سازمان صدا و سیما

دانلود پایان نامه

هرچند این فیلم در گیشه بسیار موفق عمل کرد، ولی مورد حملۀ منتقدان قرار گرفت؛ به این اتهام که در همۀ آثار این فیلمساز، گذشتهگرایی و کهنهپرستی وجود دارد؛ فهرستی که «حبیب آقا» در آغاز فیلم از اسباب و لوازم ختم میخواند، نمونهای از تعلق خاطر و شیدایی «حاتمی» به اشیاء سنتی است.
پس از «سوته دلان»، در سال 1356، تلویزیون ملی ایران پیشنهاد پروژهی بازسازی از تهران قدیم را داد که بر اساس سیاستهای آن زمان تلویزیون، یک مجموعهی تلویزیونی بسازد که به بیان رسوایی و بیکفایتی حکومت قاجارها بپردازد. «علی حاتمی» طرح یک سریال تلویزیونی با نام «جاده ابریشم» یا«تهران؛روزگار نو» را با تلویزیون در میان نهاد. تهیهی این مجموعهی عظیم و خیالانگیز که عمری را بر سر آن میگذارد، در روزهای انقلاب اسلامی با وقفه مواجه میشود، تا جایی که در سال1360، به علت کمبود پارهای امکانات، به طور کلی متوقف میشود. در مدت وقفه، ساختن فیلمهایی با عوامل تولید این مجموعۀ تلویزیونی (برای جلوگیری از پاشیده شدن گروه و توقف کامل تولید مجموعه) تنها تمهید مرثری بود که «مرحوم حاتمی» به کار بسته بود؛ فیلمهای «حاجی واشنگتن»، «کمال الملک» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» از نتایج این تدبیر هستند.
حاجی واشنگتن: در سال 1360، «علی حاتمی» موفق به دریافت سفارش ساخت «حاجی واشنگتن» از شبکۀ اول سیما شد. داستان فیلم، سرگذشت سفر بینتیجۀ نخستین ایلچی دربار ناصری، «حاجی حسینقلی خان صدرالسلطنه» به امریکا است؛ شرح سوزناکی از کاستیهای سرزمین ایران در مقایسه با پیشرفتهای دنیای غرب و نمایش اندوههای شخصی و روانی فرستادۀ ایران، که همگی به طرزی هنرمندانه به تصویر کشیده شدهاند.
قطع رابطۀ سیاسی ایران و آمریکا در پی اشغال سفارت این کشور در تهران، «حاتمی» را بر آن داشت تا فیلمبرداری «حاجی واشنگتن» را در کشوری دیگر (به غیر از آمریکا) انجام بدهد. بنابراین، با ارادۀ مصممی که تولید این طرح می طلبید، او و گروهش راهی ایتالیا و معروفترین شهرک سینمایی جهان «چینه چیتا» شدند. به این ترتیب، «حاجی واشنگتن» تنها فیلم ایرانی است که در پلاتوها و دکورهای این شهرک خاطرهانگیز فیلمبرداری شده است. (روز و شب آن قلندر که رفت، همشهری)
«حاجی واشنگتن» پس از نمایشش در نخستین دورۀ جشنوارۀ فیلم فجر، تا سالها بعد فرصت اکران عمومی نیافت و در محاق ماند و به واکنشی که لایقش بود، دست نیافت.
کمالالملک: «علی حاتمی» در سال 1362، طرحی از برشی از زندگی «محمد غفاری» ملقب به «کمالالملک،، نقاشباشی دربار «ناصرالدین شاه» را آغاز کرد. او در این فیلم، علاوه بر پرداختن به زندگی «کمالالملک،، به اوضاع و احوال اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوران قاجار و اوایل حکومت پهلوی نیز اشاره میکند. «حاتمی» در این فیلم، «آغازگر یک سهگانه دربارۀ اصلیترین عناصر هنر ایرانی بود. (کمالالملک دربارۀ هنر نقاشی، مجموعۀ تلویزیونی هزاردستان دربارۀ خوشنویسی و فیلم دلشدگان دربارۀ موسیقی این سهگانه را تشکیل میدهند)» (روز و شب آن قلندر که رفت، همشهری)
سوءتفاهمات و گیرودارهای سیاسی آن سالها و ضربه ناشی از توقیف «حاجی واشنگتن» تاثیرش را بر «کمالالملک» گذاشته و باعث شده تا فیلم در پرداخت و نمایش شخصیتها، بیش از آنکه وامدار سلیقۀ شخصی فیلمساز و دنیای او باشد، از روند و تلقی روز جامعه دربارۀ آنها پیروی کند. به همین خاطر، با اثری رو به رو هستیم که کمتر نشانی از «حاتمی» را در خود دارد. (نعیمی، شرق)
جعفرخان از فرنگ برگشته: فیلم «جعفرخان از فرنگ برگشته» در سال 1363 ساخته میشود، ولی نمایش آن تا سال 1366 به تعویق میافتد. این فیلم بر اساس نمایشنامهای با همین نام، نوشتۀ «حسن مقدم» ساخته شده است و موضوع آن داستان جوانی است که سالها به قصد تحصیل در اروپا زندگی کرده و وقتی به وطن باز میگردد، مشخص میشود که تحت تاثیر زندگی در فرنگ، هویت اصلی خود را از دست داده است.
