سایر اختلالات روانی

دانلود پایان نامه

جدول 2- 3: مراحل چرخه پاسخ جنسی و کژکاری‌های جنسی مربوط به آنها
مراحل
خصوصیات
کژکاری
1. میل جنسی
از خصوصیات این مرحله این است که فقط با ویژگی‌‌های فیزیولوژیک تظاهر نکرده و بازتاب انگیزه‌ها، سائق‌ها و شخصیت فرد است. وجه مشخصه ‌این مرحله خیال‌پردازی‌های جنسی و تمایل به رابطه جنسی است.
اختلال کمبود میل جنسی؛ اختلال انزجار جنسی؛ اختلال کمبود میل جنسی ناشی از بیماری طبی عمومی (مرد یا زن)؛ کژکاری جنسی ناشی از مصرف مواد به همراه تخریب میل جنسی
2. تحریک (excitement)
این مرحله شامل احساس ذهنی لذت جنسی و تغییرات فیزیولوژیک همراه آن است. تمام پاسخ‌های فیزیولوژیکی که در مراحل تحریک و کفۀ (پلاتو) مسترز و جانسون وجود دارد به‌صورت توأم در این مرحله ظاهر می‌شوند.
اختلال انگیختگی جنسی زن؛ اختلال نعوظ مرد (ممکن است در مراحل 3 و 4 هم رخ دهد)؛ اختلال نعوظ مرد ناشی از بیماری طبی عمومی؛ مقاربت دردناک ناشی از بیماری طبی عمومی (مرد یا زن)؛ کژکاری جنسی ناشی از مصرف مواد که همراه اختلال انگیختگی است.
2-14- بررسی اختلالات جنسی زنان
تاریخچه تقسیم‌بندی و مبحث شناسی اختلالات جنسی زنان
DSM-II اولین ورژن راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی بود که یک طبقه تشخیصی مربوط به اختلالات جنسی بنام اختلال ادراری و تناسلی داشت. سکسولوژیست‌ها، مسترز و جانسون و کاپلان تأثیری قابل‌توجه بر ورژن بعدی DSM. داشتند. DSM-III (1980)، شامل طبقات مجزایی از اختلالات جنسی بود که موارد زیر را در برمی‌گرفت: اختلال میل جنسی بازداری شده، ختلال برانگیختگی جنسی، اختلال ارگاسم در زنان و مردان، انزال زودرس، دیاسپارونیا عملکردی، واژینیسموس و هم‌جنس‌بازی اگو-دیستونیک. DSM-III-TR (1987) از بسیاری جهات مشابه DSM-III بود. بااین‌حال، تفاوت‌هایی در معیارهای تشخیصی اختلالات دیده می‌شد و یک اختلال جدید به نام بیزاری جنسی افزوده و اختلال هم‌جنس‌بازی حذف شد. علاوه بر این، اختلال کم‌کاری میل جنسی، جانشین میل جنسی بازداری شده شد و اختلال Inhibited Sexual Excitement جای خود را به دو اختلال برانگیختگی جنسی و اختلال نعوظ در مردان داد (توتس و همکاران، 2009).
در DSM-IV مجدداً معیارهای تشخیصی برخی اختلالات ازجمله اختلال کم‌کاری میل جنسی تغییر کرد و مثلاً در مورد اخیر، کاهش و یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی، کاهش و یا فقدان پذیرش رابطه جنسی از جانب همسر که هر دو مورد باعث پریشانی فرد شده باشند، به معیارهای افزوده شد و تشخیص این کاهش و یا فقدان توسط متخصصین با توجه به بافت و فرهنگ و تحت‌تاثیر عواملی که بر عملکرد جنسی تأثیر می‌گذارند انجام می‌شود ازجمله سن یا سبک زندگی فرد. نکته جدید در چاپ چهارم DSM توجه به پریشانی قابل‌توجه در فرد بود همچنین در این ورژن تأکید شده است که در سبب‌شناسی این اختلال عوامل مربوط به اثرات جانبی مصرف مواد، دارو و اختلالات طبی نیز در نظر گرفته‌شده است (بروتو، 2012).
