سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه

پس از جنگ جهان سوز دوم گمان می رفت دول بزرگ عالم از این همه فجایع و آن همه اتلاف نفوس و اموال و خرابی ها و بیچارگی های بشری که سال های دراز جبران پذیر نیست، پند و عبرت گرفته و به جبران وقایع گذشته برای ایجاد عدل و داد و کندن ریشه ی ظلم و فساد و جلوگیری از جنگ جهانی دیگر، تشکیل سازمان ملل متفق داده که از حقوق و آزادی ملل و دول ضعیف حمایت و پشتیبانی نمایند، چنان که در اثنای جنگ به انواع و اقسام مختلف با این تبلیغات عموم ملل را امیدوار نمودند.
ولی متاسفانه از رفتار برخلاف انصاف و موت سازمان ملل درباره ی اندونزی، مصر و فلسطین خلاف آن ظاهر شد و امید ملل ضعیف مبدل به یاس گردیده است.
معلوم نیست وطن بودن فلسطین برای مهاجران یهودی آلمانی و روسی و آمریکایی و غیره مطابق کدام منطق و قانون است؟ که رای به تقسیم آن ها می دهند، و اگر می خواهند یهودی ها را از خود راضی کنند و استفاده هایی که منظور است از آن ها بنمایند در مملکت خود به آن ها جا بدهد و آن ها را مستقل کنند، در هر صورت تشکیل دولت یهود، در آتیه کانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلکه تمام دنیا خواهد بود و زیان آن تنها متوجه اعراب فلسطین نمی گردد و علی ای حال بر تمام مسلمین عالم از هر طریقی که می شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از فلسطین بنمایند..
خادم الاسلام و المسلمین – سید ابوالقاسم کاشانی
11/10/1326 شمسی»
در راستای این بیانه ی آیت الله کاشانی است که علی رغم وجود جو خفقان در ایران به دعوت وی جمعیت کثیری از مردم تهران در روز یکشنبه 20 دی ماه 1326 در مسجد سلطانی تهران گرد هم آمدند تا به سخنان وی گوش دهند و به نفع مردم فلسطین تظاهرات کنند، اما دولت وقت که از فعالیت های سیاسی و مذهبی آیت الله کاشانی بیمناک بود با توسل به زور و قوای انتظامی از سخنرانی وی جلوگیری نمود. به همین دلیل به جای آیت الله کاشانی، خطیب معروف، آقای فلسفی در مسجد سلطانی سخنرانی کرد و از مردم خواست که برای کمک به مردم فلسطین به حسابی که در بانک ملی ایران افتتاح گردیده است، پول واریز کنند.
آیت الله کاشانی در 30 اردیبهشت 1327 شمسی مجددا مردم را دعوت به تظاهرات علیه تشکیل دولت اسرائیل کرد. ایشان در بین جمعیت انبوهی که به این مناسبت گرد هم آمده بودند چنین گفت: «… متاسفانه در نتیجه این تحولات و پیدایش سیاست های بوقلمونی جهان و به خصوص بر روی کار آمدن حکومت های جبار و تبه کار و نفوذ سیاست و مداخلات خائنانه و استقلال شکنانه ی شوم دول استعماری، زنجیر اتحاد و یگانگی و آن معنویت و برادری و برابری را که اسلام به دور خود کشیده و با نیروی ایمان دانه های محکم آن را به هم متصل و پیوسته نموده بوداز یکدیگر گسیخته و خاک ذلت بر سر مسلمین عموما ریختند. … چنان چه در اخبار روزانه مشاهده کرده اید بعضی دول بدون مجوز قانونی فلسطین را که از مراکز مقدسه ی اسلام و محل مسجد الاقصی که قبله ی مسلمین می باشد و سالیان دراز وطن و مسکن مسلمانان به شمار می رفت و بر آن حکومت می کردند و در طی صد ها سال جنگ های خونین صلیبی و دادن میلیون ها کشته نتوانسته اند این سرزمین مقدس را از دست مسلمین به درآورند. وطن یهودی ها که از نقاط مختلفه ی عالم به آن جا مهاجرت کرده شناخته اند، در صورتی که حکومت اسلام از قدیم الایام