سلسله مراتب اجتماعی

دانلود پایان نامه

گیدنز نیز به مبحث سبک‌زندگی پرداخته و از آنجایی‌که به عاملیت انسانی در روابط سخت پایبند است آن را در شکل گیری هویت انسان مؤثر می‌داند. او معتقد است که انسان تحت فشار ساختار اجتماعی سبک‌زندگی را بیشتر تقلید می‌کند و نه تنها تقلید کرده که ناچار به این پیروی و تقلید از سبک‌های زندگی در دنیای متجدد نیز هست و انتخاب دیگری غیر از گزینش یکی از سبک‌های موجود ندارد. گیدنز معتقد است که هرچه محیط و جامعه ای که فرد در آن زندگی می‌کند به دنیای ما بعد سنتی تعلق داشته باشد، سبک‌زندگی او نیز بیشتر با کُنه واقعی هویت شخصی‌اش، ساخت و همچنین با تجدید ساخت آن سر و کار خواهد داشت. او معتقد به امکان کثرت انتخاب برای فرد و درِ همۀ انتخاب‌ها را بر روی همه افراد باز می‌داند. گیدنز هویت شخصی را یک برنامه مدرن تلقی می‌کند که فرد بر حسب ادراکی که از روش‌های مختلف ابراز وجود، هویت و خاطرات زندگی شخصی خود دارند، آن هویت شخصی را می‌فهمند. او فعالیت‌های فراغتی و مصرف‌گرایی را نمونه‌های بارز سبک‌زندگی می‌داند ولی نمود کامل سبک‌زندگی قلمداد نمی‌کند. با اینکه از نظر او بازار در خط‌مشی‌های نو لیبرالی به مضمونی ایدئولوژیک تبدیل شده و نماد عرضه آزادی در انتخاب بوده و با این احتساب باعت ارتقای فردگرایی می‌شود. او استدلال می‌کند که فرد از رهگذر انواع روایت‌های رسانه‌ای و تبلیغات بازاریابی اقدام به دخل و تصرف و جرح وتعدیل خویشتن خویش می‌کند و سبک‌زندگی خود را به بهای مایه گذاشتن از معنای فردیت شخصی خود انجام می‌دهد(گیدنز، 1382: 18).
پیر بوردیو به طور مستقل مباحثی را به سبک‌زندگی اختصاص داده است. او طی نگاشتن کتاب تمایز به بنیان فرض‌های نظری اقدام کرده و با خلق شبکه‌ای از مفاهیم گزاره‌های روشن و در نهایت تلاش برای آزمون نظری آن‌ها نظریه سبک‌زندگی اش را به یک اثر ماندگار و مورد توجه تبدیل کرده است. بوردیو جهت تبیین نظریه خود شبکه‌ای از مفاهیم اصلی را به کار می‌گیرد که در نهایت نمی‌توان در مورد تقدم و تأخر آن‌ها سخن گفت، بلکه به صورت یک کل به هم پیوسته بر هم اثر می‌گذارند و همدیگر را باز تولید می‌کنند. در نظریه بوردیو سبک‌زندگی شامل اعمال طبقه بندی شده و طبقه بندی کننده فرد در عرصه‌هایی چون تقسیم ساعات شبانه روز، نوع تفریحات و ورزش، شیوه‌های معاشرت، اثاثیه منزل و نوع خانه، آداب راه رفتن و صحبت کردن است، در واقع عینیت یافته و تجسم یافته ترجیحات افراد است. همچنین سبک‌های زندگی شیوه‌های مصرف عاملان اجتمای اند که رتبه بندی‌های مختلفی از جهت شأن و مشروعیت اجتماعی هستند. این شیوه‌های مصرفی بازتاب نظام اجتماعی سلسله مراتبی است؛ که بر حسب یک منطق دیالکتیکی صرفا راهی برای نشان دادن تمایز نیستند بلکه خود راهی برای ایجاد تمایز نیز هستند. هفت مفهوم میدان، سرمایه، منش، عمل، نماد، طبقه و قریحه در شبکه مفاهیم نظریه بوردیو قرار دارند و تعامل آن‌ها با هم مفهوم سبک‌زندگی او را می‌سازد. در نظریه بوردیو جامعه به عنوان یک فضای اجتماعی بازنمایی می‌شود که جایگاه رقابتی شدید و بی‌پایان است و در جریان این رقابت‌ها تفاوت‌هایی ظهور می‌کند که اساس چارچوب لازم برای هستی اجتماعی را فراهم می‌آورند در فضای اجتماعی عاملان و گروه‌های اجتماعی بر اساس حجم و میزان سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی با برخی افراد دیگر اشتراکاتی و با برخی دیگر فاصله پیدا می‌کنند(فاصلی 1382: 38، باکاک 1381: 96 و بوردیو 1380: 33).
