صندوق بین المللی پول

دانلود پایان نامه

با این وجود تغییر رژیم نرخ تبدیل ارز در مقیاس بین المللی در دهه1970 اگرچه یکی از دلایل اشتیاق فزآینده به اعطای استقلال به بانک های مرکزی است و لی دلایل دیگری نیز به ویژه در دهه1990 در افزایش استقلال بانک های مرکزی دخیل هستند و برای بسیاری از سیاست مداران ارزش کنترل مستقیم سیاست پولی توسط خود سیاستمداران به نحوه تصمیم گیری انها در خصوص افزایش و یا حفظ اختیارات و قدرت صلاحدیدی بانکهای مرکزی راجع به سیاست پولی به شکل دهه 1970 به بعد تا حدودی به خاطر اینکه نقش سیاست پولی، دیگر به عنوان ابرازی موثری برای تعیین سطح اشتغال ملی تلقی نمی گردد کاهش یافته است. اگر کنترل کردن سیاست پولی برای سیاست مداران توانایی نیل به سطح مطلوب اشتغال را به ارمغان نمی آورد چرا نباید قدرت و اختیار بیشتری را در خصوص سیاست پولی به بانک های مرکزی اعطاء نمود. یک دلیل دیگر برای افزایش اشتیاق اعطای استقلال به بانک های مرکزی مربوط به نتایج و پیامدهای جهانی سازی مالی است. جهانی سازی مالی هزینه سیاست پولی ضعیف را بالا برده و ارزش استقلال بانک مرکزی را افزایش می دهد و با کاهش موانع حرکت آزادانه بین المللی ارز و نیز این واقعیت که دولت های ملی فعالیت آزادانه بین المللی موسسات مالی را هر چه بیش از پیش به رسمیت می شناسند،بازارهای مالی ملی نیز بیش از پیش در یک بازار بزرگ بین المللی ادغام می شوند.
دلیل دیگر برای افزایش علاقه به اعطای استقلال به بانک مرکزی در عصر حاضر برشمرده شده است و آن شرط مقرر در معاهده ماستریخت برای پیوستن به اتحادیه اروپا طبق معاهده ماستریخت می باشد که یک شرط لازم برای الحاق به معاهده استقلال بانک مرکزی است.این شرط مقرر در معاهده ماستریخت تاثیر گسترده ای را در کشورهای اروپای در پی داشته است چرا که این کشورها تلاش می کنند قوانین بانک مرکزی را با الزامات معاهده ماستریخت منطبق نمایند.
گفتار دوم: وظایف وصلاحیتهای بانک مرکزی
نظرات بسیار متفاوتی راجع به وظایف بانک های مرکزی ارائه شده است. در سال 1983
مقاله ای از صندوق بین المللی پول فهرستی از وظایفی را که در آن زمان بی چون و چرا به نظر می رسید ارائه کرد.این مقاله فهرست بانک های مرکزی را در پنج حوزه تقسیم بندی کرد:
1-مدیریت اندوخته های ارزی خارجی و انتشار پول؛
2-بانکداری دولت؛
3-بانک داری سایر بانک های تجاری؛
4-تنظیم سیستم مالی؛
5-سیاست پولی و اعتباری؛
بانک مرکزی معمولا به عنوان بانکدار بانک های تجاری و از طریق ارائه خدمات تسویه و پرداخت عمل می کند اگرچه روشی که این خدمات بر طبق آنها ارائه می شود از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.روزا لاسترا فهرست کامل تری از آنچه که وی به عنوان کارکرد بانک مرکزی یاد می کند ارائه می دهد و در خصوص ماهیت متغیر و اهمیت آنها توضیح می دهد.بانک تسویه های بین المللی نیز بک طبقه بندی جامع و کامل شامل فهرستی از کارکردهای بانکداری مرکزی را منتشر کرده است.