برخی از محققان و نظریه‌پردازان مسائل جنسی نسبت به تعاریف فعلی اختلال کم‌کاری میل جنسی و نیز دیگر اختلالات جنسی، اعلام نارضایتی کرده‌اند (باسون 2003؛ ‌هارتمن و همکاران 2002). ‌این نارضایتی، به علت برخی مسائل است. شاید مهم‌ترین آنها این است که طبقه‌بندی و تعریف فعلی، بر مبنای مدل‌های قدیمی پاسخ جنسی زنان هستند یعنی همان مدلی که مسترز و جانسون (1970) و کاپلان (1974) ادعا کردند.‌ این مدل‌ها، بر اساس مدل خطی پاسخ جنسی زنان و این فرض که میل همواره قبل از تحریک است، هستند (باسون، 2000). ‌ایراد دوم این است که تعاریف فعلی تجربه واقعی جنسی زنان را انعکاس نمی‌دهند. به‌طور مثال، توصیف اختلال عملکرد برانگیختگی زنان، تقریبا” تنها بر پاسخ تناسلی زنان متمرکز است و مثلاً به تحریک ذهنی او، اشاره‌ای نمی‌کند و بالاخره، سیستم فعلی تشخیصی در ذات خودش تغییرات نرمال در علاقه و پاسخ جنسی زنان را نیز به‌عنوان بیماری تلقی می‌کند (باسون، 2000؛ لوین، 2008). بنا بر عقیده باسون، تعاریف فعلی بر مبنای عقاید نادرست زیر درباره پاسخ جنسی زنان بناشده‌اند: اختلال عملکردی جسمی ‌می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی از اختلال عملکردی ذهنی جدا شود؛ اطلاع از حس‌های درونی میل جنسی توصیف‌شده به‌وسیله افکار یا خیال‌پردازی‌های‌ جنسی، علت اصلی رفتار جنسی است؛ میل جنسی لزوماً” قبل از تحریک جنسی رخ می‌دهد؛ و تحریک جنسی زنان به‌وسیله پاسخ‌های تناسلی مشخص می‌شود. در اکتبر سال 1998، گروهی از کارشناسان بین‌المللی چند تخصصی در مورد مسائل جنسی زنان نشستی داشتند و از پروتکل ساختاربندی شده‌ای استفاده کردند، آنها یک سیستم طبقه‌بندی تألیف کردند که فراتر از چارچوب‌های DSM-IV و ICD رفت (ساکس، 2008). بیانیه‌ای که نهایتاً از این کمیته خارج شد بیشتر مبتنی بر ابراز نگرانی آنها از این بورد که رسانه‌ها و مردم اطلاعات نادرستی را درباره نارضایتی جنسی زنان دریافت می‌کردند (هیمن، 2002). نتیجه اجماع هیئت، سیستم طبقه‌بندی‌ای بود که طبقات اصلی اختلال عملکرد جنسی توصیف‌شده در DSM-IV و ICD را برای تضمین ادامه روند تحقیق و توسعه حفظ کرد.‌این سه طبقه، اختلالات میل، اختلالات برانگیختگی و اختلالات ارگاسمی ‌هستند، بااین‌وجود، تعاریف چند اختلال اصلاح شد و طبقه جدیدی از اختلال درد جنسی اضافه شد (باسون 2000). بعلاوه، هر اختلال به زیرمجموعه‌هایی تقسیم شدند: دائمی در مقابل اکتسابی، فراگیر داده‌شده در مقابل موقعیتی، شدید در برابر خفیف و نیز بر مبنای علت شناسی.‌این زیرمجموعه‌ها می‌توانند در توصیف واضح‌تر مشکلات جنسی و ریشه‌های آن کمک کند (ویکز و گمبزیکا 2002). اختصاصاً در مورد اختلال کم‌کاری میل جنسی توجه خاصی به افکار و خیال‌پردازی‌های‌ جنسی و واکنش فرد نسبت موقعیت‌های جنسی و پذیرا بودن یا نبودن فرد شد. یک مطلب دیگری که در این همایش مطرح شد نگرانی متخصصین درباره سوداگری و سودجویی شرکت‌های داروسازی بود که سعی دارند با بزرگنمایی برخی مسائل با هدف سود مالی روند تشخیص و درمان را مختل کنند (بروتو، 2009). همه این‌ها و تحقیقات بیشتر زمینه‌ساز تدوین DSM-IV-TR و DSM-5 شد (بروتو، 2012)
در متن بازبینی‌شدۀ چهارمین چاپ کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR)، کژکاری جنسی به‌عنوان یکی از اختلالات محور I طبقه‌بندی‌شده است. سندرم‌های ذکرشده تحت عنوان کژکاری‌های جنسی ازنظر پاسخ فیزیولوژیک جنسی با یکدیگر ارتباط دارند؛‌ این پاسخ به چهار مرحله تقسیم‌شده است. ویژگی اصلی کژکاری‌های جنسی، مهار شدن یک یا چند مرحله از مراحل یاد شده است، نظیر اختلال در احساس ذهنی لذت یا میل جنسی و یا اختلال در کارکرد جنسی به‌صورت عینی. هر یک از انواع این مشکلات ممکن است به‌تنهایی یا همراه با سایر آنها رخ دهند. تشخیص کژکاری‌های جنسی تنها هنگامی مطرح می‌شود که این اختلالات بخش مهمی از تظاهر بالینی بیمار را تشکیل داده باشند. ‌این اختلالات ممکن است مادام‌العمر یا اکتسابی باشد، فراگیر یا موقعیتی باشد و علت آنها عوامل روانی، فیزیولوژیک یا مجموعه‌ای از این عوامل باشد. اگر بتوان این اختلالات را به‌طور کامل به بیماری طبی عمومی، مصرف مواد، یا عوارض سوء دارویی نسبت داد، باید تشخیص کژکاری جنسی ناشی از بیماری طبی عمومی یا کژکاری جنسی مرتبط با مواد را مطرح کرد. کژکاری‌های جنسی که با چرخه پاسخ جنسی ارتباط ندارند در جدول 2-4 ذکر شده‌اند (کاپلان و سادوک، 2009).