در واقع فضای اجتماعی بر اساس سرمایۀ در اختیار فرد ساخته می‌شود و هر چقدر فرد سرمایه بیشتری داشته باشد در فضای اجتماعی موقعیت بالاتری را کسب می‌کند. مردمی‌که در فضای اجتماعی مشابهی قرار می‌گیرند ذائقه‌های مشابه و سبک‌های زندگی مشابهی اتخاذ می‌کنند و سلیقه‌های مشابهی دارند. مجموعه‌ای انتظام یافته از ثروت‌ها و خصلت‌ها را به وجود آورده و وحدت رویه و سیره ایجاد می‌کنند و این قضیه باز تولید می‌شود(بوردیو 1380: 38).
منش: منش همان مفهومی‌است که بوردیو آن را«ناخود آگاه فرهنگی »می‌نامند که متشکل از خلق و خوی درونی شده و پایدار افراد است که رفتار و کردار خاصی را پدید می‌آورد. در واقع همان ساختار اجتماعی ذهنی شده‌ای است که در ابتدا از طریق تجارب نخستین فرد به ذهن او منتقل و شکل می‌گیرد و در روند جامعه‌پذیری تجربیات بزرگسالی بدان اضافه می‌شود(توسلی 1383، بوردیو 1380، فاصلی 1382، ریتزر 1378 و ایکتون 1381). این مفهوم هسته مرکزی و اصلی تبیین بوردیو را برای کنش‌های انسان شکل می‌دهد. بوردیو می‌گوید «من می‌خواستم نشان دهم که فرد نه فقط به عنوان فرد بلکه به عنوان محصول ساختار و یک اصل مولد دست اندرکار است»(فاضلی، 1382: 39).
در نظریه بوردیو ترکیب منش و میدان، عمل فرد را پدید می‌آورد که در ادامه به آن می‌پردازیم.
میدان: میدان عرصه منازعه و مبارزه است. میدان می‌تواند شامل زمین، اشتغال، کالاهای فرهنگی، قدرت سیاسی، طبقه اجتماعی، منزلت یا هر چیز دیگری باشد که به درجات مختلف وجود دارند. هر میدان، به دلیل محتوای متفاوتی که دارد منطق، ساختار و ضرورت متفاوتی را طلب می‌کند که هم محصول و هم تولید کنندۀ ریختاری است که مختص و در خور آن میدان است. میدان نظام ساخت یافته‌ای است از موقعیت‌هایی که توسط افراد یا نهادها اشغال می‌شود و ماهیت آن وضعیت دارندگان آن موقعیت‌ها را تعریف می‌کند. میدآن‌ها علاوه بر اینکه قلمرو منازعه هستند و فضاهای ساختمندی هستند که ناظر بر موقعیت‌های مسلط و تحت سلطه بر اساس مقدار و نوع سرمایه هستند، بلکه به کنشگران خود شکل‌های خاص منازعه را تحمیل می‌کنند و مکانیسمهای داخلی خود را برای توسعه داشته و از استقلال نسبی در برابر محیط خارجی برخوردارند(جلایی پور و محمدی 1387، سیدمن 1386، ریچارد، جنکینز و پیر بوردیو 1385 و بوردیو 1380).
