شخصیت پردازی

دانلود پایان نامه

2-1-8- برآیند :
هنرهای ضبط کننده در حالی که شامل کیفیتی نوین از بیانگری هستند ، در موازات هنرهای قدیم نیز قرار دارند. هر آن چیزی را که بتوان «دید» ، «شنید» و یا «اندیشید» می توان ضبط کرد. از میان هنرهای ضبط کننده ، «هنر فیلم» به جای گرویدن به طیف همراهان دیگر ، بر آن ها پل می زند. فیلم از ابتدای پیدایش و فیلم برداری (عکاسی) ، هنری بی طرف و «ابجکیتو» بوده است. لومیر بارها درباره هنر فیلم گفته بود : «… فاقد آینده است». و در واقع نیز در روزگار وی ، آینده این رسانه چنین به نظر می آمد. اما با در آمیختنش با هنرهای دیگر ، هنر انقلابی سینما متولد شد و راه پیشرفتی اورگانیک را در پیش گرفت. تجربه گران نخستین سینما ، از راه آن ، نقاشی کردند. نوول نوشتند و تئاتر اجرا کردند و از این راه به تدریج آشکار گردید که کدام یک از عوامل این هنرها در موقعیت های فیلمیک قابل استفاده اند و کدامیک بی نتیجه. هنر فیلم از راه برخورد با هنرهای دیگر و تفحض در بازتاب این برخورد ، به پیشرفت های بعدی خود نایل آمد. الگوی فیلم به سیستم های پیچیده نوول ، شعر ، نقاشی ، درام و موزیک پیوند زده شد و حقایقی جدید – حتی درعوامل آن هنرها – به منصه ظهور رساند. از جلمه آن ها ، با چشم پوشی از برخی ناهنجارهای ابتدایی طرق ضبط ، غالب عوامل آن هنرها در فیلم مستحیل می گردیدند. بر آینده این پدیده اعجاز آمیز آن است که ما اکنون در برابر حقیقتی انکار ناپذیر قرار گرفته ایم ، و آن اینکه صد سال اخیر تاریخ هنر ها بستگی تناتنگی با تاریخ پیشرفت سینما داشته است. آنچنان که با بهره گیری سینما از هنر های پیشین ، نقاشی ، ادبیات ، تئاتر و حتی معماری و تندیس گری نیز ناچار به بیان تعاریفی مجدد از خود ، با استفاده از زبان جدید هنر گردیده اند.
2-2- سینما و معماری :
2-2-1- فیلم – معماری – سینماگران :
سینما با هر شات یا پلانی که نمایش میدهد در واقع رویدادی را در یک فضا معرفی می کند. از نظر معماری ، هر مکان مادی ، حتی یک بیابان ، یک فضا محسوب می شود. تعداد المآن ها یا عناصر موجود در یک فضا و همچنین نوع آن ها سبب تغییر ارزش فضا می شود. حتی نور ، صدا و… هم می توانند فضایی را از فضای دیگر متفاوت کنند. سه عنصر مهم در معماری : حجم ، نور و رنگ تأثیرات عمده ای در ایجاد فضا دارند ، حتی مفاهیمی مثل نقطه ، خط ، سطح و… که در هنرهای تجسمی مطرح هستند ، در معماری نیز مورد استفاده دارند اما همگی در قالب حجم و بافت معنا می یابند. عناصر ذکر شده در ساخت یک فضای معماری عیناً در ساخت یک فضای فیلمیک که بخش عمده ای از آن را فضای معماری تشکیل می دهد دخالت دارند. بجز اشتراک در عناصر بنیادی ، معماری در سیر تکاملی تشکیل یک فیلم و سیر منطقی داستان نیز دخیل است. عمده ترین این ارتباطات عبارتند از :
1- رابطه سینما و معماری از لحاظ طراحی صحنه : فضا سازی در سینما بر اساس ضرورت و نیاز فیلم صورت میگیرد. این نیاز ، نیازی است که داستان فیلم آن را تعیین میکند (سنگ بنای این امر در فیلم نامه وجود دارد که توسط کارگردان و کارگردان هنری «طراح صحنه» به اجرا در می آید). فضا سازی یا صحنه پردازی در سینما را می توان در واقع یک نوع شخصیت پردازی مکان دانست. همان گونه که یک سناریست در هنگام نوشتن فیلم نامه به شخصیت پردازی می پردازد. در شخصیت پردازی دراماتیک به سه
عامل : 1- نوع شخصیت ، 2- فیزیک ، 3- پوشاک پرداخته می شود. سپس شخصیت پدیده آمده را با حوادث فیلم نامه و نیز حوادث را با او هماهنگ می سازند. در فضا سازی هم عیناً همین اعمال صورت می گیرد یعنی ابتدا برای رویدادی که قرار است اتفاق بیافتد از نظر فیزیکی فکر شده و انتخاب صورت می گیرد ، سپس به وسائل ، افراد و ملحقات این مکان پرداخته می شود ، ازجمله باید به مسائل دیگری که کمپوزسیون و پرسپکتیو در فیلم برداری ایجاد میکند نیز توجه کرد و زوایای فیلم برداری را در فضا طوری برگزید که به بهترین شکل ، واقعه ، صحنه و مکان معرفی گردند. وجود تمام این مسائل است که محل چیدن وسایل صحنه و شکل و فرم فضا را تعیین میکند.
