سیاست بین المللی

دانلود پایان نامه

پارنتی در مقاله ی «چهرهای امپریالیسم» به این نکته اشاره می کند که امپریالیسم به عنوان یک مفهوم مشروع به ویژه در مورد آمریکا به رسمیت شناخته نمی شود. ممکن است در باره ی امپریالیسم شوروی یا امپریالیسم بریتانیا در قرن نوزدهم سخن گفته شود. اما از امپریالیسم آمریکا حرفی به میان نمی آید. در بیشتر دانشگاههای آمریکا به یک دانش آموخته علوم سیاسی فرصت تحقیق در باره ی امپریالیسم امریکا داده نمی شود.این درحالی است که در بسیاری از کشورها آمریکا را یک قدرت امپریالیستی می دانند. ولی اگر یک نفرآمریکایی از امپریالیسم آن کشور سخن براند، برچسب ضد مباحث ایدئولوژیک زده می شود.(پارنتی،1390،99)

فصل دوم

مفاهیم تحقیق
تعاریف موضوع، ویژگیها ، اهمیت، روشها،
اهداف ،کارکردها و تئوریهای امپریالیسم وایدئولوژی
فصل دوم
مفاهیم امپریالیسم وایدئولوژی
امپریالیسم چیست؟ (تعربف امپریالیسم)
واژۀ « Imperialism »در لغت به‌معنای  جهان‌جویی، جهان‌گشایی، امپراتوری‌گرایی، سلطه‌گرایی، جهان‌خواری و جهان‌سالاری است. (آریان پور،1385،1132 ) که از کلمه ی لاتین « امپریوم » به معنای « امپراتوری» گرفته شده است. لغت امپریالیسم در یک مفهوم کلی، کاربرد بسیار مبهم و مطلق دارد و فاقد یک تعریف متداول و متعارف می باشد. ( ابراهیمی فر،1391،241 ) برای نخستین بار این واژه در مورد یکی از طرفداران امپراتوری « ناپلئون بناپارت » به کار برده شد. درطول سال1870 مخالفان «دیسرائیلی » نخست وزیر انگلستان این کلمه را به کار می بردند. ( زرشناس،1383،27 )
با این وجود واژه ی امپریالیسم، در دهۀ 1890 در انگلستان رواج یافت. رواج دهندگان آن گروهی به رهبری « جوزف چمبرلن » سیاستمدار استعمار خواه انگلیس 1836- 1914 بودند که هوادار گسترش امپراتوری انگلستان بودند و مخالف با سیاست تکیه بر توسعه ی اقتصادی داخلی،که هواداران آن رابه خواری « انگلیسیهای کوچولو » می نامیدند. این کلمه به زودی در سایر زبانهای دیگر به کار گرفته شد. و از آن برای بیان کشاکشهای قدرتهای اروپایی رقیب برای به دست آوردن مستعمره و حوزه نفوذ در آفریقا و دیگر قاره ها استفاده شد.( آشوری،37،1378 ) در زمان ویلیام اول ، پادشاه انگلستان، بین او و پاپ هفتم در مورد قلمرو آمریت و اعطای مناصب، کشمکش و برخورد سختی صورت گرفت. نتیجه آن شد که از آن پس دو جمعیت یا دو حزب بسیار مقتدر و در عین حال مخالف یکدیگر در انگلستان شکل گرفت که یکی در جهت طرفداری از «پاپ ـ کلیسا» فعالیت می‌کرد و اعضای آن را «پاپالیستها» می‌نامیدند. و دیگری که طرفدار «امپراتور» و نفوذ قدرت دنیوی امپراتور در مسائل اخروی بود، که به «امپریالیستها» مشهور شدند. نظریه ی امپریالیسم نخستین بار توسط مورخ انگلیسی‌ « هابسن » مطرح شد. و بوسیله لنین رهبر شوروی که تحت تأثیر اندیشه‌های مارکس بود، أخذ گشت. اثرهای هابسون در اوائل دهه ی (1900 ) در زمان تلاش ملل غربی برای دست یافتن بر آمریکا منتشر گردید. « هابسن» تلاش برای استیلا یافتن بر اقوام دیگر و تحت انقیاد درآوردن آنها را امپریالیسم می‌نامد. این فرآیند از نظر او هم به توسعه ی اقتصادی کشورهای غربی کمک می‌کرد و هم بسیاری از مناطق دیگر جهان را به فقر می‌کشاند. (گیدنز،1378،69)