سرمایه: در میدان انواع سرمایه‌های فرد شامل سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه نمادین و سرمایه اجتماعی وی شکل می‌گیرد و میزان آن مشخص می‌شود. سرمایه‌ها قابل تبدیل به یکدیگرند و آنچه به میدان معنی می‌بخشد سرمایه است و حجم و ترکیب آن‌ها جایگاه فرد را در سلسله مراتب میدان مشخص می‌کند(چولی 1389، بوردیو 1380 و فاصلی 1383).
عمل: عمل شامل اشکال مختلف فعالیت‌های بدنی، ذهنی، چیزها و کاربردشان، دانش شناختی، راهکارها و حالت‌های عاطفی و آگاهی انگیزشی است که در واقع فعلیت یافته منش است(فاضلی 1382: 58- 41).
نماد: بوردیو از امر نمادین یاد می‌کند که با اینکه امری مادی است ولی خصیصه مادی ندارد و تفسیر کارکردهای آن است. از نظر وی نظام‌های نمادین در ساختار سلطه نقش تعریف کردنِ امر صحیح و مشروع را به عهده دارند(چولی 1389 و فاضلی 1382).
طبقه: طبقه متشکل از کنشگرانی است که شرایط یکسانی دارند و پایگاه یکسانی را اشغال کرده‌اند و به احتمال زیاد علایق و تمایل‌های یکسانی نیز داشته و در موقعیت‌های مختلف مواضع مشابهی اتخاذ کرده و رفتار مشابهی از خود بروز می‌دهند. هر طبقه اجتماعی ترکیبی از سه سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در خود جای داده و بر اساس آن تعریف می‌شوند. بوردیو بین طبقه و میدان رابطه دیالکتیکی قائل است(چولی 1389، بوردیو 1380، فاضلی 1382 و ساترتون 2001 مراجعه شود).
قریحه: شامل توانایی و ظرفیتی است که طی آن دسته‌ای از اعمال و یا اشیاء را به ارتباط بین مصرف محصولات مختلف و افراد را در یک فضای اجتماعی منطقه بندی شده ربط داده و این ارتباط را نمایان می‌کند و می‌توان به واسطه آن ارزش تجربه‌های مختلف را به داوری نشست(فاضلی 1382: 43 و بوردیو 1380).
مفاهیم حساس نظری سبک‌زندگی:
پس از مطالعه نظریات و تحقیقات پیشین مفاهیم حساس نظری مختلفی به دست آمد که می‌توان در سه دسته مد نظر قرار داد: 1- مفاهیمی که برای مطرح کردن عوامل تأثیرگذار بر سبک‌زندگی به کار می‌روند،2- مفاهیمی که اجزائی قابل مشاهده که نمادهایی از سبک‌زندگی هستند را مطرح می‌کنند3- مفاهیمی که برای معرفی پیامدها به کار می‌روند.
لازم به ذکر است لزوماً این موارد به صورت مجزا و یا در یک پروسه یکطرفه به پیامدها منجر نمی‌شدند و گاه خود پیامدها سبک‌زندگی را باز تولید کرده و در دسته عوامل تأثیرگذار قرار می گرفتند.
عوامل تأثیرگذار بر سبک‌زندگی: طبقه اقتصادی-‌اجتماعی، گروه‌های منزلتی، ساختار، آداب و رسوم، افکار، اعتقادات و دین، سرمایه، میدان، قریحه، طبقه‌، منافع.
اجزای قابل مشاهده: رفتار، آداب راه رفتن، سختن گفتن، شیوه معاشرت، نحوۀ گذران اوقات فراغت،‌، تفریحات و ورزش، مصرف، لباس پوشیدن، نوع خانه‌، اثاثه منزل، اندیشیدن، نگرش‌ها، مد، منش، عمل، نماد، تقسیم ساعات شبانه روز.