2- رابطه معماری و سینما از نظر جنبه های تاریخی و معرفی بناهای معماری و تأثیر آن در کارگردان : گاه در بعضی فیلم ها که جنبه تاریخی دارند بناهای معماری از اهمیت زیادی برخوردار می گردند و علاوه بر اینکه به عنوان یک مکان یک رویداد فیلم می باشند معرف موقعیت زمانی، مکانی، فرهنگی، اجتماعی و … نیز در فیلم هستند. غیر از این موارد ، ‌معماری و اصول و ضوابط آن مسائل دیگری را نیز برای فیلمساز مطرح می کنند ، مثلاً معماری خاصی که در آن تعادل متقارن نقش اصلی را دارد ، خواه ناخواه علاوه اطلاعات تصویری از موقعیت تاریخی و فرهنگی خود ، در کادربندی و کمپوزسیون و به طور کلی کار فیلم بردار تأثیر می گذارد بدین صورت که کارگردان سعی می کند تا تعادل موجود در بنای انتخاب شده را در تصویرش عرضه کند. تحمیل دیگری که بناهای معماری معمولاً در کار فیلمبردار و کارگردان ایجاد میکنند زاویه دوربین است. هر بنا بر اساس خصوصیات خاص خود تنها در یک یا دو زاویه ودیدگاه است که به بهترین شکل می تواند خود را به لحاظ بصری عرضه کند. در واقع ظاهر شخصیت خود را تنها از این زوایا می تواند بیان کند. با این وصف کارگردان باید درایت و اطلاع کافی از معماری ای هماهنگ با نوع فیلم و رویدادهای مورد نظر ، در لوکیشن آن بهترین زاویه را پیدا کند.
3- ارتباط معماری و فیلم از لحاظ بکارگیری در سبک های مختلف : فضای معماری موجود در فیلم هایی با سبک های گوناگون همواره معرف فضای فیلم بوده اند ، در حقیقت فضای معماری نوعی شناخت اولیه از نوع فیلم به تماشاگر می دهد. بطور مثال در فیلم های اکسپرسیونیستی سینمای آلمان فضاهای نیمه تاریک با نورپردازیهای غیر طبیعی و خارج از مقیاس و قاعده بودن بناها القاء کننده توهم ، ترس و نوعی نا امنی بود که در فضای فیلم موج می زد.
4- ارتباط معماری و فیلم از لحاظ استفاده از اجزا و عناصر یک اثر معماری در فیلم : عوامل بصری موجود در بافت یک بنای معماری مثل رنگ ، سطح ، خط ، نقطه و … نیز می تواند عواملی مفید برای پس زمینه تصاویر یک فیلم باشند یعنی یک بنای معماری علاوه بر اینکه از نظر حجم و فرم می تواند کمک بصری مهمی باشد ، اجزای آن نیز می تواند به عنوان پس زمینه شاتها مطرح باشند و معنای مورد نظر کارگردان را تقویت کنند. قاعده کلی در این گونه انتخاب ها این است که کارگردان باید بداند که هر نوع فضای معماری و هر نوع عنصر موجود در آن بنا که در حال حاضر لوکشین یک فیلم شده است چه حس و حالی را بر می انگیزد. او بر این اساس به هماهنگی فضا و میزانسن می پردازد. اما دراین قضیه دو راه عمده پیش روی کارگردان قرار دارد. یکی اینکه دکوپاژ بر اساس بنای معماری موجودی که برای فیلمش پیدا کرده ، طراحی کند یا اینکه بر اساس دکوپاژ از پیش آماده شده ، بنای معماری خاصی را بسازد.