به طور کلی میان درجه توسعه یافتگی اقتصادی یک کشور و گستره مسئولیت ها و وظایفی که بانک مرکزی آن کشور برعهده دارد رابطه مستقیمی وجود دارد. بر اساس مطالعه صورت گرفته بانک تسویه های بین المللی بر روی چهل و هفت بانک مرکزی رابطه بین تولید ناخالص داخلی و گستره وظایف بانک مرکزی ترسیم شده است و سه دلیل اصلی را برای این رابطه ذکر می کند:
1-در کشورهای در حال توسعه ،بانک مرکزی ممکن است یکی از معدود منابع تخصصی در حوزه مالی باشد؛
2-در سطح کشورهای صنعتی از بانک مرکزی معمولا به منظور تشویق و توسعه بخش مالی استفاده می شود؛
3-کشورهای صنعتی تمایل دارند که گستره وظایف بانک مرکزی را محدود کرده و بر پاسخگویی بانک مرکزی تمرکز نمایند. اصولا صاحب نظران مختلف در خصوص گستره و شمار کارکردها و صلاحیتهای بانک مرکزی اتفاق نظر ندارند.
جان سینگلتون وظایف و کارکردهای بانک مرکزی را این گونه فهرست می نماید:1-بانک های مرکزی معمولا انتشار اسکناس را برای رفع نیازهای مردم برعهده دارند.2-بانک های مرکزی سیاست پولی را اجراء می کنند و یا ممکن است که سیاست پولی را تعریف کنند .اینکه تصمیم راجع به سیاست پولی بایستی فقط توسط بانک مرکزی اتخاذ شود و یا توسط بانک مرکزی به همراه دولت و یا اینکه تنها توسط دولت اتخاذ شود یکی از بزرگترین مسایل در بانکداری مرکزی است.3-بانکداری مرکزی خدمات بانکداری و عاملیت دولت ها را انجام می دهند و مدیریت بدهی های عمومی نیز اغلب بر عهده آنهاست.بانک مرکزی معمولا اصلی ترین عرضه کننده خدمات بانکداری هستند اگرچه تنها عرضه کننده خدمات بانکداری به دولت نمی باشند.تسویه پرداخت ها بین دولت و بانک های تجاری معمولا از طریق حسابهای بانک مرکزی رخ می دهد.وقتی که دولت ها می خواهند وام بگیرند چه از داخل و چه از خارج آنها معمولا از بانک های مرکزی می خواهند که از جانب آنها اقدام نمایند.ممکن است از بانک های مرکزی تقاضا شود و یا حتی بانک های مرکزی ملزم شوند که به دولت یا سایر نهادهای عمومی وام پرداخت کنند..4-بانک های مرکزی به عنوان حافظ و متولی اندوخته های نقدی بانک های تجاری عمل می کنند و در تسویه حساب های بین بانک های تجاری نیز نقش دارند.بانک مرکزی مکانی کاملا امن و مناسب برای ذخایر سایر بانک هاست. بانک های تجاری با کمال میل بخشی از اندوخته های نقدی خود را نزد بانک مرکزی نگه می دارند و از این اندوخته ها در تسویه پرداخت های بین بانکی و یا تسویه پرداخت های میان بانک ها و دولت استفاده می شود. 5-بانک های مرکزی تلاش می کنند که تمامیت و درستی سیستم مالی را حفظ نمایند و در بعضی مواقع به عنوان آخرین وام دهنده اضطراری و ناظر بانکی وارد عمل شوند.بحران های بانکی می توانند منجر به آسیب های شدیدی به نظام اقتصادی گردند این بحران ها ممکن است موجب از بین رفتن سپرده ها گردد و در نتیجه تحصیل اعتبار جدید برای افراد و بنگاه های تجاری را با مشکل مواجه سازد .