سازگاری با دیگران

دانلود پایان نامه

همچنین برای ایجاد یک جامعه ای شاد و با نشاط، باید هر گونه ابزاری که سبب دشمن تراشی و کدورت می شود، دور نمود و صداقت و صمیمت و درستکاری را جایگزین آن نمود. در این راستا، هماهنگی با اخلاق و رسوم مردم، می تواند انسان را از کینه های احتمالی مصون دارد.به عبارتی مدارا خود نوعی سیاست مصلحت جویانه است که در تحکیم پایه های حکومت اسلامی نقش مؤثری ایفا می کند.به کارگیری این اصل مهم به رفع کدورت و اختلاف و تقویت وحدت ملی می انجامد.
امام علی علیه السلام در خلال توصیه های خویش به مالک اشتر می فرمایند : « وَ اقطع عنک سبب کل وتر» زمینه های دشمنی را از خود دور ساز تا بدین طریق نفاق و دورویی و کم کاری و فساد در میان افراد جامعه توسعه پیدا نکند، همچنین نارضایتی و ناسازگاری را به دنبال نداشته باشد در این صورت جامعه از مکر و تزویر در امان است.
4-1-3-4.تقویت ارتباطات فردی اجتماعی
یکی از اصولی که در بهبود و رشد روابط انسان با دیگران، تأثیر شگرفی دارد، تقویت مناسبات و ارتباطات اجتماعی است. قوام بقای اجتماع به عواملی مانند میزان مدارای افراد در برابر خطاهای دیگران و روحیه ی همکاری، وابسته است. به طور کلی می توان این ارتباطات را به دو دسته ارتباط با نفس و ارتباط با دیگران تقسیم کرد:
ارتباط با نفس :منظور از رفق و مدارای با نفس، درنظر گرفتن ظرفیت و طاقت خویش و پرهیز از فشار و تحمیل است. همانطور که درارتباطات اجتماعی بامردم، و برای پیشرفت مقاصد دنیایی و دینی رفق و مدارا را باید در نظرگرفت؛ حکیمانه این است که در رابطه با نفس نیز مورد توجه قرار گیرد؛ امام خمینی درباره این امر خطیر چنین سفارش فرموده است: «سالک در هر مرتبه که هست، چه در ریاضات و مجاهدات علمیه یا نفسانیه یا عملیه، مراعات حال خود را بکند و با رفق و مدارا با نفس رفتار نماید و زاید بر طاقت و حالت خود تحمیل آن نکند…»چرا که خیلی اتفاق افتاده که بعد از چندی به مواظبت شدید درمستحبات، فرد به به کلی از هنجار های دینی منحرف می شود.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم در وصیت خود به امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «علی جان! این دین، متانت و قوت دارد (نیازی به اعمال سخت و گران ندارد)، پس با رفق و مدارا، در آن سیر کن و جانت را نسبت به عبادت پروردگارت دشمن مکن، زیرا انسان زیاده رو نه مرکب سالمی برای خود می گذارد و نه مسافتی می پیماید.» پس لازم است حتی با نفس خود مدارا کرد تا سختگیری بر نفس اسباب تنفر نسبت به هنجارها را ایجاد نکند.
ارتباط با دیگران : انسان نیازمند انس و دوستی و ارتباطات اجتماعی با دیگران است در غیر این صورت، سبب غبطه و افسوس می شود. لذا امیرالمؤمنین سفارش می کنند به وسیله دوستی وارتباط با صاحبان عقل پایه های روابط اجتماعی سالمی را بنا کنید.
انسان بهنجار و سازگار دارای وجودی، سرشار از حکمت است، لذا با مدارا و ملایمت مناسبات حکیمانه ای ایجاد می کند« رأس الحکمه مداراه الناس » و با این شیوه به درمان دیگران می پردازد.
این نوع مدارا، دامنه ی گسترده ای دارد که در اینجا به ذکر عوامل مؤثر در ایجاد ارتباطات سالم و حکیمانه پرداخته می شود:
4-1-3-4-1. رأفت و عطوفت
از دیدگاه امام علی علیه السلام انسان هنجار گریز که بر خلاف هنجارهای متناسب با فرهنگ اسلامی رفتار می کند، مانند سایر انسان ها مستحق رأفت و عطوفت است.گرچه نسبت به رفتارهایش تکلیف و مسئولیت دارد.
لذا ملایمت و رفتار منطقی و مسالمت آمیز بر هر رفتار خشن و سختگیرانه ترجیح دارد. وقتی مخالفان حکومت آشکارا به امام علیه السلام توهین می کردند، یاران ایشان شمشیرهای خود را می کشیدند ولی امام علی علیه السلام آن ها را از برخورد خشونت آمیز برحذر می داشتند.
این وظیفه و رفتار عطوفت آمیز از رهبر وحاکم جامعه بیشتر انتظار می رود. چنان که امیرالمؤمنین به مالک اشتر یادآوری این امر را می نمایند که از حقوق خود بگذرد و تا جایی که می تواند با عطوفت و مدارا با مردم برخورد کند.چرا که رفتار رحمانی وعطوفت آمیز نشان از شرافت انسانی است. هنگامی که رحمانیت در اندیشه و سلوک و رفتار انسان جلوه گر می گردد، جایی برای قساوت و سخت گیری نمی ماند.با عطوفت گره وحشت از دل مؤمن پاک می شود و به برقراری روابط صحیح انسانی منجر می شود.
بنابراین« انما ینبغی … ان یرحموا اهل الذنوب و المعصیه؛ سزاوار است که انسان های هنجارگریز و اهل گناه مورد رحمت و شفقت قرار گیرند.» به عبارتی اگر دل مورد لطف و رحمت و محبت مردم قرار گیرد، بسیاری از رفتارهای نامطلوب درمان می گردد.