از دیگر قواعد مهم معماری که سینما نیز از آن استفاده های فراوانی می کند «تناسب» و «مقیاس» است. نسبت داشتن اجزاء فضاهای معماری با عملکرد و نیازی که برای آن ، فضای معماری ساخته شده ، رابطه مستقیمی دارد. این قاعده در تمام بناهای معماری به عنوان امری بدیهی همواره رعایت گردد. این در واقع طبیعی ترین و بدیهی ترین استفاده است که فیلم از فضا میکند. عکس آ‌ن هم فیلم ها ممکن است مصداق داشته باشد. بدین صورت که با نشان دادن مکانی خارج از اندازه های معمارانه و تناسبات معمول احساس متضاد به وجود می آید که بسته به نیاز فیلم میتواند کاربردهای مختلفی داشته باشد به طور مثال در یکی از نخستین فیلم های سرگئی آیزنشتاین که لوکیشن فیلم برداری یک کارخانه گاز بود عظمت ماشین ها ، بازی بازیگران را تحت تأثیر قرار داده و کمرنگ نموده بود. گاه نقض بعضی اصول معماری می تواند کمک موثری در پیشبرد داستان باشد. سایر اصول هنری مورد استفاده در معماری مثل تأکید و تداوم نیز به همین منوال می توانند در خدمت مفاهیم فیلم قرار بگیرند. گاه کارگردان با یافتن یکی از مهم ترین اصول هنری معماری در یک بنا می تواند ترکیب هنرمندانه ای از تمامی عوامل فیلمش بیافریند. به عکس عدم اطلاع کارگردان و فیلم بردار در اصول معماری سبب نزول کیفی تصاویر و معانی می گردد.
5- رابطه معماری و فیلم از نظر داشتن اصول مشترک هنری : اصول مثل تعادل ، تناسب ، تاکید ، تداوم، وحدت و تنوع نه فقط در معماری که در سایر رشته های هنری و همچنین در سینما نیز تحت قالب خاص خود وجود دارد که در ترکیبات خاص خود جنبه های زیبایی شناسانه را پدید می آورند. این اصول در تمامی مراحل فیلم سازی ، از فیلم نامه نویسی گرفته تا میکساژ صدا وجود دارند و به شدت مورد استفاده قرار میگیرند.
6- حکمت مونتاژ به عنوان «معماری سیما» : اجزاء و عناصر واقعیت سینمایی باید نهایتاً از طریق مونتاژ به ترکیب نهایی خویش دست یابند و از این لحاظ مونتاژ قابل قیاس با معماری است. در این وضعیت فعل آن دیگر تنها به مونیتور بازگشت نخواهد داشت بلکه اصل مونتاژ توسط کارگردان است که صورت میگیرد. آنچه که یک معمار را به سوی طرحی معین و مشخص می راند چیست؟ همچنانکه معمار همواره پیش از طراحی «تصوری غایی و آرمانی و مطلق» از آنچه که می خواهد ، در ذهن دارد ، فیلم نیز محصول تلاش کارگردان برای دستیابی به یک تصور غایی است و این تصور نهایتاً از طریق «ایجاد پیوند بین نماها» تحقق می یابد. عمل فیزیکی مونتاژ همین ایجاد پیوند است حال آنکه «ماده و صورت فیلم» را کارگردان خلق کرده است. اگرچه از لحاظ نتیجه کار ، فیلم سازی شاید با معماری قابل قیاس نباشد اما محصول کار فیلم ساز نیز فضایی است که انسان در آن ، برای مدتی کوتاه زندگی میکند.
بطور خلاصه عوامل تأثیر گذار معماری در فیلم و ارتباط آن با کارگردان را میتوان چنین برشمرد:
1- اطلاع و درک و آگاهی عمیق کارگردان از یک فضای معماری
2- در نظر گرفتن تناسب اطلاعات ابراز شده در مورد فرم یک بنای معماری با فیلم مورد نظر
3- بررسی خصوصیات فیزیکی یک بنای معماری و رابطه آن با بازیگران به صورت کلی و جزئی
4- بررسی فضای معماری از لحاظ راهگشایی در زمینه مشکلات فیلم نامه ، دکوپاژ و حتی کارگردانی
5- استفاده از پلان یا ماکت برای یک لوکیشن
6- توجه به دکورسازی
7- توجه به هارمونی بین فضا یا لوکیشن به عنوان یک فضای معماری با شخصیت ها ورویداد موجود درآن
8- توجه به تأثیر معماری در برخی جلوه های ویژه مثل گلاس شات یا ماکت آویزان
9- در نظر گرفتن میزان تسلط فضای معماری بر یک میزانسن

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.