ورشکستگی بانک های مهم می تواند اثرات مخرب و زیان باری بر سیستم های تسویه و پرداخت داشته باشد. بانک مرکزی مسئولیت تقویت و حمایت از سیستم بانکداری کشورها را برعهده دارد و بانک مرکزی این وظیفه را به انحاء مختلف به انجام می رسانند یا از طریق مدیریت سیستم تسویه از طریق آماده بودن که در هنگام لزوم به عنوان آخرین وام دهنده دخالت نماید.6-بانک های مرکزی می توانند سیاست های دولت درباره نرخ تبدیل ارز و حفظ اندوخته های ارزی خارجی و مساعدت در مدیریت آن را به انجام رسانند. وظیفه اجرای سیاست های نرخ تبدیل اغلب به بانک های مرکزی محول می شود و این کار از طریق خرید و فروش طلا و یا ارزهای خارجی به منظور تاثیرگذاری بر شرایط بازار صورت می گیرد که معمولا منجر به افزایش و یا کاهش اندوخته های خارجی می گردد که بر روی ترازنامه بانک مرکزی و یا دولت نگه داری می شود.بانک های مرکزی هم چنین می توانند به نرخ تبدیل ارز از طریق تعدیل نرخ بهره و یا اعمال کنترل های اداری بر معاملات خارجی اثر گذارند.7-بانک های مرکزی برای تشویق توسعه اقتصادی نیز ممکن است دخالت نمایندبه ویژه در کشورهای در حال توسعه به بانک های مرکزی وظیفه پیش برد و تشویق توسعه اقتصادی نیز محول شده است.در غیاب یک بخش بانکداری تجاری قوی،بانک مرکزی می تواند به عنوان یک جانشین وارد شود و شبکه شعب خود را به کار گیرد.تاسیس یک بانک مرکزی هم چنین می تواند به تازه واردان بالقوه این اعتماد و اطمینان را ببخشد که به فعالیت خود ادامه دهند.بانک مرکزی معمولا در تامین مالی پروژه های توسعه و وام گرفتن از خارج برای انجام چنان پروژه هایی نقش دارد.8-بانک های مرکزی درباره سیاست اقتصادی به دولت هایشان مشاوره می دهند.بانک های مرکزی تخصص قابل توجهی در مورد موضوعات مالی و اقتصادی دارند و وزیران به فایده تکمیل توجیه ها و مشاوره هایی که از جانب کارشناسان خزانه داری می گیرند یا مشاوره ها و توصیه های ارائه شده از جانب کارشناس بانک مرکزی ایمان دارند . همان طور که ملکوم فریزز نخست وزیر سابق استرلیا(1975-1983)گفته است:گرفتن مشاوره از منابع متفاوت ایمنی بیشتری را در پی دارد و اگر شما از دو دیدگاه مطلع شوید احتمال اینکه تصمیم های بهتری بگیرید بیشتر می شود.9-بانک های مرکزی در ترتیبات پولی بین المللی مشارکت و همکاری می کنند.بانک های مرکزی در مدیریت سیستم پولی بین المللی همکاری می کنند و هم چنین در تنظیم قواعد سیستم بانکداری بین المللی از طریق تبادل اطلاعات و یا طرح ریزی و بحث در خصوص ابتکارات و اقدامات جدید و هم چنین از طریق اعطای اعتبار به همتایان خود.بانک های مرکزی کشورهای مختلف حتی در مواقعی که کشورهایشان نیز روابط چندان حسنه ای با یکدیگر نداشته اند،با هم گفتگو و مذاکره داشته اند و از سال 1930 مرکز اصلی همکاری بین بانک های مرکزی،بانک تسویه های بین المللی در بازل سوییس بوده است.10-سایر وظایف به عنوان نهادی که روابط نزدیکی با دولت دارد ممکن است از بانک مرکزی خواسته شود تا وظایف دیگری را نیز بر عهده بگیرد مانند ارائه خدمات بانکداری به مردم ،حمایت از مصرف کننده(مانند مورد ایالات متحده)اما حقیقت این است که هیچ دو بانک مرکزی یافت نمی شود که کاملا مشابه هم باشند.شایان ذکر است که مطلقا لازم نیست که یک بانک مرکزی حتما یکی از وظایف و کارکردهای مذکور در بالا را انجام دهد.بانک های تجاری و دولت ها نیز می توانند-چنانچه اغلب نیز تاکنون این کار را کرده اند-مثلا به نام خود اسکناس چاپ کنند.سیاست پولی می تواند توسط بخشی از خزانه داری به اجراء در آید.بانک های تجاری می توانند گستره کاملی از خدمات بانکداری را به دولت از جمله مدیریت اندوخته های خارجی ارائه دهند.