازارهای مکاره وظیفه داشتند سینما را به عموم مردم حتی در شهر های دور افتاده و روستاها به اندازه مرکز شهری بزرگ معرفی کند. نمایش ابزاری در جهت تبلیغ برای تصاویر متحرک اولیه بود. گاهی اوقات فیلم ها فقط برای اینکه حق تولید فیلم را حفظ کنن ، تولید می شدند. حتی سرعت عمل در برخورد برای کرایه سالن ها و نمایش فیلم ، به منظور تصرف بازار اهمیت فراوانی داشت. به منظور شباهت با بقیه جاذبه های بازار مکاره ، این دکه ها معمولاً اسکوپ نامیده می شدند ، جلف و جذاب بودند و قطعاً نماهای شدیداً رنگارنگ و تزئین شده ، پایه نماهای تبلیغاتی سالن های سینما در آینده بودند که شامل اصلیت یک معماری تبلیغاتی بود و به سمت رسیدن به ساختمان های سینماها حرکت می کرد. این نوع زیباشناسی تجاری به منظور جداسازی سینماها از نهضت آوانگارد ، در بیشتر زمان قرن بیستم ارزشمند بود. در آن زمان معمارانی که روی سینما کار می کردند و به چشم مزدورهایی وابسته به کمپانی های تجاری حریص تولید فیلم دیده می شدند. این نکته به این معنی نیست که طراحان سینما در آن زمان آواندگارد و نهضت های مدرن در معماری را نادیده گرفتند ، بله برعکس است ، مجموعه امپریال بیو ، تحت تأثیر قرار دارد ، نمایی جالب و غنی از سبک آرت نو و را نمایش می داد. مدلی که شاید در زمان حضور دکه های نمایش فیلم کمی حالت انتقالی داشت. سینما در اصل ساختمان های پیچیده ای نیستند و نمونه های اولیه آن ها از یک سالن نمایش ، گیشه فروش بلیط و اتاق نمایش فیلم و برخی امکانات وابسته تشکیل شده اند و درمقایسه با امکانات پیچیده و لابیرنت شکل پشت صحنه ساختمان های تئاتر که یک برج پرواز و ابزار پیچیده ماشینی صحنه را می طلبد سینما تقریباً یک رویداد بدوی به حساب می آید.
اولین ساختمان های سینما به طور کلی نمونه های تزئین شده ای از ساختمان های تک فضایی موجود ، مانند سالن های بیلیارد یا سالن های عمومی بودند. یک نمای درخشان که نام سینما را نمایش می داد ، عموماً به یک سالن با سقف گنبدی شکل و تزئینات گچی فراوان و سالن نمایش با دیوارهای جدا کننده و بعضی اوقات به یک بالکن کوچک راه می یابد. خصوصیات فراوان اشتعال پذیری فیلم های اولیه ، به آتشسوزی گاه و بیگاه می انجامید در حدی که نظارت مجموعه های را سینمایی ، خواهان جدایی اتاق نمایش فیلم از مسیر های فرار مختلفی که برای تماشاچیان و آپاراتچی ها در نظر گرفته میشد بود . نماهای این ساختمان های اولیه از آجرهای روشن رنگی یا آجرهای سفالی قرمز رنگ و غالباً یک ورودی بزرگ قوسی شکل و یک دالان یا گنبد بود. سینماهای بزرگتر بعدی در فضای داخلی ، به صورت کلکسیونی انتخابی از جزئیات مدرنیست و کلاسیک به صورت ضعیف خود را نشان میدادند. وقوع جنگ جهانی اول در سال 1914 ، پیشرفت سینماهای اروپا را متوقف کرد و در این زمان شاهد پیشرفت ناگهانی آمریکا در این زمینه هستیم. قبل از وقوع جنگ ، آلمان دنیا را به سمت ارتقاء جدی و مدرن معماری سینما هدایت می کرد. مجموعه سینه تئاتر ، اثر اسکار کافمن در سال 1911 در شهر برلین ، یکی از اولین ساختارهای شاخص هدفمندو خود کفایی سینما است. که در میان اولین گرایش های متعادل معماری مدرن سینماها ، از فصل دیگری تأثیر گرفته است و سال های اولیه اش به اروپای شرقی بر می گردد. آمریکا در این زمان روی عناصر بی ارزش و خارجی متمرکز است. سینمای تجملاتی یا سوپر سینما دقیقاً در سال های قبل از جنگ جهانی اول به آمریکا رسید. توماس دبلیو لمب ، یک معمار اسکاتلندی الاصل در سال 1913 در هارلم شهر نیویورک ، مجموعه رجنت را طراحی کرد و در سال های بعد ، تعدادی از سینماهای تأثیر گذار را در اطراف میدان های تایمز استراند ، ریالتو ، ریولی ساخت که همه این ها ، همزمان با شهرت افسانه ای کارگردان مشهور ساموئل راکسی رود تمفل بودند. لمب و رود تمفل ، معماری تجملاتی سینما را شاخص کردند و ایده سینما را به عنوان فضایی برای فرار از واقعیت و گسترش تخیل ، در ساختمانی که بعنوان یک روز عصر خارج از خانه به اندازه خود فیلم نقش بزرگی را ایفا می کند مطرح کردند.