در قرن نوزدهم، در بریتانیا «امپریالیسم» به سیاستی اطلاق می‌شد که خواستار گسترش قلمروی امپراتوری بریتانیا در راستای منافع تجاری و مالی بود. و یا به سیاستی که خواستار متمرکز ساختن کارکردهای دولت‌های محلی عضو امپراتوری بریتانیا در مسایل مهمی چون امور دفاعی، تجارت داخلی امپراتوری و غیره بود. هابسون اولین کسی بود که به صورت علمی امپریالیسم را مطرح کرد. او انگیزه‌های اقتصادی را عامل ظهور و رشد امپریالیسم می‌دانست.(منصوری ،1388،22) کشاکشها برای توسعه طلبی میان قدرتهای بزرگ، که از دهه ی (1880 تا1914) بر سیاست بین المللی حاکم بود، سبب شد که این دوره « عصر امپریالیسم » نامیده شود. هم انگلیسیها و هم اروپاییها ادعا می کردنند که هدفشان گسترش تمدن و رساندن دستاوردهای آن به مردمان دارای نژاد و فرهنگ پست تر است. بنابر این پس از جنگ جهانی اول، ایدئولوژی امپریالیسم در ایدئولوژیهای فاشیسم و نازیسم به کمال خود رسید. (آشوری،37،1378 )
امپریالیسم ادامه ی مستقیم استعمار است. یعنی پدیده ای که مزیّتش حتّی از دیدگاه سرمایه داری تردید آمیز بود. بخصوص آنکه منتقدان سوسیالیسم در راست گرایی نزدیک به سنّت تجاری آزاد آن را به عنوان پدیده ای مضر برای بازرگانان طرد می کردند. ( ولفگانگ، 1385،29 ) امپریالیسم، بهره‌کشی و استثمار ملتها و سرزمینهای دیگر است، که هم‌اکنون نیز از راه حفظ وابستگیهای اقتصادی و مالی ادامه یافته است که به آن امپریالیسم نو می‌گویند. که «جوزف شومپیتر » آنرا از بقایای ساختارهای سیاسی به جا مانده از دوران پادشاهیهای مطلقه می داند. ( مگداف،1382،21 ) « جوزف شومپیتر » امپریالیسم را ضمن آنکه از بقایای سیاسی پادشاهی‌های مطلق می‌د‌اند. آنرا چنین تعریف می‌کند: « امپریالیسم موضع‌گیری بی‌هدف دولت برای گسترش قهرآمیز و بی‌پایان می باشد. » (ازکیا،غفاری،1386،240)
تعریفهایی نیز از سوی اندیشمندان مختلف در رابطه با امپریالیسم ارائه شده است که به بعضی از آنها اشاره میشود. بر طبق تعریف ارائه شده از سوی چارلز برد «Charles A bear» امپریالیسم عبارت است: از به کارگیری عوامل محرکه ی دولت و دیپلماسی برای دستیابی به سرزمینها، تحت الحمایه ها و گسترش قلمرو و حوزه ی نفوذ در سرزمینهایی که در تملّک نژادها و مردم دیگر قرار دارد. و همچنین توسعه ی تجارت صنعتی و فرصتهای سرمایه گذاری درآن است. « هانس. جی . مورگنتا » می گوید : امپریالیسم گسترش قدرت یک کشور در فراسوی مرزها است. « پالمرو پرکینز » بر این نظر هستند، که امپریالیسم عبارت است از: مجموعه ی روابطی که در آن یک منطقه و مردم آن تابع دولت و منطقه ای دیگر قرار می گیرند. امپریالیسم ماهیّتاً بمعنای فرمانبرداری است. و یک رابطه ی همراه