عرصه ی بین المللی

دانلود پایان نامه

علاوه بر بهاییان، یهودیان ساکن ایران نیز بسیار فعال بودند و نقش موثری در ارتباط بین ایران و اسرائیل و حتی کمک های مالی به اسرائیل داشتند. برای نمونه می توان به این گزارش ساواک اشاره کرد: «به: 321
از:4520 – شماره ی گزارش 23787/4520
موضوع: جمع آوری پول ، شماره ی نامه: 23773/4520
از ابتدای ژوئن سال 1967 میلادی و بعد از جنگ بین اعراب و اسرائیل، انجمن کلیمیان تهران با راهنمایی و تقاضای دولت اسرییل به وسیله ی مقامات آژانس اسرائیل در ایران، ابتدا خیلی محرمانه شروع به جمع آوری پول نموده و این اعانات در شب نشینی ها و در ایام برگزاری نماز عید شنبه ها در مساجد و انجمن های محلی کلیمیان در تهران و شهرستان ها با ازام مامورین یهودی ایرانی و مامورین اعزامی اسرائیل به ایران جمع آوری گردید و حتی چندی قبل قرار بود که بهای دو فروند جت جنگی میراژ سهمیه ی پرداختی یهودیان ایران جمع آوری شود که مبلغی قابل توجه، جمع آوری و پرداخت گردید.»
در بحث گسترش روابط ایران و اسرائیل می توان به نقش دو عامل مهم اشاره کرد:
الف) نقش آمریکا در روابط ایران و اسرائیل
ب) نقش کشورهای عربی در گسترش روابط ایران و اسرائیل
الف) نقش آمریکا در روابط ایران و اسرائیل: با توجه به پایان جنگ جهانی دوم و قدرت یافتن آمریکا و در پی آن به وجود آمدن جنگ سرد، دو قطبی شدن جهان سکه ی رایج روزگار شد به همین دلیل کشورها یا در بلوک شرق جای می گرفتند یا در بلوک غرب، بلوک غرب به سردمداری آمریکا سعی در تضعیف شوروی و بلوک شرق داشت.
با توجه به این دسته بندی ایران و اسرائیل هردو در بلوک غرب جای می گرفتند و بالتبع باید سیاست های خود را با سیاست های کلی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه و عرصه ی بین المللی هماهنگ می کردند، به عنوان مثال هنگامی که آیزنهاور در سال 1953 میلادی رئیس جمهور آمریکا شد، آمریکا از پیشروی کمونیسم بین المللی نگران بود و احساس خطر می کرد به همین دلیل آیزنهاور با کمک برادران دالس، استراتژی مهار کمونیسم (یا انتقام گسترده) را اعلام کرد. در پی این دکترین بود که پیمان بغداد شکل گرفت، پس از اعلام دکترین آیزنهاور که در آن رییس جمهور آمریکا خواستار فعال شدن سیاست ایالات متحده در خاور میانه به منظور جلوگیری از گسترش کمونیسم گردید، در همین مقطع بود که جمال عبدالناصر نیز در مصر به قدرت رسید و جنبش نیرومند پان عربیسم شکل گرفت، شایان ذکر است که در همین مقطع زمانی کارشناسان آمریکایی و انگلیسی مشغول کمک به تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور در ایران بودند. « ایالات متحده، کشورهای منطقه را تشویق می کرد که در امور امنیتی با یکدیگر همکاری کنند و اسرائیل را نیز در جریان بگذارند، لذا در اکتبر 1957 میلادی سپهبد تیمور بختیار، نخستین رییس ساواک، به پاریس رفت و خواستار ملاقات با “یعقوب تسور”، سفیر اسرائیل در فرانسه شد، او این تقاضا را از طریق “دکتر صادق صدریه” دبیر اول سفارت ایران به عمل آورد. در این ملاقات بختیار از ارتش اسرائیل و پیروزی هایش در جنگ با مصر ستایش کرد و نگرانی خود را از اقدامات ناصر در بی ثبات کردن خاورمیانه ابراز داشت و به نام شاه پیشنهاد همکاری و مبادله ی اطلاعات در امور امنیتی را ارائه داد. دولت اسرائیل از این پیشنهاد استقبال نمود و “بن گوریون” آن را فتح بابی برای همکاری گسترده تر سیاسی بین دو کشور در قاره ی آسیا دانست. احساس اسرائیلی ها این بود که همکاری با ایران و ترکیه می تواند دشمنی هند که روابطش را با آنان فدای دوستی با مصر کرده بود جبران کند.»
