سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه

این سه مرحله قابل توجه است ولی بعد از سازش مصر در زمان انور سادات، شاهد گرایش مبارزان فلسطینی به اندیشه های مارکسیستی برای مبارزه هستیم هرچند که ناسیونالیسم عربی نیز همچنان موثر بود.
ولی پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد که انگیزه ها برای مبارزه تغییر کند. در همین زمینه شیخ اسعد تمیمی، از رهبران فلسطینی می گوید:« تا پیش از انقلاب ایران، اسلام هنوز وارد عرصه ی نبرد نشده بود حتی در به کارگیری واژگان، مثلا به جای کلمه ی جهاد از کلماتی همچون” نضال” و” کفاح” استفاده می شد…. انقلابی ایران این واقعیت اصیل که اسلام راه حل و جهاد وسیله ی اصلی است را به سرزمین فلسطین وارد کرد.» بدین ترتیب مردم فلسطین دریافتند که برای آزادی قدس باید به قرآن و تفنگ روی آورند.
در همین راستا پس از پیروزی انقلاب اسلامی« گروه های دانشجویی اسلامی در دانشگاه ها و موسسات آموزشی در اراضی اشغال شده، ظهور یافت و با گروه های دانشجویی دارای گرایش ملی به رقابت پرداخت تا آنجا که نفوذ آن ها در سال های پس از آن به تدریج رو به افزایش نهاد، برای مثال در انتخابات سال 1979، برای شورای دانشجویان دانشگاه النجاح الوطنیه در کرانه ی غربی، فراکسیون اسلامی، 10 کرسی از 11 کرسی و در سال 1980 م. پنج کرسی را به دست آورد؛ در حالی که گروه ملی نماینده ی تمام گروه های ملی عضو ساف بود، 6 کرسی به دست آورده، اما در انتخابات 1981 م. فراکسیون اسلامی تمام کرسی ها را به دست آورد.»
در همین رابطه شیخ احمد یاسین، رهبر اخوان المسلمین در سرزمین های اشغالی و رئیس جمع اسلامی غزه، موضع سازمان خود را در قبال سازمان های دیگر که صرفا رویکردی ملی و قومی به قضیه ی فلسطین دارند، مانند ساف اینگونه بیان می کند: نظر یه این که سازمان آزادی بخش فلسطین یک سازمان لائیک است ما نمی توانیم این سازمان را به عنوان تنها نماینده ی مردم فلسطین بپذیریم؛ مگر اینکه خط مشی خود را تغییر دهد و از اسلام پیروی کند.
در راستای همین فعل و انفعالات برخی از سران مقاومت که متاثر از ایران بودند تصمیم به جدا کردن راه خود از دیگر گروه های لائیک و مارکسیست گرفتند. برای نمونه باید گفت تشکیل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در سال 1980 به رهبری فتحی شقاقی، که منشعب شده از جناح محفظه کار اخوان المسلمین فلسطین بود، خود ناشی از تاثیر مستقیم انقلاب اسلامی ایران بوده است.
فتحی شقاقی، دبیر کل جنبش جهاد اسلامی خود چنین می گوید: «ابتدا از هواداران ناصریسم بودم و بعد از اعضای جمعیت اخوان المسلمین شدم و سپس در سال 1975م. با آنان اختلاف نظر یافته و سرانجام در سال 1980م. جنبش جهاد اسلامی را بنیاد کردم.» فتحی شقاقی مستقیما از تاثیر انقلاب ایران بر فلسطین یاد می کند: «هیچ چیز به اندازه ی انقلاب امام خمینی نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن ها را برانگیزد و امید را در دل هایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می توانیم معجزه بسازیم و از این رو، ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دیده ی تقدیر می نگرد و امام خمینی را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می دانند.»