4-1-3-4-2.تحمل و بردباری
زمانی که جامعه در وضعیت ناهنجاری ها و یا به عبارتی هنجارهای غیر واقعی قرار بگیرد، برای اصلاح آن، اگر از زور و فشاراستفاده شود، جز آسیب چیزی حاصل نمی شود. چرا که کسانی که هوای بازگشت به ناهنجاریها و جهالتها را در سر می پرورانند از رفتار وقت، سوء استفاده می کنند. از طرفی اشتباهات مردم تا حدی طبیعی است و امام علی علیه السلام به عنوان حاکم برای حفاظت کرامت افراد، تحمل لغزش و خطای منحرفان را لازم می شمرد.
به عنوان مثال می توان به شرایط بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلّم اشاره نمود، در این حوادث امیرالمؤمنین علیه السلام بر خود لازم می دانستند که برای جلوگیری از شکاف در دین، خویشتن داری و بردباری را بر گزینند. امام علی علیه السلام می فرمایند : «به خداوند سوگند می خورم که اگر ترس از بروز اختلاف و بازگشت کفر و از بین رفتن دین نبود، رفتاری غیر از آنچه انجام دادیم در پیش می گرفتیم.»
بنابراین، برای پیشبرد امور، مبارزه جدی با چالش ها وبحران ها، بردباری و تحمل می تواند به عنوان دستورالعملی ارزشمند قرار گیرد.حتی از نظر امام علی علیه السلام، بردباری و تحمل از جمله معیارهای گزینش محسوب می شود. نمونه ای از تحمل و بردباری رهبر جامعه، می توان به بردباری در برابر نیازهای مردم اشاره کرد،یعنی باید در برابر نیازهای مردم وخواست ها و احتیاجاتشان با تحمل و بردباری تمام عمل کرد. « واصبروا لحوائجهم » در برآوردن حاجت های مردمان شکیبایی ورزید. حتی در برابر بدزبانی ها و مشکلات مردم نیز این امر ضرورت دارد چرا که ممکن است مردم به خاطر مشکلاتی که دارند به بد زبانی و تندی با حاکم جامعه بپردازند. در این صورت باید نسبت به این تندی ها بردباری نمود و با برقراری حقوق،کجروی ها و هنجارگریزی ها را اصلاح کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام در این رابطه می فرمایند:« بخشی از وقت خود را خاص کسانی کن که به تو نیاز دارند. خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلسی عمومی بنشین … و درشتی کردن و درست سخن نگفتن آنان را برخود هموار کن و …یعنی نفس را به شکیبایی وادار.
در این صورت بردباری مایه ی قوام جامعه و تنظیم روابط اجتماعی می شود. بردباری ارزش وکمالی است در کنار دانش که اگر نقش آفرینان و فرهنگ آفرینان در جامعه متصف به آن باشند می توانند، رفتار و هنجارها را تنظیم نمایند.
اما اگر فاقد بردباری اند؛ لازم است تلاش کنند وخود را به بردباری بنمایند، اگر القا و تلقین را ملکه رفتاری خویش قرار دهند مسلماً موفق خواهند گشت.یعنی«اگر کسی در حرکات و سکنات مواظبت کند که با سکوت و آرامش مانند اشخاص حلیم رفتار کند کم کم این نقشه ی ظاهر به روح سرایت کند و روح از آن متأثر شود ؛ … و همین امر تکلفی اجباری، امر عادی نفس می گردد.»
4-1-3-4-3 . تغافل وگذشت
دربررسی منابع اسلامی ملاحظه می شودکه تغافل، عفو وگذشت، از اصول اساسی در برخورد با ناهنجاریهاست. چرا که به طور طبیعی نمی توان انتظار داشت که همه کارهای یک فرد پسندیده باشد.
«تغافل عبارت از این است که آدمی چیزی را بداند و از آن آگاه باشد، ولی با اراده و عمد خود را غافل نشان دهد و طوری وانمود کند که از آن ناآگاه است.» تا پرده حیای گنهکار پاره نشود، و بر عمل خود جسارت پیدا نکند. برای همین امام معصوم یک سوم معاشرات اجتماعی را تغافل بیان کرده است. تغافلی که نشانه ی بزرگواری و کرامت نفس و باعث جلب محبت و ستایش مردم است و یکی از شریف ترین صفات انسان کریم النفس، تغافل او، از دانسته های خویشتن است. با تغافل از خطای فرد خطا کارگذشت می کند تا او گمان کند خطایی را مخفی داشته و یا با توجیهات نادرست، آن را می پوشاند.
اما اگر هیچ ابایی نسبت به برملاشدن آن اشتباه وجودنداشته باشد، تغافل، به عنوان تدبیری برای پیشگیری، راهبردی ندارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام برای درمان و برای اینکه افراد به پذیرش هنجار های دینی و اجتماعی تن دهند، گذشت را بر عقوبت ترجیح می دهند و این ویژگی انسان پرهیزگار است، تا از آنکه محرومش ساخته ، بگذرد و به آن که از او بریده ، بپیوندد.
بر این اساس امام علیه السلام، شیوه ی گذشت وچشم پوشی از خطا وانحراف دیگران را، یکی از روش های سازگاری با دیگران برمی گزیند. و این گونه آموزش می دهند که :
الف) گذشت برخوردی انسانی با دیگران است : فرد خطاکار مانند سایر انسان هاست که راه خطا را پیموده است. انحراف و خطا کردن خاص و ذات انسانها نیست، بلکه ممکن است شرایط دنیا، صفتی ناپسند را در او به ظهور رسانده باشد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.