علمای شیعه

دانلود پایان نامه

قال الرضا : الناس عبید لنا فی الطاعه
وی سپس خواننده را به تفکر در این آیات فراخوانده :«اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ» و ظاهراً برای آنکه اثبات نماید که شیعیان دچار اشتباه و شرک شده اند حدیثی را از قول امام صادق می آورد که بیانگر آن است که هیچ کس نمی‌تواند تحلیل و تحریم و تشریع نماید و هر کس چنین کند کافر و مشرک است. وی در ادامه آیه آورده:
قال ابو عبدالله علیه السلام: أما والله ما دعوهم الی عباده انفسهم، ولو دعوهم ما اجابوهم، ولکن أحلُّوا لهم حرامًا، و حرَّموا علیهم حلالاً فعبدوهم من حیث لا یشعرون.
امام صادق در تفسیر این آیه(31 توبه) فرمود: به خدا سوگند که آنها (علمای یهودو مسیحی) مردم را به عبادت خود دعوت نکردند که اگر چنین می‌کردند مردم هرگز دعوت آنان را اجات نمی‌نمودند بلکه حلال کردند برای مردم آنچه را که حرام بود و حرام کردند برای آنها آنچه را که حلال بود؛ پس مردم از جای که گمان نمی‌کردند آنها را عبادت نمودند.
4-2-2- پاسخ به شبهه و اقوال آقای جیزاوی
بی شک مراد آقای الجیزاوی در این شبهه این است که شیعیان بطور استقلال و در عرض رسول مکرم اسلام برای ائمه قائل به حق تحلیل و تحریم می‌باشیم، در حالی که شیعیان به پیروی از ائمه خود هرگز به چنین امری معتقد نبوده، نیستند و نخواهند بود؛ زیرا این امر اولاً مستلزم انکار خاتمیت است و ثانیاً مستلزم نبی دانستن ائمه می‌باشد، در حالی خود آقای جیزاوی و سایر علمای اهل سنت و وهابی می‌دانند که شیعیان، حضرت محمد را خاتم پیامبران می‌دانند و به خوبی واقف هستند که نه در کتب ما آمده که ائمه نبی خدا هستند و نه احدی از علمای شیعه و سایر شیعیان قائلند که ائمه نبی هستند. از واضحات است که عدم اعتقاد به خاتمیت و در کنار آن نبی دانستن ائمه کفر بوده و قائلین به آن اولاً از دین خارجند و ثانیاً در زمره اهل غلو خواهند بود. حال وقتی شیعیان خود چنین عقیده‌ای دارند چگونه ممکن است که برای ائمه، این گونه که آقای جیزاوی برداشت کرده‌اند مستقلاً حق تحلیل و تحریم و تشریع قائل باشند.؟
واضح است که طرح چنین اتهاماتی از سوی امثال آقای جیزاوی نتیجه عنادی است که با شیعه دارند وإلا چگونه ممکن است ایشان در حالی که به منابع روایی ما رجوع نموده و احادیثی را برای اثبات ادعای خود آورده به احادیثی که مبیّن احادیث مورد استنادشان است بر نخورده باشد.؟!
در کلمات و احادیث ائمه همچون قرآن، محکمات و متشابهات فراوانی وجود دارد چنان که خود خبر داده‌اند «…إِنَّ فِی أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً کَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْکَماً کَمُحْکَمِ الْقُرْآنِ…» بر همین اساس باید متشابهات کلام ایشان را به محکمات کلام ایشان ارجاع داد و معنای صحیح آن را بدست آورد. چنان که خود در ادامه حدیث فوق فرموده‌اند: «…وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْکَمِهَا فَتَضِلُّوا». خلاصه این که اگر تنها از سخنان متشابه استفاده نمایم نشان از بیماری دل و سوء نیت دارد، چنان که قرآن می‌فرماید: فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِه.