تهیه کنندۀ فیلم و مدیران سینمایی از «حاتمی» دعوت میکنند تا با تغییر برخی صحنهها جعفرخان… را از بلاتکلیفی نجات بدهد، اما او با این ادعا که فیلم مشکلی ندارد، از این کار سرباز میزند. رایزنیها برای یافتن کسی که بتواند سرنوشت فیلم را تغییر دهد آغاز میشود، اما تقریباً هیچ کس حاضر نمیشود مولفههای کار «حاتمی» را با سلیقۀ ممیزی تغییر بدهد و جعفرخان… تا مدتها بلاتکلیف میماند.
1366- «حمد متوسلانی» با شهامت حاضر به انجام این کار میشود و «علی حاتمی» نام این کار او را یک بدعت ناپسند میگذارد. بدعتی برای ایجاد تغییر در اثر یک هنرمند، بی آنکه خود او تمایلی به انجام این کار داشته باشد یا اصلاً نیازی به آن تغییرات باشد. بخشهایی از فیلم حذف و بخشهای تازه به آن اضافه میشود. (روز و شب آن قلندر که رفت، شرق)
در نتیجه «علی حاتمی» نام خود را از تیتراژ این فیلم حذف میکند.
هزاردستان: در سال 1367، مجموعۀ زیبا و به یادماندنی «هزاردستان» به نمایش درمیآید. این مجموعۀ هجده قسمتی، حاصل سالها تلاش و ممارست خستگیناپذیر «علی حاتمی» است؛ نسخۀ ابتدایی «هزاردستان» که در آغاز «جادۀ ابریشم» نام داشت، در سال 1354 نوشته شد، اما به دلایل فراوان، بارها فیلمنامۀ آن بازنویسی شد و بارها در چرخۀ تولید آن وقفه ایجاد شد؛ چنانکه بیش از یک دهه تولید آن به طول انجامید. این مجموعه در شهرک سینماییِ ساختۀ «علی حاتمی» فیلمبرداری شد. «حاتمی» برای طراحی این شهرک نیمه دکوری، از طراح ایتالیایی،«جانی کورنتا» که یک بار برندۀ جایزۀ اسکار بهترین طراحی صحنه شده بود، دعوت به همکاری کرد. اکنون این شهرک سینمایی به عنوان میراث «حاتمی» برای سینما و تلویزیون ایران است و برای فیلمسازانی که موضوع اثرشان در تهران قدیم به وقوع میپیوندد، مورد استفاده قرار میگیرد. «هزاردستان» به جزئیاتی از زندگی اجتماعی ایران، از اواخر دورۀ قاجار تا دهۀ 1320، سال اشغال ایران توسط متفقین میپردازد.
آنچه باعث میشود تا تصاویر جادویی «هزاردستان» در ذهن و حافظۀ مخاطبان این سینماگر و علاقمندان تاریخ معاصر تهنشین و جاگیر شود، سرک کشیدن دوربین سیّال و کنجکاو «حاتمی» در زوایای باورپذیر زندگی است؛ زندگی آدمهایی که روزگاری نه چندان دور، در خانهها و خیابانهای تهران قدیم (شهر آرمانی فیلمساز از کودکی) نفس کشیده بودند و حالا میشد آنها را به مهمانی نور و جادو و خیال دعوت کرد؛ ضیافتی از جنس رؤیا که آشکارا و بی هیچ تردیدی، «هزاردستان» را به یکی از درخشانترین تولیدات سازمان صدا و سیما در دهههای خیر تبدیل کرده است. (همان)
مادر: «حاتمی» در سال 1368، فیلم «مادر» را میسازد و در چهاردهم مرداد ماه 1369 به نمایش عمومی درمیآید. این فیلم از حال و هوای کاملاً متفاوتی نسبت به سایر فیلمهای «علی حاتمی» برخوردار است. «حاتمی» ساختن این فیلم را واقعاً حسی بیان میکند: «در من هم شاید حس و حالی ایجاد شد که طرح فیلم به ذهنم خطور کرد. حس اینکه خانۀ من کجاست؟ من به کجا تعلق دارم؟ و چه کسی از من حمایت میکند؟» (حیدری، 151،1375)
این فیلم جزو معدود آثار «حاتمی» به شمار میآید که داستان آن در زمان حال اتفاق میافتد، ولی باز هم در آن تعلق خاطر و وابستگی او به گذشته کاملاً آشکار است. «مادر» یکی از دلپذیرترین و احساسیترین فیلمهای «علی حاتمی» است که با وجود گذشت زمان، همواره تازگی و تاثیرگذاری خود را حفظ کرده است.