بر فلسطین حقی ثابت است. و مسلمین دنیا به خصوص ملت مسلمان ایران چنین اجازه ای را نمی دهند که یهودی ها …… به این حق ثابت دست تعدی دراز نموده و با چنگال های آلوده به فساد و ظالمانه ی برادران مسلمان ما را در هم ریخته و خون آنان را بی رحمانه بریزند. در این مورد است که پیغمبر اکرم می فرمایند: من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم … . ما برای شهدای مسلمین فلسطین به خصوص سید عبد القادر الحسینی شهید راه اسلام درود فرستاده و به احترام ارواح پاک آنان یک فاتحه می خوانیم …»
در پی سخنرانی آیت الله کاشانی و برگزاری تظاهرات و در پاسخ به خواسته ی ایشان مبنی بر کمک مردم ایران به مردم مسلمان فلسطین، گروه فداییان اسلام اعلامیه ای به این شرح منتشر کرد:
«هو العزیز – نصر من الله و فتح قریب
خون های پاک فداییان رشید اسلام در حمایت از برادران فلسطین می جوشد، پنج هزار نفر از فداییان اسلام عازم کمک به برادران مسلمان فلسطین هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه ی حرکت سریع به سوی فلسطین را دارند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند.»
در واقع در سال های 1326 و 1327 هجری شمسی و در حالی که بیشتر کشور های اسلامی تحت استعمار یا قیمومیت یا سلطه ی قدرت های بزرگ بودند، مردم ایران با راهنمایی آیت الله کاشانی به مبارزه علیه دولت تازه تاسیس اسرائیل برخاسته بودند. در راستای همین فعالیت ها و برای تشریح جنایات صهیونیست ها، آیت الله کاشانی نامه ای به مضمون ذیل به سازمان ملل متحد نوشت:
«یک عده مهاجر با کمک اسلحه ی دول قدرتمند موفق شدند. اعراب را از یک قسمت از سرزمین فلسطین که خانه ی آن ها بود و قرن ها در آن جا ماوا داشته اند بیرون رانند و اگر دول معظمه به اغماض و چشم پوشی به سازمان از این تجاوز و حق کشی نداشتند، مرتکب چنین جنایتی نمی شدند و اینک میلیون ها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصمیمات سازمانند که از این تعدیات جلوگیری نمایند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضی از اعضای آن سازمان به نفع اقلیت کوچکی و به ضرر ساکنین یک قسمت از خاک شرق به کار برده شود.»
این فعالیت ها علیه اسرائیل و استبداد داخلی باعث شد تا به بهانه ی ماجرای تیر اندازی به محمد رضاشاه در 15 بهمن 1327 شمسی، آیت الله کاشانی ابتدا به قلعه ی فلک الافلاک لرستان و سپس به لبنان تبعید گردید. مبارزات مردم و دولت ایران در زمان دولت دکتر مصدق افزایش یافت که در بخش بعدی همین فصل به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.
اما پس از کودتای 28 مرداد 1332،گروهی از دانشمندان و علمای اسلامی به منظور چاره جویی برای جهان اسلام در مقابله با تهاجمات اسرائیل در فلسطین اشغالی، انجمنی به نام “موتمر اسلامی” جهت رساندن ندای مظلومیت مردم آواره ی فلسطین به گوش جهانیان، شکل دادند و تعداد بسیاری از صاحب نظران مسلمان جهت شرکت در جلسات این انجمن، برای هم اندیشی و ارائه ی راه حل جهت مقابله با اسرائیل دعوت کرد.
از ایران نیز نواب صفوی دعوت شد. وی در 11/9/1332 با همراهی یکی از دوستان خود به نام حاج ابراهیم خان به عراق و از آن جا به بیروت و سپس به بیت المقدس سفر کرد. و در این اجلاس ضمن سخنرانی به زبان عربی، همه ی حاضرین را به دفاع عملی و اقدام عاجل جهت کمک به مردم فلسطین فرا خواند.