ائمه هرگز ادعای استقلال در تحلیل و تحریم و تشریع نداشته‌اند و خود فرموده‌اند که آنچه ما می‌گوییم همه بر گرفته از علم رسول خداست که به ما ارث رسیده است. واضح است که بنا به گفته قرآن رسول مکرم اسلام هرگز سخنی از جانب خود و بر اساس رأی و نظر خویش بیان نمی‌کردند. وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى. یکی از علل چنین امری عالم بودن وی به علم الهی بود. حال وقتی این علم به ائمه منتقل شود آنها نیز مشمول این آیه شده و چنان که خود فرموده‌اند هرگز کاری بر خلاف فرمان الهی انجام نمی‌دهند. امام صادق در این زمینه فرموده‌اند:
إِنَّ الْوَصِیَّهَ نَزَلَتْ مِنَ السَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ کِتَاباً لَمْ یُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص کِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلَّا الْوَصِیَّهُ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِیَّتُکَ فِی أُمَّتِکَ عِنْدَ أَهْلِ بَیْتِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَیُّ أَهْلِ بَیْتِی یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ نَجِیبُ اللَّهِ مِنْهُمْ وَ ذُرِّیَّتُهُ لِیَرِثَکَ عِلْمَ النُّبُوَّهِ کَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِیمُ وَ مِیرَاثُهُ لِعَلِیٍّ وَ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ کَانَ عَلَیْهَا خَوَاتِیمُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِیٌّ الْخَاتَمَ الْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِیهَا ثُمَّ فَتَحَ الْحَسَنُ الْخَاتَمَ الثَّانِیَ وَ مَضَى لِمَا أُمِرَ بِهِ فِیهَا فَلَمَّا تُوُفِّیَ الْحَسَنُ وَ مَضَى فَتَحَ الْحُسَیْنُ الْخَاتَمَ الثَّالِثَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنْ قَاتِلْ فَاقْتُلْ وَ تُقْتَلُ وَ اخْرُجْ بِأَقْوَامٍ لِلشَّهَادَهِ لَا شَهَادَهَ لَهُمْ إِلَّا مَعَکَ قَالَ فَفَعَلَ فَلَمَّا مَضَى دَفَعَهَا إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَبْلَ ذَلِکَ‏ فَفَتَحَ الْخَاتَمَ الرَّابِعَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنِ اصْمُتْ وَ أَطْرِقْ لِمَا حُجِبَ الْعِلْمُ فَلَمَّا تُوُفِّیَ وَ مَضَى دَفَعَهَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ فَفَتَحَ الْخَاتَمَ الْخَامِسَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنْ فَسِّرْ کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى وَ صَدِّقْ أَبَاکَ وَ وَرِّثِ ابْنَکَ وَ اصْطَنِعِ الْأُمَّهَ وَ قُمْ بِحَقِّ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قُلِ الْحَقَّ فِی الْخَوْفِ وَ الْأَمْنِ وَ لَا تَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَفَعَلَ ثُمَّ دَفَعَهَا إِلَى الَّذِی یَلِیهِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَنْتَ هُوَ قَالَ فَقَالَ مَا بِی إِلَّا أَنْ تَذْهَبَ یَا مُعَاذُ فَتَرْوِیَ عَلَیَّ قَالَ فَقُلْتُ أَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی رَزَقَکَ مِنْ آبَائِکَ هَذِهِ الْمَنْزِلَهَ أَنْ یَرْزُقَکَ مِنْ عَقِبِکَ مِثْلَهَا قَبْلَ الْمَمَاتِ قَالَ قَدْ فَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ یَا مُعَاذُ قَالَ فَقُلْتُ فَمَنْ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ هَذَا الرَّاقِدُ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ وَ هُوَ رَاقِد.