با قدرت، بدون الزامات اخلاقی از هر نوع را در بر میگیرد. (ابراهیمی فر،1391،243 ) « لنین» امپریالیسم را تجمع عظیم سرمایه پولی در معدودی از کشورها می داند. بنظر« کائوتسکی» امپریالیسم محصول سرمایه داری صنعتی، دارای تکامل عالی و عبارت است از: تمایل هر یک از دول سرمایه دار صنعتی به الحاق مناطق هر چه وسیعتر زراعتی یا تابع نمودن آنها به خود بدون توجه به اینکه چه ملتهایی در آنها سکونت دارند.(لنین،1390،106)
کائوتسکی از تز امپریالیسم مافوق یا «اولترا ـ امپریالیسم»، سخن می راند که براساس این نظریه وی فکر می کرد که امکان تقسیم جهان میان کشور های سلطه گر با نظامهای سرمایه داری وجود دارد. (قادری ، 1385،87 ) کائوتسکی می گوید: سیاست امپریالیستی کنونی ممکن نیست بوسیله سیاستی جدید ـ یعنی سیاست اولترا امپریالیستی که استثمار مشترک جهان را از طریق یک سرمایه ی مالی که در مقیاس بین المللی متحد شده است جایگزین مبارزه ی بین سرمایه های مالی ملی نماید، – از صحنه خارج شود.(لنین،1390،138)
کائوتسکی وقوع جنگ وسیعتر را میان این کشور ها که در میان مارکسیستها طرفداران بسیار داشت ، همچون امری ذاتی تلقی نمی کرد و در وقوع جنگ جهانی اول عناصر سیاسی را مهم می دانست. وحاضر نبود که بطور قطعی از علل اقتصادی صرف در پیدایش جنگ دفاع کند ( قادری ، 1385 ، 87 ) همچنین به نظر « روزا لوکزامبورگ » سرمایه داری خالص قادر به ادامه ی حیات نیست. سرمایه داری در کنار بازار گرم تولید ماقبل سرمایه داری دچار تضاد می شود. ( ملکوتی، بیتا،33) بر طبق نظریه ی مورگنتا، امپریالیسم سیاستی است که هدفش تغییر وضعییت کنونی در راستای روابط مبتنی بر قدرت بین دو کشور یا چند کشور است. از دیدگاه « مورگنتا » سیاست امپریالیستی آنست که هدفش بسط ، گسترش ، تغییر و دگرگونی وضعیت موجود باشد. ( ابراهیمی فر،1391،243 )
مفهوم و ویژگیهای امپریالیسم:
امپریالیسم، تسلط سیاسی و اقتصادی کشوری بر کشور دیگر و یا سرزمینهای دیگر است، که گاه با تسخیر خاک آن کشور به وسیله‌ی قدرت نظامی توأم بوده است. و گاه به صورت استقرار حکومتهای دست‌نشانده برای تأمین منافع سیاسی و اقتصادی کشور مسلط نمایان می‌شود. ( طلوعی،1388،182) امپریالیسم فقط به معنای تصاحب قلمرو ارضی کشورها نیست بلکه به نحو گسترده‌تری با کسب کنترل سیاسی و اقتصادی بر مردم و اراضی، خواه با نیروی نظامی و خواه با ابزارهای زیرکانه تر، مرتبط است. موضوع امپریالیسم سیاست و شیوه‌های دولتی است که غالباً با ابزارهای اقتصادی، قدرت و سلطه ی خود را گسترش می‌دهد. (تاب ، 1383،120) در دوران امپراتوری ایران و روم باستان طبقه ی حاکم در یافتند که از نظر مادی و ایدئولوژیکی ، بهترین وسیله راضی نگاه داشتن توده ها، امپریالیسم است. (احمدپور،1386، 16) وقتی از امپریالیسم سخن گفته می شود، منظور سیاستهای سلطه گری یک دولت در کشور یا سرزمین دیگر است. بنابراین مبحث امپریالیسم در حوزه ی سیاست خارجی و روابط بین‌الملل قرار می گیرد.
