سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه

بدون شک یک رابطه ارگانیک و مستمر بین سیاست ملی و سیاست بین المللی وجود دارد، سیاست خارجی از دو مؤلفه اساسی شکل می گیرد: اهداف ملی که کشورها درصدد رسیدن به آنها هستند و اسباب و ابزار دست یابی به آنها، سیاست خارجی دولت ها تحت تاثیر متغیرهای متعددی شکل می گیرد، باید گفت امروزه دولت ها بازیگران اصلی سیاست بین الملل تلقی می شوند، جهت گیری ها، اهداف و منافع آنهاست که در چارچوب سیاست خارجی مورد بررسی قرار می گیرد.» البته به این امر نیز باید توجه داشت که « در حالی که روابط بین الملل شامل روابط بین حکومت ها، گروهها و افراد ممالک مختلف می گردد، سیاست خارجی فقط آن دسته از روابط را در برمی گیرد که ابتکار آن با حکومت ها بوده و از آنان تصدی شده باشد.» در کل باید گفت سیاست خارجی یک کشور اساساً متوجه تقویت روابط کشورهای دوست و خنثی کردن نیروهای بالقوه متخاصم به منافع خودی است.
3- استراتژی:
استراتژی (راهبرد) برگرفته از ریشه یونانی «استراتوس» (stratos) به معنای ارتش و آژین (Agein) به معنای هدایت کردن، است که به دوران یونان باستان باز می گردد. «جان ام کالینز» استراتژی را بکارگیری قدرت ملی جهت برآوردن مقاصد ملی و«بوفر» هدف استراتژی را بکارگیری کلیه امکاناتی می داند که به وسیلۀ آن، دشمن از نظر روانی در موقعیتی قرار می گیرد که مجبور به تسلیم در برابر خواست ما شود. «فون مولتکه» استراتژی را سازگار کردن وسایل تحت اختیار جهت دستیابی به هدف مورد نظر تعریف می کند و «لیدل هارت» با قبول گرایش نظام «مولتکه» استراتژی را هنر توزیع و اعمال ابزار نظامی برای تحقق هدفهای سیاسی تعریف می کند.» می توان گفت استراتژی، هنر و علم استفاده و توسعه نیروهای سیاسی، اقتصادی، روانی و نظامی در هنگام جنگ و صلح است تا به منظور افزایش احتمال پیروزی و کاهش احتمال شکست از سیاست های اتخاذ شده حداکثر حمایت صورت پذیرد. استراتژی خواه در فن مدیریت و هدایت کلیه منابع جامعه در جهت تحقق و نیل به هدف مشخص و خواه در برنامه ای که نظام با استفاده از همه ی امکانات خود می خواهد به اهداف حیاتی برسد و یا در هر تعریف دیگر، حاکی از برنامه و طرحی مشخص برای رسیدن به هدفی مشخص است. به عبارت دیگر استراتژی از سه عنصر اهداف، راهکارها و ابزارها تشکیل می شود. اهمیت وجود استراتژی ازاین حقیقت ناشی می شود که ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی ملت با وجود کاربردهای مختلف باید به طور کلی در راستای یک هدف مشخص و مشترک سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. وظیفۀ استراتژی پیدا کردن بهترین راهی است که این همه را در یک نقطه به هم برساند.
4- منافع ملی:
رفتار کشورها در صحنه بین الملل متاثر از برداشت و ادراک آن ها از منابع و اهدافی است که تعقیب می کنند. هر دولتی سیاست خارجی خود را در جهتی تنظیم می کند که در نهایت، خواست ها و نیازهای امنیتی، استراتژیک، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی اش در کوتاه مدت یا بلند مدت تامین شود، که به آنها منافع ملی اطلاق می گردد.
مورگنتا نفع ملی را در کوشش دولت ها برای کسب قدرت متعارف می بیند و قدرتی که او در اینجا در نظر دارد عبارت است از توانایی یک دولت برای ایجاد و حفظ نفوذ و کنترل بر دولت دیگر. «وقتی از منافع ملی صحبت به میان می آید، حوزه و عرصۀ منافع نیز باید مورد توجه قرار گیرد، حوزه و محدودۀ اطلاق منافع دولتها به تبع برخورداری آن ها از قدرت و توانایی های جدید دگرگون می شود. محدوده منافع ملی را قدرت و عناصر تشکیل دهندۀ آن تعیین می کنند و نوسانات قدرت نه تنها بر دیدگاه یک دولت از منافع ملی بلکه بر جهت گیری ها و استراتژی های سیاست خارجی آن تأثیر می گذارد.» . نمودهای منافع ملی عبارتنداز: 1- منافع موازی: در این نوع منافع، به رغم آن که هر یک از طرفین درصدد تحصیل آن از طریق همکاری یا عدم همکاری با دیگران هستند، منجر به بروز تعارض میان دولتهای ذی نفع نمی شود.
