عدل و انصاف

دانلود پایان نامه

در این باب موضوع نپرداختن مهریه نیز مورد بررسی قرار گرفته است. درآیه29 (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ) مومنان از خوردن مال یکدیگر به ناروا منع شده اند مگر اینکه تجارتی از سر رضایت انجام داده و مالی به دست آورند که خوردن آن اشکالی ندارد.
طمع درمال دیگران و بخصوص کسانی که قدرت کمتری در دفاع از حقوق خود دارند از وسوسه های شیطانی است که راه مقابله با آن قوی کردن ایمان و اراده است. زنان، دختران یتیم، کودکان ضعیف و یتیمان، گروه هایی هستند که خداوند سفارش ویژه در مورد آنها کرده و رعایت عدل و انصاف را در مورد آنها مورد تاکید قرار داده است. آیه 127 از این گروه ها نام برده است ( وَ یَسْتَفْتُونَکَ فِی النِّساءِ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فِیهِنَّ وَ ما یُتْلى‏ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ فِی یَتامَى النِّساءِ اللاَّتِی لا تُؤْتُونَهُنَّ ما کُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیَتامى‏ بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِهِ عَلِیماً). پس مهریه مال زن است و همان طور که در آیات بالا ذکر شد خوردن مال دیگران به ناحق گناهی کبیره محسوب می شود و جزایش خشم خداوند و آتش شعله ور جهنم است. در آیه 4 سوره نساء آمده، اگر زن با رضایت، مقداری از مهریه اش را به همسرش ببخشد، مرد می تواند در آن تصرف کند و آن را به نیکی و گوارایی بخورد ( فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً ).
در ابتدای آیه 19 ( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ ) به مومنان خطاب شده است که برایشان حلال نیست زنان را بدون میلشان به ارث ببرند، چنان که در زمان جاهلیت رسم بود، اطرافیان زن میت را به عنوان ارث برای خود بر می داشتند. در آیه19 به یکی دیگر از مواردی که مرد می تواند مهر زن را به او نپردازد اشاره شده و آن اجازه عدم پرداخت مهر در صورت مرتکب شدن زن به فحشای آشکار است، به عبارت دیگر مگر این که زنا کنند. پس اگر شوهر اطلاع یافت که زنش زنا کرده، می تواند مهریه زن را به او ندهد ( إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَه).
2-1-2-1-1-3- سرپرستی در نظام خانواده
خداوند در ابتدای آیه 34 مردان را سرپرست و خدمتگزار زنان معرفی می کند (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ). در ادامه آیه 34 علت این مساله توضیح داده شده است که ( بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ) این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروى عاطفه و احساسات، به عکس زن که از نیروى عواطف بیشترى بهره‏مند است .
آیه 32 توصیه هایی را به زن و مرد ارایه کرده است تا مبادا این تفاوت ها خللی در روابط زن و مردان به وجود آورد. در ابتدای آیه 32 نکته ای آمده است که رعایت آن باعث آرامش و قبول کردن تفاوت های موجود در زن و مرد می شود. ( وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ …) اینکه هرگز برتری هایی را که خداوند در بین شما قرار داده است را ارزو نکنید و به جاى آرزو کردن این گونه تفاوتها، از فضل خدا و لطف و کرم او تمنا کنید (وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ).
2-1-2-1-1-4- نشوز زنان
آیه 34 ابتدا به گروهی از زنان اشاره کرده آنان را توصیف می کند ( فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّه)، صالحان و درستکاران، زنانی که خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده مى‏باشند. دسته دوم، زنانى هستند که از وظائف خود سرپیچى مى‏کنند و نشانه‏هاى ناسازگارى در آنها دیده مى‏شود، (وَ اللَّاتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ ) (34).
مردان در برابر این گونه زنان وظائف و مسئولیتهایى دارند که باید مرحله به مرحله انجام گردد، و در هر صورت مراقب باشند که از حریم عدالت تجاوز نکنند، این وظائف به ترتیب در آیه 34 بیان شده است.