پیامدها: هویت‌یابی، هویت بخشی، سلسله مراتب اجتماعی، طبقه اجتماعی، گروه‌های منزلتی.
بخش دوم: قربانی‌شدن
از دیگر مفاهیمی که در تحقیقات مختلف به آن پرداخته شده قربانی‌شدن، ترس از جرم(قربانی جرم شدن) و عوامل موثر بر آن بوده است. نکته حائز اهمیت در اکثر این تحقیقات در مبحث روش شناختی است که در بیشتر موارد از روش کیفی استفاده شده‌است که مطابق با موضوع و طرح مسئله روش تحقیق مناسبی به شمار می‌رود. با عنایت به اینکه در این تحقیق هدف اصلی مطالعه ارتباط سبک‌زندگی زنان و قربانی‌شدن است لذا علاوه بر اینکه به مطالعات در حوزه قربانی‌شدن به طور عام پرداخته شده به طور خاص تمرکز بر قربانی‌شدن زنان بوده است.
در تحقیقات مختلف به کرات دیده می‌شود که زنان قربانی فرهنگ مرد سالار جامعه ایرانی بودند که در اکثر موارد با توجیحات مذهبی به غلظت آن افزوده شده‌است. به طور مثال کمبود فضای ورزشی برای بانوان و اختصاص فضاها به آقایان و مغموم ماندن زنان به بهانه غیر‌شرعی بودن حضور زنان در انظار یکی از مسائل مطرح شده‌است. این نوع رویکرد در جامعه به زنان گاهی باعث تحرک اجتماعی زنان شده و مهمترین دلیل عنوان شده توسط زنان احساس نابرابری است.(قائدی و نوبخت و دانشجو 1389، دهنوی و معیدفر 1384). تأثیر خود پنداره جنس زنانه بر تمایل زنان به اعتیاد از دیگر موارد است که زنان را به قربانی این مسئله تبدیل می‌کند (قاضی نژاد و ساوالان پور 1392).سبک‌زندگی فرودستانه زنان که باز تولید فرهنگ مرد سالار میباشد زنان را به لحاظ اجتماعی، اقتصادی و حقوقی به طور تاریخی در موضع فروتری قرار داده و عدم توازن قدرت با مصادیق خشونت خانگی نمایان‌تر می‌شود. رسانه نیز در ساخت هویت زنان قربانی بی تأثیر نبوده و با جلوه دادن زنان مجرد طبقه پایین به عنوان زنان قربانی خشونت اقدام به رفع سوء نظر نسبت به طبقات بالای جامعه در مورد قربانی‌شدن زنان می‌کند. رسانه‌ها خود بر ایجاد ترس از مورد جرم واقع شدن زنان بی تأثیر نبودند. زنان عکس‌العمل‌های مختلفی از خود در زمان قربانی‌شدن بروز می‌دهند که طیفی از سکوت، فرار، جابه جایی و غیره را اعلام می‌دارند(صادقی فسایی و امینیان 1390، صادقی فسایی امینیان 1392، افخمی و نادرپور 1388، صادقی فسایی و لاریجانی 1392، صادقی فسایی و مقدم 1391، قاضی نژاد و شاکری 1391، صادقی فسایی و کامل قالیباف 1390، صادقی فسایی 1380).
