علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه

در هر صورت جامعه دینی ویا دین هر گونه که تعریف شود، از پیروان خود می خواهد به هنجارهایی تن دهند و از ناهنجاریهایی تن زنند. این هنجارها و ناهنجاریها در قالب احکام(باید ونباید) می باشند. به طوری که امیرالمؤمنین علی علیه السلام چنین می فرمایند: «غایت دین، امر به معروف، نهی از منکر و اجرای حدود است.»
از بیانات امیرالمؤمنین علیه السلام می توان فهمید که دین با همه ی حرکات و رفتارهای انسان ارتباط تنگاتنگی دارد، وبه تعبیر علامه طباطبایی «دین چیزی جز شیوه و روش زندگی نیست ؛ روشی که هر انسانی براساس باورها، ملکات نفسانی و رفتاریش بر می گزیند و در مسیر دنیا، ناگزیر از پیمودن آن است و هدف از آن رسیدن به سعادت واقعی است.»
پس باید آداب و رسوم و هنجارهایی مانند ازدواج، آداب مسافرت، طرز پوشش و …. را بر محوروچار چوب دین قرار داد. گرچه هوای نفس، از آن ناخوش است وانسان را به مقابله با آداب دین ودستوراتش دعوت می کند.در هر صورت حکومت دینی یعنی برخورداری از سلامت دین. در این صورت برای برای سالم ماندن دین، در حالت کلی می بایست دو کار انجام داد تا امور بر طبق احکام و ارزشهای الهی سامان یابد:
اولاً : مبارزه علیه عناصر فساد و فرهنگ منحط بی ارزش، و برگزیدن هدفی عالی تراز “تمتع و برخورداری از لذایذ حسی و مادی”، تا فرهنگی ناب شکل گیرد.
ثانیاً : باید حس جنگجویی و تجاوزطلبیِ آدمی (که عامل ناهنجاری محسوب می شود)، او را تنها متوجه دو جهت کند:
1- دشمنان اسلام : کسانی که علیه اسلام مکارانه توطئه می کنند، در مقابل اسلام و مسلمین، به تجاوز و ستم بر می خیزند، و در پی آنند که احکام وسنتهای الهی را نابود کنند.
2- شیطان : موجودی که دشمن ترین دشمنان انسان است، چهره ی زشت گمراهی را برای او می آراید، و کجروی را محبوب و دوست داشتنی می کند.اسلام دشمنی با شیطان و پرهیز از فریب و گریز از دام او را واجبی مؤکد شمرده و بدین گونه غریزه ی جنگ و تجاوز انسان را باید متوجه شیطان کرد تا بیشترین فایده را به جامعه انسانی برساند، و از آن است که انسان با شیطان می ستیزد، تا انسانیت راستین خود را تحقق بخشد.
دراین راستا ، حکومت دینی وتعالیم آن سه رکن اساسی را برای رشدو تربیت وغنی سازی فرهنگ وجامعه مطرح می کند :
2-6-1-1. اعتقادات
یکی از عوامل مهم اثرگذار برخاسته از فطرت انسانی که در ایجاد و انتقال ارزشها و هنجارها بر جامعه نقش فوق العاده ای دارد، دین و اعتقادات مذهبی است.
اعتقادات سبب می شود که رفتارها و هنجارها بر مبنای خدا محوری شکل گیرد و در همه ی امور خداوند را گواه بر اعمال خود بداند و از نافرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزد. و همین اعتقادات و خدا محوری انگیزه ی اصلاح رفتارها می گردد. « ؛خدای را باور دارید و بپرسید، که جز او هیچ معبودی (که شایسته پرستش باشد) ندارید! »لذا جامعه ای که افراد آن در چارچوب اعتقادات دینی و اصول ایمان حرکت می کنند، دست لطف وحمایت خدا ویاری فرشتگان را در وجود خود لمس می کنند وبا چنین اندیشه ای هم وغم از آنها برطرف می شود؛ فرهنگ جامعه غنی وسالم می گردد. در غیر این صورت هرکس از یاد خدا وآنچه که مربوط به ایمان به غیب است؛ روی گردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت.
2-6-1-2. رفتار به عدالت
عدالت بسیار شریف است، ترازوی خداوندی است که در میان خلق و برای اقامه ی حق قرار داده است. وتدبیری است برای عموم مردم که به جلب رضایت و خشنودی یکدیگر منجر می گردد، لذا رفتار به عدالت محبوب ترین کارها وهنجارهابه شمار می آید.
از دیدگاه اسلام مفهوم عدالت ازگستردگی وسیعی برخوردار است .از بررسی مجموعه سخنان حضرت علی علیه السلام حداقل برای عدالت سه مفهوم برداشت می شود. 1-به معنای مساوات و رفع تبعیض و 2- به معنای رعایت حقوق و در بخشی دیگر از روایات 3-به معنای وضع بایسته و رعایت شایستگی ها به کار می رود.
به عبارتی عدالت قانونی عام و کلی است، که همه ی اجتماع را در بر می گیرد.
لذا عدالت برای غنی سازی فرهنگ جامعه وتشکیل حکومت دینی لازم است. اجرای عدالت در میان توده های مختلف جامعه، عامل استواری افراد می گردد. جامعه ی متعادلی به وجود می آوردکه با تمام اصناف و اقشار جامعه به طور یکسان برخورد می شود، اعتبار منزلت و موقعیت اجتماعی، قدرت وثروت در جایگاه خود بوده ، انسان ها هنجار گریز نمی گردند،بلکه با الفت و همسازی در کارها وفعالیتهای خود” پابرجا “می مانند.
با توجه به اینکه عدل جریان ها را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد، و یکی از اصول محوری در رعایت هنجارها می باشد. لذا در راستای بهنجاری انسان ها لازم است به شرایط و عوامل اجرای عدالت پرداخته شود :
2-6-1-2-1. درک زمان و نیازهای متغیر انسان
مجریان عدالت باید به این نکته توجه کنند که یکی از عوامل اجرای عدالت درک و فهم زمان وهماهنگ نمودن هنجارها با زمان است، زیرا قوانین در طول زمانها دگرگون می گردد.همچنین تمام انسان ها در معرض حالات، احساسات و افکار و حوادث زمان و مکان قرار دارند بسته به اینکه انسان در چه زمانی و چه مکانی و تحت چه شرایط اجتماعی و درارتباط با چه کسانی قرار می گیرد. روند زندگی او ونیاز هایش متفاوت می شود. در چنین شرایط، انسانِ فرزند زمان، دچار انفعال نمی شود.خداوند می فرماید:
«؛ برای هر امتی از شما راه و روشی قرار دادیم.»
در اهمیت این مسأله داستان ابن سکیت، مؤید این نظر است که وسیله ی هدایت انسانها در زمان های مختلف، متغیر است و همه را نمی شود با یک وسیله هدایت کرد. بر این اساس اسلام، از دو بخش قوانین و احکام ثابت( به مقتضای فطرت )و متغیر (به مقتضای زمان و نیازهای جدید انسان )تشکیل شده است .
« ؛ به درستی که دین نزد پروردگار تنها اسلام است.»
به عنوان مثال خضاب نمودن پیران به دستور پیامبر، برای شباهت پیدا نکردن به یهود، وعدم تسلط کافران در جنگ با مسلمانان، در یک برهه ی زمانی لازم بود، و در زمان دیگر به دلیل عدم وجود آن شرایط، آن رفتار هم لزومی نخواهد داشت و مسلمانان درخضاب کردن یا نکردن مختارند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.