«امپریالیسم جهانی» در قرن شانزدهم به صورت استعمارگری اروپا آغاز شد. هر چند بحث و بررسیهای مربوط به آن، در قرن نوزدهم توسط « هاینریش فرید یونگ » در « آلمان » مطرح شد. و دولتهای اروپایی به این نتیجه رسیدند، که مزایای مالی و بازرگانی را می‌توان غالباً از راههای غیر رسمی به دست آورد. سقوط سریع استعمار، سبب شد که کشورهای قدرتمند در جستجوی راههای دیگری باشند، که تسلط آنها را تأمین کند. گسترش امپراتوری غیررسمی، به عنوان جانشینی برای حکومت استعماری رسمی و ایجاد و سازماندهی مکانیسمهای جدید کنترل، پس از جنگ جهانی دوم، به اندازه ای غالب بود، که سبب پیدایش اصطلاح « استعمار نو » گردیده است.
در هر صورت واقعیت این است، که دوره یا « عصر امپریالیسم » پیچیده‌تر از آن است، که بتوان آن را با یک فرمول ساده توضیح داد. تکنولوژی جدید، بیش از تکنولوژی قدیم، از نظر حوزه ی عمل، بین‌المللی است. به همین دلیل دارای اثرات ویژه ای برای عملکرد نظامهای امپریالیستی جهان است. (الهی،1383، 28) ساختار « هرمی » شکل امپریالیسم را در آغاز قرن بیست و یکم ، به بهترین نحو می توان از نوشته ی « برژینسکی » دریافت. سه ستون اصلی « ژئواستراتژی » امپریالیسم عبارتند از: جلوگیری از سازش و ادامه ی امنیت در میان رعایا، حفظ خراجگزاران و جلوگیری از ائتلاف وحشیان با یکدیگر. این طرز تلقی « برژینسکی » از جهان، شباهت زیادی به طرز تفکر یک رئیس قبیله در هزاران سال قبل دارد و نشان دهنده ی طرز تفکر نخبگان سیاسی آمریکا، نسبت به جهان است. در این طرز تفکر آمریکا در رأس هرم قرار دارد. سایر قدرتهای امپریالیستی نیز، که باید از سازش و اتحاد آنها علیه « لرد بزرگ » جلوگیری شود، بخش میانی هرم را تشکیل می دهند، که باید ضمن حفظ حمایت در حوزه ی خود نیز حمایت کلی و به خصوص خدمات نظامی، به « لرد بزرگ » در واشنگتن بدهند. خراجگزاران که باید منکوب و در عین حال محفوظ نگه داشته شوند، رژیمهای سایر کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین هستند، که به قدرتهای امپریالیستی باج و خراج به صورت بهره ، هزینه، وام و فروش ارزان مواد خام به خصوص نفت وغیره، می دهند. وحشیان که لازم است، از پیوند و اتحادشان با یکدیگر جلوگیری شود، همان مردم تحت استثمار و فشار هستند. زیرا وقتی آنها متحد شوند، یعنی به صورت جمعی برای منافع خود فعالیت کنند، تمدن را به خطر می اندازند.(الهی،1383،30) امپریالیسم در مفهوم امپراتوری آن، سابقه‌ای طولانی دارد. عده‌ای امپریالسیم را به همین معنا گرفته و ماهیّت امپریالسیم کنونی را از امپراتوریهای باستانی متفاوت نمی‌بینند. در گذشته پس از تسخیر سرزمینها، مردم را کم و بیش به حال خود باقی می‌گذاشتند، حکمرانی بر آنان می‌گماشتند و از آنان باج و خراج می‌گرفتند و از امکانات سرزمینشان استفاده می‌کردند. و قدرت خود را بسط می‌دادند، اما معمولاً فرهنگ خویش را به آنجا نمی‌بردند، علت اصلی آن هم، عدم توانایی و امکانات جهان‌گشایان برای بازتولید و بازتعریف فرهنگ خود برای مردم متصرّفات بود. امپریالیسم به طور کلی عنوانی است، برای قدرتی که بیرون از حوزه‌ی ملی خود به تصرف سرزمینهای دیگر بپردازد و مردم آن سرزمین‌ها را به زور به فرمانبرداری خود وادار کند و از منابع اقتصادی و مالی و انسانی آن به سود خود بهره‌برداری نماید. (منصوری،1388،23)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.