حمایت قاطع ایران از گروه های مقاومت در فلسطین و تشویق این گروه ها به مبارزه باعث شد اسرائیل با چالش های فراوانی روبه رو شود. مذاکرات سازش با مشکل اساسی مواجه شد و حتی شاهد شکل گیری انتفاضه ی مردم فلسطین هستیم که نقش مستقیم ایران در این تحولات کاملا بارز و مشهود است. سخنگوی جهاد اسلامی طی دیدار خود با امام خمینی در آذر ماه 1367 در همین رابطه چنین می گوید: «ملت ما اکنون به نام و یاد اسلام در یک مبارزه وارد شده است… انتفاضه ی اسلامی و مبارکی که در حال حاضر میهن اسلامی فلسطین شاهد و ناظر آن است؛ بارقه ای از نور و بازتابی از پیروزی های بزرگ انقلاب شماست؛ انقلابی که بزرگ ترین تحول را در عصر ما به وجود آورده است.»
این موضوع که قیام های مردم فلسطین در برابر اسرائیل ناشی از انقلاب اسلامی ایران است برای مقامات رژیم صهیونیستی نیز کاملا آشکار بود به طوری که “حیییم هرزوگ” رئیس جمهور وقت رژیم صهیونیستی طی نامه ای که در روزنامه ی نیویورک تایمز به چاپ رسیده است به این امر اذعان می کند. وی چنین نوشته است: «تظاهرکنندگان فلسطینی مناطق اشغالی از طرفداران تفکر خمینی می باشند و هیچ ارتباطی به سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) ندارند. این جوانان می خواهند خیابان های اسرائیل را به خیابان های تهران و بیروت تبدیل کنند. اگر تظاهرات فلسطینی ها با همان تفکرات قبلی بود، خطری در بر نداشت و علت شدت عمل اسرائیل در مقابل آن ها این است که قیام، تغییر ایدئولوژی داده و الهام بخش آن اسلام است.»
این سخنان به خوبی نشان می دهد که مقامات رژیم صهیونیستی عمق اثر گذاری و تغییر ماهیت مبارزه ی فلسطینیان تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران را درک کرده اند و به همین دلیل همواره سعی در تضعیف ایران داشتند. این شیوه ی تفکر مختص مقامات اسرائیلی نبود بلکه آمریکایی ها نیز کاملا از اهمیت و جایگاه ایران آگاه بودند. برژینسکی، مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان جیمی کارتر چنین می گوید: «به نظر من جایگاه استراتژیک ایران، آنچنان برای غرب اهمیت دارد که آمریکا بایستی به هر ترتیب شده و با دست به هر اقدامی، حتی اشغال نظامی، جلو این که غرب ایران را از دست بدهد بگیرد.»
با تمامی این احوال گریزی از نفوذ ایران در بین گروه های مقاومت در منطقه نبود. یکی دیگر از کشورهایی که انقلاب ایران، تاثیر عمیقی بر آن داشت لبنان بود. لبنان که هم مرز با اسرائیل بود ویژگی ای داشت که سایر کشورهای منطقه از آن برخوردار نبودند و آن وجود اکثریت شیعه در جنوب این کشور بود. به همین دلیل میزان اثر پذیری لبنان از ایران به مراتب بیشتر از سایر نقاط خاورمیانه بود و بالتبع به همین دلیل میزان فعالیت ایران در لبنان بسیار گسترده بود. از همان ابتدای انقلاب با توجه به ارتباطات قبلی نیروهای مجاهد ایرانی و لبنانی «راهبرد بی ثبات سازی از اواخر سال1979 آغاز شد و به عنوان مثال در دسامبر 1979 محمد منتظری تلاش نمود تا نیروی ده هزار نفری از انقلابیون ایران را برای کمک و الحاق به رزمندگان فلسطین به لبنان اعزام نماید.»
