عرصه ی بین المللی

دانلود پایان نامه

در مورد شروع جنگ 33 روزه برخی کارشناسان معتقدند که این امر کاملا اتفاقی بوجود آمده بدین صورت که اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن سربازان اسرائیلی کاملا اتفاقی بوده و حمله ی اسرا ئیل نیز عکس العملی به این اقدام حزب الله بوده است ودراین مورد برخی توجیهات نیز ذکرشده است، مثلا این که اقدام نیروهای حزب الله در به اسارت در آوردن سربازان اسراییلی با هماهنگی و فکر قبلی نبوده است ، به دلیل اینکه در فصل تابستان بسیاری از خوانواده های ثروتمند شیعه ی لبنانی مقیم سایر کشورها به لبنان سفر نموده و پولهایشان را درمیان جامعه ی شیعیان مصرف می کنند و همچنین در این ماه ها لبنان در انتظار ورود جمعیت فراوانی از عربهای خلیج فارس نیز هستند ، پس حزب الله برای استفاده از این موارد نمی بایست دست به چنین اقدامی می زد و یا اینکه اقدام اسراییل در حمله شدید هوایی، زمینی ودریایی به لبنان، تنها عکس العملی طبیعی به اسارت دو سربازش بوده است، به نظر میرسد این فرضیه بسیار ضعیف است چرا که نه توجیه آمدن توریست به لبنان می تواند ،مانع اقدام حزب الله در انجام عملیات در به اسارت گرفتن سربازان اسرائیلی باشد و نه واکنش اسرائیل در حمله ی همه جانبه به لبنان بخاطر به اسارت درآمدن دو سربازش چندان معقول به نظر می رسد.
2-حمله ی اسرائیل به لبنان با نقشه ی قبلی و هماهنگی با ایالات متحده بوده است:
برخی از کارشناسان معتقدند که حمله ی اسرائیل به صورت همه جانبه به حزب الله با نقشه ی قبلی و طراحی شده بوده است و به اسارت در آمدن دو سر بازش تنها بهانه ای برای شروع جنگ بوده و یا اینکه این اقدام باعث شده اسرائیل عملیات خود را جلو بیندازد.اما چه استدلالی می تواند برای این موضوع در نظر گرفته شود؟
باید گفت پس از تثبیت اوضاع در عراق ، دولت آمریکا ، انگیزه ی کافی برای ضربه ی نظامی به ایران یا سوریه یا هر دو را داشت اما با توجه به مشکلاتی چون عدم اجرا شدن کامل نقشه ی آمریکا در عراق و در پی آن روی کار آمدن دولت نهم باعث شده بود که آمریکا گزینه ی نظامی را موقتا کنار بگذارد و سعی کند برای فشار به ایران پرونده ی هسته ای را در دستور کار قرار دهد و برای مهار وتضعیف سوریه و حزب الله به عنوان متحدان ایران در منطقه، از موضوع ترور رفیق حریری به عنوان اهرم فشار در راستای پیشبرد اهداف خود استفاده کند.
اما پیروزی حماس در انتخابات و همچنین موفقیت ایران در زمینه ی به دست آوردن چرخه ی سوخت هسته ای و باعث شد که آمریکا به فکر راه حل دیگری بیفتد ، باتوجه به اینکه آمریکا و اسرائیل ، ایران را به دلیل تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای و حمایت از تروریسم ، تهدید مشترک خود می دانستند،و بعد از روی کار آمدن دولت نهم و سیاست تهاجمی این دولت و در پی آن پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و احیای گفتمان انقلابی و مبارزه ستیزی با استبداد و استعمار،رهبران کشورهای عربی مثل عربستان ، عمارات ، مصر ، اردن و فواد سینیوره نخست وزیر لبنان و ابو مازن رئیس تشکیلات خود گردان بیش از پیش احساس خطر کردند چراکه از پیشرفت روز افزون محور ایران-سوریه – حزب الله و حماس شدیدا نگرانند.