2- منافع متعارض: اهداف متعارض هریک از طرفین به منزله بی توجهی به خواست های طرف دیگر تلقی می شود. چه بسا دولت های متعارض به مواجهه مستقیم نظامی علیه یکدیگر کشیده شوند. 3- منافع مشترک: به آن گروه از منافع گفته می شود که به تنهایی توسط یک دولت تامین نمی شود و تحقق آنها صرفاً از طریق همکاری و برقراری اتحاد با سایر واحدها امکان پذیر است.4- منافع اختلاف زا: معمولاً در حالتی ظاهر می شود که هریک از دولت ها درصدد کسب مناطق نفوذی برای خود باشند مانند جنگ سرد.
صهیونیسم:
یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق به بورژوای یهود است که در اواخر قرن نوزدهم در اروپا به وجود آمد و اکنون به ایدئولوژی رسمی دولت اسرائیل تبدیل شده است. این نام مشتق از صهیون، محلی در نزدیکی بیت المقدس است که برای یهودیان مقدس می باشد. در سال 1897 جمعیتی به نام سازمان جهانی صهیونیسم به وجود آمد که هدف خود را انتقال تمام یهودیان جهان به فلسطین اعلام کرد. این سازمان اکنون دارای قدرت مالی برابر با دارایی بزرگ ترین شرکت های انحصاری جهان است و سهام دار شرکت های متعدد اسرائیل و صاحب زمین ها و موسسات کشاورزی و واحد های تولیدی و توزیعی عدیده است. صهیونیسم، قوم یهود را دارای وضعیت استثنایی در جهان می داند که به عنوان برگزیده ی خدا دارای رسالتی ویژه هستند. صهیونیسم سالیان متمادی کوشش اصلی خود را متوجه ایجاد نفاق و تضاد کرده است. صهیونیسم تنها یک ایدئولوژی نیست بلکه سیستم ارتباطات پر شاخه و موسسات بی شماری نیز هست و مجموعه ی نظریات، سازمان ها، سیاست ها، روش های سیاسی و اقتصادی بورژوازی یهود را که با محافل انحصاری ایالات متحده ی آمریکا و سایر کشورهای امپریالیستی پیوند خورده اند، تشکیل می دهد.
6- خاورمیانه ی بزرگ تر:
طرح خاورمیانه ی بزرگ تر که از جانب نو محافظه کاران دولت جرج بوش ارائه و دنبال گردید از جمله برنامه هایی است که می توان آن را در قالب یک استراتژی کلان و مدرن برای سلطه ی همه جانبه ی ایالات متحده بر خاورمیانه ارزیابی کرد. آنچه اهمیت این طرح را دو چندان می سازد، تاکید بسیار طراحان آن بر لزوم تمرکز بر مسائلی است که به شکلی ریشه ای در این منطقه وجود دارند. در این رویکرد، منافع ایالات متحده ی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه ی بزرگ تر که شمال آفریقا، ترکیه، اسرائیل و افغانستان را شامل می شود به ترتیب عبارت بودند از:
تامین نیازهای انرژی. 2- مقابله با ایران و عراق. 3- صلح اعراب و اسرائیل. 4- ممانعت از فروپاشی نظام های از هم گسیخته و در آستانه ی اضمحلال.
7- موازنه ی منطقه ای قدرت:
واژه ی “موازنه ی قدرت” یکی از پر سابقه ترین و پر کاربرد ترین واژه های مربوط به روابط بین الملل به ویژه در نظریه های واقع گرا می باشد. موازنه در فرهنگ لغت به معنی هم وزن کردن و سنجیدن دو چیز و برابر کردن آن ها با هم آورده شده است. اما اگر قدرت از دیدگاه متفکران سیاسی بررسی شود؛ هانس مورگانتا معتقد است که سیاست در میان ملت ها راه مبارزه ای برای دستیابی به قدرت است. (هانس جی مورگانتا: سیاست میان ملت ها ترجمه ی حمیرا مشیر زاده) عبد الرحمن عالم نیز قدرت را به معنی توانایی عمل کردن خواست ها به رغم مخالفت دیگران می داند. اما مورگانتا بر این نظر است که دولت ها در چارچوب قدرت دارای انتخاب های سیاسی محدودی هستند که عبارتند از: حفظ وضع موجود (حفظ قدرت)، افزایش قدرت و نمایش قدرت که ممکن است کشورها به دلایل مختلف از جمله موازنه ی قدرت از سیاست حفظ وضع موجود پیروی کنند چراکه تنها راه جلوگیری از جنگ ایجاد نوعی سیستم موازنه ی قدرت می باشد. رئالیست های سیاسی هم بر این اعتقاد بوده اند که موازنه ی قدرت برای حفظ سیاست وضع موجود ضروری است. لذا درباره ی موازنه ی قدرت نظرها و تعاریف متعددی ارائه شده است. برخی آراء به صورت تغییر شکل توزیع قدرت و یا مکانیسمی خودکار در سیاست بین الملل و همچنین بر وضعیت موجود، ایجاد