مراودات ایران و لبنان همچنان ادامه داشت و اسرائیل با نگرانی ناظر بر این روابط بود تا این که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغز شد. شروع جنگ باعث شد بسیاری از کشورهای عربی و همچنین آمریکا و متحدانش به حمایت از عراق برخیزند تا به زعم خود کار انقلاب اسلامی را یکسره کنند و زمینه های نابودی انقلاب را فراهم سازند. هرچند اسرائیل از تاثیر انقلاب بر گروه های مقامت در لبنان و فلسطین نگران بود ولی شروع جنگ باعث شده بود که اسرائیل تا حدی آرامش خاطر پیدا کند.
اما در سال 1361 اتفاقی افتاد که تمامی معادلات آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی را بر هم زد. این اتفاق چیزی نبود جز عملیات آزادسازی خرمشهر. تا آن زمان اکثر تحلیل گران بر این گمان بودند که ایران در موضع ضعف و رو به اضمحلال است ولی آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361 موجب شد اوضاع کاملا دگرگون شود و دشمنان از این عملیات و قدرتی که ایران نشان داد متحیر شوند. این پیروزی بیش از همه بر اسرائیل گران آمد زیرا این رژیم که در آرزوی شکست و نابودی ایران بود به یکباره با ایرانی قدرتمند و اثرگذار روبه رو شد.
در نیمه ی اول خرداد 1361، تهران میزبان کنفرانس نهضت های آزادی بخش بود. این کنفرانس به مناسبت نیمه ی شعبان و روز مستضعفان و پس از پیروزی های مهم نظامی ایران در جنگ با عراق و آزادسازی خرمشهر برگزار گردید.
از لبنان نیز نمایندگان نیروهای اسلام گرا و شخصیت های روحانی از قبیل سید محمد حسین فضل الله، شیخ راغب حرب و شیخ صبحی طفیلی در این کنفرانس شرکت کردند. در این هنگام موضوع مهمی، این کنفرانس را تحت الشعاع قرار داد و آن حمله ی اسرائیل به لبنان بود در تاریخ 16/3/1361 (ششم ژوئن 1982) ارتش رژیم صهیونیستی تهاجم بسیار گسترده ای را از زمین، هوا و دریا به لبنان آغاز کرد و با سرعت و بدون برخورد با مقاومت قابل توجهی تا دروازه های بیروت پیشروی کرده و به این ترتیب دومین پایتخت کشور عربی (پس از بیت المقدس) را به محاصره ی خود در آورد. این حادثه باعث شد شرکت کنندگان لبنانی حاضر در این کنفرانس، خواستار کمک فوری ایران به مردم لبنان شدند و در پاسخ به این درخواست ها رئیس وقت مجلس شورای اسلامی ایران در یکی از جلسات کنفرانس اعلام کرد که یک هیات بلند پایه ی نظامی از ایران به سوریه اعزام می شوند تا نحوه ی کمک ایران و مقابله با این تهاجم را بررسی کنند.
ریاست این هیات به عهده ی سرهنگ سلیمی وزیر دفاع وقت بود همچنین آقایان محسن رضایی (فرمانده سپاه) و سرهنگ صیاد شیرازی (فرمانده نیروی زمینی ارتش) نیز در این سفر همراه وی بودند. این هیات با حافظ اسد رییس جمهور سوریه دیدار می کند و پس از انجام مذاکرات به توافق می رسند که ایران از طریق سوریه برای مقابله با تهاجم اسرائیل به لبنان نیرو اعزام کند. در راستای همین توافق اولین گروه از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، متشکل از تیپ محمد رسول الله به فرماندهی احمد متوسلیان وارد دمشق می شوند. اما پس از ورود نیروهای ایران به سوریه این کشور برای حفظ منافع خود در لبنان و جلوگیری از کاهش توازن امل در میان شیعیان و جلوگیری از تضعیف پایگاه های نفوذ سوریه در لبنان، به نیروهای ایرانی اجازه ی ورود به لبنان را نداد. به همین دلیل موضوع مشارکت مستقیم سپاه در عملیات نظامی علیه ارتش اسرائیل کنار گذاشته شد. البته این به معنای بازگشت نیروهای ایرانی به کشور نبود زیرا نیاز شیعیان لبنان به آموزش های نظامی و عقیدتی باعث شد ماموریت نیروهای سپاه تغییر ماهیت داده و این نیروها به عنوان مستشاران نظامی و مربیان آموزشی و عقیدتی وارد لبنان شوند و مردم لبنان را برای دفاع از کشورشان دربرابر نیروهای اشغال گر اسرائیلی آموزش دهند.