ازسوی دیگر ایالات متحده مایل نبود مستقیما به ایران حمله کند چراکه به گفته ی کارشناسان مناسب ترین راه حمله به ایران،حمله ی هوایی بود.اما ایلات متحده از عکس العمل ایران نگران بود چراکه در صورت حمله ی هوایی به ایران می بایست ایالات متحده ی آمریکا و هم پیمانان او نیروهای خودرا از دست رس نیروهای ایرانی خارج می کردند،به عبارت دیگر آمریکا باید افغانستان و عراق را تخلیه می کرد چراکه باتوجه به تجربه ی جنگ تحمیلی معتقد بودند حمله ی زمینی و اشغال زمینی ایران بسیار پر هزینه و دور از دسترس ، چراکه در صورت بودن سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان و حمله ی آمریکا به ایران ، این سربازان اهداف بسیار خوبی برای نیروهای ایرانی محسوب می شدند ، به همین دلیل ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیدند که حمله به ایران کارآمد نخواهد بود و ابتدا باید برای تضعیف ایران ، متحدان این کشور در منطقه سرکوب می شدند تا قدرت مانور ایران در منطقه از بین برود و بدین ترتیب ایران تسلیم فشارها شود. به همین دلیل حزب الله هدفی ساده از سوی آمریکا تصور می شد که پیروزی بر آن به عنوان شکست ایران و فشار بیشتر بر این کشور ارزیابی می شد. رژیم صهیونیستی که به مدت طولانی از حمایت های گسترده ی ایالات متحده بهره برده بود ، در این مقطع که آمریکا با مشکل مواجه شده بود باید دشمن مشترک خود و آمریکا را حذف می کرد تا آمریکا بتواند در منطقه سیاست های خود را دنبال کند. بنابراین حزب الله لبنان به عنوان بازوی قدرتمند ایران در منطقه باید قطع می شد. به همین دلیل مقامات آمریکا واسراییل در پی تحقق این امر بودنددر همین راستای نقشه ی قبلی اسرائیل در حمله به حزب الله مجله ی کرونیال نوشته است : « اسرائیلی ها از حدود یک سال پیش نقشه ی جنگ را در اختیار آمریکایی ها قرار داده و بیش از هر موقع خود را برای جنگ آماده کرده بودند. همچنین سیمون هرش نیز در تحقیقی با عنوان ( دیده بانی لبنان ) بیان کرده که آمریکایی ها از طریق بوش ، دیک چنی و رایس در برنامه ریزی جنگ علیه حزب الله مشارکت داشتند.»
همچنین دهقانی فیروزآبادی در همین رابطه می گوید: « اسرائیل به منظور نابودی حزب الله لبنان و تأمین امنیت مرزهای شمالی خود با طرح و نقشه ی قبلی تهاجم گسترده ای را در ژوئن ۲۰۰۶ به لبنان آغاز کرد، اما پس از ۳۳ روز جنگ تمام عیار به هیچ یک از اهداف نظامی و سیاسی خود دست نیافت.ناکامی ارتش اسرائیل و شکست راهبردها و تاکتیک های نظامی ، ضریب امنیت ملی اسرائیل را در ابعاد مختلف نظامی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کاهش داده است. »
البته در داخل خود اسرائیل نیز برخی کارشناسان معتقد بودند که حمله ی اسرائیل به حزب الله با هماهنگی آمریکا و کشورهای عربی بوده است،در همین راستا «آلوف بن» در روزنامه هاآرتص طی یادداشتی درباره ی پاسخ اسرائیل به اسارت گرفته شدن دو سربازش می نویسد: « … هنگامی که مسئولان امر دریافتند که لحظه و زمان مناسب در منطقه و عرصه ی بین المللی برای انجام عملیات راهبردی بر ضد حزب الله فراهم شده ، این جنگ فراگیر را شروع کردند،این جنگ پس از انجام رایزنی با آمریکا و انتقال دیدگاه های اعراب مبنی بر تأیید حمله به مقاومت و حزب الله از سوی آمریکا [ به مقامات اسرائیلی] و ضرورت استفاده از فرصت فراهم شده … آغاز گردید. به این ترتیب اسرائیل خود را در گرماگرم جنگ می دید.چراکه فرماندهی ارتش نیزمعتقد بود چنین جنگی را دیر یا زود ، به ناچار باید انجام داد ، تأخیر جنگ نیز مساوی با دادن فرصت بیشتر به حزب الله برای تقویت خود بود.»
اما مهمترین موضوعی که باعث تقویت این فرضیه شد و اکثر کارشناسان را به این تحلیل رساند، حمایت قاطع ایالات متحده از اسرائیل در این جنگ ،همچنین تشویق اسرائیل به ادامه ی جنگ و سخنان وزیر امور خارجه آمریکا بود.به طوری که « کاندولیزا رایس، در دوازدهمین روز از آغاز جنگ ۳۳ روزه در سفر خاورمیانه ای خود در لبنان در خصوص تحولات منطقه و به ویژه لبنان، این شرایط را درد زایمان خاور میانه ی جدید نامید.»
این سخنان حاکی از آن بود که آمریکا در راستای عملی کردن طرح خاور میانه بزرگ و برداشتن موانع تحقق آن ، در صدد بود که حزب الله را که دشمن مشترک اسرائیل و ایالات متحده بود حذف کند.
از سوی دیگر موضوع ترور رفیق حریری و بحث خلع سلاح حزب الله ، همچنین خروج نیروهای سوریه ، زمینه های این حمله را مهیا کرده بود ، چراکه این تصور به وجود آمده بود که اختلاف در بین گروه های لبنانی در پی ترور رفیق حریری باعث شده که حزب الله در موضع ضعف قرار گیرد و بهترین موقعیت برای نابودی یا خلع سلاح حزب الله فراهم شده است .