نگاهی گذرا به تحقیقات خارجی نشان داد که اکثر تحقیقات انجام شده به روش کمی‌بوده و از نظریات فمنیستی نشأت گرفته اند. نگاهی بر این تحقیقات حکایت از این دارد که سن، جنسیت و رسانه سه عامل تأثیرگذار اساسی بر میزان آگاهی افراد از آسیب‌های جنسی و خشونت‌های مختلف، هراس از جرم و ریسک افراد در خصوص نزدیک شدن به موقعیت‌های خطرناک و انجام رفتارهای پیشگیرانه بوده است. اثرات سوء آسیب‌های جنسی و غیرجنسی تا مدتهای مدیدی زندگی قربانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در تحقیقات کشورهای اروپایی و امریکایی توجه ویژه ای به آسیب‌های دختران دانش آموز در مدارس شده‌است و کاهش اعتماد به نفس و ناتوانی از انجام برخی فعالیت‌های روزمره عادی از نتایج این آسیب‌هاست. علاوه بر این در این تحقیقات نشان داده اند که زنان قربانی احتمال قربانی‌شدن مجددشان بیشتر از سایر زنان است. ترس از مورد جرم واقع شده خود حکایتی است که در برخی تحقیقات مورد مداقه قرار گرفته و نشان داده شده‌است که زنان در مقایسه با همسالان خودشان را کمتر در معرض خطر تجاوز می‌دانند در حالی که به طور مساوی در معرض ریسک هستند.(سوارتز و رینیز و هسون و ویلکاس 2010، سی می و آی ردر و2009، ای گری و وای اوکانر1990، جی گلس 200، گیدز و مکنمار و ادوارد 2006، رندا و ویکاس2011، سلونی و زارافونیتو2008، فارال و گاد 2004، گروف 2008، برایانت 2001، کو و گورگ و نوریس 1996، هیکمن و مولنهارد 1997، نوریس و نوراس و دیمف 1996، نوریس و نوراس و گراهاند 1999)‌.
تعداد زیادی از مطالعات مربوط به ترس از جرایم، در سه دهۀ گذشته جمع آوری شده‌اند که نشان دهندۀ آن است که هم تأثیرات فردی و هم تأثیرات محیطی بر درک از ترس از جرایم دارای نقش اساسی است(همان60) به طور مثال تاریکی هوا و محیط‌های کثیف عمده ترین عامل محیطی ترس از قربانی‌شدن در زنان عنوان شده‌است(سلونی و زارافونیتو2008). تحقیقات موجود در مورد ترس از جرایم، اثبات کرده‌اند که تعداد افرادی که نگران جرایم هستند، تا حد زیادی از افرادی هستند که واقعاً آزار و اذیت جرایم را تجربه نکرده‌اند. علاوه بر این برخی افراد در مورد، احتمال تجربه آزار و اذیت مبالغه می‌کنند، در حالیکه برخی دیگر احتمال تجربه کردن آزار و اذیت جنایتکارانه را ناچیز دانسته اند(سوارتز، دبیلو رنیز، هنسون و ویلکاس،2010: 60). در هر حال باید گفت که اجماع تحقیقات(در اروپا) در این حوزه نشان می‌دهد که ترس از جرم در میان اعضای بسیاری از جوامع و جوامع غربی معاصر دامنه بسیار گسترده ای دارد و یک چهارم جمعیت اروپایی نگرانی شدیدی در مورد سرقت و تجاوز به عنف دارند(فارال و گاد، 2004: 493 – 499).
به طور کلی در خصوص آسیب‌پذیری و ترس باید گفت که احساس آسیب‌پذیری خود باعث ایجاد احساس کلی نگرانی و ترس می‌شوند(سوارتز، دبیلو رنیز، هنسون و ویلکاس،2010: 59). مسائل متعددی باعث ترس از جرم در سطح فردی می‌شود که به صورت کلاسیک به دو دسته تقسیم می‌شوند: آسیب‌پذیری جسمانی و آسیب‌پذیری اجتماعی. آسیب‌پذیری جسمانی اشاره به توانایی شخصی برای دور کردن یک حمله فیزیکی از خود دارد(همان). آسیب‌پذیری اجتماعی پیچیده تر است و شامل تعدادی از عوامل از جمله ویژگی‌های اجتماعی مانند: نژاد، تحصیلات و رفاه مالی‌، می‌شود(همان). به طور سنتی تصور می‌شود که ریسک غیر واقعی و رفتارهای پیشگیرانه و تجربه قربانی‌شدن همگی اجزایی از ساختار چند وجهی است که به اختصار«تهدید قربانی جرائم شدن »نامیده می‌شود. (مای،رادر و گودرم 2010، 160).

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.