نهادهای دیگر نیز می توانند به تشویق و پیشبرد توسعه اقتصادی و یا ارائه مشاوره اقتصادی به دولت بپردازند. پس تسلط و نفوذ بانک های مرکزی را چگونه می توان توجیه نمود؟مشخصا بانکداران مرکزی قادر بوده اند که دولتها را متقاعد کنند که انها می توانند بعضی از این وظایف را به نحو موثرتر و ایمن تری از سایر نهادها به انجام برسانند. دولت ها معمولا چیزچندان زیادی درباره امورات حتی بانکداری و پولی نمی دانند.همین که بانک مرکزی فعالیتش را در یک کشور آغاز کرد به نظر می رسد که بدیهی ترین نهاد برای محول کردن مسئولیت های دیگر در حوزه بانکداری و پولی به آن است. اما شاید وظایف بانکداری مرکزی مدرن به انجام وطرح ریزی سیاست عمومی در این سه حوزه گسترده یعنی ثبات پولی،ثبات مالی و تمامیت و درستی پول ملی خلاصه شود.اولویت نسبی که به این وظایف فراگیر داده می شود و سیاست ها و ابزار مناسب که در اجرای آنها به کار گرفته می شوند محل مناقشه است.با توجه به موارد گفته شده و علی رغم تفاوت های عمده میان بانک های مرکزی می توان در موارد ذیل وظایف و نقش های آنها را یکسان دانست:
بند اول: تثبیت نرخ ارز
تثبیت نرخ ارز که در قالب بزرگتر مدیریت ارزی در بحث های اقتصادی مورد بحث قرار می گیرد از سوی بانک مرکزی هر کشور به دو شکل عمده صورت می پذیرد.گروه اول شامل روش های مختلفی است که بدان وسیله پول ملی به ارزهای دیگر تثبیت شده و یا نرخ ارز توسط بانک مرکزی تعیین می شودو یا اجازه داده می شود که نرخ ارز شناور شده و به وسیله عرضه و تقاضا در بازار تعیین گردد.شکل دیگر مدیریت ارزی توسط بانک مرکزی کشورها،اعمال محدودیت یا وضع مالیات و سررسید برای استفاده از ارز است. در حقیقت رابطه نزدیکی میان انتخاب نظام انعطاف پذیری در نرخ ارز و سیاست های آزاد سازی در بخش بازرگانی خارجی ،مخصوصا در صورت اعمال شدید محدودیت های ارزی وجود دارد. مدیریت ارزی توسط بانک مرکزی موجب حفظ نرخ های ارزی تثبیت شده و یا اداره آنها در سطوح مورد نظر گشته و هم چنین ممکن است موجب تحت تاثیر قرار دادن نرخ شناور ارز بگردد.بدین ترتیب سیاست های مربوط به نرخ ارز و بازرگانی خارجی دو روی یک سکه هستند. هر کشور در نظام بین الملل اقتصادی از دو مجرا در تعامل با اقتصادهای دیگر قرار می گیرد یکی تجارت کالاها و خدمات و دیگری جریان ورود و خروج سرمایه از کانال های رسمی و غیر رسمی. در نتیجه این تعامل واحد پولی داخلی کشور در اقتصاد جهانی دارای یک قیمت می شود که در اقتصاد متعارف بدان نرخ ارز می گویند. بانک های مرکزی در این رهگذر معمولا به یک یا دو شیوه ذیل به تثبیت نرخ ارز می پردازند:
1-برقراری نرخ ارز ثابت میان پول ملی و سایر پول ها؛
2-برقراری تبدیل پذیری تنظیم نشده پول با سایر پول ها؛
3-برقراری سیاست های پولی ملی که توانایی حصول اهداف توسعه یا اهداف اقتصاد کلان داخلی را دارد. که در واقع همان سیاست نرخ ارز شناور است.
هرچه سیاست بانک های مرکزی به سمت شناور کردن نرخ ارز پیش برود،استقلال مالی آن ها بیش تر شده،این درحال است که کشورهای در حال توسعه عمدتا تمایل به اتخاذ یکی از دو روش نخست به منظور نظارت و کنترل نرخ ارز دارند.
بند دوم: تنظیم سیاست های پولی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.