در آن زمان جنبش امل در لبنان فعال بود و هنوز جنبش حزب الله شکل نگرفته بود اما با توجه به اختلافات به وجود آمده با امل کم کم حزب الله تشکیل شد. ماجرا از این قرار بود که پس از اشغال کشور لبنان، الیاس سرکیس رییس جمهور لبنان که چیزی به اتمام دوره ی ریاست جمهوری اش باقی نمانده بود؛ هیاتی متشکل از پنج تن از رهبران لبنانی را به عنوان “هیات نجات ملی” تشکیل داد تا با فیلیپ حبیب فرستاده ی آمریکا به این کشور و اسرائیل مذاکره کنند. یکی از این افراد نبیه بری رییس جنبش شیعی امل بود. توافق نبیه بری با طرح فیلیپ حبیب باعث ایجاد نارضایتی شدید در میان شیعیان شد به طوری که مخالفان مشارکت وی را در این هیات، نه مخالفت با امل بلکه مخالفت با اسلام تفسیر کردند و همین امر موجب ایجاد انشقاق هایی در جنبش امل گردید.
از سوی دیگر لبنان در اشغال نیروهای اسرائیلی بود و اسرائیل تصمیم داشت سرزمین های جنوبی لبنان را به خاک خود اضافه کند اما مردم این مناطق بیکار ننشستند و با کمک علمای مذهبی خود به دفاع برخاستند. از مهم ترین این مقاومت ها می توان به جنبش های شکل گرفته در منطقه ی جبل عامل لبنان اشاره کرد و نمونه ی بارز آن جنبش روستای جبشیت به رهبری شیخ راغب حرب بود. به تدریج این موضوع گسترش یافت و با توجه به آموزش جوانان لبنانی در منطقه ی بقاع توسط نیروهای سپاه پاسداران هسته های مقاومت در لبنان در بین شیعیان این کشور به وجود آمد و بدین ترتیب پایه های “حزب الله لبنان” شکل گرفت. البته این جنبش با عنوان مقاومت اسلامی شناخته می شد.
به این ترتیب جنبش حزب الله که همانند جنبش های اسلامی فلسطین کاملا متاثر از انقلاب اسلامی ایران بود و نیروهای آن مستقیما تحت تعلیم نیروهای ایرانی قرار گرفته بودند علیه اسرائیل شروع به کار کرد. یکی از مهم ترین عملیات های حزب الله از بین بردن مقر فرماندار نظامی ارتش اسرائیل در شهر صور بود. این عملیات که در حدود پنج ماه بعد از اشغال لبنان و به صورت شهادت طلبانه انجام شد نقش بسیار مهمی در تضعیف روحیه ی صهیونیست ها داشت. در تاریخ 12/8/1361 (11 نوامبر 1982) احمد قصیر با یک ماشین پر از مواد منفجره به ساختمان مقر فرماندهی اسرائیل د رشهر صور کوبید در طی این عملیات هفتاد و شش افسر و سرباز اسرائیلی کشته و صد و هجده نظامی دیگر نیز زخمی شدند خود احمد قصیر نیز به شهادت رسید. این عملیات مقامات رژیم صهیونیستی را به شدت تحت تاثیر قرار داد به طوری که آریل شارون وزیر جنگ رژِیم صهیونیستی در محل عملیات حاضر شد و بر روی ویرانه های مقر فرماندهی ارتش اسرائیل ایستاد و در مقابل دوربین خبرنگاران خارجی گریه کرد.
این نخستین بار بود که صهیونیست ها با عملیات شهادت طلبانه روبه رو می شدند چیزی که برای آنها بسیار وحشتناک بود.