کژکاری‌های جنسی (احتمالاً به‌غیراز انزال زودرس) به‌ندرت جدای از سایر سندرم‌های روان‌پزشکی مشاهده می‌شوند. اختلالات جنسی می‌توانند علت یا معلول مشکلات ارتباطی باشند و بیماران مبتلابه آنها همواره به ترس فزاینده‌ای از شکست و خودآگاهی نسبت به مختل بودن کارکرد جنسی خود دچار هستند. کژکاری‌های جنسی غالباً با سایر اختلالات روانی همراه‌اند، نظیر اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات شخصیت و اسکیزوفرنی. در بسیاری از موارد، تشخیص کژکاری‌های جنسی همراه با یک اختلال روان‌پزشکی دیگر مطرح می‌شود؛ ولی در برخی موارد نیز کژکاری جنسی فقط یکی از علائم یا نشانه‌های متعدد اختلال روان‌پزشکی محسوب می‌گردد (گانزاگا، 2006).
در DSM-IV-TR کژکاری جنسی به‌عنوان اختلالی در چرخه پاسخ جنسی یا درد هنگام رابطه جنسی تعریف‌شده است. در DSM-IV-TR هفت‌طبقه عمده کژکاری جنسی ذکر‌شده است: (‌1‌) اختلالات میل جنسی، (‌2‌) اختلالات انگیختگی (‌arousal‌) جنسی، (‌3‌) اختلالات ارگاسم، (‌4‌) اختلالات درد جنسی، (‌5‌) کژکاری جنسی ناشی از بیماری طبی عمومی، (‌6‌) کژکاری جنسی ناشی از مواد و (‌7) کژکاری جنسی نامعین.
کژکاری‌های جنسی ممکن است علامتی از مشکلات زیستی (‌بیوژنیک‌) یا تعارضات درون روانی یا بین‌فردی (‌روانزاد‌) یا ترکیبی ‌از ‌این عوامل باشند. هر نوع استرس، اختلالات هیجانی یا ناآگاهی از فیزیولوژی و کارکرد جنسی می‌تواند روی کارکرد جنسی تأثیری منفی داشته باشد. کژکاری ممکن است از ابتدای زندگی بروز کند و یا اکتسابی باشد یعنی پس از یک دوره کارکرد طبیعی ظاهر شود. کژکاری جنسی مکن است فراگیر یا محدود به شریک جنسی خاص یا موقعیت خاصی باشد. در بررسی هر یک از این اختلالات، بالینگر باید اختلالات طبی اکتسابی را کنار گذارد ونیز مصرف مواد دارویی را که ممکن است در کژکاری دخالت داشته باشند رد نماید. اگر اختلال زیستی باشد بر اساس محور III کدبندی می‌شود، مگر اینکه شواهد قاطعی از دوره‌های کژکاری وجود داشته باشد که از شروع تأثیرات فیزیولوژیک یا فارماکولوژیک جدا باشد. در برخی موارد بیمار به بیش از یک نوع کژکاری دچار است (‌مثلاً انزال زودرس و اختلال نعوظ در مرد‌) (انجمن روانشناسی آمریکا، ویراست چهارم، 2000).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.