امام صادق فرمود: وصیت به امامت بصورت نوشته‌ای از آسمان بر محمد نازل شد. نوشته سر به مهر به محمد نازل نشد جز درباره وصیت امامت، جبرئیل گفت: اى محمد این وصیت نامه تو است براى امت تو که نزد خاندان تو باشد، گفت: اى جبرئیل کدام خاندانم؟ فرمود: آنکه برگزیده و پرورده خدا است از میان آنان و ذریه او براى اینکه علم نبوت را از تو ارث برد چنانچه ابراهیم آن را به ارث داده و ارث آن مخصوص به على‌ است و ذریه تو که از پشت او باشند، فرمود: بر آن وصیت نامه مهرها بود؟ فرمود: على‌ همان مهر اول را باز کرد و آنچه در آن بود اجراء کرد و حسن‌‌ مهر دوم را گشود و بدان دستورى که در آن بود عمل کرد و چون امام حسن وفات کرد و در گذشت، حسین‌ مهر سوم را بر گشود و دید در آن نوشته: بجنگ و بکش و کشته شو و مردمى را براى شهادت با خود بیرون بر که جز با تو به سعادت شهادت نرسند. فرمود: این کار را کرد و چون در گذشت آن را به على بن‏ الحسین داد، پیش از شهادت خود و او مهر چهارم را بر گشود دید در آن نوشته خموشى گزین و سر به زیر انداز، چون که علم در پرده شده و چون او وفات کرد و در گذشت، آن را به محمد بن على داد و او مهر پنجم را گشود و دید در آن نوشته: کتاب خدا را تفسیر کن و امامت پدرت را تصدیق کن و ارث امامت را به پسرت بده و امت اسلامى را سازمان بده و به حق خدا عزوجل قیام کن و در موقع بیم و آسودگى حق را بگو و از جز خدا مترس، همین کار کرد و سپس آن را به جانشین خود داد، گوید: گفتم: قربانت، شما او هستید؟ فرمود: بر من هیچ باکى نیست جز این که بروى و این خبر را از من باز گوئى. گوید: گفتم: از خدائى که به تو از پدرانت این مقام را داد خواستارم که از نسل تو کسى بر آرد که این مقام را به او روزى کند پیش از آن که وفات کنى؟ فرمود: خدا چنین لطفى کرده است اى معاذ، عرض کردم: او کیست، قربانت؟ فرمود: همین که خوابیده است و با دست خود اشاره کرد به عبدِ صالح (امام کاظم‌) و او در خواب بود
این هم که کسی تخصص و علم خود را در اختیار شخصی دیگر بگذارد و او را از علوم آن علم آگاه سازد امر عجیب و غیر ممکنی نیست. چنان که هر استادی در دانشگاه الازهر یافته‌ها و دانسته‌های خود را به شاگردانش منتقل می کند.امام صادق در این باره فرمودند:
إِنَّ عَلِیّاً () کَانَ عَالِماً وَ الْعِلْمُ یُتَوَارَثُ وَ لَنْ یَهْلِکَ عَالِمٌ إِلَّا بَقِیَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْلَمُ عِلْمَهُ أَوْ مَا شَاءَ اللَّه‏
على عالم بود و علم به ارث منتقل مى‏شود و هرگز عالمى نمیرد جز اینکه پس از او کسى باشد که علم او را بداند یا آنچه را خدا خواهد.
بنابراین رسول مکرم اسلام نیز جمیع علومی که را خداوند متعال در راستای تحقق توحید و اسلام و اجرای شدن اوامرش و رفع حاجات بندگانش در اختیارش نهاد بود در اختیار علی‌بن‌ابیطالب نهاد و ایشان نیز این علوم را به فرزندانش منتقل نمودند.
اجماع مسلمین و حکم عقل است که وجود امام و وصی در هر جامعه ای از ضروریات است، خواه جوامع امروزی باشد یا امت‌های گذشته. من باب نمونه محمد بن عمر نسفی می‌گوید:
و المُسلِمُونَ لابُدَّ لهم امامٍ یَقُومُ بتَنفِیذِ أحکامِهِم و اقامهِ حُدُودِهِم…
لازم است که مسلمانان امام و رهبری داشته باشند تا احکام و تنبیهات شرعی را اجرا کند…
بنابراین هر پیامبری وصیی داشته و برای بعد از خود امامی بر امت خویش منصوب می‌کرده. فرزند رسول خدا امام باقر فرمودند:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (‏) إِنَّ أَوَّلَ وَصِیٍّ کَانَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ- هِبَهُ اللَّهِ بْنُ آدَمَ وَ مَا مِنْ نَبِیٍّ مَضَى إِلَّا وَ لَهُ وَصِیٌّ…‏

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.