با این نوع عملیات، مبارزه با رژیم صهیونیستی وارد مرحله ی جدیدی شد. هنوز یک سال از این عملیات نگذشته بود که طی دو عملیات شهادت طلبانه در تاریخ 1/8/1362 مطابق با 23/10/1983 میلادی مرکز تفنگ داران دریایی آمریکا در کنار فرودگاه بین المللی بیروت و مقر چتربازان فرانسوی عضو نیروهای چند ملیتی، به وسیله ی دو کامیون حاوی بمب، منفجر شد. طی این دو عملیات همزمان، دویست و چهل و یک تفنگ دار آمریکایی و چترباز فرانسوی کشته شده و ده ها نفر دیگر مجروح شدند. این تعداد کشته از سربازان آمریکایی، بعد از جنگ ویتنام، برای ارتش آمریکا بی سابقه بود. ظاهرا این عملیات توسط سازمان جهاد اسلامی انجام گرفته بود.
در کل باید گفت ایران با حمایت مستقیم از گروه های مقاومت لبنانی و فلسطینی سعی در تضعیف اسرائیل داشت همچنین قصد ایران بر این بود که طیف طرفدار سازش را منزوی و گروه های طرفدار مقاومت را تقویت کند. بدین ترتیب در دهه ی اول انقلاب شاهد کمک زیاد ایران به گروه های مقاومت در لبنان و فلسطین بودیم چرا که در این دهه، سیاست خارجی ایران بر پایه ی سیستم تهاجمی عمل می کرد.
مواضع ایران در قبال رژیم صهیونیستی (1384 -1368) :
در دهه ی اول انفلاب اسلامی، سیاست خارجی حالت تهاجمی داشت و تقابل گرایانه بود. به طور کلی اهداف سیاست خارجی در آن دوران عبارت بود از: طرح صدور انقلاب اسلامی، دنبال کردن اصل جهاد در دو بعد فرهنگی و نظامی و طرح موضوع استکبارستیزی و بیداری ملل مستضعف و بیداری ملل مسلمان جهان.
پس از پایان یافتن جنگ تحمیلی و روی کار آمدن دولت سازندگی به ریاست علی اکبر هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی تغییراتی به وجود آمد و ایران سعی در عادی سازی روابط با کشورهای مختلف داشت. امری که در دولت اصلاحات به ریاست محمد خاتمی نیز با شتاب بیشتری پیگیری شد
امیرمحمد حاجی یوسفی سیاست خارجی دوران سازندگی و اصلاحات را چنین توصیف می کند : «از پایان جنگ تحمیلی تا دوم خرداد 1376 سیاست خارجی دولت آقای هاشمی مبتنی بر “تعامل گرایی/ مطلوبیت محوری” بود. در این دوره ایران به سبب ضرورت بازسازی ویرانه های باقی مانده از جنگ مجبور به کنار گذاشتن سیاست تقابل گرایانه ی دوران گذشته گردید… مقطع دیگر دوران ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی (1384-1376) است که می توان گفت جهت گیری سیاست خارجی ایران در خاورمیانه مبتنی بر تعامل گرایی/ محدودیت محوری بود در این دوره ایران نه تنها سعی کرد با سیاست تنش زدایی و اعتمادسازی به ویژه منطقه ی خاورمیانه، به گسترش همکاری بین المللی خود اقدام نماید، همچنین در یافت که در نظام بین الملل موجود با فشارها و محدودیت های زیادی نیز روبه روست این امر موجب شد تا سیاست خارجی ایران به سوی دکترین ائتلاف سازی تمایل پیدا کند و مناسبات خود را با همه ی دول جهان دست خوش تغییر سازد.»
برخی اصول حاکم بر سیاست خارجی ایران در دوره ی سازندگی را بر مبنای واقع گرایی و دوره ی اصلاحات را بر مبنای صلح گرایی مردم سالار توصیف می کنند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.