در همین سفر نواب صفوی با عبور از سیم خاردارهای اسرائیلی و تهییج حضار، باعث می شود که همه از سیم خاردارها عبور نمایند و در بخش اشغالی قدس نماز را به جماعت اقامه کنند. این موضوع را بعدها دکتر سوکارنو در خاطرات خود نیز نقل می نماید.
بعد از کودتای مردادماه 1332 و مسلط شدن محمدرضا پهلوی بر اوضاع کشور مبارزه ی مردم و علمای مذهبی چه در عرصه ی داخلی و چه در عرصه ی خارجی (حمایت از مسلمانان) دچار نوعی ضعف و کاهش همراه با فراز و فرود شد. این روند ادامه داشت تا این که امام خمینی پا به عرصه ی مبارزات سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی گذاشت.
امام خمینی از همان ابتدای مبارزاتشان، همیشه علیه رژیم صهیونیستی نیز موضع می گرفتند. ایشان در آذرماه 1340 چنین می گویند:«این جانب حسب وظیفه ی شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می کنم، قران کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه ی صهیونیست هاست.»
هم چنین امام خمینی در سخن رانی خود در عصر عاشورا در 13 خرداد 1342 چنین می گویند: «امروز به من خبر دادند که عده ای از وعاظ و خطبای تهران را برده اند سازمان امنیت و تهدید کرده اند از سه موضوع حرف نزنند: از شاه بدگویی نکنند، به اسرائیل حمله نکنند، و نگویند که اسلام در خطر است و دیگر هرچه بگویند آزادند، تمام گرفتاری ها و اختلافات ما در همین موضوع نهفته است. اگر از این سه موضوع بگذریم دیگر اختلافی نداریم… اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است، آیا خطرناک نیست؟ و اصولا چه ارتباط و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید و از اسرائیل نیز صحبت نکنید.»
امام خمینی اهتمام خاصی نسبت به آگاهی بخشی به دولت و ملت های مسلمان نسبت به خطر رژیم صهیونیستی داشتند. در همین رابطه ایشان در سخنانی چنین گفته اند:
«… کرارا دولت ها را به خصوص دولت ایران را از اسرائیل و عمال خطرناک آن تحذیر نمودم، این ماده ی فساد که در قلب ممالک اسلامی و با پشتیبانی دول بزرگ جایگزین شده است و ریشه های فسادش هر روزی ممالک اسلامی را تهدید می کند، باید با همت ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام ریشه کن شود. اسرائیل قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دول و ملل اسلامی قلع و قمع آن لازم است. کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائیل و عمال آن چه رابطه ی تجاری و چه رابطه ی سیاسی حرام و مخالفت با اسلام است، باید مسلمین از استعمال امتعه ی اسرائیل خودداری کنند.
از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم. 29 صفر 1387»
مبارزات مردم و علمای ایران علیه اسرائیل قبل از انقلاب اسلامی اگر چه دارای فراز و فرودهای بسیاری بود اما همواره ادامه داشت تا این که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این مبارزات وارد مرحله ی جدیدی شد که در فصول آتی به تفصیل در این باره سخن خواهیم گفت .
3- روابط ایران و رژیم صهیونیستی (1332- 1327) :
همان طور که گفته شد بعد از برداشته شدن قیمومیت انگلیس از فلسطین، سرانجام در هشتم آذرماه 1326 شمسی (29 نوامبر 1947) مجمع عمومی سازمان ملل طرح تقسیم فلسطین به دو بخش عربی و یهودی را تصویب کرد و چند ماه بعد ،یهودیان که از سال ها پیش منتظر چنین روزی بودند و برنامه ریزی های فراوانی کرده بودند در 25 اردیبهشت 1327 (15 مه 1948) تاسیس کشور اسرائیل را اعلام نمودند. آمریکا بلافاصله بعد از اعلام موجودیت اسرائیل این کشور را به رسمیت شناخت.
پیش از آن که به بررسی عملکرد حکومت ایران در زمان تشکیل حکومت رژیم صهیونیستی بپردازیم پیشینه ای از ارتباط یهودیان با ایران را بیان می کنیم و بعد عملکرد حکومت ایران را یررسی می نماییم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.