پیر بوردیو: از نظر بوردیو شبکه های اجتماعی موهبتی طبیعی نیستند و باید آنها را اجرای کنش های منطقی و هدفمند برای دستیابی به دیگر سرمایه ها و منابع پدید آورد.وی سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال سرمایه می داند . از نظر او سرمایه سه شکل بنیادی دارد:

1-    سرمایه اقتصادی : که قابل تبدیل به پول است و می تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود.

2-    سرمایه فرهنگی : که تحت برخی از شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه می شود.

3-    سرمایه اجتماعی که تحت برخی از شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود.

بوردیو بر تبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه و بر تقلیل نهایی همه اشکال به سرمایه اقتصادی تاکید می کند. از نظر او سرمایه اقتصادی کار انسانی انباشته شده است . به این ترتیب می توان با استفاده ازسرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی یا فرهنگی دست یافت و به همین نحو برای دستیابی به سرمایه اجتماعی نیز باید سرمایه گذاری های هوشمندانه ای در منابع اقتصادی و فرهنگی انجام داد.(بوردیو،1985)

فرانسیس فوکویاما :

فوکویاما در کتاب پایان نظم در رابطه با پیشینه مفهوم سرمایه اجتماعی به آثار کلاسیک اشاره کرده است و می نویسد: «تا آنجا که من آگاه شده ام این اصطلاح نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب (مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی (1961)  » بکار رفته است که در آن توضیح داده بود شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری ، گونه ای از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت ، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات درباره بهبود کیفیت زندگی ، در مقایسه با عوامل رسمی رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی مسولیت بیشتری از خود نشان می دهند. وی در تعریف سرمایه اجتماعی چنین می گوید:« در سرمایه اجتماعی مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آنها مجاز است ، در آن سهیم هستند که البته مشارکت در ارزش ها  وهنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود.چرا که این ارزش ها ممکن است منفی باشند.

فوکویاما در در رابطه با سرمایه اجتماعی ، هنجارهای اجتماعی را به دو بخش تقسیم می کند:

  1. هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی
  2. هنجارهای غیر مولد

هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی به ارتقای همکاری میان اعضای گروه منجر می شود و اساسآ شامل سجایایی چون صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه است. اما هنجارهای غیر مولد بر خلاف هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی کمکی به ارتقای همکاری میان اعضای گروه نخواهند کرد . پس ممکن است در جامعه ای سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل مشاهده شود اما هنجارهای اجتماعی قوی آن از نوع غیر مولد سرمایه اجتماعی باشند مانند عدم اعتماد به دیگران .در جامعه ای که افراد حتی نباید به پدر و مادر خود اعتماد کنند دارای یک هنجار غیر مولد سرمایه اجتماعی است.

گلن لوری:

گلن لوری اقتصاددان نیز مانند ایوان لایت جامعه شناس ، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه 1970 برای توصیف مشکل توسعه اقتصاد درون شهری بکار برد.آمریکایی های آفریقایی الاصل در محدوده اجتماعات خود فاقد اعتماد و همبستگی بودند در حالیکه برای آمریکایی های آسیایی الاصل و دیگر گروه های قومی این اعتماد و همبستگی وجود داشت. ( فوکویاما،1379)

 

رابرت پاتنام:

از نظر وی سرمایه اجتماعی آن دسته از ویژگی های سازمان اجتماعی است که هماهنگی و همکاری را برای سود متقابل تسهیل می کند.این ویژگی ها عبارتند از:

  1. شبکه ها
  2. هنجارهای رابطه متقابل
  3. اعتماد اجتماعی

شبکه های رسمی و غیر رسمی ارتباطات و مبادلات: در هر جامعه ای اعم از مدرن و سنتی ، فئودالی یا سرمایه داری و…. وجود دارد. این نوع شبکه ها در دو نوع افقی و عمودی هستند. در شبکه های افقی شهروندانی عضویت دارند که از قدرت و وضعیت برابری برخوردار بوده و در شبکه های عمودی هم شهروندانی عضوند که در وضعیتی نابرابر نسبت به هم به سر می برند.