دلشدگان: این فیلم که آخرین ساختۀ «زنده یاد علی حاتمی» است، در سال 1370 ساخته شد. «دلشدگان» شرح سفر رقّتبار نوازندگان شیدای ایرانی به پاریس برای ضبط و ثبت هنر خود بر روی صفحات گرامافون است. «دلشدگان در واقع روایت یک حادثۀ کهن و شرح یک سفر تاریخی است که از ذهن «علی حاتمی» عبور کرده و از صافی ویژگیهای سبکش گذر کرده است تا به سینمایی برسد که عنوان تاریخی اجتماعی و یا حتی در لحظاتی فانتزی به خود بگیرد.» (ایرانیترین سینماگر ملی، کار و کارگر)
«کار فیلمبرداری در دو مرحله انجام میشود: ابتدا گروه سازندۀ فیلم دو ماه بیوقفه در ایران کار میکنند و سپس راهی مجارستان میشوند و در مدت پانزده روز فیلمبرداری را در مکانهای مختلف شهر «بوداپست» به پایان میرسانند.» (حیدری، 155،1375)
«حاتمی» در ساختن این فیلم، از همکاری چهرههای شاخص موسیقی اصیل و سنتی ایران، همچون «استاد محمدرضا شجریان» و «استاد حسین علیزاده» بهره گرفت و برای اولین و آخرین بار، صدای پرقدرت «استاد شجریان» در تالارهای نمایش فیلم پیچید.
سالهای 1371 تا 1374 سالهایی است که «حاتمی» روی سوژههای مختلف و نگارش طرحهای گوناگون تحقیق و تلاش مینمود؛ «ملکه های برفی» که دربارۀ زندگی سه تن از همسران شاه بود و «آخرین پیامبر»، دربارۀ زندگی نبی اکرم (ص) از شاخصترین آنها بود، اما همۀ آن طرحها ناتمام ماندند. در همین سالها، فیلمنامۀ «جهان پهلوان تختی» را بر اساس یکی از طرحهای قدیمی خود دربارۀ قهرمان اسطورهای ورزش کشتی ایران تکمیل میکند و با وجودی که دردی جانکاه در جان او ریشه میدوانید، در بحبوحۀ بیماری و درمان، این فیلمنامه را جلوی دوربین میبرد. اما متأسفانه، تلاش او در همان ابتدای کار ناتمام برجای میماند و هنرمند فیلمساز ما، در تاریخ پانزدهم آذر ماه سال 1375، جان به جان آفرین خود تسلیم نمود.
«ساختارگرایی»
مکتب ساختارگرایی نام روش جدیدی است که از اوایل قرن بیستم تاکنون گسترش چشمگیرو همهجانبهای در تمام علوم انسانی و حتی علومی مانند ریاضیات و زیستشناسی یافته است. این پدیده، ابتدا در زبانشناسی وارد شده است و ریشهی آن را باید «در آرایی جست که «فردینان دو سوسور» در سپیده دمان سدهی بیستم، هنگامی که رویکرد تاریخی، تسلط بیچون و چرا در تحقیقات زبانی داشت، مطرح کرد.» (تودوروف، 1379،7)
در واقع، «فردینان دو سوسور» نخستین کسی است که مباحث پراکنده و مطرح شده در آرای متفکرانی چون «هردر»، «هومبلت» و «لایبنیتس» را به شکل منسجم و منظمی مطرح کرده است.
ابتدا لازم است به ذکر معنای واژهی ساختار و ساختارگرایی و سال شکوفایی و تاریخچهی آن بپردازیم.
ساختار به معنی نظام است. در هر نظام، تمامی اجزا به هم ربط دارند، به نحوی که کارکرد هر جزء وابسته به کل نظام است. پژوهشگر ساختارگرا پدیدههای گوناگون را در ارتباط با مجموعۀ پدیدههایی که آن پدیده جزئی از آنها است، بررسی میکند. از این دیدگاه، هر پدیده را تنها در درون ساختار کلی میتوان به طور صحیح و کامل فهمید و همچنین کل یک نظام بدون درک و کارکرد اجزاء، قابل درک نیست.
«ساختار حاصل کلیهی روابط عناصر تشکیل دهندهی اثر با یکدیگر است؛ یعنی ارتباط ذاتی میان همهی عناصر اثر ادبی و هنری که تمامیت و کلیت آن اثر را دربرمیگیرند و به اثر انسجام و یکپارچگی میدهند؛ به عبارت دیگر، ساختار پیوندی یکپارچه و منسجم میان همهی عناصر ادبی و هنری است که شاعر، نویسنده و هنرمند آن را با به کارگیری شگردهای ادبی و هنری به طرزی هنرمندانه پدید میآورد.» (علوی مقدم، 186،1377)
«سیروس شمیسا» در کتاب «نقدادبی»، ساختارگرایی را این گونه تعریف میکند: «ساختارگرایی یک شیوه و روش است و سخن آن این است که هر جزء یا پدیده، در ارتباط با یک کل بررسی میشود، یعنی هر پدیده جزئی از یک ساختار کلی است. بدین ترتیب، ساختارگرایی بین مباحث سنتی ادبیات، از قبیل بدیع و بیان و عروض و قافیه و یافتههای جدید زبانشناسی ائتلافی به وجود آورده است.» (شمیسا، 1378:177)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.