تعادل و یا عدم تعادلی مطلوب و مناسب می گردد، تعبیر و تفسیر کرده اند. این مقوله هنگامی مطرح می شود که دولت یا دولت هایی سهمی افزون تر از قدرت را در نظام بین الملل می طلبند؛ به گونه ای که چنین فرایندی باعث بر هم خوردن سیستم توزیع قدرت در سیاست بین المللی یا منطقه ای می شود. ممکن است بعضی دولت ها افزایش قدرت دیگران را تهدیدی نسبت به امنیت و استقلال و منافع خود تلقی کرده، برای برقراری مجدد موازنه ی قدرت به اقدامات نظامی یا دیپلماتیک دست بزنند. معنای ساده ی موازنه ی قدرت عبارت است از وجود نوعی تعادل بین قدرت کشورهای عضو نظام بین الملل به نحوی که هیچ کدام از آنها نتوانند از چنان قدرت مسلطی برخوردار شوند که اراده ی خود را بر دیگران تحمیل کنند. با توجه به اینکه در نظام بین الملل، هر کشور در پی به حد اکثر رساندن قدرت و منافع خود است؛ وجود موازنه ی قدرت مستلزم این است که کشورها این آمادگی را داشته باشند تا به اقتضای شرایط در اتحادها و ائتلاف های خود تغییر دهند. بر مبنای نظریه ی موازنه ی قدرت تا زمانی که بین کشورهای یک منطقه از نظر قدرت توازن وجود داشته باشد احتمال شروع جنگ و درگیری بین آن ها وجود نخواهد داشت و این حالت را اصطلاحا “موازنه ی منطقه ای قدرت” می نامند. اما چنانچه توازن قوا بین دو یا چند کشور در منطقه به هم بخورد احتمال جنگ و درگیری بین آن ها افزایش می یابد.
جمع بندی:
در این فصل ضمن بررسی نظریه های مطرح در عرصه ی روابط بین الملل همچون آرمان گرایی، واقع گرایی و سازنده گرایی و همچنین کنکاش در ادبیات موجود در عرصه ی سیاست خارجی ایران سعی در اتخاذ رویکردی مناسب برای تحلیل سیاست خارجی ایران در دولت نهم داشتیم و با بررسی نظریات مختلف به این نتیجه رسیدیم که رویکردهای تلفیقی برای تحلیل سیاست خارجی دولت نهم مؤثرتر است به همین دلیل با اتخاذ رویکرد تلفیقی «آرمان گرایی واقع بینانه» سیاست خارجی دولت نهم با این رویکرد مورد تحلیل و کنکاش قرار داده شد و در ادامه هم به تعریف مفاهیمی چون نظام بین الملل،سیاست خارجی، استراتژی، منافع ملی، صهیونیسم، خاور میانه بزرگ تر و موازنه منطقه ای قدرت پرداختیم.
فصل دوم:
پیشینه ی مناسبات ایران و اسرائیل
پیشگفتار:
در این فصل بنابر آن داریم که به بررسی پیشینه ی مناسبات ایران و اسرائیل از ابتدا تا آغاز دولت نهم بپردازیم. به همین دلیل ابتدا روابط ایران و اسرائیل در قبل از انقلاب – دوران پهلوی – بررسی شده و سپس به مناسبات ایران و اسرائیل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته می شود.
در بخش اول این فصل برای فهم بهتر ابتدا به چگونگی شکل گیری رژیم صهیونیستی می پردازیم و مروری تاریخی بر سرزمین فلسطین داریم. سپس به بررسی عملکرد مردم ایران و علمای مذهبی در آستانه ی تشکیل رژیم صهیونیستی می پردازیم و پس از آن چگونگی رفتار حکومت ایران در زمان تشکیل رژیم صهیونیستی بررسی می شود و در همین قسمت، رفتار و فعل و انفعالات حکومت را تا آخر دولت مصدق که به کودتای بیست و هشت مرداد منجر شد؛ بررسی می کنیم. سپس روابط ایران و اسرائیل را که عملا وارد مرحله ی جدیدی شده بود تا پیروزی انقلاب اسلامی پی می گیریم.
در ادامه به بررسی مناسبات ایران و اسرائیل بعد از پیروزی انقلاب و طی دهه ی اول انقلاب می پردازیم. برای فهم بهتر مناسبات ایران و اسرائیل و نقش عمده ی گروه های مقاومت لبنانی و فلسطینی در این مناسبات به بررسی تاثیر انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری و تقویت گروه های مقاومت نیز پرداخته می شود و سرانجام در بخش پایانی این فصل مناسبات ایران و رژیم صهیونیستی در دولت های سازندگی و اصلاحات واکاوی می شود و کارنامه ی این دو دولت را در مورد رفتار با اسرائیل مورد کنکاش قرار خواهیم داد.
گفتار اول: روابط ایران و رژیم صهیونیستی در دوران پهلوی
1- چگونگی شکل گیری رژیم صهیونیستی:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.