3 عملیات وعد صادق (اسارت سربازان اسراییلی) از سوی حزب الله آگاهانه و با هماهنگی ایران بوده است :
برخی از کارشناسان براین عقیده می باشند که اقدام حزب الله در به اسارت درآوردن سربازان اسرائیلی آگاهانه و با هماهنگی ایران بوده است . چرا که در موقعیتی که دولت تازه تاسیس حماس تحت شدیدترین تحریم ها و از سوی دیگر مورد حمله ی اسرائیل قرار گرفته بود ایران احساس کرد که خط مقاومت در منطقه دارد تضعیف می شود و همچنین به دلیل بحث ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت و از سوی دیگر موضوع ترور رفیق حریری و خروج نیروهای سوریه از لبنان،ایران اقدام به امضای پیمان دفاعی با سوریه در تاریخ 23/3/1385 (15/6/2۰06)کرده بود که این اقدامات و اتفاقات حاکی از نگرانی مسئولان ایرانی در مورد آینده ی گروه های مقاومت در منطقه بوده و طبق برخی تحلیل ها که گفته می شود ایران نسبت به اقدام نظامی اسرائیل علیه حزب الله آگاهی کسب کرده ،چرا که گفته شده است : « در مارس ۲۰۰۶ ابعاد مختلف این طرح مورد مطالعه ی کامل قرار گرفت و در مه ۲۰۰۶ ارتش اسرائیل ، یک دوره ی آموزشی برای اجرای طرح را برگزار کرد . در این دوره افسران عملیاتی ،اطلاعات مرکزی (سیا) و دستگاه ضد جاسوسی ایالات متحده حضور داشتند. با مشارکت افسران آمریکایی « طرح اهداف آتش » طراحی شد. یعنی اهدافی که در لبنان بمباران خواهد شد. ابزار ، میزان و نوع مهماتی که در این بمباران به کار گرفته خواهد شد، همه بررسی شدند. آمریکا و اسرائیل زمان مناسب برای اجرای این طرح بر ضد حزب الله را سه الی چهار هفته برآورد نمودند . آنان زمان مناسب اجرا را اکتبر یا نوامبر ۲۰۰۶ اعلام کردند. پس از این توافق ، آمریکا اقدام به ارسال تدریجی مهمات به اسرائیل نمود. در این میان بمب های هوشمند لیزری « جی -تی- یو ۲۸ » و صد کلاهک موشکی از نوع «بی -ال -یو ۱۱۳ » به چشم می خورد. در همین حال آمریکا لوازم یدکی بیست و پنج هواپیمای اف ۱۵ را روانه ی اسرائیل نمود. نویسنده ی آمریکایی دین مادیسون یاد آوری می کند که در ۱۷ و ۱۸ ژوئن ۲۰۰۶ بازخوانی «طرح اهداف آتش» در ایالات کولورادوی آمریکا صورت گرفت.»
به دلیل همین آگاهی از احتمال حمله به حزب الله گفته می شود و کمک به حماس گفته می شود حزب الله اقدام به انجام عملیات «وعد صادق» که همان به اسارت درآوردن سربازان اسرائیلی است ، کرد. در همین زمینه محسن اسلامی می گوید :« در شرایطی که تنها کانون مقاومت در فلسطین در نوار غزه بر اثر حملات پی در پی ارتش اسرائیل و ادامه ی اعمال تحریم های شدیدی بر ضد مقاومت در حال از بین رفتن بود ، حزب الله موفق به از پای درآوردن هفت سرباز اسرائیلی و زخمی کردن ۱۲ نفر و اسارت دو سرباز دیگر گردید و بدین ترتیب جبهه ای جدید را علیه اسرائیل ایجاد کرد و توانست با این حرکت هوشمندانه ، جنبش حماس را از خطری بزرگ ، یعنی حذف فیزیکی نجات دهد.
به نظر می رسد این فرضیه که حزب الله با آگاهی و طرح قبلی نیز این عملیات را انجام داده نیز محتمل است .
در کل می توان گفت این که اسرائیل با هماهنگی قبلی با آمریکا قصد حمله به حزب الله را داشته و از سوی دیگر حمله ی پیش دستانه از سوی حزب الله صورت گرفته ،این عامل وفرضیه را باید دو روی یک سکه دانست بدین ترتیب اسرائیل در راستای سیاست های منطقه ای خود و البته در چهارچوب استراتژی خاور میانه ای آمریکا قصد حمله به حزب الله را داشت و از سوی دیگر حزب الله نیز با هماهنگی با ایران به عملیات پیش دستانه اقدام کرد و نتیجه ی آن جنگ ۳۳ روزه شد ، جنگی که به عنوان جنگ نیابتی نیز مشهور گردید. به این صورت که اسرائیل به نمایندگی از آمریکا و حزب الله به نمایندگی از ایران با یکدیگر به مقابله برخاستند. البته شایان ذکر است که هرچند در مورد دلایل شروع جنگ دلایل مختلفی ذکر می شود اما چیزی که مهم است نتیجه ی جنگ است و این که آیا این جنگ به تقویت سیاست های منطقه ای اسرائیل منجر

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.