(فَعِظُوهُنَّ) مرحله اول موعظه و پند دادن است. دستور خداوند برای مرحله بعدی در صورتى که اندرزهاى شما سودى نداد، این است که (وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ) در بستر از آنها دورى کنید. (وَ اضْرِبُوهُنَّ) در صورتى که سرکشى و پشت‏پازدن به وظائف و مسئولیتها از حد بگذرد و هم چنان در راه قانون شکنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند می توان با شدت بیشتری برخورد کرد. مسلم است که اگر یکى از این مراحل مؤثر واقع شود و زن به انجام وظیفه خود اقدام کند مرد حق ندارد بهانه‏گیرى کرده، و در صدد آزار زن برآید (فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا).
2-1-2-1-1-5- نشوز مردان
آیه 128 اشاره‏اى به مسئله نشوز مرد کرده که هر گاه زنى احساس کند شوهرش بناى سرکشى و اعراض دارد، مانعى ندارد که براى حفظ حریم زوجیت، از پاره‏اى از حقوق خود صرف نظر کند، و با همسرش از در صلح وارد شود تا اساس زندگی از هم نپاشد (وَ إِنِ امْرَأَهٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ).
2-1-2-1-1-6- طلاق
آیه 35 اشاره به مسئله بروز اختلاف و نزاع میان دو همسر کرده است و برای حل آن ابتدا فرمان تشکیل محکمه ای خانوادگی می دهد، اینکه یک نفر داور و حکم از فامیل مرد و یک داور و حکم از فامیل زن انتخاب کنید (وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما ). در ادامه خداوند وعده می دهد که اگر این دو حکم با حسن نیت و دلسوزى وارد کار شوند و هدفشان اصلاح میان دو همسر بوده باشد، خداوند کمک مى‏کند و به وسیله آنان میان دو همسر الفت مى‏دهد (رعایت تقوا در همه امور از جمله امور مربوط به خانواده راهگشا می باشد ( وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً) (2)، (وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً) (3).
مساله منع از پس گرفتن مهر در صورت اراده طلاق زن نیز از احکامی است که در این سوره به آن اشاره شده است و ما در ذیل بحث طلاق آن را ذکر می کنیم.
خداوند در آیه 20 مردانی را که می خواهند همسر خود را طلاق دهند و همسری دیگر اختیار کنند خطاب کرده و آنها را از پس گرفتن مهری که به همسرانشان داده اند نهی کرده است (وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَکانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً).
علل دستور خداوند مبنی بر عدم پس گرفتن مهریه زن در صورت اراده طلاق دادن وی، در آیه 21، (وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى‏ بَعْضُکُمْ إِلى‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً) خلوت کردن با یکدیگر و گرفتن پیمان محکم ذکر شده است.
2-1-2-1-2- حدود زنا
ایجاد فضای آرام و سرشار از صمیمیت و صداقت در خانواده و جامعه هدف اسلام از وضع قوانین حکیمانه است. حال اگر کسی بخواهد با پیروی از هوای نفس این قوانین را زیر پا بگذارد و چشم بر خطرات و عواقب آن بر خود و جامعه ببندد، اسلام با اجرای حدود و مجازات های خود راه را بر او می بندد. از این گناه در قرآن با لفظ «فاحشه» یاد شده است. اینک به شرح مجازات ها و حدود شرعی قابل اجرا برای زناکاران می پردازیم.
2-1-2-1-2-1- حد زنای محصنه
(وَ اللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَهَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً) (15) این آیه اشاره به مجازات زنان شوهردارى است که آلوده فحشاء مى‏شوند و دستور می دهد که اگر همسران شما آلوده به زنا شدند، چهار نفر را به عنوان شهود بر این کار دعوت کنید، اگر چهار نفر به این موضوع گواهى دادند، آنها را در خانه‏ها محبوس سازید، تا مرگ آنها فرا رسد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.