هنجارهای رابطه متقابل: در هر گروه اجتماعی هنجارهایی هستند که مهمترین سودمندی آنها تقویت اعتماد ، کاهش هزینه معاملات و تسهیل همکاری است.از نظر پاتنام مهمترین این هنجارها هنجارهای رابطه متقابل هستند. وی این هنجارها را از مولد ترین اجزای سرمایه اجتماعی می داند.این هنجارها با شبکه های انبوهی از مبادلات اجتماعی مرتبط است و هر یک دیگری را تقویت می کند.

اعتماد اجتماعی: پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع یعنی هنجارهای رابطه متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می داند. از نظر وی اعتماد ، همکاری را تسهیل می کند و و هرچه سطح اعتماد در یک جامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود و باز این همکاری به نوبه خود اعتماد را ایجاد می کند. به این ترتیب هرچه سرمایه اجتماعی بیشتر استفاده شود بجای استهلاک و کاهش ، بیشتر افزایش خواهد یافت. وی اضافه می کند نبود این ویژگی ها  در برخی از جوامع ، عهد شکنی ،بی اعتمادی،فریب، حیله، بهره کشی، بی نظمی و رکود را به همراه خواهد آورد.

جیمزکلمن:

از نظر کلمن سرمایه اجتماعی نوعی از سرمایه است که مانند دیگر اشکال آن مولد است و امکان دستیابی به اهداف معینی را که در نبود آن دست نیافتنی است فراهم می کند.به زعم وی سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به اهداف معین کاهش یابد.اهدافی که در نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها تنها با صرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود.به اعتقاد وی عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی می شوند عبارتند از:

  1. کمک : درخواست کمک افراد از یکدیگرمقدار سرمایه اجتماعی را بیشتر خواهد کرد.هرگاه عواملی مانند رفاه، فراوانی و کمک دوست سبب شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر شود ، میزان سرمایه اجتماعی کمتر خواهد شد.
  2. ایدئولوژی: اعتقاداتی مانند لزوم کمک به یکدیگر یا عمل به سود دیگری ، سبب پدید آمدن سرمایه اجتماعی می شود.از این رو آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به نفع دیگران تاکید دارند ، عامل مهمی در شکل گیری سرمایه اجتماعی محسوب می شوند.
  3. اطلاعات: یک شکل مهم سرمایه اجتماعی ظرفیت بالقوه اطلاعات است که جزء ذاتی و جدایی ناپذیر روابط اجتماعی است ، اما بدست آوردن اطلاعات پر هزینه است.اطلاعات در واقع زمینه را برای کنش فراهم می سازد .یکی از وسایلی که از طریق آن می توان اطلاعات بدست آورد استفاده از روابط اجتماعی است و اطلاعاتی که از طریق این روابط احساس می شود ، کنش را تسهیل می کند.
  4. هنجارها: اگر در درون گروه های اجتماعی هنجارهای موثرو نیرومندی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه فرد باید منافع فردی را رها کرده و به سود جمع عمل کند ،سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت.( فوکویاما،1379)

ناهاپلیت و قوشال:

ناهاپلیت و قوشال(1998) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان ها اشاره کرده اند.آنها سه بعد ساختاری، شناختی و رابطه ایرا برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفته اند . بعد ساختاری شامل مولفه های پیوند شبکه ای ، پیکر بندی شبکه ای و و سازمان انطباق پذیر می باشد. بعد شناختی شامل رمز ها و زبان مشترک و سرگذشت های مشترک و بعد رابطه ای شامل مولفه های اعتماد ، هنجارها ، تکالیف و احساس هویت است.(علی نجفی،1387)

کوهن و پروساک :

در تحقیقات کوهن و پروساک(2001) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان ها اشاره شده است. کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می تواند به توسعه اقتصاد یکمک نماید.برخی از مزایای مورد اشاره توسط این افراد به شرح زیر است:

” به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد، ایجاد روح تعاون، کاهش نرخ جابجایی، کاهش هزینه های استخدام، کمک به آموزش، القاء دانش سازمانی، کاهش تغییرات نیروی کار ، افزایش فعالیت های مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک”.

سرمایه اجتماعی سازمانی احساس انسجام را  از طریق اعتماد و همکاری ایجاد می نماید.(کوهن و پروساک،2001)

  1. 5. Pierre Bourdieu

.  Economic capital

.Cultural capital

.  Fukuyama

1 . Glenn lowry

.  Ivan light

. Networks

. Social trust

. Structural

. Cognitive 

. Relational

. Kuhan&prousak

Written by