همان طور که قبلا نیز ذکر شد، ذهنیت شخص محمدرضا شاه و دولتمردان از رابطه ی ویژه ی اسرائیل و آمریکا در برجسته شدن نقش آمریکا در روابط ایران و اسرائیل بسیار موثر بود.
ب) نقش کشورهای عربی در گسترش روابط ایران و اسرائیل:
همان طور که قبلا نیز بیان شد ایران کشوری اسلامی بود و علمای مذهبی فعالی داشت که همیشه از نزدیکی ایران و اسرائیل انتقاد می کردند علاوه بر آن کشور های مسلمان و عربی فشار قابل ملاحظه ای برای جلوگیری از ارتباط بین ایران و اسرائیل به عمل آوردند. اما عواملی چند در بین کشورهای عربی باعث شد که ایران مصمم به برقراری ارتباط با اسرائیل شود، همان طور که ذکر شد یکی از این عوامل وقوع انقلاب در عراق بود، این انقلاب دارای گرایشات مارکسیستی بود و عراق به همین دلیل از پیمان بغداد خارج شد و محمدرضاشاه از این بابت احساس نگرانی زیادی می کرد.
به دنبال گسترش ناسیونالیسم عربی و راه انداختن جنگ روانی و جبهه ی تبلیغاتی علیه ایران و اسرائیل از سوی کشورهای عربی که گرایشات مارکسیستی و ناسیونالیسم قوی داشتند و با توجه به سطح منطقه ای و ساختار دوقطبی نظام بین المللی ایران و اسرائیل بیش از پیش به هم نزدیک شدند، اهمیت ایران و اسرائیل پس از اعلام دکترین نیکسون بیش از پیش شد و ایران و اسرائیل به بازوان نظامی آمریکا در خاور میانه تبدیل شدند. به طوری که نقش ایران در خلیج فارس برجسته بود و نقش اسرائیل در مدیترانه ی شرقی.
با توجه به همین گسترش ناسیونالیسم عربی، طرح وحدت کشورهای مصر و سوریه و عراق در اوایل دهه ی 1960 میلادی مطرح شد و اسرائیل بیش از پیش احساس خطر نمود و در همین راستا بود که “بن گوریون” در نامه ای به تاریخ 23 مه 1963 (2 خرداد 1342) که به وسیله ی فرستاده ی ویژه ای برای شاه به تهران ارسال کرده بود چنین می گوید که «موقعیت استراتژیک ایران و اسرائیل ایجاب می کند تا این دو کشور بر همکاری های خود برای مقابله با دشمنان داخلی و خارجی بیفزاید. بن گوریون در نامه ی خود به نتایج وحدت مصر، سوریه و عراق اشاره کرده، نوشته بود که افزایش قدرت و پرستیژ ناصر، منافع حیاتی ایران و اسرائیل را به خطر خواهد انداخت، نخست وزیر اسرائیل هم چنین متذکر شده بود که ناصر ممکن است به ماجراجویی های تازه ای در خلیج فارس و شیخ نشین های ساحلی خلیج، به خصوص کویت و هم چنین خوزستان دست بزند و امنیت کشتی رانی را در کانال سوئز و شط العرب به خطر بیندازد و موانعی را در راه عبور آزاد محموله های نفتی ایران و کویت به وجو آورد. بن گوریون در ادامه ی این مطلب نوشته بود که “موضع غیر مصمم” ایران در قبال اسرائیل، مصر را به ادامه ی ماجراجویی خود تشویق می کند و تنها از طریق “مخالفت جدی و فعال” با ناصر می توان او را وادار کرد که در داخل مرزهای کشور خود بماند و از توسعه طلبی و کسب قدرت و پرستیژ در دنیای عرب خودداری کند.»
با توجه به مواردی که ذکر شد تبیین نزدیکی ایران و اسرائیل دیگر چندان دور از ذهن و دشوار نمی نماید. در بین کشورهای عربی در مورد مقابله با ایران اتفاق نظر وجود نداشت. مثلا کشورهایی مانند عربستان که حکومت شاهنشاهی داشتند با ایران همراه بودند نه با مصر،- البته بعدها در زمان سادات بین ایران و مصر نیز روابط حسنه برقرار شد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد-، یک نمونه ی بارز از همراهی عربستان به عنوان یک کشور پادشاهی با ایران، ماجرای شورش و کودتا در یمن می باشد.