5-1-3- تأثیر فضای باز در سینما :
همزمان با شروع جایگزینی فیلم به جای نمایش و موسیقی و تبدیل آن به تفریح و اصلی و دست یافتنی برای توده ی مردم ، رفته رفته سالن های تئاتر به سالن های نمایش که بصورت طفیلی در کنار آن ها رشد کرده بودند ، تبدیل می شدند و تا اینکه نمایش زنده جای خود را به پرده سینما داد در زمان جنگ جهانی اول که نمایش فیلم به همراه راویان رایج شد ترکیبی از نمایش زنده و فیلم های کوتاه که به ظاهر جهت جذب عامه مردم لازم و ضروری بود ، کنار گذاشته شده و فیلم ها به تنهایی به صورت یک تفریح و سرگرمی موفق و پایدار خود نمایی کردند. دی دبلیو گرینیت در سال 1915 موفقیت های عمده ای را در این خصوص کسب کرد و تقریباً در عرض 3 ساعت نشان داد که سینما قادر به ارائه یک تفریح و سرگرمی شکوهمند جهت ترکیب هماهنگی با تئاتر می باشد و می تواند در جایگاه خود به عنوان یک شکل هنر و مکانی برای گذران اوقات فراغت ، مطرح شود.
اولین بناهای سینمایی به طور یقیین تحت تأثیر زبان تئاتر به عنوان نزدیک ترین نوع ساختار موجود بودند، که بالکن ها و جایگاه ها ویژه شکل حقیقی آن ها را می ساختند. ولی به منظور تقویت و استحکام خیالات و رویاهای رمانتیک و جذاب که عمده ترین بخش یک فیلم می باشد ، کار آفرینان این حرفه شروع به معرفی و ارائه بناهایی شگفت انگیز نمودند ، تا چاشنی رویدادهای جالب توجهی که درآن ها روی می دهد باشد و بنای سینما به صورت یک پیش پرده ظاهری جهت تبلیغ فیلم در آمد. بررسی های جدی برای کشف فرم های جدید و رقابت دوره اگزاتیک باعث شکل گیری نگاه اجمالی معماران آمریکایی به معماری بومی منطقه ، خصوصاً اهرام و معابد امریکای مرکزی شد ، که حداقل بخشی از آن ، خصوصاً جزئیات خانه ها در اوایل دهه 1920 مورد توجه فرانک لوید رایت قرار گرفت ، که مقارن با شروع قدردانی از اجداد و نیاکان آمریکایی بود. عرضه و معرفی بتون به عنوان یک ماده سازنده ، باعث پیشرفت در ساخت احجام حجیم در ساختار سینماها نسبت به گذشته شد ، نوعی از ساخت و ساز که خود را سریعاً در صنعت تصنعی نسبت به تمدن قدیم که مملو از تندیس ها و نقاشی ها بود ، رایج شد. قهرمان شاخص طراحی فضای داخلی ، مهاجری بود که معماری را در وین خواند بود و در سال 1901 به آمریکا مهاجرت کرده بود ، به نام جان ابرسون ، که یکی از فعال ترین و با نفوذترین طراحان سینمایی بود که جهان تاکنون به خود دیده است. آموزش های اروپایی او در اشکال و ابزار هنر بیوکس ، در میان منتقدان و طرفداران وی تشخص و افتخار بسیاری به ارمغان آورده بود. آثار ابرسون شامل جایگاهی جذاب در میان تماشاگران ، با چیدمانی اروپایی و فضایی باز و رمانتیک بود. دیوارهای درونی شباهت بسیاری به نماهای فضاهای اسلامی یا برج پیزا ایتالیا داشت و بالکن های فراوان و سقف های خارق العاده در طرح دیده می شد. درختان سیپروس و طاق ها و ستون ها در هر گو.شه سالن ، تأثیر جدی بر فضای داخلی سالن داشتند. در این حال سطوح نرم و ملایم و سقف قوسی شکل که کلیه فضا را پوشانده بود ، به گونه ای نقاشی شده که شباهت زیادی به آسمان داشت.
این سینماها فضاهای روبازی بودند که معمولاً از طریق چهار دیوار محدود می شدند و عدم وجود سقف ، باعث کاهش خطرات احتراق در زمان استفاده از مواد محترقه در فیلم و پروژکتورهای جرقه زن بود ، از طرف دیگر نیاز به وجود سیستم های تهویه گران قیمت نداشتند. ایده فضای بدون سقف به اندازه کافی جذاب بنظر می رسید ، که به عنوان یک سبک معماری شناخته شود. در ضمن در برخی از این تئاتر ها ، برای خلق وضعیت آب و هوای مصنوعی ، از نور و تزئینات دیگری استفاده شد. ابرسون در خصوص ایده های طرح می گوید : ما می توانیم یک آمفی تئاتر جذاب را در زیر آسمان مهتابی ، در یک باغچه ایتالیایی یا یک باغ ایرانی یا حیاط خلوت اسپانیایی یا حیاط معبد عجیب مصری ، که همگی توسط آسمان مهتابی صاف پوشیده شده اند ، تصویر کنیم.
5-1-4- سبک آرت دکو – مکان های رویایی تا مکان های جریان مند :
سبک آرت دکو به سینما بیشتر از سایر سبک ها مرتبط است و شایسته است که بطور جداگانه ، به عنوان یک پدیده چشمگیر قابل توجه به آن نگریست. بیشترین شکوفایی و رونق بناهای سینمایی با عمر این سبک مرتبط است. سینماهای اوایل قرن بیستم ، تمایل به جایگزینی در بناهای موجود که به تئاتر تبدیل شده بودند و یا ساختار مناسبی برای تئاتر داشتند. زمانی که در اوایل دهه 1920 ساخت بناهای سینمایی آغازشد ، پوشش زیبا و کامل سبک های تاریخی در زمینه معماری سینما ، بر دیگر انواع سبک های هنری این عصر غلبه کرد. در اروپا در سایه جنگ جهانی اول ، محافظه کاری نامناسب و غم انگیز و مأیوس کننده ای حکمفرما بود ، در حالی که در آمریکا معماران سینما ، به سبک روشن وودی ویلیان ، که معمولاً جذاب و شاد بود ، عمل می کردند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.