قضیه از این قرار بود که در سپتامبر 1962 م (1341) افسران ارتش یمن بر ضد پادشاه این کشور قیام نمودند و در این کشور کودتا کردند، در این بین، شوروی و مصر از این کودتا حمایت کردند حتی جمال عبدالناصر سی هزار نیرو برای کمک به انقلابیون یمنی به این کشور اعزام کرد.
با توجه به موقعیت سوق الجیشی یمن، اسرائیل، عربستان و ایران از این فعل و انفعالات نگران بودند و به همین دلیل در صدد کمک به نیروهای سلطنتی یمنی برآمدند به طوری که «در دو مورد اسرائیلی ها مستقیما از فضای عربستان سعودی به وسیله ی هواپیماهایی که علامت نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برآن بود، عبور کرده و به وسیله ی چتر مهمات را به شورشیان رساندند. گذشته از مقامات ساواک که هویت واقعی هواپیماهای اسرائیلی که بر فراز عربستان پرواز می کرد را می دانستند، تنها فرد دیگری که از این اقدام مشترک ایران و اسرائیل اطلاع داشت، “کمال ادهم” بود، وی برای اولین بار در سال 1969 در کلوپ افسران ساواک در تهران با “زوی زامیر” رییس موساد تماس برقرار کرد. ژنرال نصیری میزبان این مهمانی بود. این ملاقات به درخواست ژنرال زامیر که می خواست از مقامات به عنوان واسطه بین موساد و رییس سرویس امنیتی عربستان سعودی استفاده کند ترتیب یافته بود.»
با توجه به وجود چنین شرایط و منافع مشترکی، ایران و اسرائیل روز به روز به یکدیگر نزدیک تر می شدند و همکاری های خود را در زمینه های مختلف گسترش می دادند، آمدن گلدامایر و مناخیم بگین نخست وزیران اسرائیل به ایران و هم چنین دیدار آباابان، شیمون پرز، ژنرال عزر وایزرمن از ایران و ملاقات آن ها با شاه حاکی از وجود روابط عمیق و صمیمانه بین دو کشور بود.
اگرچه این رفت و آمدها و مذاکرات بدون نتیجه نبود و باعث توسعه و گسترش روابط بین ایران و اسرائیل شده بود اما، روابط ایران و اسرائیل با محدودیت هایی نیز همراه بوده است که مهم ترین عامل آن مسلمان بودن مردم ایران است و به همین دلیل ایران همیشه سعی می کرد کشورهای عربی و اسلامی را به نحوی از خود راضی نگه دارد، به همین علت می توان گفت که رابطه ی ایران و اسرائیل دارای دو بعد بوده است:
بعد اول: وجود منافع مشترک و اتحاد مخفی بین طرفین. ایران هیچ تمایلی برای علنی شدن این ارتباط نداشت در حالی که اسرائیل بسیار علاقه مند بود که ارتباطش را با ایران علنی سازد تا از انزوای سیاسی در منطقه خارج شود، این نوع ارتباط بین ایران و اسرائیل را آمریکا به عنوان مکمل و تقویت کننده هدایت می کرد.
بعد دوم: ظاهرسازی ایران در حمایت از کشورهای عربی و قضیه ی فلسطین و هم گامی با این طیف کشورها در مجامع بین المللی علیه اسرائیل. به همین دلیل ایران در بسیاری از رای گیری های سازمان ملل در مورد موضوع فلسطین، به نفع این کشور رای می داد.
با توجه به آن چه ذکر شد در مورد بعد اول و چگونگی روابط ایران و اسرائیل باید گفت که ایران و اسرائیل در زمینه های مختلفی همکاری داشتند که از آن جمله می توان به چند مورد ذیل اشاره کرد: الف) روابط نظامی، ب) روابط اقتصادی، ج) روابط و همکاری اطلاعاتی.
الف) روابط نظامی ایران و اسرائیل:
همان طور که در صفحات قبل نیز به اختصار بیان شد ایران و اسرائیل روابط نظامی گسترده ای داشتند که ماجرای یمن به عنوان یک نمونه ذکر شد.
همچنین بین ایران و اسرائیل در جهت هماهنگ ساختن ارتش های طرفین قراردادهای نظامی متعددی به امضا رسیده بود که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
«1- قرارداد درباره ی نیروی هوایی که به موجب این قرارداد اسرائیل حق استفاده از فرودگاه ها و تاسیسات رادار را به دست می آورد. علاوه بر این می بایست نیروهای هوایی ایران و اسرائیل باید در تعلیمات و آموزش پرسنل این دو نیرو هماهنگ باشند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.